ارکستر سمفونیک تهران

ارکستر سمفونیک تهران به رهبری شهرداد روحانی از ۴ تا ۷ خرداد اجرا

داره. برای تهیه بلیط می تونید به سایت سی گذر مراجعه کنید.

 

کاویان و ماجراهایش

این پست مربوط میشود به بخش دفترچه خاطرات که مدت های زیادی است در حال خاک خوردن است.


یادش به خیر ...

یاد اون روزی که استاد تو کلاس گفتن " میخوایم یه گروه تشکیل بدیم " و از ۵شنبه ی همان هفته گروه ما با سرپرستی روزبه مافی شروع به فعالیت کرد.

یاد اولین جلسه ی تمرین...امیر زنده دل - شکوفه زرگر - آرش حیدرعلی - طاهره مالکی

بعد ورود سمیه قاسمی ... شیدا رضایی ... سالومه مشفق ... فاطمه محمدیان ...

یادش به خیر اوایل از ۹ صبح تا ۳ بعد از ظهر تمرین می کردیم کسی هم آخ نمی گفت. بنده خدا امیر زنده دل چه خون دلی خورد تا ما تونستیم یه میزان ساده رو با هم بزنیم.

یاد ریز زدن ها و تایم گرفتن ها ... یادش به خیر اون روزی که استاد و آرش کل ریز گذاشته بودن. آرش از ریز شروع کرد بعد سه لاچنگ ... دولاچنگ ... چنگ ... وقتی به سیاه رسیده بود هنوز فکر می کرد داره ریز می زنه و طوری به استاد نگاه می کرد که انگار هنوز کم نیاورده.

یادش به خیر کلاس سه شنبه ها

اول یه سالن بود بالای سالن تربیت بدنی. اونقدر بزرگ بود که جلسه ی اولی که رفتم (عجله و استرس رو هم بهش اضافه کنید) احساس میکردم هر چی میرم به انتهاش نمی رسم. انتهاش که برای من نقطه ی شروع بود.

یادش به خیر بعدش رفتیم زیر زمین ساختمان فوق برنامه. خب زیرزمین بود. با بچه های تئاتر هم مشترک بودیم. از جای قبلی هم کوچکتر بود ولی خب بازم جای خوبی بود هم برای کلاس هم برای تمرین.

بعد ورود مجید خوشبختی(معروف به سرباز) - پریسا هراتی - مریم دهقان - مستانه یاشینی - شادی شیری - مونا عربزاده - مرضیه لشکری - فریبرز عنایتی ...(احتمالا تو ترتیب ورود بچه ها اشتباه می کنم)

یادش به خیر روزهایی که بچه های تئاتر قبل از ما تمرین داشتن. اگر زورمون می رسید و بیرونشون می کردیم باید با سیستم تهویه ی قوی اونجا ( باز گذاشتن در و پنجره) کمی هوا رو متعادل می کردیم و اگر هم زورمون نمی رسید که ...

ولی از اون بدتر وقتی بود که می رفتیم و کلید نداشتیم و بدتر از بدتر وقتی بود که شاد و خوشحال از داشتن کلید می رفتیم و آقای عزیزی قفل در رو عوض کرده بود. یادش به خیر آقای عزیزی ... آدمی که شاید بعدها که آدمای جدیدی رو دیدیم بیشتر قدرشو دونستیم.

ولی روزهای خوبی هم بود. مثل روزی که آقای عزیزی قفل رو عوض کرده بود و در نهایت ناامیدی کلید درب منزل استاد به کلید اتاق خورد و باز شد ...

یاد روزی که آرش ایمیل زد ... بله بودجه ی دانشگاه قلمبه شده بود و تصمیم گرفته بودن ساختمان فوق برنامه رو خراب کنن. اول هیچ کس باور نکرد آخه آرش ید طولایی در خالی بندی داره ولی کم کم یادمون اومد که چوپان دروغگو هم بار آخر راست گفته بود.

بعد از کلی ماجرا کلاس منتقل شد به یه اتاق خیلی کوچیک در ساختمان جدید فوق برنامه و تمرین منتقل شد به سالن کنفرانس که اگر شرح وقایع اونجا رو بخوام بگم خودش کتابی میشه.در این مدت فکر میکنم کسی که بیشتر از همه اذیت شد مونا بود. طفلکی چون دانشجوی اونجا بود بیشتر زحمات به گردنش بود.

بعد ورود محمد امین امیرخلیلی - فرید بهبودی - نکیسا نورایی - امین افشین منش ...

بعد از کش مکش های فراوان بر سر کلید سالن - ورود به دانشگاه - اشغال بودن سالن به دلیل جلسات بسیج - رد شدن نامه ی اسامی و .... تا اینکه باز هم لطف مسئولین شامل حال ما شد ...

 مدتی در آموزشگاه آقای ونداد ... که پیگیری هاش با شیدا بود.

مدتی در فرهنگسرای هنر ... که معمولا هماهنگی هاش بر عهده ی شکوفه بود.

و سرانجام با کمک امین یا ایمان در محل کنونی مشغول به تمرین هستیم و در این مکان اورلی - محبوبه - نیما و سحر هم به ما پیوستند و ایمان که همیشه یار و همراه گروه بوده و هر چی فکر کردم یادم نیومد اولین ورودش به گروه کی بوده.

امروز جای خالیه امیر - سمیه - سالومه - فاطمه - پریسا - مریم - مستانه - محمد امین - امین - فرید - نکیسا در گروه احساس میشه. امیدوارم هر جا که هستن موفق باشن و روزی دوباره با ورودشون به گروه ما رو خوشحال کنن.

 

 

اعضای جدید

 

ورود نویسندگان جدید، محبوبه، اورلی، نیما و سحر عزیز را به خانواده ی

مجازیه کاویان تبریک می گم.

درگذشت استاد

 

امشب من و سازهایم دلتنگ تو هستیم.

من که طعم شاگردی تو را چشیده بودم،

 سه تار عزیزم که نوازش دستان تو را در خاطر دارد

و تار نازنینم که تو اولین شاهد آشناییمان بودی.

 پس هر سه امشب به احترام یاد تو سکوت خواهیم کرد

 و این شب را با  "نوای بی نهفت"  تو سر خواهیم کرد.

 

خداوند هنر و زیبایی، روح بزرگش را قرین آرامش گرداند.

 

درگذشت استاد جنگوک

پیكر استاد "عطاء جنکوک" نوازنده تار و سه تار و مدرس با سابقه موسیقی ایرانی، ساعت 10 امروز از مقابل تالار وحدت تشییع و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاك سپرده می شود.

این هنرمند متولد سال 1327 در شهر لار بود. استاد "جنکوک" آثاری چون پرستاره، سر و ماه، چشم به راه و آثار مکتوبى مانند سوز و ساز، و گشایش، و بازنویسى کتاب هاى موسیقى تار و سه تار را در كارنامه هنری خود به یادگار گذاشته است.

استاد "عطاء جنکوک" نوازنده تار و سه تار و مدرس با سابقه موسیقی ایرانی، یكم اردی بهشت (چهارشنبه) بر اثر سکته قلبی، در 62 سالگی درگذشت.

منبع: تابناک