بدون شرح
هر آغازی را پایانی است
فقط محض دلتنگی
... سلام و ارادت به همه ی دوستان کاویانیم از اول تا حالا ...
... دلم برای همتون تنگ شده ...
... همین ....
خدایا شکرت که تو این آشفته بازاری که هر کسی به فکر اینه که گلیم خودشو از آب بیرون بکشه و به جایی برسه، یه گروهی داریم که همه به فکر همدیگن و از موفقیت همدیگه خوشحال میشن.
خدایا شکرت تو این اوضاعی که هر کسی برای دیگری پشت پا می گیره تا با سر زمین بخوره، یه گروهی داریم که اگه یکیشون زمین بخوره، بقیه دستشو می گیرن تا از زمین بلند بشه.
خدایا شکرت استادی داریم که معلمی رو برامون معنی کرده.
خدایا شکرت دوستایی دارم که دوستی رو برام معنی کردن.
۱. نمی دونم چرا دلم خواست دوباره بعد از سه سال این شکرانه رو بیارم تو وبلاگ ولی خوشحالم که الان میتونم یه عالمه شکر دیگه هم به خاطر شما دوستای خوبم به این شکرانه اضافه کنم.
۲. فکر کردم خوبه بحث امروز رو تو وبلاگ ادامه بدیم. اگر موافقید اعلام کنید که شروع کنیم.
۳. میتونیم بقیه سوال و جواب ها و پیشنهادات برای آینده و انتقاد از همدیگرو اینجا داشته باشیم.

عده ای از دوستان علاقه مند به موسیقی سنتی ایرانی تصمیم گرفته اند تا در تاریخ ۱۴ امرداد ۱۳۸۹، ساعت پنج بر سر مقبره قمر واقع در گورستان ظهیرالدوله بروند تا به این وسیله یاد قمر را زنده نگاه دارند. این دعوت از طرف هیچ نهاد دولتی یا غیر دولتی نبوده و تنها به پیشنهاد چند علاقه مند موسیقی سنتی می باشد.
از هفتم تا نهم مرداد در استادیوم تنیس ورزشگاه انقلاب همایون شجریان افسانه سیمرغ را روایت میکند.
قطعه سیمرغ آخرین اثر حمید متبسم به خوانندگی همایون شجریان و اجرای ارکستر بزرگ سازهای ملی به رهبری محمرضا درویشی در روزهای هفتم تا نهم مرداد ماه در استادیوم تنیس ورزشگاه انقلاب تهران برگزار خواهد شد و فروش بلیت این برنامه از ساعت ده صبح روز دوشنبه در سایت شجریان و سه مرکز فروش بلیت آغاز خواهد شد.
خانه موسیقی به عنوان تنها نهاد مدنی جامعه موسیقیدانان کشور اعلام می دارد که
از روند فعلی فعالیتهای فرهنگی در حوزه موسیقی ملی ایران ناراضی و نگران است.
|
تاريخ : 5، 6 و 7 مرداد 1389 | |
| محل برگزاري : تالار وحدت تهران | |
| ساعت : 21 | |
| قيمت :15، 20، 25 و 30 هزار تومان | |
| قطعات: ۱. پایکوبان ۲. زندگی زیباست ۳. گل سرخ ۴. یک روز به شیدایی ۵. ثمر ۶. تا تو با منی تنفس ۷. ابیانه ۸. طالب بی قرار ۹. قطعه من ۱۰. شیر سنگی و زهی عشق ۱۱. وا دل من اعضای گروه: ۱. پدرام درخشانی (سرپرست و نوازنده سنتور)، ۲. مهرداد هویدا (خواننده)، ۳. هومن جاوید (خواننده)، ۴. میلاد درخشانی (تار)، ۵. پاشا هنجنی (نی)، ۶. کوروش بابایی (کمانچه)، ۷. مسعود حبیبی (دف)، ۸. دارا دارایی (گیتار باس)، ۹. نیما رمضان (گیتار)، ۱۰. آرش مقدم (درامز)، ۱۱. دِرشَن آنند (طبلا)، ۱۲. رضا تاجبخش (پیانو)، ۱۳. بابک صفرنژاد (ساز دهنی)، ۱۴. همایون نصیری (تنبک و پرکاشن)، ۱۵. حسن شریفی (ترومبون)، ۱۶. امید حاجیلی (ترومپت)، ۱۷. پیتر سلیمانیپور (ساکسیفون)، ۱۸. علی پژوهشگر (عود). مراکز فروش: انجمن موسیقی ایران:88906080 - 88923491 شرکت رایساز (خیابان وزرا، تحویل در محل): 7-88727046 ققنوس (تجریش، تحویل در محل): 22728007 - 22738007 کافه کهن (هفت تیر، تحویل در محل): 6-88814495 پاسارگاد (سعادت آباد): 88685104 تالار وحدت: 7-66705101 پرشیا (ولیعصر، تحویل در محل): 9-88996798 -->نیستان (پاسداران): 22891242 پژواک: 22617366 خانه کتاب شهرآراء: 66901270 | |
ارکستر سمفونیک تهران به رهبری شهرداد روحانی از ۴ تا ۷ خرداد اجرا
داره. برای تهیه بلیط می تونید به سایت سی گذر مراجعه کنید.
یادش به خیر ...
یاد اون روزی که استاد تو کلاس گفتن " میخوایم یه گروه تشکیل بدیم " و از ۵شنبه ی همان هفته گروه ما با سرپرستی روزبه مافی شروع به فعالیت کرد.
یاد اولین جلسه ی تمرین...امیر زنده دل - شکوفه زرگر - آرش حیدرعلی - طاهره مالکی
بعد ورود سمیه قاسمی ... شیدا رضایی ... سالومه مشفق ... فاطمه محمدیان ...
یادش به خیر اوایل از ۹ صبح تا ۳ بعد از ظهر تمرین می کردیم کسی هم آخ نمی گفت. بنده خدا امیر زنده دل چه خون دلی خورد تا ما تونستیم یه میزان ساده رو با هم بزنیم.
یاد ریز زدن ها و تایم گرفتن ها ... یادش به خیر اون روزی که استاد و آرش کل ریز گذاشته بودن. آرش از ریز شروع کرد بعد سه لاچنگ ... دولاچنگ ... چنگ ... وقتی به سیاه رسیده بود هنوز فکر می کرد داره ریز می زنه و طوری به استاد نگاه می کرد که انگار هنوز کم نیاورده.
یادش به خیر کلاس سه شنبه ها
اول یه سالن بود بالای سالن تربیت بدنی. اونقدر بزرگ بود که جلسه ی اولی که رفتم (عجله و استرس رو هم بهش اضافه کنید) احساس میکردم هر چی میرم به انتهاش نمی رسم. انتهاش که برای من نقطه ی شروع بود.
یادش به خیر بعدش رفتیم زیر زمین ساختمان فوق برنامه. خب زیرزمین بود. با بچه های تئاتر هم مشترک بودیم. از جای قبلی هم کوچکتر بود ولی خب بازم جای خوبی بود هم برای کلاس هم برای تمرین.
بعد ورود مجید خوشبختی(معروف به سرباز) - پریسا هراتی - مریم دهقان - مستانه یاشینی - شادی شیری - مونا عربزاده - مرضیه لشکری - فریبرز عنایتی ...(احتمالا تو ترتیب ورود بچه ها اشتباه می کنم)
یادش به خیر روزهایی که بچه های تئاتر قبل از ما تمرین داشتن. اگر زورمون می رسید و بیرونشون می کردیم باید با سیستم تهویه ی قوی اونجا ( باز گذاشتن در و پنجره) کمی هوا رو متعادل می کردیم و اگر هم زورمون نمی رسید که ...
ولی از اون بدتر وقتی بود که می رفتیم و کلید نداشتیم و بدتر از بدتر وقتی بود که شاد و خوشحال از داشتن کلید می رفتیم و آقای عزیزی قفل در رو عوض کرده بود. یادش به خیر آقای عزیزی ... آدمی که شاید بعدها که آدمای جدیدی رو دیدیم بیشتر قدرشو دونستیم.
ولی روزهای خوبی هم بود. مثل روزی که آقای عزیزی قفل رو عوض کرده بود و در نهایت ناامیدی کلید درب منزل استاد به کلید اتاق خورد و باز شد ...
یاد روزی که آرش ایمیل زد ... بله بودجه ی دانشگاه قلمبه شده بود و تصمیم گرفته بودن ساختمان فوق برنامه رو خراب کنن. اول هیچ کس باور نکرد آخه آرش ید طولایی در خالی بندی داره ولی کم کم یادمون اومد که چوپان دروغگو هم بار آخر راست گفته بود.
بعد از کلی ماجرا کلاس منتقل شد به یه اتاق خیلی کوچیک در ساختمان جدید فوق برنامه و تمرین منتقل شد به سالن کنفرانس که اگر شرح وقایع اونجا رو بخوام بگم خودش کتابی میشه.در این مدت فکر میکنم کسی که بیشتر از همه اذیت شد مونا بود. طفلکی چون دانشجوی اونجا بود بیشتر زحمات به گردنش بود.
بعد ورود محمد امین امیرخلیلی - فرید بهبودی - نکیسا نورایی - امین افشین منش ...
بعد از کش مکش های فراوان بر سر کلید سالن - ورود به دانشگاه - اشغال بودن سالن به دلیل جلسات بسیج - رد شدن نامه ی اسامی و .... تا اینکه باز هم لطف مسئولین شامل حال ما شد ...
مدتی در آموزشگاه آقای ونداد ... که پیگیری هاش با شیدا بود.
مدتی در فرهنگسرای هنر ... که معمولا هماهنگی هاش بر عهده ی شکوفه بود.
و سرانجام با کمک امین یا ایمان در محل کنونی مشغول به تمرین هستیم و در این مکان اورلی - محبوبه - نیما و سحر هم به ما پیوستند و ایمان که همیشه یار و همراه گروه بوده و هر چی فکر کردم یادم نیومد اولین ورودش به گروه کی بوده.
امروز جای خالیه امیر - سمیه - سالومه - فاطمه - پریسا - مریم - مستانه - محمد امین - امین - فرید - نکیسا در گروه احساس میشه. امیدوارم هر جا که هستن موفق باشن و روزی دوباره با ورودشون به گروه ما رو خوشحال کنن.
ورود نویسندگان جدید، محبوبه، اورلی، نیما و سحر عزیز را به خانواده ی
مجازیه کاویان تبریک می گم.

امشب من و سازهایم دلتنگ تو هستیم.
من که طعم شاگردی تو را چشیده بودم،
سه تار عزیزم که نوازش دستان تو را در خاطر دارد
و تار نازنینم که تو اولین شاهد آشناییمان بودی.
پس هر سه امشب به احترام یاد تو سکوت خواهیم کرد
و این شب را با "نوای بی نهفت" تو سر خواهیم کرد.
خداوند هنر و زیبایی، روح بزرگش را قرین آرامش گرداند.


مرتضی نی داوود، نوازنده تار و اهنگساز برجسته موسیقی ایرانی است.موسیقیدانان سنتی ایران که در فاصله جنبش مشروطیت و نخستین دهه از قرن جاری خورشیدی سر برآورده اند، همه پیش از هر چیز نوازنده بوده اند، هر چند که گهگاه به سراغ آهنگسازی نیز رفته اند.مهارت های فنی و گاه شگفتی آور این نوازندگان، آن چنان جمع شنوندگان را مجذوب خود می ساخته که آهنگسازی آنها را غالبا از یاد می برده اند. درویش خان، ارسلان درگاهی، موسی معروفی و حبیب سماعی از این گونه موسیقیدانان به شمار می روند.
دیدار محمدرضا شجریان با استاد جلیل شهناز

محمدرضا شجریان، داود گنجه ای و محمد سریر با حضور در منزل جلیل شهناز با وی دیدار و گفتگو کردند. در این دیدار که روز شنبه انجام شد محمدرضا شجریان (رئیس شورای عالی)، داود گنجه ای (عضو شورای عالی) و دکتر سریر (رئیس هیئت مدیره و مدیرعامل خانه موسیقی) حضور داشتند .محمدرضا شجریان در ابتدا با اشاره به اینکه استاد شهناز به عنوان تکنواز و نوازنده برتر تار در چند دهه گذشته در حوزه موسیقی ایرانی بویژه نوازندگی تار تاثیرگذار بوده است گفت: من آنچه در آواز آموخته ام متاثر از نوازندگی استاد شهناز بوده است و سالهای سال با صدای تار این استاد بی بدیل زندگی کرده ام.
شجریان در ادامه افزود: من تعدادی از آثار استاد از جمله پیش درآمد بیات ترک با همنوازی تمبک ناصر افتتاح را هر روز گوش می کنم. در خودرو ومنزل و در هرفرصتی که دست بدهد این اثر را می شنوم و با شنیدن آن لذت می برم و انرژی می گیرم.
دکتر سریر نیز در این ملاقات ضمن ابراز خرسندی از سلامت نسبی استاد و آرزوی بهروزی و طول عمر برای ایشان از استاد جلیل شهناز برای بازگشایی مجدد خانه موسیقی که اواخر فروردین ماه خواهد بود دعوت به عمل آورد .
مدیرعامل خانه موسیقی در ادامه در خصوص شرایط و ویژگیهای معلمین ردیف موسیقی و نحوه تدریس موسیقی سنتی بر اساس ردیف با توجه به تغییرو تحولات اجتماعی و... سوال کرد.
استاد جلیل شهناز نیز ضمن تشکر از حضور این هنرمندان گفت: استاد شجریان هنرمند بزرگ و بی همتای آواز در ایران و بلکه در جهان است و از افتخارات فرهنگ و هنر ایران به شما می رود.
شهناز در پاسخ به سئوال دکتر سریر گفت: ردیف تمامی سرمایه موسیقی ایرانی است و تدریس آن بسیار مهم است. نحوه و کیفیت انتقال ردیف تماما به معلم و مدرس بستگی دارد. معلم باید ردیف را درک کرده باشد وبا آن زندگی کرده باشد. تدریس ردیف کار هر معلمی نیست.
داود گنجه ای نیز در این نشست با آرزوی سلامتی و بهروزی برای استاد شهنازفرا رسیدن سال نو را به ایشان تبریک گفت و ابراز امیدواری کرد بازگشایی مجدد محل خانه موسیقی با حضوراستاد شهناز انجام شود.
جلیل شهناز متولد1300دراصفهان به تشویق پدرو برادرخود به نوازندگی تار پرداخت. وی به عنوان نوازنده ای صاحب سبک و توانا درعرصه موسیقی ایران خوش درخشیده است. شهناز علاوه بر آشنایی کاملش با دیگر سازها نظیر سنتور و تنبک ، کمانچه را به زیبایی تمام می نوازد.
|
همايون شجريان شمس تبريزي شد
|
|
به گزارش پايگاه اطلاعرساني موسيقي ايران، همايون شجريان خواننده جوان و مطرح موسيقي ايراني، براي نقش شمس تبريزي در اپراي «مولوي» آواز خواند.
بر اساس اين گزارش، محمد معتمدي نيز نقش مولانا را در اين اپرا اجرا كرده است. علي خدايي، كيوان فرزين، محمدرضا صادقي، غفار ذابح، مصطفي محمودي، سجاد پورقناد، حسين عليشاپور، اسحاق انور، مليحه مرادي، سارا رضازاده، فرهاد اسدي و مهدي جاور خوانندگاني هستند كه براي اين اپرا اشعاري از مولانا را خواندهاند. ضبط آوازهاي اپراي مولوي در استوديو پاپ و تمرين بازيدهندگان عروسكها در تهران همچنان ادامه دارد. بهزاد عبدي آهنگساز اپراي مولوي است و گروه عروسكي آران، بازيدهندگان عروسكهاي اين اپرا هستند. اپراي مولوي براساس اشعار مولانا جلالالدين بلخي شاعر بزرگ قرن هفتم ايران، توسط بهروز غريبپور نوشته و كارگرداني شده است و از دومبهمنماه با شروع جشنواره تئاتر فجر در تالار فردوسي به روي صحنه ميرود. |
منبع: پایگاه اطلاع رسانی موسیقی ایران
هنوز غم پرویز مشکاتیان در دلمان بود که فرامرز پایور هم رفت ... روحش شاد
از دست دادن دو استاد سنتور نواز در عرض چند ماه واقعا تاسف آوره ... تسلیت
موزه موسیقی افتتاح شد.
مراسم افتتاح موزه موسيقي با حضور علي مرادخاني مدير موزه موسيقي، محمدرضا شجريان، حسين عليزاده، محمدعلي خبري مديركل دفتر موسيقي ارشاد، مجيد درخشاني، داوود گنجهاي، داريوش پيرنياكان، بيژن بيژني، محمد سرير، فرهاد فخرالديني، ميلاد كيايي، داريوش طلايي، مصطفي پورتراب، محمدحسين عسگرپور، كيوان ساكت، هوشنگ كامكار، شاهين فرهت، مهدي آذرسينا، قنبري مهر، هنگامه اخوان، حميدرضا نوربخش، همايون خرم، مجيد جوزاني و تني چند از هنرمندان برگزار شد.
ادامه در سایت ایران موزیک
نخستین بلیت های موزه موسیقی توسط مصطفی کمال پور تراب و حسین دهلوی روز گذشته طي مراسمي خریداری شد.
ادامه در سایت خانه موسیقی
ثبت ردیف های موسیقی سنتی ایران به عنوان میراث
معنوی یونسکو اتفاقی بزرگ و افتخاری برای ماست که
نشاندهنده ظرفيت بالاي اين هنر والا است.
http://www.ibna.ir/vdcji8ei.uqeyozsffu.html
http://www.radiofarda.com/content/F11_Iran_Meshkatian_Music_Dead/1827749.html
آخه چرا خدااااااااااااااااااا .............
نمی دونم چی بگم ... فقط غمگینم ... خیلی ...
"فروشگاه بتهوون" که تقریبا دو سال پیش تعطیل شده بود تیر ماه امسال بازگشایی شده البته در محلی جدید.
فروشگاه بتهوون تقریبا ۵۶ سالشه. شروع به کار این فروشگاه سال ۳۲ و در خیابان منوچهری بوده. البته اون موقع اسمش "صفحه فروشی بتهوون" و مسئول این فروشگاه "کریم چمن آرا" بوده. حدود ۱۰ سال بعد فروشگاه بتهوون به مکان بزرگ تری در خیابان ولیعصر منتقل میشه و بعد از اون در سال ۸۳ به فروشگاهی در میدان محسنی منتقل که دو سال پیش تعطیل میشه تا امسال که مجددا در محل جدیدی به آدرس زیر افتتاح شده.
آدرس فروشگاه بتهوون: خیابان کریم خان - خیابان سنایی - نبش کوچه اعرابی - پلاک ۲۳
"به نقل از سایت خانه موسیقی"
هيئت مديره خانه موسيقي نسبت به هتك حرمت استاد محمدرضا شجريان (رئيس شوراي عالي موسيقي)در برخي رسانه ها بيانيه اي صادر كرد.
به گزارش سايت خانه متن اين بيانيه چنين است:
متعاقب رخدادهای پس از انتخابات ریاست جمهوری اخیر، مردم با فرهنگ و فهیم ایران متاسفانه یک بار دیگرشاهد هتاکی برخی قلم به دستان مغرض به اهالی فرهنگ بودند و این بار جناب آقای محمدرضا شجریان ، اين نگین هنر و استاد اسطوره ای موسیقی اصیل کشور مورد تهاجم وهتک حرمت قرارگرفت .
هجوم این عوامل ضد فرهنگ و بستن افترا و اتهام واهی به هنرمندی که به واقع در قلب همه ایرانیان فرهنگدوست در سراسر دنیا جای دارد به نوعي اهانت و گستاخی به همه ایرانیان اهل علم و فرهنگ قلمداد می شود که باید به شدت از سوی مراجع ذی صلاح با آن برخورد شود.
نویسندگان و پرونده سازان که اندیشه ای جز تضغیف و تحلیل فرهنگ ملي ایران و تحقیر هنرمندان وبزرگان علم و اندیشه و هنر را در سر نمی پرورانند استاد شجریان را به خاطر استیفای حقوق حقه خود- كه از قبل از انقلاب در پي آن بوده است - با زشت ترين الفاظ و بدترین اتهامات مواجه كردند.
خطاب قراردادن رئیس شورای عالی خانه موسیقی ( عالی ترین شورای تخصصی هنر موسیقی در کشور) به عنوان مهره استعمار و وطن فروش اتهام بزرگی است که نه تنها ایشان و دیگر اعضای برجسته این شورا، بلکه شان وجايگاه طیف گسترده ای از شاگردان، هنرجویان و همچنین هزاران عضو نهاد مدنی خانه موسیقی را نیز ملکوک کرده و موجبات رنجش ومشوه جلوه دادن فعالیت های فرهنگی این نهاد را فراهم آورده است.
حفظ و صيانت ازحريم و حقوق اوليه هنرمندان خدوم و تاثير گذار كه چراغ عمر خود را در راه اعتلاي فرهنگ وهنر اين مرز و بوم بر افروخته اند از وظايف اصلي و اساسي همه كارگزاران و مسئولان كشوروبويژه اصحاب رسانه ها به شمار مي رود و حال آنكه استاد محمدرضا شجريان و خدمات او چنان بسيط و گسترده و چنان تابناك و درخشان است كه نياز به هيچ شرح و توضيح اضافي ندارد.
خانه موسيقي ضمن ابراز تاسف از توهين و افترايي كه به رياست شوراي عالي و مآلا به جامعه هنر موسيقي كشور وارد شده است ازمسئولان مي خواهد موضوع را رسيدگي و با برخورد مقتضي با اين روند ضد فرهنگ زخم اتهامات وارده به اين هنرمند برجسته و هزاران هزار هنرمند عضو خانه موسيقي را التيام بخشند.
کاش میتونستیم شرکت کنیم.
برگزار كنندگان جشن هاي موسيقي و طبيعت هنرمندان و گروه هاي حرفه اي موسيقي را براي مشاركت در برگزاري برنامه ها و جشن ها به همكاري دعوت كرد.
به گزارش سايت خانه موسيقي، مسئولان برگزاري جشن هاي موسيقي و طبيعت در نظر دارند جهت تشكيل گروه هاي حرفه اي و تخصصي موسيقي براي اجراي موسيقي در طبيعت به جذب هنرمندان علاقه مند در همه ي شاخه هاي مرتبط بپردازند.
هنرمندان داوطلب مي بايست علاوه بر توانايي در اجراي صحيح موسيقي از توانايي جسمي مناسب براي حضور در ارتفاعات و محيط هاي طبيعي برخوردار باشند.
از خصوصيات بارز ارايه اين نوع موسيقي آن است كه در محيط طبيعي اجرا گرديده و از اهداف آن مي توان علاوه بر شناخت ظرفيت هاي طبيعي در جنبه هاي مختلف موسيقي همچون آهنگ سازي و بداهه نوازي ، به پاس داشت طبيعت به عنوان اولين پايگاه زايش و پويش موسيقي اشاره كرد .
علاقه مندان جهت ثبت نام مي توانند با خانه موسيقي تماس حاصل فرمايند.
دو تا نظر متفاوت درباره ساسان یافته معروف به ساسی مانکن که چند وقتیه بدجوری سر زبونا افتاده و هوادارای زیادی داره، به خصوص از وقتی که با آقای کـ..... (حرف سیاسی جیزه) بگذریم ... این دو تا مطلب رو بخونید ....
سایت موسیقی ما - نویسنده بابک ریاحی پور
سایت هنر هفتم - نویسنده امید محمودزاده آملی
اول میخواستم یه بیوگرافی از قمرالملوک وزیری کپی کنم تو وبلاگ ولی هر چی بیشتر درباره ی این انسان خوندم بیشتر شیفه اش شدم. دیدم کلی سایت هست که نوشته قمر 54 سال عمر کرد، 4 ماه قبل از تولد، پدرش از دنیا رفته و 8 (یا 18) ماه بعد از تولد، مادرش رو از دست داده و از بچگی پا منبری مجالس روضه ی مادر بزرگ بوده و مرتضی نی داوود صدای زیباشو کشف کرد. تیمور تاش، عارف قزوینی و ایرج میرزا عاشق و دل باختش بودن و ... پس دیگه احتیاجی به کپی کردن این مطالب نبود.
ولی سرشار از غرور شدم وقتی خوندم که این آدم زمانی که زن ها با نقاب و پوشیه در محافل ظاهر می شدند در سالن گراند هتل به روی صحنه میره و اولین کنسرت خودشو اجرا می کنه و لبریز از احساس، وقتی خوندم انسانی با چنین شان و شخصیت و جایگاهی که داشته تمام زندگیشو وقف آدمای فقیر و کودکان یتیم کرده تا جایی که خودش در فقر و تنگدستی از دنیا رفته. سرا پا شرم شدم وقتی خوندم که وقتی خیلی از بچه ها به خاطر از دست دادن این فرشته ی مهربون عزادار بودن، مسئولان هیچ مسجدی حاضر به پذیرش جسد او نبودن .........
اولین کنسرتی که قمر اجرا کرده می تونسته برابر با جواز مرگش باشه چون اون زمان هر خانمی که بدون چادر بوده رو می گرفتن و می بردن نظمیه (ورژن جدیدش میشه گشت ارشاد) ولی قمر تو خاطراتش نوشته که پیه مرگ رو به تن خود مالیده و بی حجاب بر روی صحنه رفته، گرچه فرداش ازش تعهد میگیرن که دیگه بی حجاب روی صحنه نره ولی شاید اگر اون روز قمرالملوک وزیری این کار رو نکرده بود امروز وضعیت موسیقی، به خصوص برای خانم ها، از این هم محدودتر بود.
داشتم فکر می کردم چقدر ماها به این آدما مدیونیم، آدمایی که به قیمت جونشون موسیقی رو زنده نگه داشتن و مایی که به راحتی داریم از دست میدیمش. تنها کاری که میکنیم اینه که برای برداشتن مسئولیت از دوش خودمون فقط تقصیرو گردن همدیگه و این و اون و مسئولای بی لیاقت جامعه میندازیم، وقتی گشتی تو تاریخ بزنیم می بینیم که همیشه موسیقی درگیر مسائلی بوده گاهی بیشتر، گاهی کمتر. ولی همیشه آدمایی بودن که این میراث با ارزش رو حفظ کردن و سینه به سینه به ما رسوندن (گر چه نقطه های کوری هم متاسفانه وجود داره).
نمی دونم الان وظیفه ی ما چیه ..... یه راهش (و البته راحت ترین راه) اینه که با کوچکترین مشکلی جا بزنیم و غر بزنیم به کشور و دولت و آدمای مزخرفی که هنوز با خودشون درگیرن که بالاخره موسیقی باشه یا نباشه یا یواشکی باشه یا واسه مردم نباشه واسه خودمون باشه یا هر چی ما دوست داریم باشه یا هر کی ما دوست داریم باشه یا ...........
یه راهش هم اینه که شتر (اشاره ی غیر مستقیم!!! به آدم های مزخرف ذکر شده در بالا) دیدی ندیدی، به روی خودمون نیاریم و حرفها و اظهار نظرهای هر روز یه جور همین شترهای (صرفا به اقتضای ضرب المثل!!!)ذکر شده در بالا رو نشنیده بگیریم و راه خودمونو بریم.
یه راهش اینه که عزم جزم کنیم و لااقل موسیقی ملی خودمونو درست و حسابی بشناسیم.
راه های دیگه این که ..... راه های دیگه چی؟
"آرزوی بهبود و سلامتی برای استاد بیژن کامکار"
گروه کامکارها از نظر کامکارها
پایگاه کامکارها نوشته است:گروه موسیقی کامکارها در سال 1344برای نخستین بار در سنندج، به عنوان گروهی خانوادگی به سرپرستی استاد حسن کامکار(ویلن) و عضویت هوشنگ(آکاردئون)، بیژن(خواننده)، پشنگ(سنتور)، قشنگ(خواننده و ویلن) و ارژنگ(تمبک)تشکیل شد و برنامه های متعددی را در باشگاه افسران، مدارس و تالارهای شهر سنندج اجرا کرد......

سال هزارو سیصد و شصت و هشت دو سالی بیش نبود که دور از وطن زندگی می کردم و هنوز هیجان کار در کانون چاووش در وجودم بود.
دست به کار نوشتن "بامداد" بودم و به امید اینکه همکاران قدیم در ایران مرا بعنوان آهنگساز باور کنند و در اجرا و ضبط این کار یاری ام دهند.
می دانستم گروه عارف که زمانی نوازنده اش بودم باز فعال است و آثاری از پرویز مشکاتیان را تمرین می کند، دلم برای هر لحظه اش پر می زد.
روزی مشکاتیان که برای کنسرتی به آلمان آمده بود، به خانه ما آمد، مجلس انسی بود و غربت در آن ساعت ها فراموش شد.
به بهانهي نوروز
آنچه از ادبیات ایران باستان به جا مانده، نشان میدهد، مراسم جشن نوروز و تحویل سال نو، در روزگاران كهن همراه با نواختن دف بوده و سرودهای خسروانی دوران ساسانیان بهطور گروهنوازی با این ساز اجرا میشده است. برای قوم ایرانی دشوار خواهد بود اگر مراسمی بدون موسیقی برگزار شود، آن هم جشن بزرگی چون عید نوروز. بنیاد نوروز بر اساس شادی و شادمانی است پس موسیقیاش نیز شاد و طربانگیز است و نه هر آهنگ شادی تواند كه در این منزلگه جای گیرد. موسیقی نوروز فقط شادی و پایكوبی نیست بلكه امید به فردا و حس پیشرفت در درونش موج میزند و این نغمهٔ بخصوص دارد.
از مهمترین نغمات مربوط به عید نوروز، میتوان به آهنگ لحظهٔ تحویل سال نو اشاره كرد كه سالیان متمادی، رادیو و تلویزیون ایران آن را به همین مناسبت پخش میكند. این نغمه دقیقاً در فضای درآمد چهارگاه از ردیف دستگاهی شكل گرفته است و با آنكه كلامی در بر ندارد، به درستی دمیدن افق سال جدید و نوشدگی را بشارت میدهد. سازبندی خاص آهنگ نیز كه با فقط با دو ساز كهن سرنا و دهل همراه است، به نوعی حكایت از دیرینگی نوروز میكند.
نوروز در رديف موسيقي ايراني:
در ردیف های كنونی موسیقی ایران ......
دربارهي باربد همه كم و بيش چيزهايي شنيديم و خونديم ولي امروز داستان آشنايي خسرو با باربد رو شنيدم و خيلي هم واسم جالب بود، بهخصوص اون قسمتي كه باربد و نكيسا از زبان خسرو و شيرين عود و چنگ مينوازند.
خوندن اين داستان خالي از لطف نيست.
داستان آشنايي خسروپرويز با باربد :
خسرو نوای شيرين بيت الغزل را شنيد. جام را به كنار نهاد و گفت: سبز در سبز؟
رديف موسيقي ايراني مجموعهاي از دستگاهها و آوازهاي موسيقي ايران است كه با نظم خاصي پشت سر هم قرار گرفتهاند و با هم در ارتباطند.
دستگاه، به مجموعهاي از ملوديها (گوشهها) گفته ميشود و در هر دستگاه تعداد معيني گوشه وجود دارد.
آواز، در كنار دستگاه به معناي خواندن نيست، بلكه منظور مجموعههاي كوچكتري ميباشد كه از تعداد كمتري گوشه نسبت به دستگاه برخوردارند، گستردگي دستگاه را ندارند، از دل دستگاه بيرون آمدهاند و گسترهي صوتي كمتري دارند.
در موسيقي ايران ۷ دستگاه و ۶ آواز داريم.
دستگاهها شامل:
شور
سهگاه
چهارگاه
همايون
ماهور
نوا
و راستپنجگاه ميباشند.
از ۶ آواز ذكر شده ۵ تاي آن از دل دستگاه شور بيرون آمدهاند كه بهترتيب شامل:
ابوعطا(دستان عرب)
بيات ترك(بيات زند)
افشاري(افشار)
دشتي(دشتستاني)
و كرد بيات يا بيات كرد ميباشند و يكي ديگر از همايون كه آواز بيات اصفهان نام دارد.
اين مطلب با عناوين درآمد، اوج، فرود و نتهاي شاخص موسيقي و ... ادامه داره كه اگر علاقمند بوديد مطلب رو در پست بعدي ادامه ميدم.
منبع: جزوهي شناخت موسيقي، استاد پريچهر خواجه
اطلاعيهي كاملاً شخصي
براي انجام يك تحقيق دانشگاهي به مطالب زير نياز دارم:
و هر گونه مطلب ديگري در رابطه با سازهاي كوبهاي كلاسيك و سنتي، بهخصوص ساز دف.
اگر لطف كنيد كتاب، CD و ... بهم معرفي كنيد و يا برام امانت بياريد واقعاً ممنون ميشم.
در ضمن معذرت بابت اينكه از وبلاگ استفادهي شخصي ميكنم.
جو خورشيد صدايي مشابه نتهاي موسيقي توليد ميكند.

دوستان براي تهيهي بليط كنسرت مشترك حسين عليزاده و محمدرضا
درويشي ميتونيد از طريق سايت سي گذر اقدام كنيد.
فرم تداعي كننده ي شكل، ساختار، نظام و يكپارچگي است. شمايل انسان يا ترتيب متوازن نقش ها در نقاشي را به ذهن مي آورد.
فرم در موسيقي، نظام ايده هاي موسيقايي در زمان است. موسيقي فقط در قالب زمان موجوديت مي يابد، قالبي كه در آن صداها آغاز مي شوند، دگرگوني مي يابند، تكرار مي شوند و پايان مي گيرند. در يك قطعه ي موسيقي كه نظامي منطقي داشته باشد، هر ايده ي موسيقايي از ايده اي ديگر سر برآورده و تمام بخش هاي ساختاري در ارتباطي متقابل هستند. با يادآوري بخش هاي گوناگون و چگونگي ارتباط آن ها با يكديگر است كه فرم كلي يك قطعه را درك مي كنيم. هنگامي كه با شنيدن مكرر يك قطعه، آگاهي ما از بخش ها بيشتر شود و آن ها را بهتر به ياد بسپاريم، مفهوم فرم روشن تر شده و معناي حسي ويزه ي خود را مي يابد.
تكنيك هاي پديدآورنده ي فرم موسيقايي
نغمه هاي ساده عبارت هايي تكرارشونده و عبارت هايي متضاد دارند. تكرار،تضاد و دگرگوني، تكنيك هاي بنيادي هستند كه علاوه بر نغمه هاي كوتاه در آثار طولاني تر نيز به كار گرفته مي شوند.
تكرار يكپارچگي و انسجام پديد مي آورد.
تضاد تنوع مي آفريند.
و دگرگوني با تغيير دادن عناصري از يك ايده، ضمن محفوظ داشتن ديگر عناصر آن، انسجام و تنوع را يكجا فراهم مي كند.
اگر دوست داشتيد موضوع رو كامل تر بخونيد، مطلب از كتاب درك و دريافت موسيقي، نوشته ي راجر كيمي ين، بخش اول،مبحث فرم موسيقايي

آقا یکی منو از گیجی در بیاره .............![]()
اولا فکر می کردم به عقیده ی بعضی آدما موسیقی حرام است. گفتم هرکی یه عقیده ای داره دیگه، خب به نظرشون حرامه (همین اول بگم که همون اول از تعریف قضیه حلال و حرام گذشتم و گفتم اینجوریاس دیگه، هر کی با تعریف خودش حال میکنه.)
بعد دیدم این آدما موسیقی گوش میدن و بعضی هاشون چه به به و چه چهی میکنن ولی تا اسم ساز زدن میاد ابروهاشون گره میخوره و تسبیحشون تندتر می چرخه
و زبونم لال اگر یه سازی ببینن .....
گفتم خب با این حساب شنیدن موسیقی حلال است ولی نواختن موسیقی و صحبت درباره ی آن حرام است.
تا اینکه مسئله ی دیدنش هم اومد وسط ..... تلویزیون موسیقی پخش میکنه ولی سازی نشون نمیده،
آهان ... دو زاریم افتاد، دیدن موسیقی حرام است. تاااااااااااااازه، یه بار تو یکی این سریال جذابای تلویزیون که دوتا داداش بودن یکیشون آخر بچه مثبتی و یکیشون آخر بچه شری، واسه اینکه نهایت شرارت بچه بده رو نشون بده صحنه ی اتاقشو نشون میداد و زوم میکرد روی گیتارش .... پـــــــــــــــــس دیدنش خیـــــــــــــــــــلی بده.
ولی یه چیزی رو نفهمیدم،
چرا تمام موسیقی متن این سریال جذابه با گیتار بود؟!!!!! البته با حساب کتابای قبلی جور در میاد. پس شنیدن موسیقی حلال است، دیدن آن حرام است. فقط یه چیزی این موسیقی رو کی بزنه که اینا بشنون؟!
بگذریم دیگه گیر ندم.....
تا امروز بعد از ظهر، برنامه ی آوای ایرانی ( که فکر کنم تنها برنامه ی موسیقیه سیماست) دکورش چند تا مجسمه بود که دست یکی سه تار بود، یکی تنبک و یکی هم دف داشت،دیگه کم کم دارم گیج میشم،
با یه دو دو تا چهار تا به این نتیجه می رسم که دیدن ساز به شرطی که در دست مجسمه باشد حلال است و اگر در دست انسان باشد حرام است.
خب دیگه حلّه ....
تا شد امشب که یک گروه موسیقی سنتی آورده بودن تو یکی از این برنامه آب بندی های جشن عید فطر، یک نفر خواننده و نوازندگان تنبک، تار و کمانچه. همه چیز مشخصه دیگه. خواننده رو نشون میدن، نوازنده ی تنبک از ساعد به بالا، نوازنده ی تار بازو به بالا، نوازنده ی کمانچه فقط سر.
ولی نـــــــــــــــــــه، یک نکته ی جدید، سازها رو از فاصله ی دور با تصویر مات نشون میده، دقیقا مثل دزدا و خلافکارا که میخوان شناخته نشن قیافشونو شطرنجی میکنن، پس موسیقی و دزدی مثل همن
هر دو باید شطرنجی بشن تا دیده نشن. نتیجه ی جدید اینکه دیدن ساز از نزدیک حرام است ولی از فاصله ی دور با تصویر شطرنجی حلال است.
کاش ماجرا به همین جا ختم میشد. چند دقیقه بعد که تصویر بردار با دوربینش درگیر بود که دسته کمانچه تا کدام قسمت حلال است و تنبک پوستش حلال است، چوبش حرام و یا بالعکس و آیا پرده های تار از رِ بمل حرام میشود یا رِ کرن........
یه دفعه دوربین دیگه تصویر رو از بالا گرفت، تصویر رو مات هم نکرده بود،
وای خدای من، چه هیجان انگیز، پس دیدن ساز از بالا اشکالی نداره. نتیجه ی جدید اینکه دیدن ساز از زاویه روبرو از نزدیک حرام است، از دور حلال است به شرط شطرنجی بودن ولی از زاویه بالا حلال است.
در همین گیر و دار کلنجار رفتن دو تصویربردار بود که ..............
واااااااااااااااااااااااااااای خدای من. یکی به داد من برسه .....................![]()
![]()
![]()

به بهانه ی تولد استاد محمدرضا شجریان، این مطلبو که ازش خوشم اومد از سایت یک پزشک کپی کردم.
ای خنیاگر «همایون مثنوی»های دلتنگی که «نو»ی شورانگیز آوازت «آرام جان» «خلوت گزیدگان» است.
ای نغمهگر «بیداد»های روزگار که «چشمه نوش» ساز صدایت «آهنگ وفا»ی بیدلان است، ای «دستان» شیرین لهجه که از «دولت عشق» تحریرهای دل نشینت «راز دل» به «آستان جانان» میبرد و «در خیال» «چهره به چهره» حقیقت مینشاند.
ای ترنم دلربای باران در «شب ،سکوت و کویر» که شاه بیت غزلهایت «جان عشاق» را به «یاد ایام» دلنوازی دوست زنده می کند. در «شب وصل» که شور و «ماهور»ت «سرعشق» باز میگوید ، از سوی «دل مجنون» «دود عود» برمیخیزد و هر سر اندازی که در پی گشودن «معمای هستی» است، «رسوای دل» می کند.
ای مطرب ساز عاشقان، این روزها که «دل شدگان» «زیر گنبد مینا» در انتظار «پیام نسیم» مهرورزیاند، و «جان جان» دلدادگان، چشم به راه «سرو چمان» بهار بهروزی است، مگو که «زمستان است» ، نغمهای سر کن از «انتظار دل» تا با رشته «پیوند مهر» به «سپیده» آرزوها چشم بگشایم و همنوا با حنجره آتشین تو محبوب را بخوانیم که «بی تو به سر نمیشود» و باقی را «عشق داند».
در پست های قبلی درباره ی موسیقی دوره ی باروک و کلاسیک گفتیم و در این پست مختصری درباره ی دوره ی رمانتیک:
هنرمندان این دوره هنری اغلب در درگیریهای زندگی خصوصی خودشون غرق می شدند و به جایی میرسیدند که به رویا و خیال پناه می آوردند و در این میان هنری که از آنها خلق می شد هنری بود که واقعی نبود و به دنیای رویاها تعلق داشت.
داستان معروف فرانکشتاین از جمله هنرهای داستان نویسی در دوره رمانتیک بوده است. داستانی غیر واقعی و کاملا" خیالی.
ونگوگ از نقاشان معروف دوران رمانتیک بوده و کارهای او کاملا" ویژگی های این سبک را داراست.
شوپن هم نمونه بارز از موسیقیدانان این دوره است. از دیگر بزرگان موسیقی این دوره می توان به فرانتس شوبرت، روبرت شومان، فرانتس لیست، یوهان برامس و یا چایکفسکی اشاره کرد.
هنر این دوره خیلی زیاد به روحیات شخصی هنرمندان مرتبط بوده است. هنرمندی ریتم های روان و در تلاطم دوست داشت و دیگری ریتم هایی استوار و محکم.
هارمونی رنگارنگ و صد البته پر رنگ از دیگر ویژگی های موسیقی این دوره بود. از دیگر ویژگیهای این موسیقی دوره استفاده بیش از حد از دینامیسم در موسیقی است بطوریکه در یک قطعه بدون هیچ برنامه یا نظم خاصی، شما ازppp تا fff تغییرات دینامیکی داشتید.
منبع: harmonytalk
برنامه های موسیقی شهریور ماه در تهران
- کنسرت گروه فلامینکو، 31 مرداد و 1 شهریورماه، فرهنگسرای ارسباران
- کنسرت پاکوپنیا، 31 مرداد و 1 شهریور، مجموعه فرهنگی کاخ سعد آباد
- کنسرت گروه دستان به خوانندگی همایون شجریان، 31 مردادماه و 1 ،3و4 شهریور ماه، تالاربزرگ کشور
- کنسرت گروه اشتیاق به خوانندگی علیرضا قربانی، 7 و8 شهریور ماه، مجموعه فرهنگی کاخ نیاوران
- کنسرت گروه عود زریاب به سرپرستی مجید ناظم پور، 7 و 8 شهریور، تالار رودکی
- کنسرت گروه رودکی به خوانندگی عبدالحسین مختاباد، 6 تا 8 شهریور ماه، تالار وحدت
- کنسرت گروه نغمه ساز، 7 و8 شهریور ماه، فرهنگسرای هنر
در یک سوی این نوار آثاری از مشاهیر موسیقی مغرب زمین چون موتسارت، برامس، مونتی، ویوالدی و پاگانی نی با ساز ایرانی تار و ساز غربی پیانو نواخته شده است.
در سوی دیگر با استفاده از ارکستر سازهای غربی و ایرانی یکی از زیباترین ملودی های ماندگار ایرانی ساخته استاد مرتضی خان نی داوود که بر زبان اکثر ایرانیان در تمام نقاط جهان جاری است، اجرا شده است که با این ابیات آغاز می گردد:
مرغ سحر ناله سر کن داغ مرا تازه تر کن
زآه شرر باراین قفس را بر شکن و زیر و زبر کن "

۱. مرغ سحر/ آهنگ: مرتضی نی داوود/ تنظیم برای ارکستر: کیوان ساکت/ خواننده: جمشید فاضل
۲. مارش ترک/ موتسارت
۳. چهارفصل(بهار، موومان اول)/ ویوالدی
۴. کاپریس ۳۴ و سه واریاسیون/ پاگانی نی
۵. تم هایی از سمفونی ۴۰/ موتزارت
۶. رقص مجار شماره ۱/ برامس
۷. رقص مجار شماره ۴
۸. رقص مجار شماره ۵
۹. چارداش/ مونتی
صاحب امتیاز: شرکت فرهنگی هنری چهارباغ
من که واقعاً لذت بردم، به نظرم محشره، حتی نمی تونم این سرعت در نواختن تار رو تصور کنم.
اجرای موسیقی غرب با تار، اونم تا این حد زیبا، منو که حسابی به وجد آورد. پیشنهاد می کنم اگر گوش نکردید حتماً این آلبومو تهیه کنید و ازش لذت ببرید.![]()
به گزارش سایت خانه در ماه مرداد این برنامه ها در تهران برگزار می شود:
-دونوازی فلوت و گیتار فروغ کریمی و حامد پورساعی 2 و 3مرداد ماه ،خانه هنرمندان
-گروه موسیقی پاپ، (ارکیده حاجی وندی) ویژه بانوان ، 3 و 4 مرداد ماه، تالار وحدت ساعت17
-مظفر شفیعی و گروه مهربانی، 3 و 4 مرداد ماه، فرهنگسرای ارسباران (هنر)
- گروه موسیقی فیه مافیه به سرپرستی نایب محمدی ، 9تا11 مرداد ماه، فرهنگسرای هنر
- گروه نواي دل ،جواد بطحايي 12 و13 مرداد ماه تالار وحدت ساعت21
- شهرام ناظری و گروه مولوی، 17 تا 22 مرداد ماه،- تالار بزرگ کشور
-همایون شجریان و گروه دستان، 31 مرداد، 1 تا 4 شهریور ماه، تالار وزارت کشور
«حمید متبسم» نوازنده تار و سهتار گروه دستان که در روزهای 31 مرداد، اول، سوم و چهارم شهریور به همراه «همایون شجریان» در تالار بزرگ کشور به روی صحنه میرود، در گفت و گوی مفصلی با روزنامه اعتماد به تشریح ذهنیت گروه دستان در خلق موسیقی و تجربه همکاری با همایون شجریان پرداخته است.

در بخشی از این گفتوگو، متبسم با اشاره به ویژگیهای اجرای اخیر به خوانندگی همایون شجریان خاطرنشان کرده است: «برنامه با همایون شجریان باید سرفصل یک دوره کار جدید باشد. من قبلاً هم اشاره کرده ام که همایون شجریان یکی از آن چهره هاست که بسیار مورد توجه یاران دستان است. اعتبار او (نه فقط به دلیل نام خانوادگی اش بلکه به خاطر پشتوانه کارش) ما را به همکاری با او ترغیب می کند و فکر می کنم برای او نیز گروه ما همین قدر جذاب است. اجرا های پروژه تازه ما با او از اروپا آغاز شد و حالا در ایران و بعد در امریکای شمالی دنبال خواهد شد. آثار این مجموعه دو بخشی متعلق به من و سعید فرج پوری است که در مایه های دشتی و اصفهان ساخته و طراحی شده اند. این مجموعه در اجرای زنده برلین به ضبط رسیده و به همان گونه در دو سی دی مجزا در ایران و خارج ارائه خواهد شد. توانایی های همایون شجریان نه فقط به عنوان یک خواننده، بلکه به عنوان یک موسیقیدان دست و بال ما را باز می کند و امید داریم که کارهای متفاوتی را با او عرضه کنیم.»
متن کامل مصاحبه را از سایت اعتماد بخوانید.
طی قطعه ی موسیقی زمانی ممکن است بدون همراهی، گاه چندین ملودی همزمان، یا ملودی با آکوردهای همراهی کننده شنیده شود. برای توصیف این موارد گوناگون، اصطلاح بافت موسیقایی به کار می رود. آهنگساز برای آفرینش تضاد و جلوه های نمایشی می تواند بافت موسیقایی را تغییر دهد.
در ادامه به بررسی سه بافت مهم موسیقایی می پردازیم: بافت های مونوفونیک، پلی فنیک و هوموفونیک.
در پست قبلی به دسته بندی سبک های موسیقی بعد از رنسانس اشاره شد و مطالبی درباره ی دوره ی باروک ذکر شد. اینک مختصری درباره ی دوره ی کلاسیک.