به بهانه‌ي نوروز

به بهانه‌ي نوروز

 آنچه از ادبیات ایران باستان به جا مانده، نشان می‌دهد، مراسم جشن نوروز و تحویل سال نو، در روزگاران كهن همراه با نواختن دف بوده و سرودهای خسروانی دوران ساسانیان به‌طور گروه‌نوازی با این ساز اجرا می‌شده است. برای قوم ایرانی دشوار خواهد بود اگر مراسمی بدون موسیقی برگزار شود، آن هم جشن بزرگی چون عید نوروز. بنیاد نوروز بر اساس شادی و شادمانی است پس موسیقی‌اش نیز شاد و طرب‌انگیز است و نه هر آهنگ شادی تواند كه در این منزلگه جای گیرد. موسیقی نوروز فقط شادی و پایكوبی نیست بلكه امید به فردا و حس پیشرفت در درونش موج می‌زند و این نغمهٔ بخصوص دارد.
از مهم‌ترین نغمات مربوط به عید نوروز، می‌توان به آهنگ لحظهٔ تحویل سال نو اشاره كرد كه سالیان متمادی، رادیو و تلویزیون ایران آن را به همین مناسبت پخش می‌كند. این نغمه دقیقاً در فضای درآمد چهارگاه از ردیف دستگاهی شكل گرفته است و با آنكه كلامی در بر ندارد، به درستی دمیدن افق سال جدید و نوشدگی را بشارت می‌دهد. سازبندی خاص آهنگ نیز كه با فقط با دو ساز كهن سرنا و دهل همراه است، به نوعی حكایت از دیرینگی نوروز می‌كند.

 

نوروز در رديف موسيقي ايراني:

در ردیف های كنونی موسیقی ایران ......

ادامه نوشته

داستان آشنايي باربد با خسروپرويز

درباره‌ي باربد همه كم و بيش چيزهايي شنيديم و خونديم ولي امروز داستان آشنايي خسرو با باربد رو شنيدم و خيلي هم واسم جالب بود، به‌خصوص اون قسمتي كه باربد و نكيسا از زبان خسرو و شيرين عود و چنگ مي‌نوازند.

خوندن اين داستان خالي از لطف نيست.

 

داستان آشنايي خسروپرويز با باربد : 

خسرو نوای شيرين بيت الغزل را شنيد. جام را به كنار نهاد و گفت: سبز در سبز؟

ادامه نوشته

نکاتی در باب موسیقی در میان اقوام و مذاهب مختلف

۵۰ نکته در باب موسیقی در میان اقوام و مذاهب مختلف:

**   موسیقی از زمان خلقت و تمدن بشر بوده و همه ادیان با موسیقی همراه هستند، چرا که یادآور انسان به اصل خود است. بیان جدایی انسان از اصل خود و یادآور انسان به ازل خود است. موسیقی به یاد انسان می آورد که از کجا آمده است.

**   موسیقی و مذهب در یونان باستان دارای ارتباطی نزدیک و تنگاتنگ بودند، به طوری که رواج موسیقی بر شخصیت افراد جامعه و خانواده تأثیر بسیاری داشت.این تاثیر از طریق دو اندیشه آپولو و اندیشه دیونیزوس خود را نشان داد، در اندیشه اول ساده نگری، خوش بینی، مقید بودن، دقت و نبود احساسات شاعرانه در هنر مورد توجه بود که این طرز تفکر به آپولو نسبت داده شده است و در اندیشه دوم طرز تفکر جنبه احساساتی و بدون قاعده، آزاد و رمانتیک داشت.

**   گفته می شود کلمه موزیک مشتق از کلمه یونانی " میوز" است که یکی از نه الهه حافظ شعر و هنرهای زیبای یونان باستان بوده است. اما به هر حال تأثیر موسیقی مصری  بر  موسیقی یونان را نمی توان انکار کرد.

**    فیثاغورس برای موسیقی منشأیی الهی و آسمانی قائل بود و عقیده داشت حرکت سیارات نوعی موسیقی به وجود می آورد اما به علت اینکه بشر همواره آن را شنیده، قادر به تشخیص آن نیست.

**   ظهور سرایش ودایی در هند به سالهای 1000 تا 1500 پیش از میلاد باز می گردد که حاوی ادعیه، اوراد، سرودها و مناسک مربوط به پرستش خدایان است. سماودا یا دعای مناجات مجموعه ای است که سخت گیری مذهبی در آن کمتر و نواهای آن بیشتر ملودیک است .

**   هندوان به نوعی موسیقی با عنوان " مرگه " اعتقاد داشتند که بر اساس اعتقاد آنان به وسیله خدایان ساخته می شود و اگر درست و طبق قاعده خوانده شود، موجب شکستن دایره زندگی و رهایی انسان خواهد شد.

**   مطالعات موجود درباره دین چینیان و مذهب تائو و نقش موسیقی در مراسم تائوئیسم کهن بسیار اندک است، اما درباره  کنفوسیانیزم می توان گفت خود کنفوسیوس به مسئله موسیقی پرداخته و نغمه های مناسک مذهبی کنفوسیوسی در اواخر قرون وسطی به صورت نوشته ها و چاپ در دوره های بعدی باقی مانده است .

**   جامعه کهن ژاپن که به صورت قبیله ای زندگی می کردند، از لحاظ مذهبی روح پرست بودند و مراسم مذهبی آنها در واقع به پیدایش آئینی کمک می کرد که بعدها به نام شینتو معروف شد. مناجات شینتو در معابد مقدس به صورت آواز دسته جمعی خوانده می شد .

**   امروزه موسیقی مذهبی لامائی ( آئین کنونی تبت) مرکب از ادعیه، روخوانی، مناجات و مزامیر است که با هجاهای تند، سرائیدن موزون و با آهنگ سنگین و آرام خوانده می شود. 

**   در اساطیر  آمده است خداوند انسان را خلق کرده و به روح آن فرمود که وارد جسم شود، روح حاضر نشد وارد جسم شود، خداوند به جبرئیل گفت که موسیقی بنوازد و روح با نواختن وارد جسم شد. بنابراین می توان گفت هیچ دینی وجود ندارد که آداب و عبادتهایش بدون موسیقی باشد. همه ادیان با موسیقی همراه هستند.

**   آنچه از باستان شناسی به دست آمده این است که در فلات ایران آثار، مجسمه ها و نقاشیهای بسیاری داریم، یکی از مجسمه ها قدمتی 5 هزار ساله دارد و نوازنده ای را که سازی می زند به تصویر کشیده است. نقاشیهای موجود در بین النهرین نشانگر این است که بشر آن زمان در موسیقی به کمال رسیده و پیشرفته بودن موسیقی و تعالی آن را نشان می دهد. از این رو می توان اذعان داشت موسیقی بیش از آنچه که بشر فکر می کند پیشرفت کرده و همچون زبان پیچیده است.

**   ادیان و اقوام پیشین که هر کدام موسیقی را در بطن امور خود قرار داده بودند، در تکوین و توسعه موسیقی امروز اهمیت به سزایی دارند .

**    نخستین خدایان در هزاره چهارم و سوم قبل از میلاد در عصر سومریان به ظهور رسیدند که در این دوران تنها یک سرود مذهبی به احترام یک یا چند خدا خوانده می شد. این مراسم سازمان یافته، هماهنگ و برخوردار از صورتهای شعری بود که حدود قرن بیست و یک پیش از میلاد شیوه موسیقی سئوال و جواب ( که کاهنان بخوانند و دسته آواز جواب دهند) یا دو به دو خوانی وارد تکنیک نواخوانی پرستندگان شده بود. بنابراین سومریان هر شعر و نوایی را دارای تأثیرات سحری و جادویی فراوان می دانستند و از آن بهره مند می شدند.

**   در قرن نوزدهم تا سیزدهم پیش از میلاد حدود 1830 قبل از میلاد یعنی 2 هزار سال پس از تسلط سنتها و فرهنگ برتر سومریان بر بابل اقوام سامی ساکن مناطق شمالی به سطح بالایی از اعتلای فرهنگی دست یافتند، به طوری که محتوای نواخوانی مذهبی متحول شد و تکامل یافت و تعداد سرودهای مذهبی به بیست و هفت گونه رسید و سازها نیز تحول یافت. البته رد پای تمدن سومر در همه آهنگها و کلام بابلیها مشاهده می شد. در این دوران برای نخستین بار خوانندگان زن به مردان افزوده شدند و روش خواندن در حال راهپیمایی جمعی و به شیوه خواندن در حال ایستایی بوده است.

**   مصر باستان از هزاره سوم قبل از میلاد در میان اقوام و امتهای باستانی، ساده ترین صورت تحول عقاید را جلوه گر ساخت. از نظر مصریان باستان صدای انسان نیرومندترین وسیله برای راه یافتن و ارتباط برقرار کردن با عالم نادیده محسوب می شد و در نتیجه دانش ویژه ای را در صدا شناسی به وجودآورده بودند که به آنها امکان می داد از صدای حنجره به دلخواه و به مقتضای مراسم استفاده کنند .

**   از آنجا که آواز های مذهبی به وسیله خود انسان خوانده می شد، هیچ گونه یادگاری از نغمه های آن باقی نمانده است. اما اشعار آن مراسم نشان می دهد که موسیقی به صورت "دوئت" ( اجرای دو نفره) میان دو کاهنه و "سولو" (تک خوانی) یک کاهنه که نماینده الهه ایزیس بود، اجرا می شد . با این حال در تمام مراسم سازهای متنوعی آوازخوانی را همراهی می کردند و تصاویر بیشماری از آن دوره به دیوارهای معابد مصر باقیمانده است که اهمیت فوق العاده مراسم مذکور را نشان می دهد.

**   موسیقی در کلان خود نوا و آهنگی است که در فواصل شکل گرفته و تأثیر خاصی بر انسان دارد، این شکل عام موسیقی همه نغمه هایی که در طبیعت وجود دارد و الحانی که انسان به وسیله تجربه خویش بیان می کند و به وسیله سازهای مختلف به وجود می آورد را در بر می گیرد و بشر را هیچ گزیری از آن نیست.

**    زرتشت برای نخستین بار موسیقی مذهبی را در دنیا پایه‌گذاری کرد و شادی به عنوان یک اصل در آیین زرتشت در آمد.

**   هرودوت مورخ معروف یونان باستان می گوید "مغها ( روحانیون زرتشتی) در دوره هخامنشی نیایشهای مذهبی مربوط به خدایان را با آواز و بدون همراهی با سازهایی نظیر نی اجرا می کردند". بنابراین عدم استفاده از ساز در موسیقی مذهبی در ادوار گذشته وجود داشته و اثرات آن تا امروز هم دیده می شود.

**   در هر حال بخش اصلی کتاب زرتشت یا اوستا به نام" گاتها" مجموعه ای از شعر آزاد (هجایی) است که با آهنگ و به صورت نیایش (هیمن) خوانده می شد. همچنین بخش دیگر اوستا به نام "یشت" معنی آواز یا آواز نیایش گونه را دارد. گاتها اواسط کتاب یسنا قرار دارد که ۱۷ سرود مذهبی است که از سروده های خود زرتشت است .

**   تصور می شود واژه "گاه" در موسیقی سنتی ایران به شکل پسوند در نام دستگاهها و ردیفها، یادگار همان "گات" باستانی باشد که در فارسی میانه یا پهلوی "گاس" به معنی سرود و سپس در فارسی دری به شکل گاه در آمده است.

**   سروش که در اوستا به صورت "سروشه" از آن یاد شده و در زبان پهلوی به شکل سروش در آمده، نام فرشته ای بود که در آیین زرتشت جایگاه والایی داشت و روز هفدهم هر ماه شمسی را منسوب به او می دانستند. در آن روز به نیایشگاهها رفته و دعا می خواندند، در این روز تفسیر و ترجمه پهلوی اوستا را نیز با آهنگ و آواز خوش می خواندند.

**   از نخستین روزهای ظهور اسلام، اذان یعنی دعوت به نماز را در کوچه و خیابان به آواز می‌خواندند و اذان به وسیله مؤذن از فراز مناره مسجد شنیده می‌شد. نوا خوانی اذان " تلحین "نام داشت که در آغاز چیزی شبیه نوحه‌خوانی بود، ولی رفته رفته و با گذشت زمان جنبه‌های نغمه در آن قوت یافت و صور مختلف پیدا کرد، به‌ طوری‌ که امروزه اذان را به سبکهای مختلف از خواندن ساده و یکنواخت تا حالات پر و کامل سر می‌دهند.

**    قرآن به دو شکل قرائت می شود یا به صورت ترتیل قرائت می شود یا به صورت تحقیق.

**   ترتیل خواندن قرآن بر فرمی از موسیقی است با ریتم ممتد و آواهای کوتاهتر، اما تحقیق خواندن قرآن است بر مبانی موسیقیایی کامل با ریتم تندتر و ساختار آوازی و کاملا پیچیده. از این رو هیچ کس حق دکلمه قرآن را ندارد. قرآن در همه محافل، مساجد و مراکز اسلامی با صوت خوانده می شود این یعنی موسیقی قرآن.

**   بر اساس نوشته‌های فیلون یهودی، حضرت موسی (ع) نزد کاهنان مصری در علوم موسیقی تعلیم دیده بود و جای تردید نیست که قوم موسی سازهای مصر دوران فراعنه جدید و  آوازها و الحان مصری فراوانی را با خود به کنعان آوردند.

**   در میان آثار به دست آمده از گذشته یهود، آثار و علائمی شبیه به حروف موسیقی‌نگاری دیده می‌شوند و این نکته نشان می‌دهد که یهودیان دارای سیستم موسیقی‌نگاری بوده‌اند. 

**  قرائت آهنگین تورات شیوه کهنی بود که در ایام معبد نیز آن را می‌شناختند و از همانجا بود که به کنیسا‌های یهود راه باز کرد و می‌توان گفت که قدیمی‌ترین شیوه‌های موسیقائی در سنت یهود است.

**    معجزه حضرت داوود (ع ) موسیقی بوده است.

**   در تورات و ديگر كتب مقدس چون قرآن كريم اشارات زيادي به صوت خوش حضرت داويد شده كه هنگام خواندن زبور هيچ كس را طاقت ايستادن نبوده و همه از جمله حيوانات به كرنش و سماع در مقابل آن برمي‏خواسته‏اند. همين‏طور رواياتي نقل شده كه حضرت داويد خشم شاعول (King Saul) را كه به خاطر رسوخ ارواح خبيثه در روح او بوده با نواختن چنگ از بين برده.

**   مكتب هنر موسيقي در قوم يهود را مي‏توان به جرأت يكي از اصيل‏ترين موسيقي‏هاي قومي ديني در كل تاريخ جهان شمرد كه مباني و ساختار آن هنوز حفظ گرديده و دخل و تصرفي در آن به وقوع نپيوسته است.

**   با وجود  فرضيه‏ هاي گوناگون به اثبات رسيده كه موسيقي يهود نيز چون موسيقي يونان باستان يكي از پايه‏هاي موسيقي جهان بوده و در شكل‏گيري آن نقش به سزايي داشته است.

**   موسيقي آشور نيز  يكي از اصيل‏ترين اركان موسيقي بين‏النهرين بوده و گويند در زمان حكومت نبوكد نصر Nabkad Nassar به اوج خود رسيده است.

**   در كاوش‏هاي باستان‏شناسي، تنديس و لوح‏هايي به دست آمد كه در آن حضرت داويد را در حال نواختن چنگ يا ليرا (Liyra) نشان داده است و همين‏طور جمع نوازندگاني را كه در جلوي سپاه بعد از جنگ در حال اجراي موسيقي پيروزي كه به آن دبورا Deborah مي‏گويند ديده مي‏شود و يا با حمل اجساد شهداي بعد از جنگ به خواندن مرثيه پرداخته‏اند. اين وضعيت در تمام مناسبت‏ها چه آئيني چه سلطنتي وجود داشته است كه موسيقي خاص مراسم سلطنتي را نيز پسالم (Psalms) مي‏گفتند.

**   در تورات آمده كه شخصي به نام يوبال (Yubal) پدر نوازنده چنگ شِلِمُو (Chalumeau) موسيقي را ابداع كرده است.

**   مي‏گويند كه حضرت داويد با 4000 نوازنده به درگاه خداوند نيايش مي‏كرده است و اين ارزش به حدي بوده كه حضرت داويد مسئوليت حفظ و اشاعه موسيقي آئيني را به لاوي‏ها (Levites) داده بود كه بعدها لاويان به موسيقي‏دانان مقدسي تبديل شدند.

**   سه نمونه از سازهای یهود: نوعي شيپور به نام شوفار (Shofar) كه از شاخ قوچ ساخته شده و آن را به شاخ قوچي كه به جاي فرزند حضرت ابراهیم، توسط حضرت ابراهيم قرباني شد نسبت مي‏دهند و ديگري نوعي ترومبپت به نام خستوتسرا (Hazzoarah) و نوعي زنگ كه به لباس كاهنان آويزان بود و هنگام حركت به صدا در مي‏آمد به نام پامون (Paa-mon) .

**   موسيقي عرب و شام نيز از عناصر موسيقي يهود اقتباس گرديده است. همان‏طور كه سعد بن عُدي خليل در كتاب موسيقي عرب كه در قرن 3 هجري قمري نگارش شده آن را عنوان کرده و در كتاب شعر و موسيقي ابوتراب رازاني اين مسئله اعلام گرديده است و اين مسئله چنان بارز است كه هر شخصي با گوش كردن به نمونه موسيقي اعراب چه در خاورميانه چه شمال آفريقا مي‏تواند اين مسئله را درك كند.

**   نقش يهود در موسيقي ايران نيز بسيار ظريف ولي در عين حال محسوس است هر چند كه تحقيقات زيادي در اين مورد نشده ولي به جرأت گفته مي‏شود كه يكي از بانيان حفظ موسيقي ايران، ايرانيان يهودي بوده‏اند و حتي دستگاه چهارگاه را به يهوديان نسبت مي‏دهند كه به عنوان شكرگزاري به كوروش تقديم شده در حالی كه سرودي به روي آن ساخته شده بود.

**   موسیقی تئوریک توسط کلیسا به وجود آمد.  اولین کسی که نظام چینش نت ها را به وجود آورد تا با استفاده از آن بشود ملودی ساخت، پاپی بود به نام پدر گرگوری. نت نویسی را نیز یک کشیش اختراع کرد. فقط آن موقع به جای هفت نت پنج نت اختراع شد.

**   پدر گرگوری توانست هشت مد به وجود بیاورد و تمام ملودی های کلیسایی را بر پایه آنها بسازد. این ملودی ها همیشه با سرودهای مذهبی همراه بوده اند چه در جشن ها و چه در عزاداریها.

**   فعالیت و دقت گریگوری نه تنها محصور در جمع آوری تصانیف، آوازها و تطهیر آنها از ماده پرستی است بلکه در گامها نیز تغییراتی داد. یعنی کاری را  پیش گرفت که موسیقیدانهای قدیم نیز دست به کار آن زده بودند. همچنین در مورد ثبت و تحریر نت هم تغییراتی ایجاد کرد.

**   کشیش ها معتقد بودند که موسیقی فقط باید در مراسم مذهبی استفاده شود و از کلیسا بیرون نرود و این بر خلاف خواسته مردم بود.

**   کلیسا بسیاری ازعلاقه مندان موسیقی را به سمت خود کشید. از جمله این افراد که به یک غول موسیقی تبدیل شد، باخ بود. او در یک کلیسای پروتستان ارگن می نواخت. ارگن در حقیقت همان سازی است که به نام ارگ کلیسا آن را می شناسیم. او از یک کلیسای کوچک شروع کرد و به بزرگترین آهنگ ساز دوره باروک تبدیل شد.

**      Music Gospel  : موج تازه کلیسا در آن دوره که کارش ادغام مفاهیم انجیل با موسیقی بود. Gospel به معنای انجیل است و دقیقا مثل انجیل های چهارگانه که با هم فرق دارند Music Gospel هم چهار دسته متفاوت داشت و موسیقی مربوط به انجیل متی با موسیقی انجیل یوحنا کاملا متفاوت است.

**   پولس حواری مؤمنان را تشویق می‌کرد  که "مزمور، ثنا و آوازهای مذهبی " را به پیشگاه خداوند تقدیم کنند و در نامه اول خود به قرنطیان می‌نویسد"...هنگامی که نزد یکدیگر جمع می‌شوید، هر کدام سهمی ادا کنید، آوازی در نیایش، درسی، مکاشفه ای و یا تفسیری فراهم آورید...".

**   موسیقی در شرق دور: هندوستان از نظر تاریخ هنر و فرهنگ سرزمینی بسیار غنی است. در بخش موسیقی هم آنها همیشه سبک خاص خود را داشته اند. موسیقی هندوستان حتی آهنگ سازان بزرگ اروپایی را نیز به سمت خود می کشید و خیلی ها سعی کردند با الهام از موسیقی هندوستان، آهنگ سازی کنند.  بدون شک دبوسی فرانسوی مهم ترین کسی بود که از الگوهای هندی استفاده کرد.

**   موسیقی مخصوص آیین هندوها  در هندوستان بسیار مشهود است. این موسیقی شاخه های فراوانی دارد. اما موسیقی "بهاجان" بین آنها اهمیت ویژه ای دارد. هندوها معتقدند با گوش دادن به این موسیقی راحت تر می توانند به خدای خود و وجدانشان نزدیک شوند.

**   این موسیقی در حقیقت وسیله ای بود برای رسیدن به خلسه و ایجاد فضای روحانی و سازهای مورد استفاده در این موسیقی هم سی تار بود و یک ساز زهی دیگر به اسم "مریدانگا". این موسیقی هم معمولا با سرودهای مذهبی همراه بود.

**   یکی از آییین های کارائیبی ها "راستافار" نام دارد. پیروان این آئین همیشه در تلاشند که معنای واقعی زندگی را درک کنند و تا زمانی که زنده هستند هیچ لذتی را از دست ندهند. باب مارلی که بزرگ ترین موسیقیدان موسیقی " رگی"(reggae) است، از پیروان آئین راستافار است و خیلی ها در جامائیکا او را به چشم یک فرد مقدس می نگرند.

********************************************************************

منابع:

 http://www.zartosht.blogfa.com

http://www.iranjewish.com

http://www.mehrnews.com

هفته نامه چهلچراغ شماره 312 

نگاهی بر سبک های موسیقی متال از آغاز تا امروز

                  

مقدمه: هنر در حقیقت آینه ای است که منعکس کننده ی خلاقیت بشر است. یکی از شاخه های هفت گانه ی هنر، موسیقی است. از موسیقی اغلب به عنوان کاملترین هنر نامبرده می شود. Pop در لغت بر گرفته از لغت لاتین Popular به معنای عامه پسند است. و از لحاظ تاریخی به هر شکلی از موسیقی الکترونیکی غیر عامیانه گفته می شود که محبوبیتی توده ای کسب کند، خواه آن موسیقی Rock باشد یا Rap ، Jazz یا هر سبک دیگری. موسیقی Rock شامل سبک های بسیار زیادی می گردد، از Hard Rock, Progressive Rock, Grunge و ... تا Heavy Metal. آن چیزی که ما امروزه از آن به نام Heavy Metal یاد می کنیم در حقیقت زیر مجموعه ای است از موسیقی گسترده ی Rock. موسیقی متال به وسیله ی عده ای جوان همزمان با آغاز دوره ی شکل گیری ابرقدرت ها به وجود آمد. در طول این عصر پیشرفتهایی عالی در تمدن غرب حاصل گردید که نتیجه ی آن غلبه بر فاشیسم، ناسیونالیسم و بسیاری از نظام های اجتماعی دیگر حاکم بر دنیای قدیم بود. نظام هایی که هر کدام در طول قرن ها تکامل یافته و در جامعه ریشه دوانده بودند. در این دوره بشر خودش را با استنتاجی عالی در جایگاهی انسانی از دموکراسی آزاد (Liberal Democracy) که به شخص و فرد بیشتر از هر نظام گذشته ای در طول تاریخ سود می رساند تصور کرد. در طی این عصر نظام اجتماعی به شهروندان در تلاش و جستجویشان برای یافتن مناسبترین و راحت ترین شیوه ی ممکن زندگی خدمتی عظیم کرد. هر پرسش یا هدفی خارج از دیدگاه فردی بی اهمیت تلقی گردید. پیشرفت و توسعه ی انسانی از حالت تکاملی تدریجی ابتدایی خود خارج گردید و به صورتی مترقی مطرح گشت. در عقاید اجتماعی، زندگی فردی بر پایه ی عدالت و بشریت معین و تعریف گردید و شخص بر دنیای طبیعی پیرامونش غالب گشت. دوره ی زمانی بین سال های 1865 تا 1949 میلادی را می توان دوران "مردم گرایی" یا به عبارت امریکایی ها "پشتیبانی از حزب مردم" نام نهاد. در این دوران هنر به سمت فرد گرایی گرایش یافت. اما از آنجایی که موسیقی متال نشأت گرفته از موسیقی راک می باشد برای صحبت در این زمینه ترجیحآ در اولین قسمت از معرفی سبک های Heavy Metal، به موسیقی راک و شکل گیری این سبک خواهم پرداخت. (البته بررسی سبک های مختلف موسیقی راک هر کدام مباحث مفصلی هستند که خارج از حوصله ی این وبلاگ است. یادداشت زیر تنها مروری است اجمالی بر روند پیدایش موسیقی راک.)

به واقع Rock اولیه ترکیبی بود از Celtic folk music - German popular music و English drinking songs که شامل والس (رقص یا موزیک سه ضربی) و سرود های Proto-Gospel مهاجران اسکاتلندی بود. این سبک در مراحل اولیه ی خود سبکی ساده بود که بیشتر بر ریتم های رقص مانند ، ملودی ها و هارمونی های رایج و اشعاری که با دل مشغولی های شنوندگانش(عشق جوانی، بلوغ و رانندگی) همدردی می کرد متکی بود. نوعی از موسیقی که امروزه با نام Rock شناخته می شود ترکیبی است از موسیقی های Blues و Country. موسیقی Country Folk نمودی از فرهنگ آمریکایی از اولین روزهای جمهوریت بوده است، اما چون در حومه ی شهر (و نه خود شهر) وجود داشت به ندرت به رسمیت شناخته شد. با گذشت زمان نسل جدید روی کار آمدند و با افراد قدیمی جایگزین شدند. به کمک امکانات و توانایی های جدید و رشد فرهنگی مردم اکثر تاریخ موسیقی های نسل گذشته به فراموشی سپرده شد. پخش رادیویی که به مناطق روستایی نیز میرسید به گسترش سبک های جدید موسیقی کمک شایانی نمود. به ویژه موسیقی Country ، (که سبکی رقص مانند و روایی است که از تصنیف های انگلیسی- آمریکایی سفید پوستان جنوب و غرب گرفته شده بود) در این دوران به پیروزی چشمگیری دست یافت. بخشی از این پیشرفت ها دارای دلایل سیاسی بود... افراد جامعه که موسیقی مردمی آمریکایی را همانند یک فرم هنری ترقی دادند از مردم اصلی اروپای شمالی نبودند. آنها نیاز داشتند تا خود چیزی را اختراع کنند و انتشار بدهند. اما موسیقی Blues سیاهان در آن عصر به عنوان تنها سبک هنری افریقایی-امریکایی مطرح بود که انکار کننده ی Celtic و همچنین تأثیرات Folk انگلیسی و امریکایی(سبک های رایج آن زمان) بود. در فاصله ی سال های 1930 تا 1950 Blues-Country به Rock تبدیل شد که دلیل اصلی آن رشد تکنولوژی بود.

Adolph Rickenbacker در 1931 گیتار الکترونیک را اختراع کرد که موجب تحولی عظیم در موسیقی شد. وی همچنین تجهیزاتی پیشرفته تر و ارزان تر از وسایل قدیمی ساخت که حمل و نقل آنها نیز ساده تر بود. پس از آن تکنولوژی ترانزیستور ظهور یافت. میکروفون ها قابلیت یافتند تا اختلافات مختصر صدا را تفکیک کنند و حجم صدای وکال ها را افزایش دادند. صدای وکال بر انگیخته تر و پر آشوب تر از قبل گشت. همچنین صدای گیتارها، با Amplifier (تقویت کننده) تقویت شد. تمام این عوامل سبب شدند تا موسیقی ساده ی دورگه ی Blues-Country به نوعی موسیقی استاندارد شناخته شده و البته تجاری به نام Rock n Roll و پس از آن Rock تبدیل گردد. موسیقی جدید جذب جریان اصلی موسیقی آمریکایی شد. باند های اولیه Rock کاستی های زیادی از جهت سبک داشتند. آنها قطعاتی از خود راضیانه و هارمونیک بر پایه ی موسیقی عامه پسند اروپایی ای که در دهه ی 30 در کلوپ ها رایج بود می نوشتند. (اکثر گروه های جاز نیز که در دهه ی 30 اوج گرفته بودند، بر پایه ی نوعی موسیقی مشابه استوار بودند.) در دهه ی 50 میلادی Rock & Roll توسط الویس پریسلی و شخصیت های دیگر ظهور کرد. Rock & Roll جذابیت موسیقیایی خود را فقط برای چند سال حفظ کرد. گوناگونی بسیاری که در سبک های راک پدید آمد هسته ی اصلی راک را از هم پاشید.

در دهه ی 60 اشکال پیچیده تر Rock & Roll به موسیقی Rock معروف گردید که عناصر بنیادین آن عبارتند از تعدادی گیتار شدیدآ تقویت شده (شامل ریتم، لید و باس) و درامز. از میان دیگر سازهایی که معمولا به کار برده می شوند می توان از پیانوی الکتریکی، ارگ الکتریکی، سینت سایزر، پرکاشن، دی جی و برخی سازهای بادی و ضربی فرعی نام برد. نت های کلیدی Rock گونه ای ضرب پشتی(Backbeat) کوبنده، همراه با آوازهای عاطفی و نوای به شدت تقویت شده ی گیتار است. با گذشت زمان Style های مختلف پدیدار گشتند. ترانه ها با تثبیت های فرهنگی، ساده تر گشتند. کارها برجسته تر و مترقی تر گشتند و شاه کارهای موسیقی راک شکل گرفتند. Rock در مرحله ی بلوغ ،پیچیدگی بیشتری یافت و برخی از با استعدادترین نمایندگان آن مانند بیتلز توجه منتقدین جدی موسیقی را به خود جلب کرد. هیچکس نمی تواند موسیقی Rock را بدون توجه به ریشه هاش در نظر بگیرد. در واقع برای صحبت پیرامون موسیقی Rock باید خواستگاه های این سبک به نوبت مورد توجه، تجزیه و تحلیل قرار گیرند. مسائلی مانند رویدادها و پیشامدهای سیاسی و شرایط محیطی که موسیقی Rock را شکل دادند. اساسآ سبک های رایج در آن زمان مانند Folk , Country و Celtic دارای تنوع زیادی در فرم ها بودند که Rock اثرات شگرفی بر تمام آن ها گذاشت.

راک انگلیسی اولین بار در دهه ی 60 به دست بیتلز و گروه رولینگ استونز و دیگر گروه های 4 یا 5 نفره بنیان گذاشته شد. در اواسط دهه ی 60 ، موسیقیدانان جوان به کاوش توانایی راک برای برخورد با مضامین اجتماعی و سیاسی پرداختند. گروه هایی نظیر رولینگ استونز، دورز و دیگران، شعر هایی تخیلی را به شکل بی سابقه ای با هنر تنظیم آهنگ ترکیب کردند که نمونه ی آن قرار دادن قطعات طولانی بدیهی سازی تک نفره، در بافتهایی با پیچیدگی رشد یابنده و ساختارهای موسیقیایی-ترانه ای راک است. آواز خوان های قدرتمند مانند جانیس جوپلین و گیتاریست هایی مانند جیمی هندریکس در مضامین سنتی Rhythm و Blues انقلابی به پا کردند. در اواخر دهه ی 60 و اوایل دهه ی 70 ، ازدیاد دسته های آمریکایی و انگلیسی به اوج خود رسید. راک به سرعت ، نوجوانان غربی را که پس از جنگ با افزایش سطح زندگی، پول بیشتری در اختیار داشتند به خود جلب کرد و آنان به شنوندگان اصلی این نوع جدید موسیقی تبدیل شدند. در دهه ی 70 نگاه تجاری به موسیقی راک سبب ایجاد سبک هایی همچون Soft Rock شد. گروه هایی مانند شیکاگو و کارپنترز از آغاز کنندگان اصلی این سبک بودند. اگر چه که در سال های بعد سبک های جدیدی در موسیقی راک شکل گرفتند و گروه های بزرگی مانند Pink Floyd, Black Sabbath و Beatles در این سبک تحولات عظیمی به وجود آوردند اما این سبک رفته رفته با افول مواجه گردید. البته در سال های اخیر راک با حضور گروه های پرطرفداری مانند Evanescence تا حدودی احیا شده... در قسمت بعدی به شکل گیری موسیقی Heavy Metal و گروه های آغازگر این سبک پرداخته خواهد شد.

اگه علاقه مند به دنبال کردن مطلب هستید می توانید به این بلاگ مراجعه کنید:

http://blog.360.yahoo.com/blog-oegDM48req3ueTqayuq3zd8uPmw-?cq=1

سبک های موسیقی _ باروک

در تقسیم بندی دوره های هنری - از جمله موسیقی - بعد از رونسانس چهار دوره اصلی در نظر گرفته میشه. اول از همه سبک باروک (Baroque) که بطور تقریبی بین سالهای 1600 تا 1750 میلادی بوده، دوم دوره کلاسیک بین سالهای 1750 تا 1820، سوم رمانتیک بین سالهای 1820 تا 1910 و بالآخره موسیقی مدرن یا همین موسیقی عصر حاضر از 1910 تا به امروز.

طبیعی است که این تاریخ ها تقریبی هستند و انتقال سبک موسیقی از یک دوره به دوره بعد طی یک دوران گذر اتفاق بوده است که در آن مدت هنرمندانی بوده اند که با سبک هایی بینابین ، آثار هنری خود را خلق میکردند. دوره رونسانس و قبل از آن هم برای خود تقسیم بندی های خاص دارد که در اینجا وارد آن مطالب نمیشویم.

در ادامه به توضیح مختصری درباره ی دوران باروک می پردازیم.

موسیقی باروک برای ابوا و هارپسیکورد را بشنوید.

ادامه نوشته

آواز و اپرا در ایران

آواز و اپرا در ایران

 

    از آغاز دوره مشروطیت فکر ایجاد نمایشنامه های موزیکال به وجود آمد. در این زمان عارف قزوینی شاعر و تصنیف سرا که با موسیقی نیز آشنا بود شروع به نوشتن چند اپرت کرد.

    گفتنی است که آهنگسازان قفقازی اولین قدم را در راه شناسایی ایرانیان با اپرا و اپرت برداشتند و بسیاری از مسافران ایرانی اپرت هایی نظیر "آرشین مال آلان"

و"لیلی و مجنون"و"عاشق غریب"و"مشهدی عباد"و نیز اپرا هایی از قبیل"اصلی و کرم"و"شاه اسماعیل" را در بادکوبه دیده بودند. علاوه بر آن برخی از نوازندگان و خوانندگان بادکوبه ای هم تعدادی از آثار ذکر شده را در تهران اجرا می کردند که اغلب با استقبال مردم مواجه می شد.

    در زمینه اپرت آهنگسازان ایرانی موفق تر بودند. در این رشته "رضا کمال" معروف به شهرزاد نمایشنامه هایی تصنیف کرد که "پری چهر و پری زاد"و"خسرو وشیرین" از آن جمله اند. این نمایشنامه ها با کمک هنرپیشگان و خوانندگان کمدی موزیکال روی صحنه می آمد. هنرمندان گروه ارامنه نیز در اجرای برنامه ها نقش اساسی داشتند.

 

اپرت پری چهر و پری زاد

 

    سالن نمایش: در آن روزگار در تهران فقط یک سالن به نسبت بزرگ وجود داشت و آن سالن گراند هتل بود. این سالن گنجایش حدود سیصد نفرتماشاگررا داشت که بعد ها تماشاخانه تهران وتماشاخانه دهقان نام گرفت و روزگاری نیز گراند سینما نامیده می شد و مقر یگانه سینمای مهم پایتخت بود.

    غیر از آن سه سالن خیلی کوچک تر(دارای50تا100صندلی) نیز وجود داشت که در واقع می شد نام سالن تئاتر بر آنها نهاد. یکی در حوالی چهارراه مخبرالدوله بود و دیگری در خیابان فردوسی کمی پایین تر از کوچه برلن قرار داشت و بعد ها در آنجا یک سینمای زنانه به اسم خورشید تاسیس شد و سومی در حوالی چهارراه حسن آباد واقع بود.

    اکنون می توانید درک کنید نمایش دادن یک اپرت در آن زمان چه پدیده استثنایی به شمار می رفت. موضوع اپرت"پری چهروپری زاد" عشقی بودو از رقص نیز استفاده شده بود. سالن را با چراغهای زنبوری روشن کرده بودند و در آغاز نمایش قبل از این که پرده بالا برود خدمه تئاتر زنبوری ها را بیرون بردند و درهای سالن را بستند و پس از پایان پرده زنبوری ها را آوردند.

    چند سال بعد اپرت دیگر شهرزاد "الهه گل ها"که موضوع آن یک فانتزی در باره تحول طبیعت است که از جشن گلها به هنگام بهارو پذیرایی ملکه گل ها آغاز می گردد و با رفتن او پراکندگی و افسردگی گلها و فصل پاییز را نشان می دهد.

    نقش ملکه گل ها را خانم آقا بابایف انجام می داد و نقش گل های دیگر را دوشیزگان و ابوان ارمنی انجام می دادند. چه در آن زمان زن های مسلمان حق تماشای نمایش را هم نداشتند چه برسد به هنرپیشگی.*

گفتی است که "جمعیت مادام پری آقا بابایف"در سال های پس از 1295 شمسی به کوشش پری آقا بابایف شکل گرفت.این گروه در کافه پلازا به اجرای نمایش می پرداخت و برای نخستین بار رقص های جمعی بانوان را ارائه داد.

 

اپرت لیلی و مجنون

 

    حبیب اله نصیری فر اپرت لیلی و مجنون را اولین نمایشنامه موزیکالی می داند که در تهران به روی صحنه آمد: اولین نمایشنامه موسیقی دار (اپرت) که به طور مستقیم به اجرا درآوردند لیلی و مجنون بود که در سالن زرتشتیان خیابان سی تیربه اجرا گذاشتن. این نمایشنامه اقتباس محمد جواد تربتی بود که خان بابا خان صوری آن را کارگردانی کرده بود. رل مجنون را شباهنگ و نقش لیلی را خانمی ارمنی(احتمالا خانم پری آقا بابایف)  بازی می کرد.این خانم دو دختر داشت که با ایشان همکاری می کردند. به هر حال استقبالی که از این نمایشنامه ها به عمل آمد باعث شد که مهرتاش و یارانش در راه خود مصمم تر و ثابت قدم تر شوند و به اجرای نمایشنامه های موزیک دار بپردازند.**

 

لی لی بارا در تهران

 

    در جریان جنگ دوم جهانی یکی از آواز خوانان اروپایی که لی لی بارا نام داشت سفری به ایران کرد. او که از خوانندگان سابق اپرای وین بود با اجرای چند رسیتال آواز در تهران محافل هنری را مجذوب کرد و چون با استقبال زیادی روبرو شد چند شاگرد گرفت و مدتی به طور خصوصی به تعلیم آواز پرداخت.

    پرویز محمود – رییس هنرستان موسیقی- لی لی بارا را به همکاری دعوت کرد و او از پاییز 1325 در هنرستان موسیقی مشغول کار شد. از نخستین هنرجویان رشته آواز هنرستان فاخره صبا و نسرین محیط و غلام اویار حسینی را نام باید برد.

    لی لی بارا در کنار تعلیم آواز به فکربه روی صحنه آوردن یک اپرای کامل در تهران بود و عاقبت در 12 اردی بهشت 1326 اپرای "قاضی فریب خورده" اثر گلوک در تماشاخانهء تهران واقع در خیابان لاله زار اجرا شد.

    نقش قاضی را اویار حسینی(باریتون) و نقش فاطمه همسر قاضی را خود لی لی بارا(سوپرانو) به عهده داشت.نقش زلمیر را نسرین محیط(سوپرانو) و نقش نورالدین نامزد او را عنایت بایگان(تنور) اجرا کرد.ارکستر مجلسی از معلمان و شاگردان هنرستان موسیقی اپرا را همراهی می کردند.***

    در سال 1327 لی لی بارا ایران را به قصد آمریکا ترک کرد و تامارا پیلوسیان –که در ایتالیا در رشته آواز تحصیل کرده بود- در هنرستان موسیقی به تعلیم آواز مشغول شد.

    در سال 1328 پرویز محمود دل از یار و دیار کند و راهی آمریکا شد و کفالت هنرستان را به روبیک گریگوریان واگذار کردند. گریگوریان از سال 1325 رهبری کر هنرستلن موسیقی را به عهده داشت.او اولین کسی است که ترانه های محلی ایرانی را برای چهار صدا تنظیم کرد و تعدادی از آن را در دو جلد انتشار داد.

در سال 1329" اولین باغچه بان" فارغ التحصیل دوره عالی آواز از کنسرواتوار دولتی انکارا به ایران آمد و به عنوان هنر آموز آواز به استخدام هنرستان موسیقی در آمد.در سال 1332 نیز فاخره صبا پس از هفت سال تحصیل موفیقیت آمیز در کنسرواتوار پاریس به ایران بازگشت و از سال بعد با موافقت هنرهای زیبای کشور برای تعلیم آواز در هنرستان موسیقی مشغول کار شد.

    به مرور موسیقی غربی جای خود را در میان طبقه تحصیل کرده باز کرد و مغازه های صفحه فروشی پاتوق دائمی علاقه مندان موسیقی غربی گردید. با این همه تعداد کسانی که کنسرت را به سینما و تئاتر ترجیح می دادند انگشت شمار بود و اصولا جز کنسرت های ارکستر سمفونیک تهران به ندرت کنسرتی فروش قابلی داشت.

گفتنی است که علاوه بر سازمان موسیقی موسسات هنری دیگری نیز در معرفی آوازخوانان و کمک به درک و فهم بیشتر آواز وجود داشتند که برخی از آنان به قرار زیرند:

کر انجمن ایران و فرانسه- کر باشگاه آرارات- کر باغچه بان- گروه آواز جمعی هنرهای زیبای کشور- کر هنرستان عالی موسیقی- برنامه های هفتگی هنرستان موسیقی در رادیو تهران- انجمن هنری جوانان و انجمن فیلارمونیک تهران.

 

سازمان اپرای تهران

 

    در پاییز سال 1339 از طرف هنرهای زیبای کشور/ شورای فنی اپرای تهران با عضویت فاخره صبا/اولین باغچهبان/آمانوئل ملیک اصلانیان/حشمت سنجزی/غلامحسین غریب و حسن شیروانی انتخاب شد. چندی بعد نیز دفتر اپرای تهران به تصدی حسن شیروانی و با شرکت آوازخوانان ایرانی تشکیل یافت.

    در اسفند سال 1339 برخی از هنرجویان رشته آواز که در اروپا به تحصیلات خود ادامه می دادند به تهران دعوت شدند و فستیوال آوازی با شرکت آنان و هنر آموزان آواز در تهران تشکیل شد. این فستیوال شش شب به طول انجامید و در شب آخردو پرده از اپرای "ویگولتو" اثر وردی به روی صحنه آمد.

    البته این اولین باری نبود که قسمتی از یک اپرا در ایران اجرا می شد. در بهمن 1338 پرده آخر اپرای "باتر فلای" اثر پوچینی به وسیله منیر وکیلی در تلویزیون ایران به روی صحنه آمد و یک ماه بعد عنایت رضایی و مرال تامر قسمت هایی از اپرای "لاتراویاتا" اثر وردی را با لباس و دکور در تالار فردوسی دانشگاه تهران اجرا کردند.

    در اوایل سال 1340 شش تن از خوانندگان ایتالیایی به سرپرستی "الیمپیو فراروتی" به استخدام هنرهای زیبای کشور درآمدند. این هنرمندان در طی دو سال اقامت در ایران با همکاری دفتر اپرای تهران چند برنامه در تالار فرهنگ و تلویزیون ایران اجرا کردند که اپرای "ریتا" اثر دونیزتی "جمیله"اثر بیزه "دون پاسکوال" اثر دونیزتی از آن جمله اند. همچنین قسمتی از اپراهای: "کارمن" اثر بیزه "باتر فلای" اثر پوچینی "تراویاتا" اثر وردی و"لابوهم"اثر پوچینی به وسیله هنرمندان ایرانی و ایتالیایی به روی صحنه آمد.

    با خاتمه کار هنرمندان ایتالیایی در ایران مدتی فعالیت های اپرایی تعطیل بود تا این که در پاییز سال 1343 اپرای "ارفه و اریدیس" اثر گلوک به وسیله هنرمندان ایرانی اجرا شد. این اپرا به کارگردانی منیر وکیلی روی صحنه آمد. خود منیر وکیلی در نقش اریدیس/ فاخره صبا در نقش ارفه/ سودابه صفائیه در نقش آمر ظاهر شد. ارکستر سمفونیک تهران به رهبری حشمت سنجری اپرا را همراهی می کردند و طراحی دکور و لباس با فریده گوهری بود.

    در همین زمان نیز در انجمن ایران و آمریکا قسمتی از اپرا های "ورتر"و "لاتراویاتا" اجرا شد که در آن حسین سرشار/ فاخره صبا/ وحیده فتوره چی و منیر وکیلی شرکت داشتند. این برنامه ها موفقیت بسیار کسب کرد به طوری که شهرستان های ایران نیز علاقه مند بودند برنامه های اپرایی را ببینند. به این منظور گروهی از خوانندگان ایرانی در سال 1340 به آبادان مسافرت کردند و در آنجا اپرای "تراویاتا"اثر وردی و"جمیله"اثر بیزه را به اجرا در آوردند.

    کوشش های اولیه برای تاسیس اپرا تا سال 1346 طول کشید و در این زمان بود که نخستین اپرای کلاسیک به نام "کوزی فان توته" اثر موتسارت به طور کامل در تالار وزارت فرهنگ و هنر به روی صحنه آمد. کارگردانی اپرا را عنایت رضایی به عهده داشت و خوانندگان: منیر وکیلی /فاخره صبا/ اولین باغچه بان/ حسین سرشار/ عنایت رضایی/ احمد پارسی ونسرین آزرمی بودند و ارکستر سمفونیک تهران به رهبری حشمت سنجری در اجرا شرکت داشتند.

 

نخستین اپرا در تالار رودکی

 

    در چهارم آبان سال 1346 تالار رودکی در حضور جمعی از مهمانان ایرانی و خارجی با اجرای "زال و رودابه" و"جشن دهقان" افتتاح شد. "زال و رودابه" اثر ثمین باغچه بان به کارگردانی منیر وکیلی و طراحی هنرمند آلمانی "تئولاو" به روی صحنه آمد. این اثر برای نمایش صحنه ای نوشته نشده بود و بیشتر جنبه" کنسرتانت" داشت. خوتننده اصلی "زال و رودابه" اولین باغچه بان بود که ضمنا رهبری گروه کراپرا را بر عهده داشت. ولی نقش اصلی اثر را بازیگران پانتومیم : بهمن مفید و خانم دیهیم انجام می دادند.

    "جشن دهقان" ساخته احمد پژمان و یک درام واقعی بود و به قولی نخستین اپرایی است که سازنده آن یک هنرمند ایرانی است. نقش های اپرا را حسین سرشار /سودابه تاج بخش / احمد پارسی و وحیده فتوره چی به عهده داشتند.

    نمایشنامه را منوچهر شیبانی به شعر در آورده بود. دکور و لباس از تئولاو بود و رهبری ارکستر را حشمت سنجری به عهده داشت.

    طی یازده سالی که تالار رودکی فعالیت می کرد بسیاری از معروف ترین اپراهای جهان در این تالار به روی صحنه آمدند و برخی از بهترین خوانندگان جهان در کنار خوانندگان ایرانی اجرا کننده نقش های اول اپراها بودند...

 

 

"موسیقی در نمایش" دکترامیراشرف آریان پور

خامه ای/انور:نگاهی بر پنجاه سال تئاتر در ایران/مجله رودکی/شماره56/ص27*

نصیری فر/حبیب اله: مردان موسیقی سنتی و نوین ایران/تهران/1369/ص281**

حسنی/سعدی:اپرا وکنسرت در سالهای1330تا1335/مجله موسیقی/دوره چهارم/شماره6/ص5***

تاریخ

موسیقی در یونان باستان

    اولین کشوری که موسیقی را از نظر علمی مورد موطالعه قرار داد" یونان" است. یونانیان از قرن هشتم پیش از میلاد موسیقی داشتند و معمولا در "پانتئون" یا معبد خدایان جمع می شدند و اشعار خود را می خواندند و با موسیقی اجرا می کردند.

خدای موسیقی یا هنرهای زیبا را "آپولون" می نامیدند.و به هر یک از الهه های هنرهای زیبا"موز" می گفتند.کلمه موسیقی از این اسم گرفته شده است.

    یونانیان نت ها را نام گذاری کردند و هر یک از اصوات را به نام یکی از حروف الفبا می خواندند.گام در ابتدا از پنج درجه تشکیل می شد ولی به تدریج به شکل امروزی (هفت درجه اصلی) در آمد.

از آثار یونان باستان در حدود بیست قطعه به ما رسیده.

    سیتار و لیر و چنگ رواج بسیار داشت و شاعران و حماسه سرایان یونانی نظیر "هومر"اشعار خود را با آنها همراه می کردند.

 

 

آغاز موسیقی کلیسایی

    این دوره از زمان قیصر"تیبریوس"(37_14 م) امپراتور روم شروع میشود و در زمان پاپ گرگوار (604_590) خاتمه می یابد و مصادف با دوره ای است که مسیحیت در کشورهای متمدن آن روزگار راه می یابد.

    بطور کلی آوازهای قدیم کلیسایی از عوامل زیر مایه می گیرد:

موسیقی معابد یهودی

موسیقی یونان باستان

موسیقی کشورهای اطراف مدیترانه

    اولین فرم موسیقی آن زمان"پسالم"* نام داشت که از موسیقی معابد یهودی الهام گرفته بود.این موسیقی منحصر به آواز بود و ساز در آن راه نداشت. فرم بعدی "هیمن"** نامیده می شد و کلیسا فقط خواندن پسالم هیمن و آوازهای مذهبی را اجازه می داد.

    از قرن سوم میلادی رم مرکز کلیسای کاتولیک می شود و به تدریج با سایر کشورها رابطه برقرار می کند و به این ترتیب هم بر نفوذ خویش می افزاید وهم از موسیقی و سایر هنرهای کشورهای متمدن بهره می گیرد.

 

 

موسیقی درقرون وسطی

    در تاریخ موسیقی قرون وسطی دورانی است که از قرن پنجم آغاز می شود و تا قرن پانزدهم ادامه می یابد.

در دوران کلاسیک قرون وسطی زندگی عمومی به اوج خود رسیده بود و مجالس برای خودنمایی شخصیت فردی جایی باقی نمی گذاشت. این مسئله در هنر قرون وسطی دیده می شود. چنانچه "پولیفونی"(چندصدایی) که فرم مهم موسیقی این دوران است در واقع عبارت است از همکاری و همزیستی چندین ملودی که هیچیک به خودی خود اهمیت ندارد و فقط اجتماع آنان است که اثری هنری پدید می آورد.

 

 

موسیقی یک صدایی کلیسایی (آوازهای گرگورین)

    در طی چهار قرن اول میلادی دین مسیح به تدریج در اغلب کشورهای اروپا رواج یافت و کلیسای کاتولیک برای جلب بیشتر مردم کلیسا را مرکز هنرهای مختلف قرار داد و انواع آثار هنری از قبیل نقاشی و مجسمه سازی ومعماری وموسیقی را در کلیسا جمع کرد.بخصوص هنر خوانندگی مورد توجه خاصی قرار گرفت و تکمیل وتوسعه موسیقی آوازی اساس کار کلیسا شد.

    در قرن چهارم کشیشی به نام "آمبروز"مقدس برای اولین بار موسیقی آوازی را در مراسم کلیسایی شرکت داد. تا آن زمان موسیقی مورد تحریم کلیسا بود و آواز جز در مورد تلاوت آیات انجیل به کار نمی رفت. از آن پس متن های مذهبی را با آواز می خواندند و کم کم به فکر افتادند که این آوازها را به وسیله ای حفظ و نگهداری کنند تا نسل های بعد نیز از آنها استفاده نمایند. به همین جهت اواخر سده ششم میلادی پاپ گرگوار ششم کتابی تدوین کرد که به نام سرود گرگورین معروف است و منشاء موسیقی کلیسا است.

    این کتاب بزودی مورد پذیرش فرقه های مختلف دین مسیح قرار گرفت و بخصوص از نیمه دوم قرن ششم همه این فرقه ها سرودهای گرگورین را اساس مئسیقی مذهبی خود قرار دادند.

     سرودهای گرگورین به زبان لاتین خوانده می شد و به صورت یک صدایی (هموفونی) بود ولی کلیسا با موسیقی سازی مخالف بود و هر گونه آلت موسیقی را "اسلحه ابلیس" می خواند.

 

 

 

*psalmus

**hymnus

 

 

"موسیقی در نمایش" دکترامیراشرف آریان پور

تاریخ هنر موسیقی(تمبک در گذر تاریخ)

تنبک در گذر تاریخ

تمبک بنا به مستندات زیر دارای قدمتی همپای تمدنهای کهن ایران است. لازم به ذکر است که بر اساس متون مانده برجا، وجود این ساز به عنوان یک عنصر موسیقایی در تمدن عیلام تثبیت شده است.

درکتاب "هزار سال وزن در موسیقی ایرانی" تالیف رضا ترشیزی ، آمده است :
_ در منظومه ساسانی "یادگار- زریران" مربوط به افسانه های پهلوانی اشکانیان نام تمبک Tumbak صراحتا ذکر شده است.
_ در مقاله ای تحت عنوان "موسیقی ایران از دوران کهن و عهد هخامنشیان" به متن کتاب پهلوی "خسرو پسر قباد و غلام" مربوط به زمان ساسانیان اشاره می شود که در آن نام ساز دمبک آمده است.

در همان مقاله عنوان میگردد که در تمدن عیلام سازی شبیه به تنبک را مینواختند.

با اینحال می توان گمانه زنیهایی را در مورد حضور این ساز در لایه های قدیمتر زمان انجام داد.

درکتاب "موسیقی بین النهرین" اثر فرانسیس و گالپین، می خوانیم که در منطقه بین النهرین (سومر) و همچنین در آسیای مرکزی و در حدود هزاره های اول و دوم قبل از میلاد، طبلی ساغری شکل و برنزی جنس به نام لی لیس وجود داشته که نوع کوچک و قابل حمل آن را لی لی سو می نامیدند.

لی لی سو شبیه "داربوکه" عربی بوده که درنقاشیهای متعلق به شهر تبس مصر و در عصر سلسله 18 فراعنه و حدود 1570 پیش از میلادی مشاهده شده درحالیکه بر روی زانو و زیر دست چپ مردی نوازنده قرار گرفته و با دو دست نواخته می شد.

لیلیسو از جنس چوب و گل بوده و نمونه ای از آن در موزه بریتانیا نگهداری می شود. در تصویر روی یک لوحه بابلی تصویر لیلیس مشاهده می گردد.


حال، با توجه به مهاجرت اقوام سومری به بین النهرین در هزاره 4 پیش از میلاد که طی مهاجرت احتمالی از هند یا آسیای مرکزی صورت گرفته و بعدها با تمدنهای اطراف خود مانند عیلام ارتباط فرهنگی و تجاری داشته اند آیا نمی توان ریشه تمبک را در بین النهرین یا اقوام مهاجر آنجا جستجو کرد؟

چنین مراودات موسیقایی را می توان بین فرهنگ موسیقایی پیشرفته یونان (مکتب فیثاغورث) و تمدن بین النهرین مشاهده نمود، بگونه ای که اساس تئوری فواصل فیثاغورث ملهم از دانش بین النهرین می باشد.

http://www.harmonytalk.com/id/1069

اردشیر بابکان- بهرام گور

تو پست قبلی(تاریخ موسیقی) درباره ی موسیقی دوره ی ساسانی مطلب گذاشته بودم و قرار بود تو پست بعدی درباره ی اردشیر بابکان و بهرام گور مطلب بذارم.

امیدوارم از این مطالب خوشتون بیاد.

 

اردشیر بابکان
رواج موسیقی در عصر ساسانی با نام اردشیر بابکان تداعی می شود.تعیین نظام طبقاتی مردم و همچنین موسیقیدانها از ابتکارهای او بود. در این زمان خنیاگران و رامشگران که از دیرباز جزو طبقات متوسط و گاهی حتی پست جامعه بودند، به سطح درباریان ترقی داده شدند.

 

علامه عباس اقبال آشتیانی می نویسد :
"موسیقی در ایران قدیم، رونق بالنسبه کامل داشته است. اردشیر بابکان موسس سلسله ساسانی در موقعی که درباریان و اعیان حضرت خود را به طبقات ممتاز تقسیم می نمود، مطربان و مغنیان را طبقه مخصوصی قرار داد و در میان طبقات ایشان را مقامی متوسط اعطا فرمود."

 

بهرام گور
بهرام گور پانزدهمین پادشاه ساسانی بود، او در نوجوانی با فرهنگ و ادب و هنر کشورهای دیگر آشنا شد و طبق رسم اشراف زادگان آن زمان، بعد از یادگیری علوم و فنون مختلف، موسیقی آموخت.

بهرام مردی جنگاور بود که بی اندازه به موسیقی علاقه داشت. بطوریکه بعد از نشستن به تخت پادشاهی اولین کاری که کرد رسیدگی به وضع موسیقیدانان و تامین رفاه آنها بود. او موسیقیدانها را از لحاظ مقام و رتبه بالاتر برد و گروهی از آنها را به طبقه اول برنشاند. جانشینان بهرام تا انوشیروان نیز این رسم را برپا داشتند.

در زمان خسرو پرویز (۵۹۰-۶۲۷ م.) با زمینه ای که از پیش فراهم شده بود و استادان ماهری که در فن موسیقی به وجود آمده بودند موسیقی در ایران رتبه ای والا یافت. این دوره را می توان عصر طلایی موسیقی ایران شمرد. از جمله موسیقیدانان معروف زمان خسرو پرویز می توان باربد، نکیسا، بامشاد، رامتین(رامی یا رامین)، سرکش (سرکیس یا سرکپ)، و آزادوار چنگی و کوسان نواگر را نام برد. مانی را نیز جامی در نفحات النس از موسیقیدانان این دوره و مورد توجه شاهپور اول می داند.

مانی فرزند شخصی از نجبای ایران به نام فاتک بود. مادرش نیز زنی از بانوان خاندان اشکانی بود. مانی در سال ۲۱۵ میلادی در بابل متولد شد. ابتدا نزد پدر و سپس نزد دانشمندان عصر خود به کسب علم و هنر اشتغال ورزید و از فلسفه و ادبیات و طب و نجوم و موسیقی و مخصوصا نقاشی آگاهی یافت و آیینی آورد آمیخته از فلسفه زردشت و شریعت عیسی و آیین بابلی و بودایی و اندیشه های خود.

باربد از موسیقیدانان و نوازندگان بنام و از بزرگترین آهنگسازان عهد خسرو پرویز بود که بسیاری از الحان و نواهای موسیقی را که هنوز بعضی از آنها با همان نام در ردیف دستگاه های موسیقی کنونی ما باقی مانده است از ساخته ها و پرداخته های او می دانند، و بعضی اختراع مقامات را به او نسبت می دهند.

نکیسا از موسیقیدانان بنام عهد ساسانی و از چنگ نوازان و خوانندگان دربار خسرو پرویز بود.

بامشاد از موسیقیدانان بنام زمان خسرو پرویز بود.

رامتین که او را رامی و رام هم نوشته اند از چنگ نوازان معروف عهد خسرو پرویز بود.

آزادوار چنگی آزادوار چنگی از زنان معروف موسیقیدان عهد بهرام گور بوده که در نواختن چنگ شهرت داشته است.

کوسان از نوازندگان مشهور نی بوده است.

http://www.sinamusicclassic.blogfa.com/post-19.aspx

http://www.harmonytalk.com/archives/000810.html

تاریخ هنر موسیقی(موسیقی در دوره ساسانیان)

من یه استاد سه تار داشتم، آقای ریحانی( تا حالا ۱۰۰۰ بار تعریفشونو واسطون کردم)، اطلاعات موسیقیشون محشر بود. یه چیزی که می گفتند و برای من خیلی جالب بود، می گفتند: ما وقتی از موسیقی سنتی حرف می زنیم بر می گردیم به ۵۰ ، نهایتا ۱۰۰ سال پیش، در حالیکه موسیقی سنتی ما به خیلی قبل تر از اینها بر می گرده. من از همون موقع ها به این موضوع علاقه مند شدم و الان هم با اجازه همه دوستان میخوام این موضوع رو به موضوعاتمون اضافه کنم.

دوره حکومت ساسانیان بالغ بر چهارصد سال بطول انجامید و این عصر را در میان اعصار تاریخ ایران پیش از اسلام، درخشانترین دوره موسیقی نام نهاده اند. در این دوره قدرت متمرکز به جای قدرتهای پراکنده در ایران حاکمیت یافت و با تمرکز قدرت و جذب تدریجی ارباب هنر به دربار، زمینه رشد، پیشرفت و پرورش هنرمندان، بویژه موسیقیدانان فراهم آمد.


بطوری که در تاریخ ایران آمده است این تنها نام مشاهیر هنری دوره ساسانی است که باقیمانده و از مشاهیر دوره های قبل، حتی نامی هم در بین نیست. تا جایی که عده ای به وجود نوابغ علوم و هنر در ایران تا پیش از این اعتقاد ندارند و ایرانیان قدیم را تنها افرادی که دارای استعداد نظامی و اقتصادی بودند، می شناسند.

با ظهور شخصیت هایی همچون مانی و مزدک ، انواع ادبیات هنری (غیر شعری) و هنرهای ظریفه رشد پیدا کرده و طرفدارانی را به خود جلب کرد. در این میان می توان به نقاشی های مکتب مانی، کتابهایی نظیر کارنامه اردشیر بابکان، خداینامه (خواتای نامک) و دهها اثر دیگر که از آن دوره برجای مانده است اشاره کرد.

اردشیر بابکان طبقات مختلف موسیقیدانها را نیک می شناخت و برای هریک قانون مخصوصی وضع کرده بود. انوشیروان در رعایت قانون و حقوق هنرمندان سعی آشکار داشت و بهرام گور خود چکام سرایی چیره دست بود.

با تشویق و حمایت دربار ساسانی از موسیقیدانها، مردم نیز بتدریج علاقمند به موسیقی شدند، بطوریکه در این دوره موسیقیدانان از رفاه و احترام بسیاری برخوردار بودند. نام اولین موسیقیدان بزرگ ایرانی از قبیل باربد، نکیسا، بامشاد و رامتین نیز از همان زمان برای ما به یادگار مانده است. همچنین نام بسیاری از الحان سازنده موسیقی و سازهای آن زمان.

منبع :

از کتاب موسیقی در ایران از آغاز تا امروز / غلامرضا جوادی
http://www.harmonytalk.com/archives/000810.html
 
درباره اردشیر بابکان و بهرام گور حتما تو یه پست دیگه مطلب میذارم( به دلیل این که این پست طولانی تر نشه).