نقد بر نقد اساتید

چند وقتی بود می خواستم درباره ی یه مطلبی بنویسم و بذارم تو وبلاگ، ولی از اون جایی که استعدادی در زمینه  نوشتن ندارم نمی تونستم مطالبمو جمع و جور کنم دیروز بچه ها گفتن که موضوع مطرح کنیم تا روش بحث کنیم و نظر بدیم. پیشنهاد فوق العاده ای بود منم موضوعی رو که می خواستم دربارش بنویسم  و نتونستم رو مطرح می کنم.

حرف من سر موسیقی سنتیه.

چرا موسیقی هاییکه فکر می کنیم حتی حیفه اسم موسیقی روش گذاشت، اینقدر هوادار داره و تعداد طرفداران موسیقی سنتی روز به روز کمتر میشه؟ چرا موسیقی سنتی صرف اسمش نباید پیشرفت داشته باشه و چرا بزرگان موسیقی سنتی اینقدر متعصبانه با هر نوآوری(این هیچ ربطی به اسم امسال نداشتا) در این موسیقی مخالفت کننند؟ البته استثناهایی هم هستند مثل استاد علیزاده که پا رو ازمحیط این دایره فراتر گذاشته و همیشه تازگی و خلاقیت در کارهاشون دیده میشه، ولی در مجموع تعداد این افراد خیلی کمه.

و مسئله ی دیگه اینکه، چرا هروقت یک پدیده ی جدید در موسیقی اتفاق میفته(تحت عنوان موسیقی پاپ یا موسیقی جدید یا موسیقی خیلی جدید) به سرعت مورد اعتراص قرار می گیره؟

یه نمونه که به نظرم میرسه، مثلا پدیده ای به نام محسن ناجو.......من درباره کارای این شخص نظر مثبت یا منفی ندارم ولی عکس العمل دیگران در مورد نوع کارش برام جالبه.

من اول مثل خیلیها فکر می کردم که چه بد .... چه زشت..... چرا موسیقی اینجوری؟چرا......؟ چرا.....؟چرا....؟

 چرا این آدما با کاراشون یه علامت سوال سنگین رو اسم موسیقی میذارن که سنگینیش موسیقیو رو به نابودی میبره؟

ولی وقتی فکر می کنم می بینم خب امثال نامجوها که قطعا استعداد موسیقی دروجودشون هست، چرا به جای اینکه به سرعت از طرف جامعه ی موسیقی سنتی طرد بشن، نباید مورد حمایت اساتید موسیقی قرار بگیرند و استعدادهای درونشون که اینطور نمود پیدا کرده، در راستای موسیقی سنتی قرار بگیره تا هم راه پیشرفت برای موسیقی سنتی باز بشه و هم راه پیشرفت برای نامجوها؟

چرا اساتید موسیقی سنتی که اینقدر به کارشون ایمان دارن (که البته باید داشته باشن و این اعتقاد قابل تحسینه) به جای ایجاد علاقه در جوانترها اینقدر موسیقی رو در خودشون محدود میکنن؟ چرا اکثر اساتید و دوست داران موسیق سنتی افراد مسن هستن؟ در چندین سال آینده چه اتفاقی برای موسیقی سنتی میفته؟

خدا رو شکر کنید قلم خوبی ندارم و فقط میخواستم موضوع مطرح کنم.

یه چیز دیگه، ممنون از بچه هاییکه دیروز درباره ی وبلاگ نظر دادن و راه های بهتر شدن وبلاگ رو مطرح میکنن.من به شخصه خوشحال میشم که این نظرات مطرح بشه تا وبلاگمون پربارتر بشه.

و اگر هم بعضی وقتا مطالبی که میذارم کسل کنندست معذرت، ناشی بازیه دیگه.

 

طرب

 

در راستای آپلود کردن آهنگهای شاخص و برجسته، این بار تصنیفی بسیار زیبا، دلنشین، دل انگیز، روح انگیز و شور انگیز با نام " طرب " کاری از گروه کوبه ای کاویان را می گذارم!

همچنان به منظور حمایت از تولید کننده، این اثر با کیفیتی پایین ارایه می شود و هیچ ربطی به سرعت فاجعه اینترنت در ایران ندارد!

 

 

آهنگساز و خواننده: امین امیر خلیلی

 

سرپرست گروه: روزبه مافی

 

حجم فایل  2.60 M

 boomp3.com

انواع سازهای هندی

طنبور هندی
سازیست بزرگ دارای چهارسیم که همواره بطور دست باز نواخته میشود و بیشتر برای همراهی کردن با خواننده بکار میرود. سیمهای آن فلزیست و تقریبا میتوان گفت که موسیقی هندی بی تنبور نیست.

رباب
رباب در هند با مضراب نواخته میشود و دو نوعی از آن با کمان بصدا میاید. این ساز در پنجاب و کشمیر هم هست. نام رباب در ادبیات موسیقی ما زیاد برده شده است.

سه تار
اختراع این ساز را به امیر خسرو دهلوی نسبت می دهند و میگویند که آنرا از روی سه تار ایران ساخته است ولی اکنون شباهت زیادی به سه تار ما ندارد و خیلی از آن بزرگتر است و با مضراب نواخته می شود. سه تار هندی چهار سیم اصلی دارد که فقط روی سیم اول انگشت می گذارند و بقیه دست باز بکار می رود. سیمهایش کلفت و پرده هایش آهنی است و حرکات عرضی انگشتان دست چپ موجب تغییر صدا و حرکت طولی سبب مایش یا Glissendo میشود. اکنون سه تار معمولترین ساز هند می باشد که بیش از سازهای دیگر داوطلب نوازندگی دارد.

سارنگی
سارنگی یا کمانچه هندی که با کمان بصدا میاید. سیم های اصلی آن از روده است و معمولا برای جواب دادن به آوازخوان بکار میرود. کلمه سارنگ در موسیقی ایران سابقه دارد و سازی با این نام داشته ایم که منسوخ شده است. کلمه سارنگ معرب شده و بنام سارنج اکنون گوشه ایست در ردیف موسیقی ایران. ترتیب انگشت گذاری روی این ساز برعکس تمام سازهاست زیرا انگشت های دست چپ را در زیر سیمها میگذارند و نواختن آن مشکل به نظر می رسد.

دلربا
سازیست از لحاظ شکل و پرده شبیه سه تار و از جهت نواخته شدن با کمان شبیه سارنگی.

سرود

شکل دیگری از سارنگی است که با مضراب نواخته می شود.

ساز

«ساز» که با مختصر اختلافی از لحاظ عده سیمها کمانچه ماست و در کشمیر نواخته می شود. موسیقی آن سامان بسیار به موسیقی ایران نزدیک است.

وینا

سازی بسیار قدیمی در هند است که انواع مختلف دارد و فعلا دونوع شمالی و جنوبی آن در رادیو نواخته میشد هر دو نوع مضرابیست.

در میان سازهای بادی انواع نی بکار می رود و ساز دیگری شبیه سرنا دارند که آنرا «شه نای» مینامند و آهنگ دلپذیری دارد.

http://www.goftman-iran.org/

سعدی نامه

 

 

چند روز پیش رفتم یک نوار بخرم که پوستری پشت پنجره مغازه دیدم که نوشته بود:

 گروه دستان. خواننده : سالار عقیلی

نوار خودم یادم رفت.بقیه اش رو نخونده پریدم تو و گفتم اونو می خوام. وقتی cd  رو گرفتم دستم، دیدم نوشته موسیقی: ارشد تهماسبی. لب و لوچم آویزون شد ولی خریدمش.

همان طور که می شد حدس زد، هم از لحاظ ریتم و هم از لحاظ تنظیم در حد دیگر کارهای گروه دستان نبود، ولی با این حال در خیلی از قطعات می شد رد پای کاری " دستانی " را مشاهده کرد ( یا بهتره بگم شنید! ) و در کل، کار قابل قبولی بود.

 

 به منظور حمایت از تولید کننده داخلی، زیباترین تصنیف آلبوم را با کیفیتی بسیار پایین می ذارم تا شما هم     3 هزار تومن پیاده شین!

( حجم فایل  M 1.80 )( چهارگاه)

boomp3.com

تاریخ هنر موسیقی(تمبک در گذر تاریخ)

تنبک در گذر تاریخ

تمبک بنا به مستندات زیر دارای قدمتی همپای تمدنهای کهن ایران است. لازم به ذکر است که بر اساس متون مانده برجا، وجود این ساز به عنوان یک عنصر موسیقایی در تمدن عیلام تثبیت شده است.

درکتاب "هزار سال وزن در موسیقی ایرانی" تالیف رضا ترشیزی ، آمده است :
_ در منظومه ساسانی "یادگار- زریران" مربوط به افسانه های پهلوانی اشکانیان نام تمبک Tumbak صراحتا ذکر شده است.
_ در مقاله ای تحت عنوان "موسیقی ایران از دوران کهن و عهد هخامنشیان" به متن کتاب پهلوی "خسرو پسر قباد و غلام" مربوط به زمان ساسانیان اشاره می شود که در آن نام ساز دمبک آمده است.

در همان مقاله عنوان میگردد که در تمدن عیلام سازی شبیه به تنبک را مینواختند.

با اینحال می توان گمانه زنیهایی را در مورد حضور این ساز در لایه های قدیمتر زمان انجام داد.

درکتاب "موسیقی بین النهرین" اثر فرانسیس و گالپین، می خوانیم که در منطقه بین النهرین (سومر) و همچنین در آسیای مرکزی و در حدود هزاره های اول و دوم قبل از میلاد، طبلی ساغری شکل و برنزی جنس به نام لی لیس وجود داشته که نوع کوچک و قابل حمل آن را لی لی سو می نامیدند.

لی لی سو شبیه "داربوکه" عربی بوده که درنقاشیهای متعلق به شهر تبس مصر و در عصر سلسله 18 فراعنه و حدود 1570 پیش از میلادی مشاهده شده درحالیکه بر روی زانو و زیر دست چپ مردی نوازنده قرار گرفته و با دو دست نواخته می شد.

لیلیسو از جنس چوب و گل بوده و نمونه ای از آن در موزه بریتانیا نگهداری می شود. در تصویر روی یک لوحه بابلی تصویر لیلیس مشاهده می گردد.


حال، با توجه به مهاجرت اقوام سومری به بین النهرین در هزاره 4 پیش از میلاد که طی مهاجرت احتمالی از هند یا آسیای مرکزی صورت گرفته و بعدها با تمدنهای اطراف خود مانند عیلام ارتباط فرهنگی و تجاری داشته اند آیا نمی توان ریشه تمبک را در بین النهرین یا اقوام مهاجر آنجا جستجو کرد؟

چنین مراودات موسیقایی را می توان بین فرهنگ موسیقایی پیشرفته یونان (مکتب فیثاغورث) و تمدن بین النهرین مشاهده نمود، بگونه ای که اساس تئوری فواصل فیثاغورث ملهم از دانش بین النهرین می باشد.

http://www.harmonytalk.com/id/1069

اطلاعیه... فوری

 

با تشکر از همکاری امین جان

از آنجایی که این متن هم مربوط به روز ۱۳ فروردین و موضوع

مطلب قبلی بود بخش اصلی آن  به کامنتهای آن موضوع اضافه شد.

عجب حالی می ده این دروغ 13

 

 

برای کسانیکه امروز (۱۳ ) نیومدن تو وبلاگ بگم که خیلی جاتون خالی بود. امروز داستانی بود شنیدنی و تعریف کردنی.

خلاصه اینکه چه حالی می ده این رسم سر کار گذاشتن ملت با دروغ سیزده. مخصوصا اینکه هر کاری خواستی بکنی آخرش مطمئن باشی که همه کاسه کوزه ها سر یکی دیگه می شکنه.

فقط باید از خانم نازلی و آقایان مانی و امین معذرت خواهی کنم که به دلایل سیاسی متن ویا کامنت های ایشان دچار تغییر شد.

امین جان که خودش متنش رو درست کرد.  اصل کامنتهای آقای مانی و خانم نازلی به جای خود باز می گردد.

خلاصه اینکه تمام مطالبی که در روز ۱۳ فرودین در این وبلاگ درج شد مشمول سنت دروغ سیزده و غیر واقعی بوده.

پانشین یهو برین خونه آرش اینا!!!

                                                                                                           همیشه خوش باشین    

  روزبه

 

 

نگاهي به موسيقي نوروز در ايران

در موسيقي محلي ايران، نوروز خواني و بهاريه ها جايگاه ويژه اي دارند. نشانه هايي از موسيقي نوروز در آيين هاي مقدس و موسيقي نواحي ايران وجود دارد. نوروز خوان هاي مازندراني در شب هاي آخر زمستان به خانه آشنايان و به ويژه افرادي كه اهل ذوق و هنر هستند مي روند و در آنجا فضايي شاد را با اجراي نوروز خواني ها به وجود مي آورند.

نوروز خواني در مازندران از 20 روز مانده به نوروز آغاز مي شود و تا شب تحويل سال نو ادامه دارد. بيشتر اشعار نوروز خواني ها را نعت ائمه اطهار و همچنين اشعاري با محتواي بهار و مژده عيد تشكيل مي دهند. اين آهنگ ها از زمان باربد در ايران وجود داشته كه محتواي آنها را فقط بهاريه ها تشكيل مي داده است، پس از آمدن اسلام به ايران به محتواي آنها، تِم مذهبي هم افزوده شده است.

نوروز خوان هاي مازندراني فضايي شاد را با اجراي دو خواني هايشان به وجود مي آورند. نوروز خواني ها در مناطق مازندران بيشتر بدون ساز اجرا مي شود و دو خواننده به صورت هماهنگ با هم به اجراي اشعار مي پردازند.

اگر چه نوروز خوانان در شهرها فعاليتشان كمتر شده است، اما در روستاها به شكل مستمر فعاليت
مي كنند.

در خراسان نيز مردم منتظر آواي سُرنا و دُهل براي آغاز سال نو مي مانند. شاديانه ها در موسيقي شمال خراسان از اهميت ويژه اي برخورداراست. اين قطعات قدمت فراواني دارند و موسيقيدانان منطقه خراسان با دوتار خراساني و آواز مراسم ويژه نوروز را برگزار مي كنند. خوشبختانه موسيقيدانان نواحي شمالي خراسان جايگاه ويژه اي را به خود در موسيقي همراه با حركات نمايشي اختصاص مي دهند. اين موسيقيدانان با بهره گيري از قطعاتي كه به نوعي به موضوع بهار و بهاريه ها وشاديانه هاي نوروزي است مي پردازند و آمدن نوروز را با موسيقي و سُرنا و دُهل جشن مي گيرند.    

 http://www.kahrizak.com/html/index.php?name=Sections&req=viewarticle&artid=183&page=1