گزارش شب اول کنسرت علیزاده و خلج

حسین علیزاده و مجید خلج در واپسین روزهای فروردین 90 سازهای خود را برای آخرین اجراهای بداهه‌نوازیشان در تالار وحدت كوك كردند.
به گزارش خبرنگار بخش موسیقی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، حسین علیزاده و مجید خلج که در ماه‌های بهمن و اسفند سال گذشته تور کنسرت ایران خود را با اجرای 10 برنامه در شهرهای قزوین، رشت، گرگان، شیراز و بندرعباس پشت سر گذاشته بودند، شب گذشته ـ 22 فروردین ماه ـ و در روزهای آغازین دهه 90 نخستین شب از آخرین روزهای تور کنسرت‌ دونوازی خود را در تالار وحدت آغاز کردند.
تالار وحدت برای نخستین اجراهای موسیقی در سال جدید، شلوغ‌تر از هر زمان بود. طبقه همكف و تمام بالكن‌ها مملو از جمعیتی بود كه بعد از سال‌ها شاهد دونوازی این دو هنرمند در ایران بودند.
اجرا با تك‌نوازی سه‌تار علیزاده در مایه «دوگاه» شروع شد و تك ضرب‌های مجید خلج بر تمبك ادامه دهنده آن بود و در آخرین قطعه از بخش نخست این اجرا خلج با ضرب‌هایی بر بم دایره او را همراهی كرد.
این در حالی است كه علیزاده در نظر دارد در این چهار شب از اجرای تالار وحدت به ترتیب در مایه‌های دوگاه، سه گاه، چهارگاه و پنج گاه بداهه‌نوازی کند.
به گزارش ایسنا، این كنسرت در دو بخش 50 دقیقه‌ای سپری شد و در قسمت دوم از برنامه علیزاده به اجرای قطعاتی با تار پرداخت و مجید خلج نیز بار دیگر او را با تمبك و بم دایره و زنگ سرانگشتی همراهی كرد.
حسین علیزاده که در روزهای پایانی سال 89 پدرش و در نوروز 90 در سوگ مادرش نشسته بود، اجرای این چهار شب را به آنها تقدیم كرده و گفته:«با یاد مادرم و با یاد پدرم که رنج‌هایشان در نغمه‌هایم نهفته است به روی صحنه خواهم رفت.»
این هنرمند در بخشی از بروشور این برنامه در قالب شهری كوتاه درباره تجربه این تور كنسرت داخلی نوشته است:
«سفر،
چه حس زیبایی،
شهر عارف،شهر انگور،
بوی زیتون،بوی باران،بوی دریا،
رنگ گل‌های گلستان،
نقش و آواز تركمن روی فرش‌ها
بوی بهار،بوی نارنج،
شهر حافظ،بوی خاك،بوی كویر،
شهر خورشید،
آواز ناخدا، در دل دریا
شوق و نفس گرم مردم
همه و همه
كوله بار عشق،از ایران...وطنم»
به گزارش ایسنا، پایان بخش این برنامه كه با تشویق مردم همراه شد،اجرای قطعاتی با نوای ساز «شورانگیز» بود.
این برنامه طی سه شب آینده نیز ساعت 21 در تالار وحدت ادامه خواهد داشت. 
 
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
منبع: isna.ir

گزارشی از كنسرت شجریان در حضور پدر

كنسرت همایون شجریان و گروه همنوازان حصار، شامگاه 13 آبان‌ماه، میزبان محمدرضا شجریان - استاد آواز ایران ـ بود.

به گزارش ایسنا، تالار وحدت شامگاه 13 آبان ماه، مملو از تماشاگرانی بود كه با تشویق‌های متمادی به حضور محمدرضا شجریان در كنسرت همایون ابراز احساسات می‌كردند.

در دومین شب كنسرت همایون شجریان و گروه همنوازان حصار، پیش از آن كه گروه روی صحنه بیاید، محمدرضا شجریان وارد تالار شد و در مقابل ابراز احساسات تماشاگران چند دقیقه‌ای ایستاد و سپس در ردیف اول نشست تا شاهد هنرنمایی شجریان پسر باشد.

سپس همایون با همراهی علی قمصری - سرپرست گروه هنوازان حصار-، آیین مشكاتیان، سهراب پورناظری و مصباح قمصری به روی صحنه آمد.

با تشویق تماشاگران،هنرمندان آماده اجرای برنامه شدند. سازها كوك و قطعات «مقدمه‌ دشتی به همراه آواز‌های بی‌دل و بی‌زبان و صنما/ كلام مولانا، «چهار مضراب»، «تصنیف خاكدان عشق»/ كلام مولانا در تالار طنین انداز شد.

در ادامه، دیگر اعضای گروه «همنوازان حصار» روی صحنه آمدند و گروه قطعات «مقدمه نوا»،«ساز و آواز نقش خیال/ كلام سعدی»، «تصنیف توبه‌شكن/ كلام مولانا»، «ضربی نهفت با آواز نهفت/ ادامه كلام سعدی»، «ادامه ساز و آواز»، «تصنیف شهر به شهر/ كلام هاتف اصفهانی» را در بخش نخست اجرا كردند.

با چند دقیقه استراحت، برنامه در بخش دوم با اجرای قطعات «مقدمه چهارگاه به همراه آواز برون از دیده‌ها/ كلام مولانا»،« تصنیف درعاشقی/ كلام مولانا»، «تك‌نوازی تار» علی قمصری، «تصنیف آب‌، نان، آواز/ كلام شفیع‌كدكنی»، «ساز و آوار شوشتری/ كلام سعدی»، «تصنیف به جان تو/ كلام مولانا»، «ساز و آواز گناه عشق/ كلام سعدی» و «تصنیف هوای گریه ساخته محمدجواد ضرابیان/ كلام سیمین بهبهانی» همراه شد.

اجرای تصنیف « دلم گرفته ای دوست هوای گریه دارد » در بخش پایانی كنسرت تماشاگران را تحت‌تاثیر قرار داد و با تشویق پیاپی و درخواست اجرای قطعه «مرغ سحر»، گروه دوباره پشت سازها قرار گرفتند و مرغ سحر ناله سر كن را اجرا كردند.

تشویق‌های پیاپی تماشاگران با اهدای دسته گل‌های مختلف به اعضای گروه همراه شد و سرانجام همایون شجریان به احترام پدر از روی سن پایین آمد و محمدرضا شجریان را در آغوش گرفت و دسته گلی را تقدیم او كرد و سپس با گروه همنوازان حصار صحنه را ترك كردند، اما تالار خالی نشد و تماشاگران به احترام استاد آواز ایران - محمدرضا شجریان - ایستادند و با تشویق‌های پیاپی او را بدرقه كردند.

شجریان پدر هم در پاسخ به این احساسات از پله‌های سن تالار وحدت بالا رفت و دقایقی در گوشه سن ایستاد و سپس صحنه و تالار را ترك كرد.

در كنسرت همایون شجریان و گروه همنوازان حصار كه دومین شب اجرایش را سپری می‌كرد، علی قمصری ـ آهنگساز و سرپرست گروه ـ ،سهراب پورناظری با كمانچه و تنبور، علی اصغر عربشاهی با تار وسه‌تار، سامان صمیمی با كمانچه، نگارخاركن با كمانچه، مصباح قمصری با كمانچه باس و سازهای كوبه‌ای، نوشین پاسدار با عود، حسین رضایی نیا با دف و دایره، همایون نصیری با دمام و سازهای ضربی و آیین مشكاتیان با تمبك، همایون شجریان را همراهی كردند. این كنسرت همان برنامه‌ای است كه این گروه بهار امسال در برج میلاد اجرا داشت و حالا در اوایل پاییز دوباره با همان گروه و قطعات روی صحنه رفته‌اند.

کنسرت گروه کوبه ای رادها

کنسرت گروه کوبه ای رادها به روایت استاد

غلامعلی پورعطایی/ سرپرست گروه: مرتضی

 یگانه

کنسرت گروه کوبه ای رادها به روایت استاد غلامعلی پورعطایی در تاریخ ۳۱ تیر ماه ساعت ۲۱ در تالار وحدت به اجرای برنامه خواهد پرداخت.
علاقمندان می توانند جهت تهیه بلیت روز ۱۵ تیر ماه به این سایت مراجعه نمایند.
قطعات:
۱. شکوه ۲. تصنیف بیایید ۳. جرس ۴. تصنیف هیچ مگو ۵. قطعه ضربی
تنفس
۶. چکاوک ۷. دور مشو ۸. ای دلبر رعنای من ۹. دل شیدا


منبع:

http://www.sigozar.com/sigozarHome.sigozar

پیوست: کسی میشناسه این گروه رو ؟؟

ارکستر سمفونیک تهران

ارکستر سمفونیک تهران به رهبری شهرداد روحانی از ۴ تا ۷ خرداد اجرا

داره. برای تهیه بلیط می تونید به سایت سی گذر مراجعه کنید.

 

 

دوستانی که قبلا مطالب من را خوانده باشن تا اسم من رو پای مقاله ای ببینند منتظر سرکار رفتن و اراجیف خواندن و غیره هستند. حالا یک بار هم که بخوام مطلب واقعی بنویسم باید جان 124000 تا پیامبر را قسم بخورم و آنها باور نکنند. بنابراین به جای اینکه ادامه مطلب را بخوانید بروید لینک اصل مطلب را در سایت ایسنا که مصاحبه جناب آقای احمدي مدير كل فرهنگ و ارشاد اسلامي آذربايجان شرقي بوده و در تاریخ 3/12/88 منتشر شده و  پیرامون دلایل لغو اجرای کنسرت همایون شجریان در  شهر حامی موسقیی فاخر! و دارالمومنین! می باشد را بخوانید تا خیال نکنید بنده از خودم در آورده ام.

 

http://www.isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1495563&Lang=P

 

اگر حالش را ندارید که می دانم ندارید، متن اش را هم کپی می کنم ولی می دانم که تا به همان لینک بالا مراجعه نکنید خیال می کنید متن زیر یکی از مقالات جک بنده می باشد که به جان همان 124 هزار تا پیامبر این طور نیست:

 

خبرگزاري دانشجويان ايران - خوي
سرويس: فرهنگ و هنر - موسيقي

قرار بود كنسرت همايون شجريان روزهاي 6 و 7 اسفند ماه جاري در تبريز در محل سالن فرهنگي ورزشي تراكتور سازي برگزار شود كه اين كنسرت لغو شد.

احمدي مدير كل فرهنگ و ارشاد اسلامي آذربايجان شرقي درباره علل مخالفت و لغو كنسرت همايون شجريان در گفتگويي با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اظهار كرد:‌ حضور نوازندگان زن در گروه موسيقي و ظرفيت بالاي سالن كه بيش از 2 هزار نفر بود و ضريب امنيت و مديريت سالن را پايين مي‌آورد از جمله دو عاملي بود كه موجب لغو اين كنسرت شد.

وي با بيان اينكه در دولت نهم به موسيقي فاخر توجه ويژه شده است اظهار كرد: در استان آذربايجان شرقي هم خانه موسيقي وجود دارد و هم هنرستان موسيقي و جشنواره‌هاي موسيقي متعددي نيز برگزار شده و همه اينها به شرط و شروطي انجام شده‌اند.

اين مسئول مطرح كرد: ما از آن موسيقي حمايت مي‌كنيم كه فاخر باشد و شان شئون در آن حفظ شده باشد. اين استان از ويژگي خاصي برخوردار است و چون اينجا دارالمومنين است ما نمي‌توانيم مثل بعضي از استان‌هاي ديگر عمل كنيم.

وي ادامه داد: طرف مي‌آيد پولش را مي‌گيرد مي‌رود بعدا كلي گلايه از مخاطبين و از افراد مي‌شنويم.

احمدي در پاسخ به اينكه دو نفر نوازنده زن در گروه همايون شجريان كه با رعايت كامل حجاب اسلامي در داخل و خارج از كشور بارها روي صحنه رفته و كنسرت اجرا كرده‌اند، چگونه مي‌تواند بازتابي داشته باشد، اظهار كرد: وزير ارشاد اين بخش را به عهده مديران كل گذاشته است و گفته گروه مهم نيست و ما تشخيص مي‌دهيم، به هرحال هر استان براي خودش حال و هوايي دارد.

انتهاي پيام

كد خبر: 8812-01889

 

من که می دانم هنوز باور نکرده اید پس حالا بروید متن نامه همایون شجریان را هم در سایت http://homayounshajarian.blogfa.com/post-258.aspx

 بخوانید تا باورتان شود. ولی اگر بازم حالش را ندارید متنش را می گذارم جان هیچ کسی را هم قسم نمی خورم.

به گزارش وبلاگ دوست‌داران همایون شجریان در پی لغو کنسرت همایون شجریان و گروه «همنوازان حصار» در شهر تبریز توسط اداره‌ی کل فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربایجان شرقی، فرزند استاد آواز ایران در نامه‌ای خطاب به مردم هنردوست شهر تبریز، سؤالاتی را از مسئولین ارشاد این شهر مطرح کرد. متن کامل این نامه که ساعاتی پیش بر روی خروجی سایت رسمی شرکت دل‌آواز قرار گرفته، به این شرح است:

هنردوستان گرامی و فرهیخته‌ی آذربایجان شرقی

با سلام و احترام و با نهایت تأثر از لغو کنسرت ششم و هفتم اسفندماه در شهر هنردوست تبریز،
متأسفانه با وجود در دست داشتن مجوز رسمی اجرای کنسرت از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تهران و پس از گذراندن تمامی مراحل اداری و امنیتی از جمله بازخوانی اشعار کنسرت و بازشنوایی تمام کارهایی که قرار بود در این کنسرت اجرا گردد، در آخرین روزهای تمرین با مخالفت اداره‌ی کل فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربایجان شرقی مبنی بر حضور دو نوازنده‌ی زن در گروه «همنوازان حصار» مواجه شدیم؛ به‌طوری که عنوان گردید چنانچه خانم‌ها حذف و یا جایگزین گردند، مجوز این کنسرت بلافاصله صادر خواهد شد و دیگر مشکلی وجود نخواهد داشت که طبیعتاً قبول چنین شرایطی برای ما غیرممکن بود.

بسیار متأسفیم که نتوانستیم به دیدار شما مردم فرهیخته نائل آییم. بدون شک پیوند احساسی این هنرمندان جوان که نبوغ و اخلاق شایسته‌شان زبانزد همه است، به‌واسطه‌ی هنر اصیل ایرانی با شما هنردوستان گرامی ناگسستنی است. در پایان سؤال من از مسئولین محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربایجان این است که به نظر ایشان موسیقی فاخر چه نوع موسیقی است؟ و موسیقی که سال‌هاست من و پدرم اجرا می‌کنیم از چه نوع است؟

سپاسگزار
همایون شجریان - سوم اسفند ماه ۱۳۸۸

 

یعنی آدم هر خط که نه، هر کلمه حرفهای این یارو رو می خونه مخش سوت می کشه،

حضور نوازندگان زن

ظرفيت بالاي سالن

ضريب امنيت و مديريت سالن

دولت نهم

موسيقي فاخر

در آذربايجان شرقي هم خانه موسيقي وجود دارد و هم هنرستان موسيقي

 همه اينها به شرط و شروطي انجام شده‌اند.

ما از آن موسيقي حمايت مي‌كنيم كه فاخر باشد

اين استان از ويژگي خاصي برخوردار است

چون اينجا دارالمومنين است ما نمي‌توانيم مثل بعضي از استان‌هاي ديگر عمل كنيم.

طرف مي‌آيد پولش را مي‌گيرد مي‌رود

وزير ارشاد گفته گروه مهم نيست و ما تشخيص مي‌دهيم،

!!!

 

خداییش هر چه قدر هم که بخوام اراجیف ببافم از حرفهای این مردک که چرند تر نمیشه. فکر کنم اگر ترکی حرف می زد من بیشتر حالیم می شد

 

 

ولی هر کی بتونه رابطه مابین کلمات زیر را پیدا کنه یه شیرینی پیش من داره

" نوازندگان زن، امنيت سالن، دولت نهم ( تاکید می کنم نهم!)، موسيقي فاخر ، شرط و شروط، دارالمومنين"

ضمنا دوستانی که به زبان شیرین ترکی آشنای دارن لطفا توضیح بدهند: " طرف مي‌آيد پولش را مي‌گيرد مي‌رود " به چه معنا است و اصولا اینجا یعنی چی؟!!!

 

 

کنسرت گروه دبدبه

 

در شب پانزدهم آذر ماه 1388 گروه کوبه ای – ملودی دبدبه در تالار فرهنگسرای ارسباران یا همان هنر اجرا داشت که من در آنجا حضور داشتم. در این مقاله به درج دیده ها و نظرات خودم راجع به اجرای آن گروه و همچنین مقایسه آن با اجرای سال 1384 کاخ سعد آباد آن گروه که باز هم من در آن حضور داشتم خواهم پرداخت.

قبل از هر چیز می باید از تلاش مجموعه اعضای گروه به ویژه دو سرپرست آن آقایان رضا فرهمند و محسن فرمانی تقدیر و تشکر کرد. چرا که نه دشواری های کار موسیقی و نه دشواری های کار گروهی در شرایط حال حاضر بر کسی پوشیده نیست. با این وجود جمع آوری بالغ بر 40 نفر، تمرینات متمادی و اجراهای مستمر و متفاوت در طول شش سال، گذشته از کم و کیف کار، بی شک جای سپاس و خسته نباشید فراوان دارد.

اما شرح ماجرا:

اول از همه اجازه بدین من غر همیشگی ام را بزنم تا یه کمی آروم بشم. سالن نداریم هیچ، هر چی سالن داریم به درد موسیقی نمی خورن هیچ، بد بختی این سالن های فلان فلان شده ما، که از چهار تا صندلی ای که دارن 3 تا شون به کفر ابلیس هم نمی ارزه. از اونجایی که اون یه دونه صندلی هم شامل حال فک و فامیل بازی و رانت خواری می شود همیشه بدترین نوع صندلی ها گیر بنده می آید. یا خیلی دورن یا خیلی نزدیک. یا انقدر کنارن که باید نوازندگان را از نیم رخ نگاه کنی، یا انقدر پایین که باید نیمه پایین تنه ایشان را نظاره کنی! بی خودی نخندین این دفعه بنده در ردیف اول و زیر پای نوازنده دمام نشسته بودم، و عملا فقط کفش و جوراب یه مشت آدم را میدیم. البته این امر منجر به کشف موضوعی منحصر به فرد گشت که در ادامه عنوان خواهم نمود.

اولین تفاوت اجرای امسال با 4 سال پیش که توجه من را به خود جلب کرد، عدم حضور رفقا و هم گروهی های خودم بود. چهار سال قبل علاوه بر اینکه کلی از اعضای گروه خودمان به تماشای کنسرت آمده بوند، شیدا با یک اتوبوس فک و فامیل پاشده بود اومده بود کنسرت ولی امسال نه هیچ اثری از آثار هم گروهی ها بود نه اثری از اتوبوس شیدا. تنیجه آنکه : "جهت افزایش میزان استقبال از کنسرتتان همیشه در انتخاب نوازنده گروه بسیار دقت کنید و قبل از توانایی نوازندگی وی، در مورد تعداد دوست و رفیق و همچنین فک و فامیل وی تحقیق کنید" ( آرش – 16 آذر 88)

اجرا شامل سه قسمت می شد، قطعات کوبه ای، تصنیف ها و تک نوازی ها. بهترین قسمت تصنیف ها بود که نسبت به چهار سال پیش رشد چشمگیری داشت، اول که این بار از سه خواننده مرد و سه خواننده زن استفاده شده بود که بسیار تواناتر از خوانندگان سال 84 بودند به خصوص خوانندگان زن که کارشان ستودنی بود. مشکل دیگر اجرای 4 سال پیش عدم تنظیم صدای مناسب و در نتیجه دفن شدن صدای سازهای ملودیک در زیر کوبش دفها بود، که این مشکل نیز تا حد بسیار زیادی رفع شده بود. دفها میکروفون نداشتند، تعدادی از نوازندگان از دایره استفاده می کردند، صدا برداری سازهای ملودیک با دقت انجام شده بود. ضمنا از تعدادی کوزه استفاده شده بود، که سه تای آنهای بسیار بزرگ بوده و مجهز به یک میکروفون هم بودند و باعث شده بود صدایی کاملا واضح داشته باشند. تنظیم و آهنگ سازی تصانیف نیز پیشرفت چشمگیری داشت. اجرای 4 سال پیش در فضایی باز و بزرگ بود و این بار در یک سالن بسته و کوچک به نظر اولی برای چنین کنسرتی مناسب تر می آمد ولی شانس با گروه همراه بود چرا که شب اجرا باران شدید باریدن گرفت و اگر امسال هم در فضای باز اجرا شده بود، دف و دایره و کوزه و کاسه شان در هم می پیچید.

در قطعات، هماهنگی نوازندگان بسیار خوب بود، استفاده فراوان از سازهای متنوع پرکاشن از دیگر ویژگی های آنها بود، ریتمهای متفاوت و متغیر. در یکی از قطعات می شد ردپای گروه دالاهوی بزرگ را مشاهده کرد. کمک گرفتن از "کف زدن" یا همان دست زدن!!! در چند قطعه به نظر بنده جالب نبود. با وجود تکرار های متعدد میزان ها و جملات با این حال جذابیت تصانیف بسیار بیشتر از قطعات بود.

در مورد تک نوازی ها به نظر بنده، به غیر از تک نوازی تار، ما بقی تک نوازی ها از سطح مورد نیاز به عنوان یک تک نوازی در یک کنسرت بزرگ، بر خوردار نبودند و مشخص بود که فقط جهت ایجاد تنوع و ارایه فرصتی جهت آرامش گوش های شنوندگان در برنامه جای داده شده اند، نه آنکه فرصتی باشد تا نوازندگان برجسته به ارایه توانایی های خاص خود بپردازند.

از دیگر تفاوتهای اجرا سال 84 با 88، رشد شخصیتی دو سرپرست گروه بود. چرا که اینبار بر خلاف 4 سال پیش هیچ کدام به تک نوازی دف و کوزه و غیره نپرداختند و نوازندگی این ساز ها را به دیگر اعضای گروه سپرده بودند و فقط در دو قسمت کوتاه هر کدام با ساز تخصصی خود یعنی ضرب باستانی و دمام تک نوازی کردند که آنهم در میان و قالب قطعه ای بود. ضمنا دیگر به خوانندگی هم نمی پرداختند و فقط گوش لب زمزمه ای می کردند.

با وجود احترامی که برای این دو سرپرست قایلم ولی جدا وسط اجرا نزدیک بود بروم روی سن و ساز آقای فرهمند را بکوبم در فرق سرش!!! در میانه های بخش اول بود که ایشان ناگهان تصمیم گرفت یک عدد باتوم از روی زمین برداشته و با تمام قوا به جان دمام بیافتد. من بد بخت فلک زده هم که گفته بودم، در زیر پای ایشان نشسته بودم. نمی دانم ایشان با کی دعوایش شده بود یا دق و دلی کی را سر آن دمام می خواست خالی کند که تصمیم گرفت با هفت هشت F نوانس دمام کوبی کند. به جان خودم چیزی نمانده بود که پرده گوش راستم بچسبد به پرده گوش چپم و هر دو بشنود در و دربازه!. در شرح ماوقع همین بس که در بخش دوم اجرا در شعاع 5 متری ما دیگر هیچ بنی بشری یافت نمی شد. اتفاقا زمانیکه در ابتدای بخش دوم آقای فرهمند روی سن آمد خودش هم دید که دور و ورش کاملا خالی شده و نگاهی به من کرد و در دلش چی گفت نمی دانم!

آن نکته منحصر به فرد هم که قولش را داده بودم مربوط می شود به کفش خانم های گروه! آخه همگی کفش های یک مدل آن هم از نوع پارچه ای ( مشابه کفشهای باله) به پا کرده بوند. نمی دانم از بابت یک شکلی و زیبایی بود یا از بابت حل مشکل صدای پا زدن یا چه؟ لازم به تذکر است کفش آنها توی چشم بنده بوده. فکر بد نکنید!

کنسرت پری ملکی با گروه خنیا

 

از 3 تا 5 مردادماه در تالار وحدت
گروه خنيا به سرپرستي پري ملكي كنسرت برگزار مي‌كند

کنسرت موسيقي گروه «خنيا» به سرپرستي پري ملکي و با همکاري بنياد فرهنگي‌هنري رودکي از 3 تا 5 مرداد در تالار وحدت برگزارخواهد شد.

به گزارش سرويس فرهنگي‌هنري برنا به نقل از روابط عمومي بنياد رودکي اين کنسرت با عنوان «روح سرخ ماه» به صورت همخواني و همنوازي است و قطعاتي از ساخته‌هاي اعضاي گروه در دوبخش آواز اصفهان و دستگاه چهارگاه اجرا خواهد شد.
در اين برنامه همنوازاني چون جلال اميرپورسعيد و حميد بهروزي نيا (تار)، آوا ايوبي(تارباس)، هومن رومي(کمانچه)، بامداد ملکي (تنبک و دوايرکوکي) و نيما نيک طبع (سنتور و دف) صداي همخوانان پري ملکي، شهرام مهاجر، نيما نيک طبع، ياسمن کاظمي و آوا ايوبي را همراهي مي کنند.
اين برنامه در دو بخش اجرا مي‌شود. بخش اول در آواز اصفهان با قطعات تصنيف مرداب ساخته پري ملکي و شعري از سيمين ميرحسيني، قطعه بي کلام ساخته حميد بهروزي‌نيا، تصنيف اي يار ساخته حميد بهروزي‌نيا و شعري از سيمين ميرحسيني، قطعه بي‌کلام همخونه ساخته حميد بهروزي‌نيا، تصنيف عشق ساخته حميد بهروزي‌نيا و شعري از سيمين ميرحسيني، تصنيف اسرار ازل ساخته جلال اميرپورسعيد و شعري از خيام اجرا مي‌شود.
بخش دوم نيز در دستگاه چهارگاه است كه در آن تصنيف قيامت ساخته حميد بهروزي‌نيا و شعري از مولانا، تصنيف سرگشته ساخته حميد بهروزي‌نيا و شعري از سيمين ميرحسيني، قطعه بي‌کلام اميد ساخته حميد بهروزي‌نيا، تصنيف ايران من ساخته حميد بهروزي‌نيا و شعري از اکبر دانش‌طلب اجرا خواهد شد.
بهاي بليت اين برنامه در طبقه همکف 12000 و در بالکن‌ها 10000 تومان در گيشه تالار وحدت و فروشگاه‌هاي دارينوش، ققنوس، سياه سفيد، کافه عکس و کتابفروشي بهنام قابل تهيه است.
درباره گروه
«خنيا» واژه‌اي کهن و ايراني به نام سرود و نوا و نغمه است و نام خنياگران در ادبيات ايران بسيار به کار رفته، از اين رو پري ملکي سرپرست گروه اين واژه را انتخاب کرده است.
پري ملکي در سال 1330در تهران به دنيا آمد. علاقه ايشان به موسيقي از همان دوران کودکي باعث شد تا در همين عرصه پيشرفت کند. بيش از 22 سال است که به تدريس آواز سنتي اشتغال دارد و هم اينک نيز به عنوان سرپرست و خواننده گروه خنيا فعاليت مي کند. وي از آموزه هاي اساتيدي چون نصرالله ناصح پور، محمودکريمي، اميرپايور، و علي جهاندار بهره برده است.
گروه موسيقي خنيا با انگيزه ايجاد زمينه براي بروز استعدادهاي بانوان در عرصه هنر موسيقي در سال 1373 تشکيل شده و علاوه بر فعاليت در حوزه بانوان، از سال 1379 از همکاري نوازندگان و خوانندگان مرد نيز بهره جسته و کنسرت‌هايي را به صورت همخواني و همنوازي براي عموم اجرا کرده است.
اين گروه به اجراي کنسرت‌هايي در ايران، فرانسه، آلمان، انگليس، اتريش، بلژيک و سوييس پرداخته است. وي با سه فيلم مستند به کارگرداني خسرو سينايي و نيز به عنوان تنظيم‌کننده موسيقي آواز با کيومرث پوراحمد در فيلم سينمايي «شب يلدا» همکاري داشته است.
پري ملکي در هجدهمين جشنواره بين‌المللي موسيقي فجر به خاطر «تلاش مستمر در عرصه موسيقي» به دريافت جايزه نايل آمد. از آخرين اجراهاي وي به همراه گروه خنيا در خارج از ايران، مي توان به تور اروپايي 2008 در آلمان ، سوييس، بلژيک و همچنين اجرا در سالن دفتر سازمان يونسکو به مناسبت «اعطاي جايزه بوعلي سينا» در پاريس اشاره کرد.

انتهاي خبر // شبکه خبری برنا//201 - 201 - 39//www.BornaNews.ir

برگزاری کنسرت

به این وسیله به اطلاع عموم علاقه مندان و هنردوستان عزیز می رساند بر خلاف اطلاعیه های قبلی و با توجه به شرایط کنونی، گروه کاویان اجرای تیر ماه خود را تا اطلاع ثانوی به تعویق می اندازد. خبرهای تکمیلی متعاقبا از طریق همین وبلاگ به اطلاع عموم خواهد رسید.

«شجریان» برای خلیج فارس می خواند

«شجریان ها» دوباره این روزها پرکار شده اند.

در حالی که «شجریان پدر» برنامه های کنسرت خود در داخل و خارج از ایران را اعلام می کند و از سازهای جدید خود سخن می گوید، «شجریان» پسر نیز این روزها از اجرای تصنیفی برای «خلیج پارس» خبر می دهد و می گوید که این اثر در قالب آلبوم و یا تک اثر منتشر خواهد شد.

همایون شجریان در این باره به «فارس» گفته است: «این تصنیف را «علی قمصری» بر اساس شعری از «حسین فرهنگ مهر»، در رابطه با «خلیج پارس» ساخته و من آن را اجرا کرده ام. این تصنیف در دستگاه شور است و هم اکنون خوانده و آماده شده و منتظر چگونگی انتشار آن هستیم. این خواننده درباره انتشار این اثر افزود: «در حال حاضر هیچ چیز در خصوص نحوه انتشار این تصنیف مشخص نیست چرا که ممکن است در قالب یک آلبوم موسیقی و یا به صورت تک تصنیف منتشر شود البته اگر در قالب آلبوم منتشر شود احتمالاً در یکی از آلبوم های علی قمصری جای خواهد گرفت.»

وی درباره پخش این تصنیف از صدا و سیما نیز ابراز بی اطلاعی کرد و بیان داشت: «متاسفانه هیچ چیز در این خصوص نمی دانم، شاید امکان این هم وجود داشته باشد.»

شجریان شب گذشته برای برگزاری تور اروپا و آمریکا مسافرت خود را آغاز کرده است و کنسرتش از 28 فروردین از آمستردام آغاز و با برگزاری در تاریخ هایی چون 28 فروردین در آمستردام، 29 فروردین در کلن، 2 اردیبهشت در لندن، پنجم اردیبهشت در مونیخ و ششم اردیبهشت در وین ادامه می یابد. سپس بعد از یک هفته استراحت یک ماه کنسرت در آمریکا و کانادا خواهند داشت. همزمان با این کنسرت ها آلبوم های «قیژک کولی» و «خورشید آرزو» نیز در اروپا و آمریکا منتشر خواهد شد.

«همایون شجریان» در خاتمه در خصوص برگزاری کنسرت در تهران خاطر نشان کرد: «هنوز در این خصوص به قطعیت نرسیده ایم اما احتمال اجرا در تهران وجود دارد.»
 
منبع: تابناک

كنسرت عليزاده و و درويشي

 

دوستان براي تهيه‌ي بليط كنسرت مشترك حسين عليزاده و محمدرضا

درويشي ميتونيد از طريق سايت سي گذر اقدام كنيد.

 

کنسرت

برادران و خواهران بسیجی!

اینجانبان من و مجید به همراه گروه ژوان نو در روز چهارشنبه ۲۰ آذر ساعت ۲۱ در تیاتر شهر کنسرت داریم. در صورتی که عاشق دیدن اجرای ما هستید (که میدونم هستید) برای تهیه بلیت تا روز دوشنبه با من (امین) تماس حاصل فرمایید.

حضور گرم شما متضمن شادی روح ماست.

کنسرت مشترک عليزاده و درويشی دی ماه برگزار می‌شود، ايسنا

کنسرت حسين‌عليزاده و محمدرضا درويشی در روز‌های ۶ و ۷ دی ماه در تالار بزرگ کشور برگزار خواهد شد.

به گزارش بخش موسيقی خبرگزاری دانشجويان ايران(ايسنا)، برنامه در روز۶ دی‌ماه در دو نوبت و در ساعت‌های ۱۶ و ۲۱ و در روز ۷ دی ‌ماه تنها در ساعت ۲۱ برگزار خواهد شد. فروش بليت‌های اين‌کنسرت نيز از روز ۱۱ آذرماه به دو شکل اينترنتی و گيشه‌ای صورت می‌گيرد. قيمت بليت‌های اين برنامه به روال معمول اين کنسرت‌ها از ۱۰تا ۴۰ هزار تومان در نظر گرفته شده است.

در بخش اول اين برنامه قطعه «کليدر» از ساخته‌های «محمدرضا درويشی» براساس رمان «محمود دولت‌آبادی» توسط بخش زهی ارکستر سمفونيک ناسيونال اکراين اجرا می‌شود. بخش دوم برنامه هم شامل اجرای سه اثر «نی‌نوا»،«عصيان» و«ترکمن» از ساخته‌های حسين عليزاده می‌شود.

بنا بر اين گزارش، قطعه «نی‌نوا» نسبت به اجرای منتشر شده تغييری نخواهد داشت، اما دو قطعه عصيان و ترکمن با تنظيمی جديد که با همکاری «هوشيار خيام» انجام شده اجرا خواهد شد.

در اجرای قطعه ترکمن، «حسين عليزاده»، «مسعود شعاری» و «بهداد بابايی» به عنوان نوازندگان شورانگيز و سه‌تار در کنار نوازندگان زهی ارکستر سمفونيک ناسيونال اکراين قرار خواهند گرفت. اين ارکستر زهی توسط «ولادمير سيرنکو» رهبری خواهد شد.

گفتنی است: اين کنسرت توسط مجله فرهنگ وآهنگ و با همکاری انجمن موسيقی ايران برگزار خواهد شد.

جشن خانه موسیقی

اجرای مرغ سحر در جشن خانه موسیقی

استاد محمدرضا شجریان و گروه شهناز، آخرین هنرمندان از گروه های سه گانه جشن خانه موسیقی روی صحنه رفتند و به اجرای موسیقی پرداختند.
به گزارش سایت خانه موسیقی، شب گذشته تالار بزرگ كشور ميزبان سومین گروه موسیقی حاضر در جشن خانه موسیقی بود. این اجرا یکی از پر مخاطب ترین و شلوغ ترین کنسرت های جشن خانه موسیقی بود. مهمترین اتفاق این کنسرت اضافه شدن ساز جدید صراحی به ترکیب گروه شهناز بود.  
كنسرتی که در جشن خانه موسیقی اجرا شد، هفته گذشته نیز توسط گروه شهناز اجرا شده بود. قسمت اول کنسرت با عنوان «مرغ خوشخوان» در دستگاه شور اجرا شد. در این بخش قطعاتي چون پيش‌درآمد، ساز و آواز، تصنيف پيام نسيم، چهار مضراب، آواز مثنوي و تصنيف مرغ خوشخوان از ساخته‌هاي شجريان با تنظيم مجيد درخشاني بر اساس اشعاري از حافظ و مولانا به اجرا درآمد.
در ابتدای بخش دوم که با عنوان رندان مست اجرا شد،  شجريان ساز جدید بم ساز را معرفی کرد و گفت: اولين باري است كه چنين سازي ساخته مي‌شود و براي اينكه صداي بم را در گروه داشته باشم آن را طراحي كردم و ساختم.
او ادامه داد:اميدوارم بم ساز بتواند جاي خودش را در بين اركسترمان باز كند.
در قسمت دوم، بعد از صحبت‌هاي شجريان، زنگ شتر برگرفته از رديف ميرزا عبدا...، ساز و آواز، تصنيف چشم ياري از ساخته‌هاي شجريان با تنظيم درخشاني بر روي غزلي از حافظ، ساز و آواز، تصنيف باد صبا ساخته حسام‌السلطنه مراد با تنظيم مجيد درخشاني با شعري از ملك الشعراي بهار، آواز شوشتري، چهارمضراب بيداد و تصنيف رندان مست از ساخته‌هاي درخشاني به روي غزل از مولانا اجرا شد. 
در این کنسرت هم به دنبال درخواست های مکرر مردم شجریان تصنیف مرغ سحر را اجرا کرد و کنسرت را با این تصنیف به پایان برد.
گروه شهناز به سرپرستی مجید درخشانی نوازنده (تار)، حسين رضايي‌نيا(دف و دايره)، حميد قنبري(تنبك)، كاوه معتمديان(كمانچه)، سينا جهان‌آبادي(كمانچه و صراحي)، شاهو عندلبي(‌ني)، رادمان توكلي ( تار)، مژگان شجريان(سه تار)، مهرداد ناصحي(قيچك آلتو‌ و سراهي)،حامد افشاري(قيچك باس)، سحر ابراهيم(قانون)، رامين صفايي(سنتور)، مهدي اميني(رباب و بم‌تار) و محمدرضا ابراهيمي(عود) به همراهی استاد محمدرضا شجریان پرداخت.
منبع خبر: سایت خانه موسیقی ۲۹ مهر ۸۷

جشن خانه موسیقی

كامكارها - جشن یك هفته‌ای‌ خانه موسیقی را آغاز كردند

كنسرت گروه موسیقی كامكارها به سرپرستی هوشنگ كامكار در نخستین شب از اجرای كنسرت‌های نهمین جشن خانه موسیقی در تالار بزرگ كشور برگزار شد.
به گزارش مهر، در نخستین شب از اجرای كنسرت‌های نهمین جشن خانه موسیقی كه با استقبال فراوان حاضران در سالن روبه‌رو شد، گروه موسیقی كامكار در ۲ بخش فارسی (شور) و كردی، قطعاتی را از ساخته‌های هوشنگ و ارسلان كامكار اجرا كردند.
برنامه‌های جشن موسیقی با كنسرت اركستر موسیقی ملی به رهبری فرهاد فخرالدینی و با صدای سالار عقیلی دیشب و امشب و كنسرت محمدرضا شجریان به همراهی گروه شهناز ۲۸ و ۲۹ مهرماه در تالار بزرگ كشور ادامه خواهد داشت.
 
منبع خبر: سایت آفتاب - شنبه ۲۷ مهر ۸۷
 

کنسرت گروه کامکار در لندن


امسال چهارمین سالی است که مجموعه فرهنگی هنری باربیکن در لندن به مناسبت ماه رمضان و برای نشان دادن سنت های موسیقایی در کشورهای اسلامی، از گروههای مطرح موسیقی در این کشورها دعوت می کند تا در جشنواره "شبهای رمضان" شرکت کنند





ادامه نوشته

‎‎تنها صدا نيست که مي ماند!‏‎

شجريان و غوغاي عشقبازان‏
‎تنها صدا نيست که مي ماند!‏‎

اين روزها بار ديگر در شهر غوغايي است، غوغاي کنسرت استاد محمد رضا شجريان و عشقبازان بي شمار او، همراه ‏با گروه تازه پا گرفته "شهناز" به سرپرستي مجيد درخشاني شاگرد قديمي محمد رضا لطفي که از دوسال پيش قيد غربت ‏طولاني خود در آلمان را زده و در ايران به شجريان و گروه "آوا" پيوسته است. آن دو پس از سفري دور و دراز و ‏برگزاري چندين کنسرت در آمريکا و کانادا به تهران بازگشته و با دوازده نوازنده جوان گروه "شهناز" هفت شب در ‏تالار بزرگ وزارت کشور به روي صحنه رفته اند که تا 9 تير ادامه خواهد داشت. اين گروه به خاطر قدرداني از ‏زحمات استاد بزرگ تار ايران "جليل شهناز" نام او را بر تارک خود دارد.‏

ادامه نوشته

گزارش کنسرت استاد شجریان و گروه شهنازی

 

گزارش کنسرت استاد شجریان و گروه شهنازی

 

استاد ازم گزارش خواستن منم اطاعت کردم!

 

نحوه گرفتن بلیط رو که همه میدونن که چه دردسری داره! دیگه لازم به توضیح نیست.

روز کنسرت مثل همیشه بازار سیاه بلیط داغ داغ بود، سرباز نگهبان سالن هر کی بلیط اضافه داشت می خرید تا شاید کمی گرون تر بفروشه و یه پولی کاسب شه.  ازدحام کمی نسبت به سالهای پیش کمتر شده بود علتش هم این بود که درهای ورودی رو 1ساعت زود تر باز کردن.

( بزارید از شب اول کنسرت و اتفاقاتی که پیش اومده یه کم بگم خالی از لطف نیست!! نیم ساعت مونده به اجرا چند بجه های گروه تو آسانسور وزارت کشور گیر میکنن، وقتی کسی نمیتونه به داشون برسه و صدای مردم هم برای تاخیر در حضور در میاد بیچاره ها از درب بالای کابین آسانسور خودشون رو بیرون میکشن و میان بیرون!!! این اتفاقات رو خود استاد قبل از شروع برنامه میگن و از همه عذر خواهی میکنن)!

خلاصه رفتیم تو،طبق معمول همه اجراها، کمی تاخیر داشت!!! با تشویق بی امان حضار گروه وارد صحنه شدن.

حسین رضایی نیا: دف

به حق که کارش عالی بود همه کسانی که من شنیدم و دورم برم بودن از کارش راضی بودن.

داشتم فکر می کردم که می شه از این بجا تر و درست تر و قشنگ تر زد؟ به نظر من

 سرآمد همه ی گروه بود.

رامین صفایی : سنتور

توی بروشور نوشته بود، هنر آموخته ی مکتب استاد پایور

کاوه معتمدیان  و سینا جهان آبادی : کمانچه

من که از صدای ساز جهان آبادی خوشم نمیومد!!! معتمدیان هم تکنوازی و جواب آواز نداشت

شاهو عندلیبی: نی

تکنوازی هیچ کدوم به جز دف و عود زیاد خوب نبود حتی خود درخشانی!

رادمان توکلی :تار

مجید درخشانی: تار

مژگان شجریان: سه تار

مهرداد ناصحی: قیچک آلتو  

حامد افشاری: قیچک باس

محمد رضا ابراهیمی: عود

مهدی امینی: رباب، بم تار  

حمید قنبری: تنبک

 

بخش اول " رندان مست "

دستگاه " همایون "

همه چهار مضرابها عالی بودن صدای سازها در قالب گروه خیلی خوب بود انرژی زیادی داشت جاتون خالی.

1 پیش درآمد      ساخته مجید درخشانی

2 زنگ شتر  بر گرفته از ردیف میرزا عبدلله

3 ساز و آواز     غزل حافظ

4 تصنیف چشم یاری ساخته شجریان/ تنظیم جدید از مجید درخشانی      حافظ

5 ادامه ساز و آواز  غزل حافظ

6 تصنیف باد صبا   ساخته حسام السلطنه مراد/ تنظیم جدید از مجید درخشانی (خیلی قشنگ اجرا شد)

7 آواز شوشتری   غزل سعدی

8 چهار مضراب بیداد  ساخته مجید درخشانی   (فوق العاده بود)

9 ساز و آواز       غزل سعدی

10 تصنبف رندان مست    ساخته مجید درخشانی   مولانا 

 

 

 

بخش دوم " مرغ خوشخوان "

 

دستگاه شور

 

همه کار ها ساخته شجریان و تنظیم مجید درخشانی اشعار حافظ و مولانا

 

1 پیش درآمد     

2 ساز و آواز

3  تصنیف پیام نسیم:   تنظیم جدیدش بسیار خوب بود و عالی اینجا عندلیبی از ساز و آورز تا تصنیف خوب جواب آواز می داد. این جا از معدود دفعاتی بود که حین گوش دادن به موسیقی داشتم از خود بی خود می شدم که صدای استاد کمی گرفت!!!

4  ساز و آواز

5 چهار مضراب    قشنگ اجرا شد

6 آواز مثنوی  

7 تصنیف " مرغ خوشخوان "   قشنگ اجرا شد  یه 8/7 خیلی زیبا بود

 

آخر برنامه هم طبق معمول مرغ سحر اجرا شد اما با تنظیمی جدید و بسیار جالب.

 این رو هم اضافه کنم که صدای شجریان چند بار دچار گرفتگی شد!!!

بعد از اجرای پیش درآمد بخش اول به جند نفر تذکر داد که دوربینها تون رو خاموش کنین!!! کاری

 که باید حراست می کرد نه خودش اونم وسط برنامه و اجرای گروه.
 در مجموع کار خوب بود. اگه کار سال پیش رو بگیم خوب بود این کار کمی ضعیف تر بود.

در ضمن هوشنک ابتهاج هم در سالن حضور داشت.

 

كنسرت «همايون شجريان» در تهران

تاريخ كنسرت «همايون شجريان» در تهران مشخص شد

خبرگزاري فارس:همايون شجريان به همراه گروه دستان 27 تا 30 مرداد در تالار بزرگ كشور كنسرت مي‌دهد.


 

ادامه نوشته

کنسرت گروه شهناز به خوانندگی استاد مجمد رضا شجریان

کنسرت گروه شهناز به خوانندگی استاد مجمد رضا شجریان تابستان امسال در تالار بزرگ کشور برگزار می شود.
به گزارش خبرنگار مهر ، دراین کنسرت، گروه "شهناز" که قبلا به نام رودکی فعالیت داشت استاد شجریان را در اجرای قطعاتی در دستگاه همایون و با اشعاری از مولانا ،حافظ و سعدی همراهی خواهد کرد.
مجید درخشانی سرپرست گروه شهناز قبلا از انتشارنخستین آلبوم این گروه با صدای شجریان خبر داده بود که آواز این آلبوم را استاد شجریان قبل از سفر به آمریکا و کانادا خوانده است.
در این اثر پیش درآمد در همایون، زنگ شتر،چهار مضراب در بیداد، تصنیف "ما ز یاران چشم یاری داشتیم "از ساخته های استاد شجریان و همچنین تنظیم جدید بر قطعه "باد صبا" از آثار حسام السلطنه ضبط شده است که همزمان با اجرای کنسرت در تهران ارائه می شود.
لازم به ذکر است که "سینا جهان آبادی" نوازنده کمانچه ،"شاهو عندلیبی" نی،"حامد افشاری" قیچک باس،"مهرداد ناصحی" قیچک آلتو،"کاوه معتمدیان" کمانچه ، "رادمان توکلی" تار ،"رامین صفایی" سنتور ، "حمید قنبری" تنبک،"حسین رضایی نیا"دف،"محمدرضا ابراهیمی"عود،"مژگان شجریان" سه تار و عمیدی بم تار و رباب اعضای گروه موسیقی "شهناز" هستند

برنامه های موسیقی اردیبهشت ماه تهران

برنامه های موسیقی اردیبهشت ماه تهران

*تالار وحدت، کنسرت سیمین غانم(ویژه بانوان)، 30 فروردین تا 3 اردیبهشت ماه، ساعت اجرا:15 

*تالاربزرگ کشور، کنسرت پاپ حمیدعسگری،5و6اردیبهشت ماه ساعت 20:30

*تالار وحدت، کنسرت ارکستر ملی، 4 تا 6 اردیبشهت ماه،  ساعت 21 

*تالار وحدت، کنسرت ارکستر سمفونیک،11تا13اردیبهشت ماه،ساعت21

*تالار بزرگ کشور، کنسرت آذری گروه آراز،12 اردیبهشت ساعت 20:30

*فرهنگسرای نیاوران، کنسرت پری زنگنه (ویژه بانوان) 19 و20اردیبهشت ساعت 18:30

* تالار وحدت، کنسرت گروه کر نوری، 24 تا 28 اردیبهشت ماه، ساعت اجرا 21:30

*تالاربزرگ کشور،  کنسرت گروه های سه گانه شیدا، 26 تا 28 اردیبهشت، ساعت اجرا 20:30 

این اطلاعیه از سایت خانه موسیقی کپی شده و به گزارش این سایت برنامه های موسیقی شهر تهران از این پس به طور مرتب بر روی سایت خانه قرار می گیرد.

 


 

در نشست خبري محمدرضا لطفي اعلام شد

شيدايي‌ها قطعات جديد لطفي را اجرا مي‌كنند

خبرگزاري فارس:در كنسرت گروه‌هاي سه‌گانه شيدا كه 26 تا 28 ارديبهشت در تالار بزرگ كشور برگزار مي‌شود،لطفي قطعات جديدش را اجرا مي‌كند.

به گزارش خبرنگار موسيقي فارس،در نشست خبري كه صبح امروز در مؤسسه آواي شيدا برگزار شد،محمدرضا لطفي گفت:طبق برنامه‌ريزي‌هاي انجام شده قرار بود اولين كنسرت من شخصي و به صورت بداهه نوازي باشد و قول داده بودم كه كنسرت بعدي به صورت گروهي برگزار شود به همين جهت از يك سال پيش زير نظر من سه گروه همنوازان شيدا،بانوان شيدا و بازسازي شيدا راه‌اندازي و تمرينات خود را آغاز كردند.
وي افزود: گروه 12 نفره بانوان شيدا اولين گروهي بود كه تشكيل شد و براي نزديك شدن به مكتب نوازندگي 14-13 ماه تمرين داشتند.سپس گروه 15 نفره همنوازان شيدا و گروه 9 نفره بازسازي 8شيدا تشكيل شد و قرار است بعد از حدود يكسال و اندي از زمان تشكيلشان 26، 27 و 28 ارديبهشت براي اجرا به روي صحنه بروند.
اين آهنگساز ادامه داد: براي اينكه مخاطبان شاهد شنيدن موسيقي در فضاهاي مختلف باشند تصميم گرفتم سه گروه با هم اجرا داشته باشند به طوري كه در بخش اول گروه بانوان و بازسازي شيدا و در قسمت دوم همنوازان شيدا اجرا خواهند داشت.


ادامه نوشته

آخرین تمرین دستان برای اولین کنسرت همایون شجریان



همایون شجریان نخستین کنسرت مستقل خود را با همراهی گروه موسیقی "دستان" در شامگاه 4 بهمن در ونیز اجرا می کند

تنها دو روز به آغاز تور کنسرت گروه موسیقی "دستان" زمان باقی است و آخرین تمرین این گروه موسیقی شامگاه گذشته در موسسه فرهنگی دل آواز برگزار شد.کنسرت گروه موسیقی دستان در دو بخش برگزار می شود؛ قسمت اول این کنسرت با آهنگسازی حمید متبسم در آواز دشتی اجرا می شود ؛"تصنیف عاشقانه" با شعری از حمید متبسم ،ساز و آواز "بوی عشق" بداهه خوانی اشعار سعدی ،تصنیف "قیژک کولی" از محمدرضا شفیعی کدکنی، ساز و آواز "کمند زلف" بداهه خوانی کلام حافظ و تصنیف "زهی عشق" با شعری از مولانا از جمله قطعات بخش اول کنسرت گروه موسیقی "دستان" است




مجموع قطعات قسمت دوم از ساخته های سعید فرجپوری در آوازاصفهان است و قرار است در این بخش قطعات "اشتیاق"(بی کلام )، تصنیف "چین زلف " با شعرعطار نیشابوری، تصنیف "اسرار عشق" با شعری از حافظ ،ساز و آواز "دلشده" بداهه خوانی اشعار عراقی و تصنیف "وطن" با شعر سیاوش کسرایی اجرا شود ؛ همچنین قطعاتی چون ساز و آواز "خورشید آرزو" و "عشق پاک" از اشعار فریدون مشیری با آهنگسازی همایون شجریان در بخش ویژه این کنسرت اجرا می شود.اجرای قطعات در آوزا اصفهان که از ساخته های فرجپوری است آغازگر تمرینات گروه موسیقی "دستان" بود؛ اتفاق نظر جمع بر سر مجموع آثار ساخته شده بود یکی از ویژگی های مثبت گروه موسیقی دستان بود به این معنا که در طول تمرین همه اعضا نسبت به خوب و یا بد بودن اجرا نظر داشتند و در نهایت با اتفاق نظر جمع اقدام به تغییر و یا بازسازی قطعات می کردند ونکته ای بود که خود فرجپوری نیزبر آن نظر داشت و به همدلی اعضا با یکدیگر تعبیر کرد






قطعات انتخاب شده در بخش دشتی بار عشقی و عاطفی داشت و از نکات قابل توجه آهنگسازی حمید متبسم بود و این درحالی است که در بخش دوم اغلب قطعات انتخاب شده دارای مضامینی اجتماعی بود.در فاصله استراحت بین دو بخش حمید متبسم آهنگساز مقیم هلند از ویژگی قطعات بخش دشتی گفت : اشعار و به طبع ملودی های بخش دشتی بار عشقی ، عاطفی دارد و تنها تصنیف "عاشقانه" که شعر و موسیقی آن نیز مال خودم است تا اندازه ای شخصی و به نوعی حدیث نفس است.وی در ادامه خاطرنشان کرد : در تصنیف های بعد که از اشعار کدکنی ،مولانا و حافظ انتخاب شده آن فضای عاشقانه را که از آغاز در نظر داشته ام در اجرا حفظ شده است به این معنا که از فضایی آرام و عاشقانه شروع می شود و در اوج به هیجان زیبا و در نهایت به نوعی عرفان می رسد





این نوازنده تار درادامه به برداشت های خود از اشعار مولانا اشاره کرد و گفت : برداشت از اشعار مولانا بسیار متفاوت است و هرفرد به فراخور حال خویش از این اشعار بهره می گیرد به گمان من مجموع این برداشت های شخصی به خاطر انتزاعی بودن اشعار و همچنین چگونگی برقراری ارتباط با آنها است از همین رو اغلب اشعار مولانا را اشعاری عرفانی تعریف می کنند اما من جنبه های عاشقانه این اشعار را برداشت کرده ام و تمام این مقدمات را برای این چیدم که متذکر شودم درانتخاب اشعار مولانا بیش ازهر عنوانی جنبه موسیقایی شعر مد نظرم بود و هیچ اصراری بر عرفانی بودن اشعار نداشتم. حمید متبسم درخصوص نخستین حضور مستقل همایون شجریان گفت : همایون شجریان توانایی های ویژه و منحصر به فردی دارد که به نظرمن باید خیلی زودتر اجرایی مستقل از پدر را تجربه می کرد ولی با همه این اصاف خیلی خوب و ریزبینانه عمل می کند و آنچه را که من در بخش دشتی شنیدم حال و هوای مناسبی دارد و بسیار راضی هستم






پس از پایان صحبت های متبسم بخش دوم تمرینات در آواز دشتی آغاز شد و پس از پایان سعید فرجپوری کم و کیف برگزاری این کنسرت گفت : مجموع قطعات جدید است و قرار است پس از پایان تو کنسرت اروپا این آثار را در رادیو برلین ضبط کنیم و همزمان با برگزاری کنسرت "دستان" در تهران که مرداد ماه سال آینده برگزار می شود را منتشر کنیم.این نوازنده کمانچه در ادامه خاطرنشان کرد : حدود یک سال و نیم روی مجموع قطعات در بخش اصفهان کار کردم و به نوعی با آن زندگی کرده ام و مدام درحال پالایش قطعات و صیقل دادن آنها بودم و خوشبختانه با موافقت همه اعضا مواجه شد

وی در باره محتوای کار گفت : بار مضامین اجتماعی بخش نخست (آواز اصفهان )بیش از آواز دشتی است و مجموع قطعات آن به خصوص تصنیف "وطن" سیاوش کسرایی را بسیار دوست دارم .فرجپوری درپایان خاطرنشان کرد : حدود 12 روز است که مجموع تمرین های خود را آغاز کرده ایم و از مجموع کار راضی هستم و خوشبختانه در آواز همایون به آنچه مورد نظرگروه بود رسیدیم . لازم به ذکر است مجموع کنسرتهای گروه موسیقی "دستان" در ایتالیا، سوئد، نروژ و انگلیس در هلند برگزار می شود و برنامه ریزی کنسرت موسیقی "دستان"توسط حسین بهروزی نیا انجام شده است؛پژمان حدادی نوازنده تنبک ، حمید متبسم تار و سه تار، حسین بهروزی نیا بربط ،بهنام سامانی دف، دمام و کوزه و سعید فرجپوری نوازنده کمانچه اعضای اصلی گروه موسیقی "دستان" هستند


 

«مشكاتیان» گروه عارف را به تالار وحدت می‌برد

 

 

«مشكاتیان»كه طی ۴ شب در تالار بزرگ كشور به اجرا پرداخت، برای تمدید این كنسرت گروهش را به تالار وحدت می‌برد.
بعد از اجرای ۴ شب گروه عارف به سرپرستی «پرویز مشكاتیان»در تالار بزرگ كشور،این گروه قصد داشت اجرای خود را دو شب دیگر در تاریخ‌های ۱۵ و ۱۶ آذر در همین تالار تمدید كند اما «مشكاتیان»تالار وحدت را جایگرین كرده و قصد دارد با موافقت مسئولان این تالار و به نتیجه رسیدن برای تاریخ برگزاری ،كنسرتش را دو شب دیگر در تالار وحدت تكرار كند.
«پرویز مشكاتیان»در گفت‌وگو با خبرنگار موسیقی فارس در این خصوص گفت:صحبت‌هایی انجام شده و تالار وحدت اجرایمان را در هفته آینده امكان‌پذیر دانسته است اما از آنجایی كه در این تاریخ «كیوان ساكت»در كرمان كنسرت دارد و بالطبع نمی‌تواند در گروه حضور داشته باشد ما این زمان را نپذیرفتیم تا «ساكت»نیز در كنار گروه باشد.
وی افزود:پیشنهاد من برای ۱۵ و ۱۶ آذر و یا دو هفته دیگر است كه در صورت توافق این اتفاق خواهد افتاد.
سرپرست گروه موسیقی عارف ادامه داد:اگر كنسرت در این تاریخ‌ها اتفاق نیفتد بعد از ماه محرم به مدت ۷ شب در تالار وحدت به روی صحنه خواهیم رفت.
«محمد حسین احمدی»مدیر كل دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز در گفت‌وگو با فارس در این باره گفت: تالار وحدت تنها سالن مختص موسیقی است كه شهروند ما از دیدن كنسرت در آن بیشترین بهره را می‌برند. بر این اساس من به هنرمندان توصیه می‌كنم كه حتی‌المقدور اجراهایشان را در این تالار برگزار كنند.
وی افزود:باعث افتخار ماست كه استاد «مشكاتیان»در تالار وحدت اجرا داشته باشند به همین منظور من از مدیریت تالار وحدت و بنیاد رودكی خواهش می‌كنم كه تالار را برای زمانهای مورد نظر این هنرمند بنام كشورمان در اختیارشان قرار دهند.
خبرگزاری فارس

ای خاک بر سر ما!

پنج شنبه شب به من زنگ زدن گفتن آقا بلیط جور شد، تا پنج دقیقه خودتو برسون به کنسرت. منم شلوارم و گرفتم دستم و از خونه زدم بیرون.

حضور در اجرای دو ساعته گروه عارف با شانزده نوازنده و سرپرستی پرویز مشکاتیان کلی موضوع برای نوشتن داره، در ضمن تمرین منحصر به فرد دیروز رو هم بهش اضافه کنین. ولی توی کنسرت یه سری اتفاقات دیگه افتاد که تا اونا رو ننویسم، نمی تونم به نوشتن از چیز دیگه فکر کنم.

اجرا بسیار عالی بود و زیبا. دیگه هر کسی می دونه توی این دوره زمونه اجرا با یک گروه شانزده نفره اون هم در چنین سطحی چه دردسر ها و مشکلاتی داره، مشخص بود که برای این اجرا هم زحمات بسیار زیادی کشیده شده، ولی ای خاک توی سر ما که لیاقت یک چنین کار هایی را نداریم.

دل پر خونم براتون بگه که جای من طبقه همکف و نزدیک در خروجی سالن بود. این ملت که از کنسرت اومدن انگار فقط خوش تیپ کردنشو یاد گرفتن، نمی دونم کنسرت و با چی و کجا عوضی گرفته بودن، که اینقدر آمد و رفتن که صدای درق دروق باز و بسته شدن در دیگه واسه من شده بود یه ریتم پایه.

یه جاهایی خیال می کردم نشستم وسط پیاده رو خیابان ولی عصر. یکی پاش خواب می رفت پا می شد میامد کنار در قدم می زد. اون یکی بچشو بقل می کرد می آورد بقل در تکون تکونش می داد که خوابش ببره. یه خانم خوش تیپ که برای ادای حاجت از جاش بلند می شد ، شش تا دنبالش بودن، دو تا به عنوان محافظ، چهار تا شماره تلفن به دست. بعضی ها که انگار اسهال گرفته بودن، برنگشته دوباره، بد و بدو می رفتن بیرون. با فرهنگش یکی بود که می خواست سیگار بکشه، احساس کرده بود وسط سالن همچین جالب نیست، در حال روشن کردن سیگار از جلوی ما رد شد. فقط امیدوارم مشکاتیان و بقیه آنقدر سرشون گرم ساز زدشون بوده باشه، که نگاهی به سالن نیانداخته باشن.

یه جاهایی دیگه خیال می کردم وسط میدون انقلابم، منتظر بودم یکی بیاد بگه نوار، فیلم، عکس، پاسور... یا یکی دیگه کف زمین بشینه و بساط فروش سی دی مشکاتیان را بندازه.

من دیدم این جوری که نمی تونم چیزی از روی سن ببینم گفتم خوب چشامو می بندم فقط گوش می دم، جاتون خالی چشامو که بستم باعث شد تمرکزم بیشتر بشه، و هر صدای کوچیکی توجهمو جلب کنه، پشت سریم داشت برای رفقیش جوک تعریف می کرد، دو ردیف اون ور تر مامانه داشت واسه بچش لالایی می خوند، یه صدایی شنیدم چشمو که وا کردم، دیدم بعله یکی دیگه از رفقا انگار روز خسته کننده ای داشته همچین داره چرت می زنه و چیزی نمونده که خرخرش هم به هوا بره!

اول اجرا بعد از خواهش بلندگوی سالن مبنی بر خاموش کردن موبایل ها، بقل دستیم با یه حالت نگرانی از من پرسید: باید خاموش کنیم؟ سایلنت نمی شه؟. منم خیلی جدی گفتم نه. نویز می ندازه، باید خاموش کنی. اون که خاموش نکرد عجیب نبود، ولی وسط اجرا وقتی دارانگ دارانگ زنگ تلفن چهار تا صندلی اون ور تر رفت هوا، دیگه داشتم از کوره در می رفتم.

دیگه خیلی شاکی شده بودم، توی این جماعتی که داشتن جلوی من رژه می رفتن دنبال یکی می گشتم زورم بهش برسه، برم یقشو بگیرم یهو دیدم کیهان کلهر از جلوم رد شد.

دکور پشت نوازنده ها شانزده تا سرو سبز رنگ قد برآفراشته بود، که تفسیرش خودش کلی حرف می تونه داشته باشه، ولی من داشتم فکر می کردم اگر کسی یاد پارک لاله به سرش بزنه و بیاد روی سن بساط لحاف و متکا و قلیون به پا کنه و بعدش هم یه جفت بدمینتون در آره روی سن شروع کنه بدمینتون بازی من اصلا تعجب نمی کنم.

وسطای برنامه که مسولای سالن هم فهمیدن دیگه داره شورش در می آد، دیدن یه دونه در واسه رفت و آمد این همه آدم جواب نمی ده، یه طرفش کردن! در نزدیک بنده رو کردن در ورود، یه در دیگه رو گذاشتن برای خروج. تمام اون اتفافات بالا را نگه دارین، پنج دقیق چک و چانه و خواهش التماس برای هر نفر، که این در مخصوص ورود، خواهش می کنم از در پایین تر برین و نمی شه و تورو به خدا حالا این یه دفعه رو کوتا بیا بزار برم و داره می ریزه و از این حرفا رو هم بهش اضافه کنین. من که دیگه نشسته بودم داشتم زار زار گریه می کردم.

د آخه بد بختی یکی دوتا نبود که، از بد شانسی ما امروز فیلم برداری dvd نهایی هم بود. علاوه بر عکاسهایی که می آمدن صاف جلوی بنده هوس می کردن از سن عکس بگیرن، یه دونه فیلم بردار با یه دوربین دستی روی سن بود!!! و مهمتر از اون که علاقه خاصی داشت که از نزدیک فیلم برداری کنه. وقتی افقه داشت تک نوازی می کرد، داشت تلاش می کرد که دوربین و از ته تنبک ببره توی تنبک! وقتی مشکاتیان تکی ساز می زد، دوربین و می برد می چشبوند به مضراب، جوری که خود مشکاتیان مجبور می شد کج بشه یه ور، از بقل سازشو ببینه. وقتی ساکت تکی تار می زد، از پشت می رفت زیر صندلی از جلو می آمد بیرون که از زیر ساز فیلم برداری کنه! در ضمن از این دوربین هیولا ها دیدن، توی جام باشگاه های اروپا دارن؟ عین جرثقیل می مونه. یه دونه از اونها هم اورده بودن. هر چند وقت یه بار می دیدی سایه یه چیزی عین دایاناسور افتاده روی سن داره از این ور می ره اون ور، بعد می فهمیده سایه جناب دوربینه. خداییش اگر یه دونه کرگدن هم از اون وسط رد می شد، می شد خود، خود فیلم جومانجی.

یه چیزی هم من دیشب یاد گرفتم، از اونجایی که جناب سپهسالاری و امیر خلیلی هم رعایت نکرده بودن، گفتم به شما ها هم یاد بدم. وقتی کنسرت می رین، باید یه دونه ساز هم بندازین روی کولتون. هر چی هم سازه بزرگتر باشه، کلاسش بیشتره. من که دفعه بعد می رم درامز یکی از رفیقامو می گیرم کل همه رو می خوابونم.

 

گذشته از این حرفا خود اجرا بسیار عالی بود، و بسیار جای حرف و بحث داره، من بلیط دم در کنسرت خریدم، اگر تونستین امشب برین. من هم هر وقت اعصابم برگشت سر جاش، شاید از خود برنامه هم بنویسم.

کنسرت گروه کاویان


گروه عارف سازهايشان را براي اجرا كوك مي‌كنند

گروه موسيقي عارف به سرپرستي «پرويز مشكاتيان» تمرينات خود را براي اجرا در تاريخ‌هاي 14 تا 18 آبان در تالار وزارت كشور آغاز كردند

گروه عارف متشكل از «كيوان ساكت»، «بهداد بابايي»، «محمد دلنوازي»، «بهرام ساعد»، «سيامك آقايي»، «رضا آبايي»،«آرش كامور»، «نويد دهقان»، «جهانگيري»، «خاك طينت»،«نويد افقه»،«عليرضا جواهري» و «حسن ناهيد» تمرينات خود را در كنار «مشكاتيان»آغاز كرده‌اند تا در طي روزهاي 14 تا 18 آبان در تالار وزارت كشور به روي صحنه بروند. به گفته «پرويز مشكاتيان» در اين اجرا كه بدون تنفس خواهد بود سه خواننده گروه را همراهي خواهند كرد به طوري كه در بخش اول «سپيده رئيس سادات» به همراه «مهدي رحمتي» كه براي اولين بار معرفي مي‌شود خوانندگي را بر عهده دارند و در بخش دوم «حميدرضا نوربخش» در تركيب گروه قرار مي گيرد.
در اين كنسرت قطعاتي در دستگاه شور متشكل از شور، ابوعطا، بيات ترك، افشاري، دشتي و كردبيات اجرا مي‌شود.در قسمت بيز كنسرت نيز «آيين» پسر «مشكاتيان» در تركيب گروه قرار مي‌گيرد و قطعه ققنوس را اجرا مي‌كنند

 


شجريان در اصفهان و تبريز كنسرت مي‌دهد

محمدرضا شجريان به همراه گروه آوا آبان‌ماه در تبريز كنسرت مي‌دهد. اصفهان نيز شهر بعدي مورد نظر شجريان براي اجراي كنسرت است

مجيد درخشاني گفت:به دنبال اجراهاي استاد «شجريان»در شهرستانها،در حال حاضر اجراي گروه آوا در تبريز در آبان‌ماه قطعي شده و تنها صحبت در خصوص تاريخ دقيق اجراست.وي افزود:بعد از تبريز، استاد اصفهان را براي كنسرت در نظر گرفته‌اند اما هنوز به طور قطع اين برنامه اجرا مشخص نشده است. اين نوازنده تار در خصوص قطعات اجرايي در تبريز اظهار داشت:تمام قطعاتي را كه در تالار وزارت كشور اجرا كرده‌ايم در تبريز نيز مي‌نوازيم. «درخشاني»در خاتمه خاطر نشان كرد: در جلسه اين هفته گروه،برنامه اجرا در اصفهان كاملا مشخص مي‌شود




سیما بینا،‌ بانوی ترانه های محلی در استرالیا























 

کنسرت گروه چهل دف

اجراى متفاوت گروه چهل دف درتالارانديشه
كنسرت گروه چهل دف با شيوه اى متفاوت درتالارانديشه حوزه هنرى اجرامى شود.
به گزارش رسيده ازحوزه هنرى، اين كنسرت به سرپرستى فرشيد غريب نژاد و آواز بهروز توكلى و همخوانى سهيلا پورگرامى در روزهاى ۱۶ و ۱۷مهرماه ساعت ۱۸ و ۲۱ در تالارانديشه برگزارمى شود.غريب نژاد طى گفت وگويى درهمين باره گفت: سرنا درمقابل دهل ـ با آن حجم صدايى كه دارد - و چهل دف كارايى زيبايى دارد ولى از آنجا كه سرنا يك سازمحلى است و ساختار فيزيكى اش دست ساز است؛ ازلحاظ ژوست بودن و كوك شدن با سازهاى سنتى مشكل دارد؛ به همين دليل به جاى سرنا از ساكسيفون استفاده كردم.غريب نژاد، به رد اين تصور غلط كه حضور ساكسيفون گروه را به سمت موسيقى پاپ مى برد، اشاره و تصريح كرد: هدف من ازحضور ساكسيفون، كشاندن گروه به سمت موسيقى پاپ نيست.دراين كنسرت علاوه بر دف، تار، ويلن، نى، بم تار، بالابان، دهل و ساكسيفون نيز نواخته مى شود.

نگاهي به کنسرت گروه کامکارها

نگاهي به کنسرت گروه کامکارها

 

همه صداهاي يک خانواده


موسيقي اصيل ايراني در يکصد سال گذشته دستخوش تغييرات زيادي شده که از اين ميان ژانر گروه نوازي يا گروهي نوازي متولد شده است و از آنجايي که هر پديده فرهنگي احتياج به گذران زمان دارد تا تکميل و به يک باور جمعي تبديل شود مي توان گروهي نوازي را در موسيقي اصيل ايراني يک قالب نو ناميد که محتاج تکامل است. وقتي سير رشد گروهي نوازي را دنبال مي کنيم، نمي توانيم تاثير پررنگ خانواده کامکار را ناديده بگيريم و اگر بخواهيم از گروه هاي صاحب نام اسمي به ميان آوريم بايد از گروه هاي شيدا و عارف و... نام برد که حضور حداقل يکي از برادران کامکار در اين گروه ها هميشگي بوده است.

گفتني است خانواده کامکار علاوه بر عضويت در گروه هاي مختلف بيش از 20 سال است که گروه کامکارها را تاسيس کرده اند و به طور مستقل آثاري را با ارکستر ايراني يا ارکستر سمفونيک (به همراه سازهاي ايراني) و حتي ارکستر سازهاي کوبه يي ضبط و عرضه کرده اند که از اين ميان مي توان به اثر در گلستانه (با صداي شهرام ناظري)، برتارک سپيد، سماع ضربي ها، کنسرت 80 کامکارها و... اشاره کرد که با مروري بر آثار کامکارها (اجراي صحنه يي يا مجموعه هاي منتشرشده) مي توان به لحن موسيقايي منحصربه فرد و صداي خاص گروه اشاره کرد؛ خصايصي که کمتر گروهي از آن برخوردار است. کامکارها را بايد در عرصه گروهي نوازي، افرادي نوگرا با حفظ اصالت ها دانست، چرا که علاوه بر حفظ ريشه ها و قواعد موسيقي رديف دستگاهي در ساخت و تنظيم، پيوند شعر با موسيقي و اجراي نهايي کاملاً مدرن عمل مي کنند. اتفاقي که امروزه در گروه هاي موسيقي سنتي نمي افتد يا بدون توجه به زحمات نياکان به يکباره شروع به ساختارشکني مي شود که تاثيري سوء مي دهد.

گروه موسيقي کامکارها در سال 1344 براي نخستين بار در سنندج به عنوان گروهي خانوادگي به سرپرستي حسن کامکار (نوازنده ويولن) و فرزندانش هوشنگ (آکاردئون)، بيژن (تار و خواننده)، پشنگ (سنتور)، قشنگ (خواننده و ويولن) و ارژنگ (تنبک) تشکيل شد و برنامه هاي متعددي را در شهر سنندج اجرا کرد و جالب اينکه کامکارها اولين تمرينات خود را در کنار حوض کوچک حياط منزل شان انجام مي دادند. بعد از چند سال و بزرگ شدن فرزندان، گروه کامکارها شکل کامل تري به خود گرفت و با اضافه شدن ارسلان (عود)، اردشير (کمانچه) و اردوان (سنتور) ديگر تقريباً گروهي کامل به نظر مي آمد.

اين گروه پرسابقه در تاريخ اول تا چهار شهريورماه سال جاري به اجراي برنامه در تالار وزارت کشور پرداخت. اتحاد؛ اين اولين نکته يي است که با نگاهي به پيشينه پربار و فعاليت هاي امروز کامکارها جلب توجه مي کند. وحدت و در خدمت گروه بودن براي کامکارها يک اصل است و حتي شايد مهم تر از موسيقي باشد. کامکارها سال ها است که براي يکديگر ساز مي نوازند و بدون هيچ گردن کشي براي رسيدن به اهداف گروه تلاش مي کنند، همگي آهنگسازي مي کنند و همگي قطعات يکديگر را به بهترين نحو اجرا مي کنند. امسال نيز مثل هميشه کنسرت کامکارها در دو بخش فارسي (قسمت اول) و کردي (قسمت دوم) برگزار شد. اما امسال کاملاً برخلاف هميشه بخش فارسي مي توانست با بخش کردي برابري کند. البته کليه قطعات اجراشده در قسمت اول تکراري بود و هيچ قطعه فارسي جديدي نشنيديم ولي گويي کامکارها ادراک بيشتري نسبت به موسيقي فارسي پيدا کرده بودند و در اجراي موسيقي شهري و رديف دستگاهي کمي از احساس موسيقي کردي فاصله گرفته بودند؛ هرچند هنوز هم احساس موسيقي کردي بر فارسي احاطه دارد. بعد از کوک بسيار دقيق و ستودني که فقط در گروه کامکارها مي توان چنين دقتي را در مساله کوک مشاهده کرد، قطعه يي ضربي (شبيه به ژانر چهارمضراب) در دستگاه نوا ساخته اردوان کامکار نواخته شد و همچون کنسرت سال 80 در تالار وحدت بلافاصله بعد از اين چهارمضراب، تصنيف بيابان بيکران اثر ارسلان کامکار نواخته شد.

در چهارمضراب اول نوانس (شدت و ضعف صدا) به طور قابل ملاحظه يي رعايت مي شد و کليه نوازندگان با دقت به اين موضوع ساز نواختند. رعايت نوانس امروزه براي اکثر گروه هاي ايراني بسيار مشکل است و همين موضوع يکي از دلايل اصلي يکنواختي موسيقي شان مي شود اما در گروه کامکارها رعايت نوانس يکي از نقاط قوت است و باعث تنوع در موسيقي آنها مي شود. تصنيف بيابان بيکران قالبي عجيب و متغير دارد، در هر لحظه از اين تصنيف اتفاق تازه يي رخ مي دهد و مي تواند يکي از بهترين تلفيق هاي شعر مولانا و موسيقي ايراني به حساب بيايد، چرا که آن پويايي و هيجاني که در اشعار مولانا سراغ داريم به خوبي توسط موسيقي تقويت مي شود و تغييرات ريتم نشان از درک بالاي آهنگساز از وزن و مفهوم شعر دارد. مي توان اين تصنيف را از معدود تصنيف هايي دانست که از آن چارچوب نخ نما شده تصنيف هاي رديف دستگاهي (دوره قاجاريه) فراتر رفته و کمي هم به احساس و حال و هواي امروز نزديک است. به هر حال کنسرت کامکارها توفاني شروع شد.

در قسمت بعدي ارژنگ سيفي زاده به تکنوازي تار پرداخت. قبل از اينکه به چند و چون نوازندگي اين جوان جوياي نام و شايد صاحب نام بپردازيم بايد اشاره کنيم يکي از انتقادهايي که هميشه به گروه کامکارها وارد بوده فقدان يک نوازنده چيره دست تار در اين گروه بوده است. اين نکته باعث مي شد که صداي ارکستر آنها در جاهايي خود را کامل نشان ندهد. البته چندي پيش اميد لطفي (فرزند محمدرضا لطفي و قشنگ کامکار) با اين گروه همکاري کرد ولي تارنوازي او در حد و اندازه کامکارها نبود و از طرفي آن حس و همدلي مخصوص کامکارها را در نيافت، از اين رو تنها چند اجراي محدود با کامکارها داشت تا اينکه سال گذشته ارژنگ سيفي زاده، نوازنده تار به همراه کامکارها روي صحنه رفت.

او که از فارغ التحصيلان هنرستان عالي موسيقي است و در همين مرکز موفق به اخذ مدرک ليسانس نوازندگي تار شده، توانست همکاري و همدلي قابل قبولي با کامکارها داشته باشد. البته اين موضوع را نبايد فراموش کنيم که او نيز همچون کامکارها در يک خانواده کرد زبان پرورش يافته است و کنسرت هاي متعددي را در مناطق کردنشين ايران و عراق اجرا کرده است که نشان از گرايش او به فرهنگ و موسيقي کردي دارد و شايد همين موضوع باعث مي شود که احساس کامکارها را بهتر درک کند. سيفي زاده در دستگاه نوا بداهه نوازي کرد و بحق بسيار عالي تار نواخت. سونوريته (صدايي که نوازنده از ساز استخراج مي کند) شفاف، مضراب و پنجه يي سريع و در عين حال شناخت کافي از رديف موسيقي ايراني و احساسي قوي به او اين امکان را مي داد تا براي لحظاتي سکوت مطلق را در سالن طنين انداز و همه را مسحور نغمه پردازي هايش کند و در انتها يک قطعه ريتميک (هفت ضربي) به همراه تنبک نواخت. بايد او را ميهمان ويژه کامکارها خواند. اما در همين قسمت و در تمام طول برنامه و حتي در تمام طول سال هاي فعاليت کامکارها نقطه ضعفي در گروه وجود داشته و آن هم تنبک نوازي نه چندان مطلوب است. بايد اشاره کرد که نوازنده تنبک اصلاً در حد ديگر برادران عمل نمي کند و بايد او را يک نوازنده محلي ناميد که بيشتر مشغول ثابت نگه داشتن ريتم است تا خلق يک اثر هنري. قطعه بعدي تصنيف «خانه ام ابريست» بود که بر شعري از نيما يوشيج تصنيف شده بود. اين قطعه ساخته ارسلان کامکار است و باز هم همان ذهنيت نوگرايانه لمس مي شد. شايد اين قدرت بدعت و نوگرايي ارسلان را بايد در تخصص چندگانه او جست وجو کرد. او علاوه بر نوازندگي عود و آهنگسازي براي گروه سازهاي ايراني بهترين نوازنده ويولن حال حاضر ايران به حساب مي آيد و به عنوان نوازنده اول ويولن در ارکستر سمفونيک تهران ايفاي نقش مي کند. وي در آهنگسازي براي ارکستر سمفونيک نيز تجربيات موفقي داشته است و در چند سال اخير به عنوان خواننده (فارسي و کردي) در گروه خانوادگي اش فعاليت مي کند. البته بايد اشاره کنيم که اصلاً صداي خوشي ندارد، فقط نغمات را درست و بدون اشکال ادا مي کند. اما رهبري او روي صحنه بي نقص بود و بخش زيادي از هماهنگي چشمگير گروه را او ايجاد مي کرد. بي شک ارسلان امروز مغز متفکر و ژنرال گروه کامکارهاست که از ديگر افراد خانواده فعال تر است. قطعه خانه ام ابريست که در آواز دشتي تصنيف شده بود مجال خوبي براي بانوان آوازخوان گروه بود تا قابليت هاي خود را به اجرا بگذارند. قبل از اينکه بگوييم بانوان خواننده خوب خواندند يا نخواندند (که خواندند) بايد به جايگاه صداي بانوان در گروه کامکارها اشاره کرد. نجمه تجدد (همسر بيژن کامکار)، مريم ابراهيم پور (همسر ارسلان کامکار) و صبا کامکار (دختر هوشنگ کامکار) هم خوان هاي گروه کامکارها در سال اخير بوده اند.

بايد کامکارها را همچون حسين عليزاده از اولين کساني دانست که از صداي بانوان هنرمند بهره جسته اند و در اين کنسرت همچون گذشته حضور پررنگ صداي بانوان حتي بيشتر از آقايان نمود پيدا مي کند.

قسمت بعدي با هنرنمايي اردشير کامکار و شاگردش شروين مهاجر در قالب دونوازي کمانچه شروع شد و بحق هماهنگي در فواصل نغمگي و ريتم براي همگان بارز بود. آواز دشتي مايه يي بود که اين دو هنرمند در آن بداهه نوازي کردند.

اردشير کامکار که از نفرات اول کمانچه نوازي در ايران است سال ها است که به طور آزاد و آکادميک به تدريس کمانچه مي پردازد و کمتر نوازنده جواني است که از آموزش هاي وي در عرصه کمانچه نوازي بي بهره مانده باشد. از ديگر فعاليت هاي اردشير بايد به همکاري با ديگر نوازندگان سازهاي آرشه يي اشاره کرد که همين قطعه اجرا شده توسط او و شاگردش نشان از همين قابليت بالا دارد. البته هميشه در محافل تخصصي از وي و رهروان مکتبش اين انتقاد مي شود که چرا کمانچه را همچون ويولن که سازي غربي است مي نوازد. ما نيز با تاييد اين مطلب عرض مي کنيم که اين هم يک نوع نگرش به کمانچه و کمانچه نوازي است. قطعه بعدي سرود زمين روي شعري از لنگستن هيوز (ترجمه زنده ياد احمد شاملو) توسط هوشنگ کامکار ساخته و تنظيم شده بود. هر چه تلاش کردم که نظرم را در مورد اين قطعه کمي نرم تر اعلام کنم نتوانستم و بي پرده بايد گفت که قطعه بدي بود، چه در انتخاب موتيف ها (جملات موسيقي) چه در گسترش ملودي، چه گردش ملودي در سازهاي مختلف، چه در تلفيق شعر و موسيقي و... به واقع هر چه ارسلان کامکار در استفاده از ترفندهاي آهنگسازي موسيقي کلاسيک اروپا (سمفونيک) و پيوند آن با موسيقي شرقي آگاهانه و زيبا عمل مي کند (به ويژه در قطعه خانه ام ابريست) هوشنگ کامکار کاملاً غربي آهنگسازي مي کند و گويي بهتر است که هميشه براي ارکستر سمفونيک موسيقي بنويسد و تنظيم کند چرا که وي يکي از بهترين افرادي است که با تحصيل موسيقي غربي در خارج از کشور مي تواند براي ارکسترهاي غربي موسيقي بنويسد. هرچند که شعر هيوز بسيار زيبا بود و بسيار زيباتر ترجمه شده بود ولي گويي موسيقي در اين قطعه مزاحم شاعر بود.

قطعه بعدي «به ياد مادر» نام داشت و همچون ديگر قطعات ساخته ارسلان کامکار در سال گذشته اجرا شده بود، هر چند تغييرات اندکي در تنظيم ها به گوش مي رسيد، تغييراتي که نزديک شدن ذهن ارسلان به موسيقي شهري و دور شدن از موسيقي کردي را نويد مي دهد. اتحاد خانواده کامکار براي اهالي موسيقي عجيب و ستودني است که دليل آن را نمي توان در جايي جز تربيت خانواده جست وجو کرد، که نقش مادر اين خانواده بسيار پررنگ است.

از همين رو يکي از برادران در کنسرت سال گذشته اعلام کرد که اين قطعه را در اولين سال درگذشت مادرمان به ياد او اجرا مي کنيم. اين قطعه با استفاده از 4 رباعي از حکيم عمر خيام ساخته شده بود و تنظيمي جالب و نو داشت به ويژه براي گروه هاي صداي انساني مختلف، که هر کدام از اين گروه ها يک شعر متفاوت را مي خواند اما مخاطب موفق مي شد معني هر چند رباعي که هم زمان خوانده شده بود را به خوبي درک کند. اين تصنيف و اين نوع تلفيق شعر و موسيقي و شايد بهتر باشد بگوييم تلفيق شعر با شعر به همراه موسيقي را مي توان راه نجاتي براي موسيقي رديف دستگاهي ايران ناميد تا بلکه اين گونه اصيل موسيقي نيز راهي براي ادامه حيات بيابد و از محدوده محدود قواعد موسيقي دوره قاجاريه و انديشه نوازندگان آن دوره رهايي يابد.

به طور کلي در مورد کامکارها (به ويژه بخش فارسي) بايد به اين نکته اعتراف کنيم که قدرت نوازندگي و اجراي قطعات شان بسيار بالاتر از آهنگسازي و تنظيم و توليد موسيقي شان است. يعني گاه توان اجرايي بالا باعث مي شود تا فقر ملودي کمتر احساس شود و مخاطب جذب اجراي دقيق شود. کوک دقيق، فهم کليه نوازندگان از سرعت اصلي قطعه و منظور آهنگساز (تمپورال نواختن)، هماهنگي ريتميک بسيار بالا، عدم تند و کند کردن نابجا (مترونوميک نواختن) و هماهنگي نغمگي (فواصل موسيقايي) همه و همه را مي توان در گروه کامکارها يافت.

البته گاهي اين احساس گروهي و در خدمت گروه بودن باعث مي شود تا قسمتي از توانايي هاي بعضي از نوازندگان ناديده و بلا استفاده بماند که از اين ميان مي توان به امير حقيري (نوازنده دف و شاگرد بيژن کامکار) اشاره کرد که توانايي تکنيکي اش در ميان تنظيم هاي نه چندان مطلوب براي سازهاي کوبه يي گم شده بود. البته بايد به حضور هانا کامکار (دختر بيژن کامکار) اشاره کرد که دليل حضور وي را در اين دو ساله روي صحنه متوجه نشديم، آن هم در کنار بيژن کامکار (فهيم ترين دف نواز ايراني) و همچنين علت حضور نيريز کامکار ديگر عضو خانواده کامکارها را در کنار ارژنگ سيفي زاده . در پايان اين يادداشت به فني ترين و شايد زيباترين قسمت کل برنامه اشاره مي کنيم يعني تکنوازي سنتور اردوان کامکار(کوچک ترين برادر کامکارها). او را بايد تکنيکي ترين نوازنده سنتور دانست چرا که به دست آوردن سرعت و قدرت مضراب هاي او آرزويي براي هر نوازنده سنتور است. کوک دقيق (کوک ساز سنتور به علت داشتن 72 سيم، بسيار مشکل است) توان تکنيکي و ادراک کافي او از شدت و ضعف موسيقي براي لحظاتي سکوت را در سالن حاکم کرد. او که شاگرد برادر بزرگ تر خود پشنگ کامکار (رديف دان، نوازنده و مدرس سنتور) است قطعه خود را به برادرش تقديم کرد. او با اجراي اين قطعه مجموعه يي از تکنيک هاي سنتورنوازي را در حد کمال به نمايش گذاشت و جاي هيچ حرفي باقي نماند. ملودي هايي که او مي نواخت به رغم ريشه دار بودن و شرقي بودن به هيچ عنوان وابستگي کورکورانه به رديف موسيقي نداشت.

جان کلام، اگر کمي اهل موسيقي ايراني باشيد صراحتاً درمي يابيد که هيچ گروهي و هيچ نوازنده يي و هيچ استادي توان انتقال چنين انرژي و هيجان بالايي را به مخاطب ندارد و اين مهمترين ويژگي خانواده بزرگ کامکار است.

منبع: روزنامه اعتماد

 

کنسرت استاد علیزاده

پیش از این که این مطلب را بخوانید پیشنهاد می کنم به وبلاگ موسیقی ما سر بزنید که مختصری درباره زندگی ایشان نوشته اند.

اما کنسرت.....


طبق معمول تمامی کنسرتها این برنامه هم به دلیل تأخیر ورود برخی مردم حدود ۴۵ دقیقه دیر شروع شد. بخش اول در حدود ۳۰ دقیقه همنوازی تار و تمبک بود که هماهمنگی و درک متقابل علیزاده و خلج جالب بود.


البته صداهای مزاحم هواسازهای سالن و صدابرداری نامطلوب کمی آزاردهنده بود.  بخش اول خیلی زود تمام شد تا انتظار تماشاگران برای دیدن کار گروهی نوازندگان دیر نیانجامد.

با ورود نوازندگان مشخص شد که یکی از نوازندگان کمانچه تغییر کرده که هیچ اصلاحیه ای در بروشور دیده نمیشد.


نکته جالب انتخاب ساز شورانگیز توسط علیزاده بود که صدایی بیشتر شبیه سه تار ولی با حجم بیشتر داشت.


به طور کلی هماهنگی اعضای گروه خوب بود و گویای تمرین جدی و مدت دار آنها بود. اعضای گروه بیشتر جوان بودند که توانایی خوبی هم از خود نشان دادند. استفاده بارز از رباب با نوازندگی نیما علیزاده که تا به حال کمتر مورد توجه قرار گرفته بود خیلی جالب بود . در اجرای قطعات به ریتم توجه ویژه ای شده بود و قطعات در ریتمهای مختلفی( ۴/۲و ۸/۷ و ۸/۱۲ (۳+۳ +۲+٬۲+۲)و ۸/۱۵ .۴/۶) اجرا شد. عدم استفاده از دف به صورت صحیح از سوی آهنگسازی که به ریتم توجه دارد کماکان عجیب به نظر می آید. در قطعه اول بخش دوم خلج دف زد که پوست افتاده دف صدای فالشی ایجاد می کرد که خیلی آزاردهنده بود. استفاده دائم و یکنواخت از ترکیب نا موزون کوزه و دمام باز هم در این برنامه دیده شد که به هیچ وجه نمی تواند ترکیب کوبه ای مطللوبی باشد. استفاده از علی صمدپور که نوازنده تار است برای سازهای کوبه ای نشان دیگری از کم اهمیت بودن نحوه اجرای ریتم در نظر  علیزاده است.





فضاسازیهای بیش از حد در قطعات واستفاده از همخوانهای معمولی ضعف دیگر کار بود که بخشی از آن به دلیل قوانین رایج ( همصدایی با خواننده زن) اجتناب ناپذیر است.

در پایان درخواست تماشاگران برای اجرای قطعه مجدد با اجرای تصنیف دلشدگان همراه شد که انتخاب بجایی بود .

 

گزارش کنسرت استاد ذوالفنون

گزارش کنسرت استاد ذوالفنون

روز 28/5/86 به اتفاق حمید، حسین و علی ( دوستان حمید) رفتیم کنسرت استاد جلال ذوالفنون. قبل اجرا استاد چند دقیقه صحبت کردن در مورد اختلاف نظر بین اساتید موسیقی، و این مسئله رو مفید توصیف کردن و ادامه دادن که این اختلاف نظرها باعث پیشرفت موسیقی ما می شود. نه عداوت و دشمنی. نکته بعدی که بهش اشاره کردن در مورد کنسرتهای مختلفی بود که برگذار میشن و اضافه کردن که  کنسرتها به دو دسته تقیسم میشن « موسیقی گیشه و موسیقی اندیشه». و اما اجرا، همانطور که تُوگزارش قبلی نوشته بودم قطعات برنامه ی خاصی نداشت یعنی از بروشوری که ما در دست داشتیم، بعضی از قطعاتش اجرا شد و بقیه خارج ازبرنامه بود.

جای هم که برای اجرا در نظر گرفته بودن مناسب نبود چون ما که عقب بودیم گردن درد گرفتیم. از طرفی دیدن استاد ذوالفنون از نزدیک برام هیجان خاصی داشت حرکاتش برام همان طوری بود که تصور میکردم. یه نوازنده قوی و چیره دست وموافق با نوآوری. گروهش اکثرا جوان بود. این نشان میده که استاد به جوانان وتوانایی هاشون اهمیت بیشتری میدهد.

اعضای گروه: استاد جلال ذوالفنون( سه تار) ، سهیل ذوالفنون( تار) ، سروش قهرمانلو(سه تار)، مهدی نظام دوست( دف) ، سید مرتضی فلاحتی (خواننده) هادی منتظری ( کمانچه)

قطعات اجرا شده:

 دو نوازی دف و تار. مهدی نظام دوست ( دف) و سهیل ذوالفنون( تار) ریتمهایی که اجرا شد تا اونجای که یادمه 8/5 و 4/2 بود. بر اساس آثار قدیمی و ساخته های سهیل ذوالفنون.

قطعه ی (از نگاه یاران) بر اساس ملودی کردی  ساخته ی استاد ذوالفنون.

قطعه ی( ای دل اگر عاشقی)  تو برنامه نبود!!!

(غریبانه) ساخته ی گروه ذوالفنون

(هد هد) ساخته ی سهیل ذوالفنون

(وقت طرب) ساخته ی سهیل ذوالفنون

(دولت عشق) ) ساخته ی استاد ذوالفنون

بقیه قطعات یادم نیست چون تو برنامه نبود.

 

 

 

 

کنسرت بزرگ گروه کامکارها

کنسرت بزرگ گروه کامکارها

گروه کامکارها در روزهای ۱-۲-و۳ شهریور در تالار بزرگ وزارت کشور اجرا خواهند داشت که به گفته هوشنگ کامکار ۸۰٪ کارها جدید و ساخته ارسلان- هوشنگ و اردوان کامکار خواهد بود و چند کار که در اجرا قبلی مورد توجه قرار گرفته باز خوانی می شود نکته قابل توجه اینکه در این کنسرت تعدادی از نوازنده های جوان و میهمان از جمله شروین مهاجر( کمانچه). امیر حقیری( دف)و ارژنگ سیفی زاده(تار) به تکنوازی خواهند پرداخت.

مبلغ بلیط: ۱۰۰۰۰- ۱۵۰۰۰و ۲۰۰۰۰ تومان خواهد بود. 

کنسرت استاد جلال ذالفنون

دیشب از طرف آقای بردیا یوسفی یکی شاگردان استاد ذالفنون عضو کلوب نیک اندیشان اطلاع پیدا کردم که در روزهای 28 و 29/5/86 استاد جلال ذالفنون سازنده کارهای بیادماندنی گل صد برگ و آتش در نیستان آقای شهرام ناظری در فرهنگسرای نیاوران کنسرت خواهند داشت.

نکته قابل توجه اینکه تا 1ساعت قبل از اجرا معلوم نیست چه قطعاتی قرار است اجرا شود و همه چی بسته نوع تماشاچی و حس و حال نوازنده خواهد داشت. در این کنسرت آقای سهیل ذالفنون، استاد را همراهی خواهند کرد.

مبلغ بلیط: 10.000 تومان

تاریخ: 28/5/86 و 29/5/86

زمان برنامه:20 الی 22

و جهت کسب اطلاعات بیشتر و نحوه تهیه بلیط با شماره

22803931 گیشه فرهنگسرا و                                                                   

22833530 این شماره بلیط هارو به آدرس شما ارسال خواهد کرد.

 

کنسرت شجریان از دید آرش

 

کنسرت گروه موسیقی شرقی رو که شیدا آبرومو برد نتونستم تحلیل کارشناسی کنم. پس به جاش نظر شخصیم رو درباره کنسرت شجریان می نویسم.

البته نوشتن درباره جناب شجریان و گروه موسیقی ای که باهاش اجرا می کنه خیلی رو می خواد، ولی می دونین چیزی که من زیاد دارم همین رو در زمینه موسیقیه.

با توجه به کارهای گروه خورشید و کارهایی که پراکنده از جناب آقای درخشانی شنیده بودم، انتظار شنیدن آهنگهایی ماندگار با صدای استاد شجریان را داشتم. ولی به نظرم آهنگهای ساخت ایشان در بخش اول، خوب تنظیم نشده بودند، و در واقع اصلا تنظیمی نداشتند چون تمام ملودی نوازها در غالب فطعات نت های یکسانی رو اجرا می کردن. با وجود کمانچه همین آقای فرج پوری در کنار تار و عود در گروه دستان، و تنظیم فوق العاده آهنگها در آنجا، قسمت اول اجرای گروه آوا به این دلیل به دلم ننشت. البته این بدون در نظر گرفتن قطعات آوازی و صدای آقایان شجریان و در واقع فقط در مورد ملودی و ریتم کار می باشد. مشکل تنظیم کار باعث شده بود تا نوع صدا برداری تاثیر مستقیمی بر برداشت شنوندگان از نوازندگان بگذارد. به این معنی که اغلب شنوندگان، نوازنده کمانچه را که صدای آن کاملا رو بود تحسین می کرده و نوازنده عود را که صدایی کاملا در زمینه داشت کم اثر می پنداشتند. حال آنکه همه ملودی نوازها یک نت یکسان را اجرا می کردند.

با وجود آنکه در گروه دستان قطعاتی که آقای متبسم تنظیم کرده بودند بسیار جالب تر از قطعات جناب فرج پوری بود، ولی در این کنسرت قطعات آقای فرج پوری بود که با استفاده از ریتم های لنگ و با وجود تنظیم هر چند مختصر، قسمت دوم را دلنشین تر و زیبا تر از قسمت قبلی نمود.

از نکات قابل توجه در این کنسرت می توان به تعویض خواننده اشاره کرد که در صورت عدم توجه به مانیتورها، گاه شنوندگان در تشخیص خواننده دچار مشکل می شدند. با وجود این تشابه صدایی، و توانایی در خوانندگی، یک آهنگ ساز برجسته می تواند قطعات دو صدایی استثنایی خلق کند. کاری که امکان اجرای آن در قطعه پایانی ساخته شده توسط جناب فرج پوری به نحوی به نمایش در آمد.

با وجود احترام فراوان برای گروه آوا ولی می توان استادان علیزاده و کلهر را نوازندگان و آهنگ سازانی شایسته تر ولایق تر برای هم نوایی با آقایان شجریان دانست.

از نکات حاشیه ای اجرای شب پنجم می توان به موارد زیر اشاره نمود:

قبل از اجرا شخصی را در حال وضو گرفتن دیدم، وقتی شخص دیگری دلیل را جویا شد، پاسخ داد: شنیدن صدای شجریان وضو دارد!

بعد از خواهش و به نحوی چک و چانه زنی، وقتی جناب استاد شجریان تصمیم به اجرای آهنگ- در واقع سیاسی- مرغ سحر گرفت، مردم هم دوست داشتند با وی همخوانی کنند وهم این اجازه را به خود نمی دادند. به نحوی که عده ای بلند و عده ای آهنگ را زیر لب می خوانند ولی ناگهان یک اشاره دست بسیار کوچک توسط استاد کافی بود تا به یک باره کل سالن منفجر شود و بیش از سه هزار نفر همایون و محمد رضا شجریان را تا پایان قطعه با صدایی بلند همراهی کنند.

با وجود مشکلات فراوان خرید بلیط در این کنسرت ولی می توان تهیه آنرا ساده تر از سالهای قبل دانست، و با توجه به اینکه این ایده برای اولین بار اجرا شد، از نقایص آن چشم پوشی کرده و به امید اجرای کم نقص تر آن در اجراهای بعدی بود.

نوازنده دف به مانند یکی از هم گروهی های ما، جای شصتی ساز خود را بهبود داده و اصطلاحا برای دف خود بالشت درست کرده بود.

در پایان امیدوارم در آینده نه چندان دور جناب شجریان کنسرتی در بزرگداشت حضرت حافظ نیز برگزار کند.

 

 

گزارشی متفاوت از کنسرت!!

سلام

من قبل از اینکه گزارش شکوفه عزیز رو ببینم این مطلب رو نوشته بودم  دلم نیمد نذارمش توی وبلاگ

این گزارش یکم فرق می کنه!!

  

                                                                 

 

 

و بشنوید اندر احوالات شیخ ما که روزی از روزها پای به آوردگاهی نهاد و بانگ ساز و آواز بر سر ذوق آوردش و شرح ماجرا بخوانید و لذت برید!

 

و ماجرا چنان بود که ماهی پیش از این ، اواسط  تیرداد ماه پیامی به دست رسید و خبر از احوالات برخی اساتید  داد که گرد هم آمده و تدارکات محفلی دیده اند که آن زمان "کنسرت " می خواندنش و ما نیز چنین گوییم  تا سخن کامل بنماید. و برای شرکت درآن محفل اوراق ورود لازم بود و دوستی از میان ما به زحمت اوراق تهیه بنمود و به همراهی تنی چند عزم رفتن نمودیم.

 

سرانجام روز موعود فرا رسید و دمی زودتر به گاه قرار رسیدم و نظری به اطراف افکندم : جایگاهی بس عظیم بود و به وحدت شهره.

 

و دوستان را در آن هنگام ( به ترتیب پیوستن ) از این قرار بود:

 

آن یک  شیدای زمان بود ؛ وان دیگر کماندار دوران که در آن سالها  آرش گفتنش ؛ دگری  شادی جمع ما بود؛  دیگر نام  طاهره نامی بود، با حضور گرم خویش ؛  یادآور بهار در هر هنگام که  شکوفه خواندنش ( و گرد هم آمدن ما اورا به زحمت انداخته بود ) و در پایان به ما پیوست  مریم دوران وعالم جمع.  جای  استاد درمیان ما بس خالی می نمود و حضور همسر گرامشان مایه دلخوشی ما گشت. (چرا همه فکر کردین این پاچه خواری بود!؟!؟!؟)

 

سپس همگان به همراه همراهان گرام دوستان به داخل شتافتیم و بر جاها مستقر شدیم و ردیفی در آن مجمع از آن ما بود و چه شکوهی داشت  حضور ما!!

 

کوتاه زمانی پس از ورود ، روشنایی ها اندکی کم شد و  سیاه پوشی به روی جایگاه خودنمایی نمود و پشت  آن ساز غول پیکر و پر ابهت، پیانو نام قرار بگرفت  و به دنبال او دیگری وارد شد و تنبک در دستان وی آرام می نمود و آنگاه بود که هنر نمایی ها آغاز گشت .

 

 

گاه " احتشامی"  نواخت و گاه "فرهمندفر"  و گاه هر دو  با هم نواختند و همگان را خوش آمد چنانکه که چند بار بر پای ایستادند و کف بر کف زدند.

 

 

دمی بعد دو استاد برخاستند و انتظار ورود دو تن دیگر در چهره همگان پدیدار شد : کمانچه نواز ما به جایگاه پا نهاد و به دنبال او دف نواز دوران ، "حبیبی" .

                                                                                                                            

 

اساتید بنشستند  و "بابائی " با کمانچه خویش پا به میدان گذاشت و دیگران به یاریش شتافتند و نواختنشان دلنشین بود و از آن بیشتر لبخندشان که لحظه ای از لبان محو نمی گشت.

 

 

 

در گاهی دیگر "احتشامی" سازی دیگر در پیش گرفت  و دایره در دستان خود جای داد. (و چه زیبا دایره ای بود با نوار های آبی و چه شکوه و شوکتی داشت از دور!!)  و آن زمان بود که کمانچه به نبرد کوبه ای نوازان شتافت  و خاطره ای خوش بر اذهان نگاشت.

 

در رهاوردی دیگر "حبیبی " دف اندر کف نهاد و چنان نواخت که ناگفتنم بهتر است و خود بهتر دانید و دگر بار همگان به تشویق برخاستند و ما نیز. (تنها آن گویم که چه کرد استاد با انگشتان و ما نیز به همراهی استاد بر پاها ریز انگشتی زدیم و افسوس و صد افسوس که ما ناکام بودیم و دنیا به کام استاد !!!)

 

 دمی در این میان استراحت نمودیم و نفسی کشیدیم (مگه تا به حال نمیکشیدیم!؟!؟!بگذریم...!) و فرصت گفت و شنود با دوستان فراهم آمد.

 

بار دیگر بر جای خود مستقر شدیم .  اساتید وارد شدند و  مقدمات فراهم آوردند تا "سرلک" وارد شد. صدایش طنین انداخت و آواز سر داد.

 

 

 از" اشک مهتاب" شدنش گفت  آنگاه که دوستی، ماه را از آب چشمه ربوده بود و گفته بود: دل دریا کن ای دوست ؛ آوازی سوزناک از "بختیار" سر داد و دل ها به درد آورد ؛ از "سینه بی کینه" ای گفت که داشت ؛ از "بی همزبانی ها" در این دوران نالید و گلایه کرد و در پایان از "سپیده" ای که بر بام سرای ما ایران دمیده، سخن ها گفت.

 

حضار را شوری در بر گرفت ، همگان به پا خاستند و طنین دست ها بر آن داشتشان تا بار دیگر با سازهای خویش شوری بیافکنند که این چنین شد و افکندند.  پس از آن بود که از آنجا برون شدیم و با حالی دگر راهی دیار خویش گشتیم با این امید که آن حال و احوال تا مدتی ما را سرخوش گرداند تا دمی دگر و حالی دگر...! 

 

 

کنسرت شجریان

آواز‌خواني‌هاي طولاني، تكرار سروچمان اما بدون مرغ سحر
نخستين اجراي تابستاني محمدرضا شجريان به سرانجام رسيد

 

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و هنر - موسيقي

سيل جمعيتي كه شامگاه گذشته پشت در كوچك تالار بزرگ كشور متوقف شده بودند، بالاخره به تالار راه پيدا كردند و تا از سردرگمي پيداكردن جايگاه و صندلي رها شوند، ساعت 20:30 دقيقه شد، اما عقربه‌هاي ساعت تالار روي 3:30 دقيقه توقف كرده است. مردم، نگران از خبري ديگر و شنيدن اينكه بايد سالن را ترك كنند، چشم به سن دوخته‌اند و هنوز مطمين نيستند.

به گزارش خبرنگار بخش موسيقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، جمعيت سه‌هزار نفري برخاستند، پدر از يك‌سو و پسر از سوي ديگر و نوازندگان از پي، روي سنگي چيده بر آب، با پس‌زمينه‌ي نقاشي دوره صفويه - نقشي برگرفته از كتاب سعدي - وارد شدند. صحنه‌ي كنسرت "استاد سخن سعدي" ظاهرا هيچ كم كسري نداشت. تار را مجيد درخشاني به‌دست گرفت، تنبك را همايون شجريان، حسين رضايي‌نيا، دف و محمد فيروزي، بربط را برداشتند و سعيد فرج‌پوري هم كمانچه‌نواز گروه بود.

بخش اول را با دستگاه ماهور آغاز كردند. نوازندگان قطعه‌اي نواختند و شجريان اما ساكت؛ سپس استاد آواز ايران با تك‌نوازي كمانچه‌ي فرج‌پوري، سعدي را بازخواني كرد و جمعيت سراپا به‌گوش:

هرکس به تماشايي، رفته است به صحرايي    ما را که تو منظوري، خاطر نرود جايي

قطعه‌ي ديگر، آواز شجريان با همراهي صداي جوان فرزندش - همايون - در فضا پيچيد:

سرو چمان من چرا، ميل چمن نمي‌كند   همدم گل نمي‌شود ياد چمن نمي‌كند

شجريان ادامه مي‌دهد و زخمه‌ي تار درخشاني او را همراهي مي‌كند.

تا كي روم از عشق تو شوريده به هر كوي    تا كي شوم از شور تو ديوانه‌ي هر كوي

آخرين قطعه‌اش را خواند، بخش نخست به پايان رسيد و ناگهان صحنه تنها شد.

تا جمعيت دوباره به سالن برگردند، ساعت 22:15 دقيقه مي‌شود و گويا شجريان قرار است تا نيمه‌هاي شب بخواند و مايه‌هاي شور و دشتي درهم بياميزد.

اين بخش با صداي دف آغاز ‌شد و كمانچه‌ي فرج‌پوري با همراهي، تنبك همايون، تار درخشاني و بربط محمد فيروزي، او را همراهي ‌كردند و همايون هم اما ‌خواند.

من چرا دل به تو دادم كه دلم مي‌شكني   يا چه كردم دگربار نظر مي ‌نكني

آواز‌خواني‌هاي شجريان در اين بخش طولاني‌تر از هر اجرايي بود. برخي مشتاق و اما جمعي خسته،‌ چشم برهم گذاشتند ... .

انتظار مي‌رفت به‌رغم حضور هنرمندان نوپردازي چون درخشاني و فيروزي در گروه، پديده‌ي تازه‌اي در اجراي استاد آواز ايران بروز كند، اما گويا ضروري است كارهاي گذشته و قديمي، همچنان رج بخورند.

در نهايت محمدرضا شجريان كار را با يك مثنوي مولانا، كمي متفاوت از ساير قطعه‌هاي طولاني و يك‌نواخت و با شور بيشتري، به سرانجام ‌رساند.

من از كجا، بند از كجا، باره بگردان ساقيا    آن جام جان‌افراي را، برريز برجان ساقيا

اين قطعه‌ را سعيد فرج پوري ساخته بود.

مردم يكپارچه برخاسته با كف‌زدن‌هاي ممتد حدود 10 دقيقه‌يي، درخواست مي‌كردند كه استاد، ترانه‌ي مرغ سحر را، گويي براي زنده‌كردن خاطراتشان بخواند؛ شجريان اما به تعظيم و ترك صحنه اكتفا كرد.

در حالي‌كه جمعيت به‌سوي سن هجوم آورده بودند و چراغ‌هاي موبايل فضا را روشن كرده بود، بيش از دوهزار نفر خود مرغ سحرخوانان، صحنه و تالار وزارت كشور را ترك كردند.

هوشنگ ابتهاج و پرويز مشكاتيان، ميهمان‌هاي ويژه‌ي نخستين شب اين اجرا‌ها بودند.

اين كنسرت روزهاي 9، 11، 12، 14 و 15 مردادماه جاري، در تالار بزرگ كشور ادامه مي‌يابد.

 

منبع: ایسنا

همه شاگردان شجریان

"محمدرضا شجریان" چندی پیش نسبت به سرنوشت آواز ایرانی پس ازخود اظهار امیدواری كرد. اما شاگردان شجریان چند نفرند و كدامیك تاكنون توانسته این امید را برآورده كند؟
به جرات می‌توان گفت صدای شجریان طی۳دهه گذشته نماینده بی بدیل آواز اصیل ایرانی نزد ایرانیان بوده است. هرچند پرشمارند كسانی كه غیر مستقیم از این استاد آواز ایرانی تاثیر گرفته‌اند یا حتی كاملا از صدای او تقلید می‌كنند اما با این حال تعداد كمتری توفیق آموزش مستقیم از وی را یافته‌اند.
شجریان خود گفته است : اصلا شاگردان من زمانی كسی خواهند شد كه از شجریان تمرد كنند. اگر از شجریان گذر نكنند همان تكرار من هستند. من بارها گفته‌ام كه اگر شاگردان من موسیقی را در سطح من اجرا كنند، به این معناست كه موسیقی درجا زده است. آنها باید چند گام از من جلوتر باشند. شاگردان اگر تكرار استاد باشند، موسیقی در جا زده است.
از میان شاگردان مستقیم شجریان می توان به اسامی معروفی چون حسام الدین سراج، مظفر شفیعی، قاسم رفعتی، همایون شجریان، زنده‌یاد ایرج بسطامی، محسن كرامتی، علی جهاندار، حمید نوربخش و علیرضا قربانی اشاره كرد.
شهرام ناظری، علی رضا افتخاری و علی رستمیان نیز مدتی نزد او بر روی ردیف های آوازی كار كرده اند.
گزارش زیر از مصاحبه‌ها و اطلاعات موجود در شبكه اینترنت فراهم آمده است.
● حسام الدین سراج
در سال ۱۳۳۷ در شهر اصفهان در خانواده ای صاحب ذوق دیده به جهان گشود. بزرگترین مشوق وی در تحصیل علم و هنر مرحوم پدرش بود . وی بر علوم قدیمه و ادبیات احاطه داشت و از صدای خوش آهنگی برخوردار بود و با اساتید ادب و هنر نظیر استاد جلال الدین همائی , استاد تاج اصفهانی , استاد حسن كسائی و ..... حشر و نشر داشت , به همین جهت فضائی مستعد برای تربیت فرزندانش فراهم آورده بود.
سراج موسیقی را با آموختن تنبك از سیزده سالگی آغاز كرده , سپس سنتور را در اصفهان نزد استاد ساغری آموخته و برای تكمیل آن از اساتیدی چون فرامرز پایور , رضا شفیعیان و پشنگ كامكار بهره جسته است . در زمینه آواز از محضر مرحوم استاد محمود كریمی و استاد محمدرضا شجریان استفاده كرده است . در حال حاضر هم به اغتنام فرصت از محضر ایشان اساتید موسیقی و تحقیق در شیوه قدما بهره می برد. شاگردی و تعلم را بالاترین توفیق زندگی خود می داند و به همین لحاظ به موازات آموزش موسیقی تحصلات خود را در رشته معماری و شهر سازی در دانشگاه شهید بهشتی ادامه داده و موفق به اخذ فوق لیسانس معماری شده است .
در برخی از آثار كه باصدای او شنیده ایم مانند (باغ ارغوان , شرح فراق , بی نشان , آئینه رو , نرگس مست , ماه نو و ..... ) آهنگسازی را نیز به عهده داشته است .
تحقیقاتی در باب زیبائی شناسی هنر و معماری و تطبیقث وجوه اشتراك هنرها دارد كه بصورت رساله نهائی دانشگاهی ارائه شده و بعضا" به صورت مقاله در مجلات فرهنگی , هنری به چاپ رسیده است.
آثار موسیقی كه تاكنون از او منتشر شده است عبارتند از :
نینوا , باغ ارغوان , وصل مستان , شمس الضحی , یاد یار , آفاق عشق ( خسرو شیرین , لیلی مجنون ) , طریقت عشق , شرح فراق , آئینه رو , دل آرا , بی نشان , نگاه آسمانی , نرگس مست , بوی بهشت , شهر آشنائی , رویای وصل , وداع , عشق و مستی , نازنین یار , ماه نو و آئینه و آه و ... .
تا كنون كنسرت های موسیقی موفقی در كشورهای فرانسه , انگلستان , سوئیس , هلند , آلمان , یونان , اسپانیا , چین , تركیه , كره , كانادا , آمریكا , و روسیه داشته است .
در فرازی از یكی از مصاحبه های هنری چنین اظهار میدارد : من خود را شاگرد كوچك مدارج نخستین آستان هنر می دانم و امیدوارم تا آخر عمر خاك پای اساتید عارف و عاشق این دیار سرمه چشم من باشد.
● علی جهاندار
او خواننده كم كاری است كه در سال ۱۳۲۷ در روستای شمام رودبار به دنیا آمد. با توجه به علاقه اش به موسیقی، به دلیل نبود امكانات در زادگاهش فقط می توانست با تقلید از موسیقی های پخش شده به خواندن بپردازد. وی مدتی بعد در استان خوزستان، به اداره فرهنگ و هنر وقت در اهواز مراجعه و از سال۱۳۴۸ با گروه فرهنگ و هنر اهواز همكاری كرد و از سال ۵۴ از طریق كاست های شجریان به تمرین شیوه او پرداخت و از سال ۶۲ نزد شجریان رفت و به صورت مداوم تا سال ۷۱از آموزه های او استفاده كرد. مدتی بعد نیز با استاد حسن كسایی آشنا شد و اجراهای مشتركی با استاد شجریان در برخی كشورها داشته است.
جهاندار فقط آلبوم "صبح مشتاقان" و "نقش پندار" را منتشر كرد كه فروش متوسطی داشت .
هر چند گوشه هایی از هنرنمایی پرویز مشكاتیان در آهنگسازی "صبح مشتاقان" به چشم می خورد اما تقلید صرف و منحصر به فرد جهاندار از شجریان، به نظر كارشناسان لطمه شدیدی به این اثر زده است. شاید مخاطبان سخت گیر موسیقی اصیل ایرانی به این باور اعتقاد داشته اند كه اگر بنا باشد اجرا‌های شجریان توسط كس دیگری مو به مو تقلید شود، همان بهتر كه به خود شجریان گوش دهند نه كس دیگر. به هر حال علیرغم علاقه شدید این شاگرد به استاد و كم كاری وی در انتشار اثر، جهاندار را تا كنون در انتهای فهرست ادامه دهندگان راه شجریان قرار داده است.
● مظفر شفیعی
گفته می‌شود شجریان تاكنون بارها از شفیعی به عنوان یكی از شاگردان برگزیده خود نام برده است. او متولد ۱۳۳۱ كاشان است، پس از فرا گرفتن مقدمات آواز ایرانی نزد پدرش در سال ۱۳۵۳ نزد استاد اسماعیل مهرتاش راه یافت. در سال ۱۳۵۹ و پس از درگذشت مهرتاش، نزدمحمدرضا شجریان رفت و طی چند سال تا دوره عالی پیش رفت.
شفیعی درحال حاضر به تدریس و اجرای آواز مشغول است. او تاكنون كنسرت هایی در فرانسه و ایتالیا برگزار كرده است.
شفیعی معتقد است جنس و بافت و همه چیز صدای شجریان مخصوص خود اوست؛ مثل هر كسی دیگر كه باید چنین باشد. اما با كمال تعجب اكثرا می خواهند شبیه شجریان باشند یا بگویند شاگرد او هستیم...چون همه می خواهند مانند استاد شجریان باشند.
او می‌گوید: وقتی شخص می خواهد كاری ارائه كند از صدای خودش دور می شود و هیچ صدایی به دل تو نمی چسبد! اصلا گرمایی در صداها وجود ندارد. هیچ صدای شاخصی موجود نیست كه تو را تكان بدهد و نكته جدیدی در آن باشد. صداهایی مثل بنان، قوامی، خوانساری، گلپایگانی و ایرج هم بودند و شجریان هم در كنار اینها حضور داشت. اینها همه خودشان بودند. كسی از كسی تقلید نمی كرد!
● ایرج بسطامی
ایرج بسطامی در اول آذرسال ۱۳۳۶ در شهر بم كوچه باغ جعفری، منزل پدری و جد پدری كه قدمت ۱۲۰ ساله داشت متولد شد. وی از ۵ سالگی به خواندن آواز علاقه داشت و هر یك از اعضاء خانواده از جد پدری گرفته تا پدر بزرگ و پدر در زمینه خواندن آواز و نواختن سازهای مختلف تجربه داشتند.
او در كنار آنها با اصول موسیقی آشنا شد. سپس به فراگیری دستگاه‌های موسیقی نزد پدر خود پرداخت و از سنین نوجوانی تحت تعلیم عمویش ( یداله بسطامی ) قرار گرفت كه به رهبری وی گروهی با همكاری برادران بسطامی ایجاد شد كه در رادیو و تلویزیون آن زمان و اردوهای رامسر اجرای برنامه داشتند.
بعد از فوت یداله بسطامی، ایرج برای فراگیری آواز و ردیف‌های آوازی نزد استاد شجریان آمد و با وجود مشكلات و مسافت راه به عشق فراگیری آواز، رنج رفت و برگشت بم ، تهران را به جان می خرید.
بسطامی پس از چندی اتاقی در محله پامنار تهران اجاره كرد. به دلیل وقایع انقلاب تمرین‌های آواز برای او بسیار دشوار بود. اما وی تا آنجا كه می توانست به این تمرین‌ها ادامه داد.
بعد از تعلیمات استاد شجریان، عصر یك روز شنبه، در منزل وی با پرویز مشكاتیان آشنا و نزد ایشان به فراگیری تلفیق شعر و موسیقی پرداخت و اولین نوار خود را كه افشاری مركب بود با همكاری مشكاتیان به جامعه هنری عرضه داشت.
ایرج بسطامی در سن ۴۰ سالگی به اوج فعالیت هنری خود رسید و در طول چهارده سال فعالیت هنری خود یازده كاست به جای گذاشت.
او به دور از جنجال و هیاهوی هنری در شهرستان بم و استان كرمان به تدریس آواز و سرپرستی خانواده برادر مرحومش ( نصرت‌الله بسطامی ) پرداخت (‌ كه تنها بازمانده این خانواده پس از فاجعه بم دختری است به نام « خاطره » )
ایرج بسطامی در عین حال كه از صدای رسا، پر وسعت و مستقل برخوردار بود. شخصیت و هویت آوازی منحصر به خود داشت به این سبب آواز او تنها به خودش شبیه بود. بدین ترتیب مرحوم بسطامی تنها شاگرد شجریان بود كه علیرغم درس گرفتن از استاد با صدای منحصر به فردش بی هیچ شباهتی به صدای استاد، می‌خواند. با ادامه حیات او چهره‌ای ماندگار در موسیقی اصیل ایرانی خلق می‌شد.
● همایون شجریان و سینا سرلك
بدون شك شبیه‌ترین صداها به صدای محمدرضا شجریان از آن فرزندش همایون است و همین امر شاید باعث شود دیگران شبیه خوانی در مورد شجریان را وا نهند!
شجریان در مصاحبه دو ساعته ای با شبكه جهانی جام جم از همایون و "سینا سرلك" به عنوان تنها كسانی كه از سنین پایین نزد او مراحل آموزش را طی كرده‌اند یاد كرده است. سرلك از ۱۲ سالگی و همایون از ۱۰سالگی مراحل صداسازی و تكنیك های صدا و حنجره را آموزش دیده‌اند.
همایون شجریان متولد ۳۱ اردی بهشت سال ۱۳۵۴ است . از كودكی به تشخیص پدرش تنبك را نزد استاد ناصر فرهنگفر و بعدها استاد جمشید محبی آموخت ، گرچه بعدها در هنرستان موسیقی كمانچه را به عنوان ساز تخصصی انتخاب كرد و در خارج از هنرستان نزد اردشیر كامكار به یادگیری آن پرداخت .
همایون شجریان را دوستداران و علاقه مندان موسیقی ایرانی و علی الخصوص موسیقی خاص استاد شجریان از پیش تر ها می شناختند . به عبارتی نام همایون برای آنان كه آثار و آوازهای استاد محمدرضا شجریان را پیگیری می كردند غریبه نبود . همایون در آلبوم آهنگ وفا با پدر همخوانی هایی در برخی ابیات كرده بود و البته تمبك نیز زد . در خلال سال های ۷۵ تا ۷۹ و به خصوص در كنسرت های خارج از كشور استاد محمدرضا شجریان ، مشتاقان آوای استاد ، جوانی را در كنار استاد دیده بودند كه تنبك می زند و گاهی برخی ابیات را می خواند.
در اردی بهشت ماه ۱۳۸۲آلبوم " نسیم وصل " كه اولین آلبوم مستقل همایون شجریان بود به بازار موسیقی كشور عرضه شد. بعدها دومین آلبوم او یعنی " ناشكیبا " در ۳۱ اردی بهشت سال ۱۳۸۳ به بازار عرضه شد .اما سومین آلبوم وی ، " شوق دوست " ، در اسفند ماه ۸۳ خود را به بازار موسیقی معرفی كرد. نقش خیال " نیز در مهرماه ۱۳۸۴ بار دیگر نام او را بر سر زبانها انداخت.
همایون در اولین مصاحبه عمرش با روزنامه جام جم ، بیان كرده بود كه بسیار نگران این است كه نتواند از زیر سایه نام پدر بیرون بیاید . به عبارت دیگر او ضمن اینكه نهایت احترام را برای پدر قائل است اما دوست ندارد كوچكترین حركت او با یك استاد با سابقه پنجاه سال آواز خوانی و مركب خوانی كه در ذهن و حافظه مردم چهره ای ملی است مقایسه شود.
گزارش: خبرگزارى فارس

انتقاد مشکاتیان از لطفی.

مشکاتيان؛ لطفي نسبت به دهه 50 عقبگرد داشت
فارس؛ پرويز مشکاتيان گفت؛ لطفي در اجراي اخير خود در ايران نسبت به دهه 50 پيشرفتي نکرده بود، بلکه عقبگرد هم داشت.

کنسرت محمدرضا لطفي، آهنگساز و نوازنده برجسته تار، پس از 25 سال در کاخ نياوران، با بازتاب هاي مختلفي در محافل هنري و رسانه اي روبه رو شد. به رغم چيره دستي و بزرگي اين نوازنده و آهنگساز موسيقي اصيل ايراني، بسياري از علاقه مندان وي و موسيقي ايراني بر اين اعتقادند که اجراي اخير لطفي توقعات را برآورده نکرده و اين اجرا درخشش قديم آثار لطفي را نداشته است. پرويز مشکاتيان آهنگساز و نوازنده سنتور در خصوص کنسرت اخير محمدرضا لطفي در کاخ نياوران پس از 25سال گفت؛ من بهترين کار لطفي را در ابوعطا مي دانم، آن هم ابوعطايي که در سفارت آلمان با شجريان اجرا کرد. آن اجرا يکي از زيباترين ابوعطاهاي ايراني است. شجريان بعد از آن آواز زيباتر دارد اما لطفي کار باشکوه تر از آن ندارد.

مشکاتيان با تاکيد بر بزرگي و اهميت لطفي در موسيقي ايراني طي چند دهه گذشته تصريح کرد؛ اگر آن شب لطفي را من در اندازه همين ابوعطا هم مي ديدم باز برايم پذيرفتني بود و مي گفتم در عرض 25 سال توانسته خودش را حفظ کند. اما متاسفانه خيلي بدتر بود. فکر کردم که خواب مي بينم. هنوز برايم جا نيفتاده که چه اتفاقي براي لطفي افتاده بود و چرا چنين شد. وي با اشاره به غزل خواني لطفي در اين برنامه افزود؛ چرا لطفي بايد به آن شکل تفال بگيرد و ده صفحه را هم ورق بزند و غزلي را که شب قبل غلط خوانده باز هم غلط بخواند؟ درست است که ايشان مدت ها در ايران نبودند اما اين جامعه در عرض 25 سال خيلي تغيير کرده و استعدادهاي زيادي در آن ظهور کرده است.

اين آهنگساز با تاکيد بر اينکه قرار نيست که نوازندگان ما مثل قدما ساز بزنند، اظهار داشت؛ کاويدن آثار گذشتگان چراغ راهي براي اکنون و آينده است. قرار نيست ما خودمان را به 800 سال پيش و زمان حافظ پرتاب کنيم و مانند او غزل بگوييم. ما از حافظ، سعدي، خواجو و ديگران طرفي بربستيم و در حال حاضر اينجا قرار داريم و بايد براي آيندگان نيز کاري بکنيم چرا که انسان وامدار انسان است.

وي بيان داشت؛ جغرافياي فرهنگ بشري زنجيروار جلو مي رود. حافظ در زمان خودش روي دوش خواجو و نظامي حافظ شد. ولي اينکه اکنون شما روي دوش ميرزا عبدالله، ميرزا حسينقلي و درويش خان سوار شويد آينده روي دوش چه کسي سوار شود؟ صحبت هاي من نفي گذشتگان نيست بلکه مي گويم آنها وسيله اي بودند که ما با گذشته موسيقي خود آشنا شويم و طرفي براي آيندگان ببنديم.

سرپرست گروه عارف با انتقاد از اظهارات لطفي در ابتداي ورود به ايران مبني بر اينکه کسي در اين 25 سال کاري در موسيقي ايراني نکرده، گفت؛ اي ميل ها و فکس هايي براي من در خصوص کنسرت لطفي آمده که گفته اند رهنمودهايي که از کنسرت لطفي گرفته ايم اين است که سازمان را کوک نکنيم و هر کجا کم آورده ايم شعر را غلط بخوانيم،

وي ادامه داد؛ شما مي توانيد از عاطفه زمان سوءاستفاده کنيد اما با حافظه زمان چه کار مي شود کرد؟ در شب کنسرت برخي بلند شدند و رفتند و اين براي يک هنرمند آن هم در سطح لطفي فاجعه است.

مشکاتيان با بيان اينکه اين اجرا تاثير خيلي بدي روي علاقه مندان موسيقي گذاشت، گفت؛ درود بر مردم که حرمت گذاشتند ولي جواب نگرفتند حتي براي دو دقيقه. اين آهنگساز با اشاره به دونوازي لطفي و قوي حلم نيز گفت؛ قوي حلم نوازنده متوسطي است و اين جاي سوال دارد که چرا لطفي از نوازندگان کوشا و توانمند خودمان بهره نبرد.

مشکاتيان در خاتمه درخصوص نواختن چند ساز توسط لطفي خاطرنشان کرد؛ اين مساله في نفسه بد نيست اما مهم اين است که چگونه باشد. ايشان وقتي دف را برداشتند پوستش افتاده بود. آيا آقاي لطفي نمي دانند که وقتي دف را جلو دهانشان بگيرند حائلي مي شود بين صداي ايشان و ميکروفن؟ تازه با اين حال سر دف نيز مرتباً به ميکروفن مي خورد و صدا مي داد. گراني بليت کنسرت لطفي و فروش بروشورهاي آن توسط برگزارکنندگان از ديگر مواردي بود که مورد انتقاد شديد مشکاتيان قرار گرفت. به اعتقاد اين آهنگساز علاقه مندان لطفي و موسيقي ايراني که اين هزينه را براي ديدن کنسرت وي پرداخت کردند، جواب خود را نگرفتند.
 
روزنامه شرق دوشنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۶

لطفی زخمه بر ساز زد

ساعت 45/19 وارد كاخ نياوران شدم.بعد از عبور از غرفه آواي شيدا كه آثار «لطفي »را براي فروش به معرض ديد گذاشته بود و بروشورهاي برنامه را به مشتاقان به مبلغ 1000 تومان مي‌فروخت وارد فضاي اصلي كه با هزاران صندلي پر شده بود،شدم.طبق اعلام قبلي،برنامه بايد 15 دقيقه ديگر شروع مي‌شد،اما نيم بيشتر صندليها خالي و به انتظار هنردوستاني نشسته بودند كه مي‌خواستند بعد از 25 سال صداي ساز لطفي را بشوند.لطفي در كنفرانس مطبوعاتي كه چند ماه پيش برگزار كرده بود،از بي‌مهري و بي لطفي هنرمنداني ياد كرده بود كه سالها پيش با او فعاليت مي‌كردند اما وقتي از صندلي‌هاي رديف اول گذشتم «شهرام ناظري»،«پرويز مشكاتيان»،«عزت الله انتظامي»،«محمد احصايي»،«اكبر زنجان‌پور»،«سايه»،«شفيعي كدكني»،«مجيد درخشاني» و... را ديدم كه شايد زودتر از بقيه افراد به كاخ آمده بودند





بعد از 45 دقيقه تأخير«لطفي»با «محمد قوي‌حلم»كه هر دو لباس سفيد بر تن داشتند، وارد سني شدند كه دورتادور آن شمع هاي سفيد و گلدان‌هاي گل قرار گرفته بود و از زمين چند متري فاصله داشت و از آنجايي كه به عكاسان خبري اجازه حضور و عكاسي از اين برنامه را نداده بودند ،مردم جاي خالي آنها را با دوربين‌هايشان پر كرده بودند و پي در‌پي از زمان حضور اين دو نوازنده عكس مي‌گرفتند. برنامه با تكنوازي تار «لطفي»آغاز شد و چون نيم بيشتر مردم به دليل دور بودن از صحنه، امكان ديدن او را نداشتند چشم به مانيتورهاي دوطرف كاخ دوخته بودند. بعد از چند دقيقه نواختن ،تمبك «قوي حلم» نيز براي همراهي با او به صدا درآمد و هر دو چند قطعه را نواختند


در زماني كه همه محو تار نوازي لطفي شده بودند او به يكباره شروع به خواندن كرد. قطعه بعدي را با شعر مستي ما از مي است مستي ما از ني است، آغاز و در قطعه بعدي به دكلمه خواني پرداخت. وقتي اين هنرمند در حضور ديگر بزرگان موسيقي ساز مي‌زد و مي‌خواند اين تصور در ذهنها نقش مي‌بست كه اي كاش خواننده‌اي از گروه شيدا و يا عارف دهه 60 و 50 او را همراهي مي‌كرد اما صد افسوس كه اين رويايي بيش نبود و لطفي خواسته بود كه به تنهايي روي صحنه حاضر شود





لطفي بخش اول برنامه را با قطعه‌اي در مدح حضرت علي(ع ) ( هو مددي علي علي ) و با دف زدن به پايان برد و براي 15 دقيقه تنفس اعلام شد.در اين زمان كه به 45 دقيقه تبديل شده بود اكثر تماشاچيان درباره بخش اول به گفت‌و گو پرداخته بودند يكي ناراضي از صداي «لطفي»، يكي سردرگم از تفكر موسيقايي او و ديگري در عجب از نبود ديگر بزرگان موسيقي در كنارش و.... در گوشه‌اي ديگر از كاخ چند نفر از فضاي موسيقايي حاكم بر كاخ تأثير گرفته بودند و با فرض خواننده بودن،صداي خود را منطبق بر موسيقي روي موبايل هايشان كرده بودند



بعد از پايان تنفس، «لطفي»به همراه «قوي حلم»كه او را در برنامه‌هاي خارج از كشور نيز همراهي مي‌كرد با تشويق مردم به روي سن آمد و كمانچه را به دست گرفت.در ابتدا «قوي حلم»دست بر روي سازش گذاشته بود و به ساز لطفي هنگام نواختن خيره شده بود.اما اين حس تنها براي چند لحظه بود چرا كه او بايد در اجراي قطعات بعدي «لطفي»را همراهي مي كرد

كنسرت لطفي بر اساس بداهه‌نوازي بود و اين بداهه تنها به ساز زدنش اختصاص نداشت بلكه تمام رفتارهاي اين هنرمند نيز بر اين اساس شكل گرفته بود چرا كه بعد از مدتي ساز زدن بر 2 كتاب حافظ كه در كنارش بود تفالي زد و هر دو را در مقابلش قرار داد و به يكباره سه تار به دست گرفت و شروع به زدن و خواندن كرد. شب اول كنسرت «محمدرضا لطفي»با سه تار نوازي او به پايان رسيد و با تشويق‌هاي پي‌در پي مخاطبان صحنه را ترك كرد تا خود را براي اجراي امشب آماده كند


 

منبع: http://www.radioayeneh.se/guestbook/gbook.php?page=2&PHPSESSID=49e6b41058a1326207e992a8b13eb820

نگاهی اجمالی به کنسرت محمد رضا لطفی

 محمد رضا لطفی برنامه خود را با تکنوازی تار در نغمه افشاری آغاز کرد و پس از اجرای گوشه های درآمد افشاری، قطعه آوازی را با مطلع «خون خرابات عشق گر توبدانی کجاست؟» خواند.

در ادامه وی چهارمضرابی در افشاری نواخت و درهمین مایه و گوشه های عراق افشاری و البته با اشاره و ورود و خروج به دستگاه شور و گوشه شهناز، ضربی ها و تصنیف هایی را بر روی اشعاری خواند که اگر چه در بروشور کنسرت نامی از آنها نیامده بود، اما به نظر می رسید حال و فضای اشعار دیوان شمس مولانا جلال الدین بلخی را تداعی می کند.

اشعاری با این مطلع: مستی ما از می است ،‌مستی می از وی است.
یا
ماجرای من ومعشوق مرا پایان نیست .
یا
اگر عالم همه پرخار باشد ، دل عاشق پر از گلزار باشد.
یا
آمده ام که تا به خود گوش کشان کشانمت.

آقای لطفی در پایان بخش اول برنامه، تار خود را کنار گذاشت و با ساز دف، تنبک نوازی محمد قوی حلم را همراهی کرد.

بخش دوم برنامه با تکنوازی و بداهه نوازی لطفی با کمانچه در دستگاه سه گاه آغاز شد.

در این بخش آقای لطفی نخواند و تنها به نواختن ضربی ها و چهار مضرابهایی در گوشه های مختلفی چون مویه، مخالف و... از دستگاه سه گاه پرداخت. اشاره به فضاهایی موسیقی محلی، به خصوص موسیقی مناطق کردی و لری از جمله ظرافتهای اجرایی وی در این بخش بود که با اجرای خوب محمد قوی حلم در نواختن تنبک همراه بود.

لطفی پیش از این در گفت وگویی با روزنامه تهران امروز گفته بود که برای به دست آوردن فضای مورد نیاز اجرای خود چند روزی را با محمد قوی حلم در یک محیط زندگی می کند تا بتوانند روحیات یکدیگر را بهتر درک کنند. محمدرضا شجریان هم در گفت وگوی خود به این نکته اشاره کرده بود که وقتی برای اجرای آلبوم چشمه نوش به اروپا رفته بود (سالها ابتدایی دهه 70)، با وجود آشنایی بسیار با کار لطفی و اجراهای متعدد، چند روزی پیش از اجرای کنسرت با یکدیگر بودند و تمرین می کردند. در آن اجرا نیز محمد قوی حلم نوازندگی تنبک را برعهده داشت. با هم بودن از آن جهت اهمیت دارد که برخی از هنرمندان صاحب نام تاریخ موسیقی ایران معتقدند در ساختار موسیقی بداهه نوازی، اگر افراد همدیگر را بهتر بشناسند و با خلق و خوی یکدیگر بیشتر آشنا شوند، اجرا کیفیت بهتری پیدا خواهد کرد.

محمد رضا لطفی که ساز تخصصی اش تار و سه تار است، از یک سال قبل که آلبوم خموشانه را به بازار موسیقی عرضه کرده بود، بحثی مناقشه خیز را درباره اصالت کمانچه نوازی نوازندگانی چون کلهر، فرج پوری، آذرسینا و... مطرح کرد که با انتقاد این گروه از نوازندگان روبرو شد.

وی که پیش از این هم در برنامه ای درباره کمانچه نوازی سخنرانی کرده بود، این بار کمانچه را هم با ظرافت و تکنیکی بالا نواخت، اما در بخش هایی به همان وادی درغلتید که دیگران را از آن بر حذر می داشت، یعنی دور شدن از اصالت در نوازندگی. این مشکل البته ،‌چه در نواختن تا ر و چه در نواختن سه تار هم بروز و ظهور داشت و شنوندگانی که علاقه مند بودند ازآقای لطفی اجرایی کلاسیک و شسته و رفته بشنوند‌، حداقل در شب نخست کمتر توفیق یافتند.

بخش سوم و پایانی برنامه به تکنوازی سه تار در نغمه اصفهان اختصاص داشت. پیش از این هم علاقه مندان موسیقی درآلبوم گریه بید، شاهد هنرنمایی لطفی بودند.

پس از اجرای در آمد اصفهان وی به همراه تنبک قوی حلم آوازی را با مطلع شعری ازحافظ:
"سرم خوش است و به بانگ بلند می گویم" آغاز کرد و در ادامه با اشاره به گوشه هایی در دستگاه شور برنامه خود را با این مطلع ادامه داد:

"اگر گم گردد آن دیده از آن دلدار جوییدش"

و درنهایت با اجرای یک ضربی به کار خود پایان داد.

این استاد موسیقی ایرانی در بخشهایی از آوازخوانی خود به فرم دکلمه نزدیک می شد.

وي در گفت وگويی كه پيش از اجرای كنسرت با روزنامه شرق انجام داده بود گفت كه آواز خوانی برای وی ابزاری است و به همين دليل هميشه آن را صدا نام نهاده است و نه آواز.

بر چنين بنیانی اگرچه صدای لطفی از پختگی مطلوبی برخوردار است، اما طبيعی است كه برای اجرای كنسرتی در اين سطح مناسب نباشد و برخي از حاضران نيز در گفت و گو بانگارنده تاكيد می كردند كه ای كاش آقای لطفی نمی خواند و تنها ساز می زد.

ضربی ها و نیز تصنیف هایی که در کل کنسرت اجرا شد، از بداهه خوانی محض لطفی حکایت می کرد. اگر چه این نوع بداهه خوانی و بداهه نوازی با نقطه ضعف هایی چون غیر روان بودن شعر، انتخاب نامناسب شعر وننشستن آن روی ریتمی که خود لطفی انتخاب می کرد روبرو بود.

یک دلیل پیش آمدن چنین وضعیتی به انتخاب آنی شعر باز می گشت، به نحوی که برخی از اشعاری که خوانده شد،‌ در همان لحظه و با باز کردن کتاب دیوان شعر، انتخاب و بلافاصله خوانده شد. همین نبود سابقه ذهنی نسبت به شعر سبب شد ضمن ایرادات محتوایی در تلفیق شعر و موسیقی، وی در چند جا شعر را اشتباه بخواند.

از نکات جالب توجه این کنسرت حضور علاقه مندان به موسیقی بود که با وجود قیمت بالای بلیت ها تقریبا تمامی صندلی های کنسرت که بیش از ۳ هزار نفر می شد،‌ مملو از تماشاگر بود. بلیت های کنسرت در سه رده قیمتی ۲۰ ، ۲۵ و ۳۰ هزار تومان فروخته می شد.

افرادی چون هوشنگ ابتهاج (سایه)، محمد رضا شفیعی کدکنی، شهرام ناظری، پرویز مشکاتیان، احمد ابراهیمی ( خواننده پیش کسوت و ردیف دان)، عزت الله انتظامی، مجید درخشانی، محمد احصایی، در شب نخست از بیندگان این کنسرت بودند. این در حالیست که شهرام ناظری و پرویز مشکاتیان پس از پایان بخش اول برنامه را ترک کردند.

در کنار کنسرت نمایشگاهی از کارهای موسسه آوای شیدا( موسسه زیر نظر لطفی) نیز ترتیب داده شده بودکه نشان می داد آقای لطفی از یک سال ونیم قبل که به ایران آمده در سه حوزه آموزش ، انتشار ونیز اجرای کنسرت فعالیتهای چشمگیری را ساماندهی کرده است.

کنسرت شب اول محمد رضا لطفی و محمد قوی حلم با حدود یک ساعت تاخیر آغاز شد و البته نزدیک به سه ساعت به طول انجامید.

توضیح: این مطلب در سایت فارسی بی بی سی منتشر شده است

 http://day1348.blogfa.com/post-75.aspx