اولین سالگرد تولد کاویان

من دلم می خواهد،

             خانه ای داشته باشم پُرِ دوست

                                بر درش برگ گلی میکوبم

                                           روی آن با قلم سبز بهار

        می نویسم :
                         " ای یار

                          خانه ی دوستیِ ما اینجاست. "

تا که سهراب نپرسد دیگر:
                                   " خانه ی دوست کجاست؟ "
     

                          

سلام

تولد. تولد کی؟ نمی دونی!!! جدی!!!  یعنی به این زودی یادت رفته

باورم نمی شه، آره دیگهُ درست گفتی.

امروز وبلاگ کاویان یک ساله شده

حالا وقتشه شمع ها رو فوت کنه. براش یک آرزو بکن و توی وبلاگ بنویس.

Beautiful Birthday Wish Ecards

روز شنبه که رفتیم کنسرت لطفی به همراه آرش و طاهره، اصلا نذاشتم طاهره توی حس بره هر دقیقه یه چیزی یادم می اومد و ازش می پرسیدم مثلا این ۸/۵، چرا گروه اول دف نداره و ااا لطفی با انگشتای دستش به گروه شماره می ده. یاد استاد افتادم که قبل از شروع قطعه ها به ما هم از پشت دف شمارش رو می ده (مزیت دف نسبت به سه تار و تار اینه که کمتر حضار متوجه این کار می شند). بعد دیدم قبل از اجرای گروه ها لطفی با پیراهن و شلوار سفید از این ور سن به اون ور سن می ره و میکروفن و جای نوازنده های گروه رو میزون می کنه، بعد توی گوش طاهره گفتم (از اینجا آرزوم شروع می شه(به خاطر اینکه تو حسش برین مجبور شدم مقدمه چینی کنم)):

گفتم: طاهره می شه، وقتی که استاد موهاش هم رنگ دندوناش شد (البته در تصوراتم یک لباس سفید هم مثل لطفی پوشیده و ...)، گروه همیشه کاویان به روی صحنه بیاد و گروه همون گروه با اعضای اصلی اولیه باشه.

                     
باران:

ممنوم از شکوفه عزیزم که یک سالگی کاویان رو جشن گرفته.
منم به همه ی کاویانی ها تبریک میگم و آرزو می کنم روز به روز صمیمیت ها بیشتر بشه و هیچ وقت دلخوری و دلتنگی تو این گروه نباشه.

                          

زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست

هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود

صحنه پیوسته بجاست

خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد

من هم تولد یک سالگی کاویان رو تبریک می گم و آرزو می کنم سال های سال این گروه خوب و صمیمی پابرجا بمونه.

                          

 

***************************************

آرش:

مبارک مبارک تولدت مبارک.

دست خودم و تمامی کسانیکه حتی به اندازه یک جمله در پر بار شدن این وبلاگ قلم رنجه فرموده اند درد نکنه.

همیشه استوار باشید.

 

آقا ( یا شایدم خانم) "زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست"   کاشکی خودت رو معرفی هم می کردی  ( البته اگر همون باران نباشی )

کنسرت گروه های شیدا

 

می خواستم از روز شنبه بنویسم. از دقیقه 96. از حرص خوردن های قبلش و داد و هوار های بعدش. از 30 میلیون طرفدار، ولی حیف که جاش اینجا نیست.

به جاش از شب همان روز می نویسم.

شنبه 28 اردیبهشت 1387 تالار وزارت کشور. کنسرت گروه های سه گانه شیدا و محمد رضا لطفی.

می شود از نکات فنی این اجرا نوشت. می توان از ضعف مشهود گروه اول ( باز سازی شیدا ) نسبت به دو گروه دیگر گفت. می توان یک دلی گروه دوم ( بانوان شیدا ) و دو نوازی تارشان را ستود. می توان از گروه نوازی های گروه سوم ( همنوازان شیدا ) تمجید کرد و از بار سنگین مسولیت خواننده، سخن راند و از صدای زیبای وی سخن به میان آورد. می توان از حضور بالجبار خواننده مرد در گروه بانوان افسوس خورد و اما از وی تقدیر کرد.و می توان تمامی اینها را در مورد گروه اول نگفت.

ولی قصد ندارم که به هیچ کدام از موارد بالا بپردازم، چرا که این برنامه، اجرای یک کنسرت با بعد فنی منحصر به فرد نبود، بلکه ده ها آغاز در کنار یک پایان بود.

می توان گفت استاد لطفی با برگزاری این کنسرت حجت خود بر موسیقی سنتی را تمام کرد. وی که در سالیان گذشته خالق آثاری تاریخی بوده، و در کنار استادی گرانقدر، آثاری ماندگار در تاریخ موسیقی سنتی این کشور ثبت کرده است، این بار به دنبال ثبت نام خود نبود.

به عقیده من: " اجرای این برنامه، در این بی لطفی زمانه، بزرگترین لطفی بود، که بزرگی چون لطفی، می توانست در حق موسیقی سنتی ادا کند "

وی که پس از اجرای بداهه نوازی در چند ماه گذشته به شدت مورد انتقاد قرار گرفته بود، این بار با گرد آوری ده ها جوان گمنام در عرصه موسیقی و تعلیم آنها امکان ظهور لطفی های فروانی را در آینده نزدیک مقدور ساخت.

وی به دور از ترس سنتی " برتری شاگرد از استاد " نه تنها زحمات فراوانی برای این جوانان کشیده بود، که حتی در زمان اجرا خود حداقل تک نوازی ها را انجام داد و هنگام تک نوازی های شاگردان خود، فقط به فضا سازی در زیر صدای ساز تکنوازان، تار ، سنتور، سه تار و ... می پرداخت. شاید برای کسانی که استادان موسیقی سنتی را افراطی مغرور می پندارند باور اینکه بر روی سن لطفی ساز بر زمین گذارد و جوانی در کنار وی به تکنوازی تار و سه تار بپردازد و لطفی نظاره گر باشد باور کردنی نباشد، ولی به راحتی می شد حس کرد که در هنگام دو نوازی تار دختران، احساس لذت و غروری لطفی را در بر گرفته بود که اگر خود می نواخت به این مقدار نبود. وی علاوه بر آموزش یکساله شاگردان، و ساخت آهنگهای جدید، با گرفتن دست این جوانان به آنها اعتبار بخشید، هزاران نفر را به تماشایشان کشانید، به آنها جرعت داد و تشویقشان کرد برای استقامت داشتن.

در بروشور برنامه در قسمتی لطفی عنوان کرده است: " باید توجه داشت که حد توانایی فنی و سواد ردیفی این افراد بیش از اعضای اولیه گروه شیداست که در سال 52 تشکلیل شد"

به یاد داشته باشید که اساتید فروانی چون حمید متبسم، مسعود حبیبی و ... در چنین محیط هایی به شکوفایی رسیده اند، و دور نیست زمانیکه چهره های برتر موسیقی سنتی، یکی از بهترین خاطرات خود را اجرای اردیبهشت 87 در کنار استاد لطفی برشمارند.

شاید برای اغلب نوازندگان این کنسرت این اولین بار بود که در بزرگترین تالار کشور به اجرای کنسرت می پرداختند، ولی مطمانا آخرین اجرای آنها، و بزرگترین اجرای دوران هنری یشان نخواهد بود.

 

 

کنسرت گروه شهناز به خوانندگی استاد مجمد رضا شجریان

کنسرت گروه شهناز به خوانندگی استاد مجمد رضا شجریان تابستان امسال در تالار بزرگ کشور برگزار می شود.
به گزارش خبرنگار مهر ، دراین کنسرت، گروه "شهناز" که قبلا به نام رودکی فعالیت داشت استاد شجریان را در اجرای قطعاتی در دستگاه همایون و با اشعاری از مولانا ،حافظ و سعدی همراهی خواهد کرد.
مجید درخشانی سرپرست گروه شهناز قبلا از انتشارنخستین آلبوم این گروه با صدای شجریان خبر داده بود که آواز این آلبوم را استاد شجریان قبل از سفر به آمریکا و کانادا خوانده است.
در این اثر پیش درآمد در همایون، زنگ شتر،چهار مضراب در بیداد، تصنیف "ما ز یاران چشم یاری داشتیم "از ساخته های استاد شجریان و همچنین تنظیم جدید بر قطعه "باد صبا" از آثار حسام السلطنه ضبط شده است که همزمان با اجرای کنسرت در تهران ارائه می شود.
لازم به ذکر است که "سینا جهان آبادی" نوازنده کمانچه ،"شاهو عندلیبی" نی،"حامد افشاری" قیچک باس،"مهرداد ناصحی" قیچک آلتو،"کاوه معتمدیان" کمانچه ، "رادمان توکلی" تار ،"رامین صفایی" سنتور ، "حمید قنبری" تنبک،"حسین رضایی نیا"دف،"محمدرضا ابراهیمی"عود،"مژگان شجریان" سه تار و عمیدی بم تار و رباب اعضای گروه موسیقی "شهناز" هستند

Are You Masculine or Feminine?

دیروز کلی درباره ی قسمتی از مصاحبه ی آقای اصلانیان که درباره ی  masculineو feminine بود بحث کردیم.(کاش در باره ی بقیه مطالبشون هم یه کم صحبت میکردیم )
البته نتونستیم به تعریف واحدی از این واژه ها برسیم و هر کس برداشت خودشو ارائه داد و در قالب تعریف خودش( که حتی بعضی تعاریف
۱۸۰ درجه با هم تفاوت داشتن)نظرشو بیان کرد. خب بدم نبود فرصتی بود که نظراتمونو درباره ی ساز زدن و در نتیجه شخصیت هم بگیم. شاید اگر همینجوری از هم میخواستیم که نظرمونو درباره ی هم بگیم، کسی این کارو نمیکرد ولی این دو تا کلمه کارو راحت کردن. برای من که خیلی خوب بود چون خیلی وقت بود که استادم و دوستام نظری درباره ی ساز زدنم نداده بودن و خیلی دلم میخواست همچین موقعیتی پیش بیاد، که نظر هر کدوم رو هم طبق تعریف خودشون کاملا قبول داشتم.
با وجود اینکه استاد مرتب این جمله رو تکرار میکردن که
fe  به معنای بدتر بودن و  maبه معنای بهتر بودن نیست، در نهایت نتیجه ای که اکثر بچه ها از مجموع صحبت ها داشتن این بود که fe یعنی خیلی بد و  maیعنی خیلی خوب. 

من با تعریفای متفاوت دیروز گیج شدم. اومدم دوباره مصاحبه رو خوندم.
من،
برعکس استاد،فکر نمیکنم کهma  بهتر ازfe  نیست( پاچه خواری معکوس بود)به نظر من ma برتری کامل نسبت به fe داره، ولی مسئله ای که هست ـ بازم به نظر من ـ قرار نیست همه برتر باشن و روحیات مشابه داشته باشن.
من فکر میکنم یه 
fe خوب بودن خیلی بهتر از اینه که بخوایم به خودمون و دیگران بقبولونیم که ma هستیم و شاید حتی بعضی هامون از نظر دیگران برنجیم. البته این تشخیص احتیاج به شناخت خیلی بیشتر داره و کار ساده ای نیست و فکر میکنم اینقدر زود نظر دادن کار درستی نباشه(بماند که خودمون به استاد اصرار کردیم که نظر بدیم). در مورد کسانی که شخصیت بیرونی دارن شاید راحت تر باشه ولی در مورد کسانی که شخصیت درونی دارن میتونه حتی غیر ممکن باشه. به خصوص برای کسانیکه سررشته ای از روانشناسی ندارن.

بازم میگم بحث های دیروز خیلی خوب بود، به شرط اینکه اسم ma و fe رو از روش برداریم و همون اسم اظهار نظر رو روش بذاریم و استفاده از این واژه ها رو بذاریم برای وقتی که به تعریف درست و واحدی ازشون رسیدیم و البته شناخت بیشتر از هم و همینطور به این که خودمونو همونطوری که هستیم باور داشته باشیم و اگر دوست داریم جور دیگه ای باشیم، برای جور دیگه بودن تلاش کنیم نه اینکه خودمونو انکار کنیم.

ببخشید طولانی شد، اینا نتایج کاملا شخصیه که بعد از صحبت های دیروز و بعد از خوندن دوباره ی مقاله و فکر کردن به این موضوع بهش رسیدم.ببخشبد اگر یه کم صریح گفتم، فکر کردم میتونم تو جمع دوستام این اجازه رو به خودم بدم. اگر هر جا اشتباه کردم یا نظرتون مخالف نظر منه، بگید خوشحال میشم. اگرم با نظرم موافقید، بگید که خیلی خوشحال میشم.

در ضمن،اگر علاقه دارید، این لینک یه تست روانشناسیه با عنوان Are You Masculine or Feminine?  که جواب تست میگه چند درصد fe و چند درصد ma هستید. به هر حال آدم تو یه تست شخصی با خودش رو راست تر از تو یه جمع هست. البته نمیدونم این تست چقدر معتبره.

http://www.blogthings.com/areyoumasculineorfemininequiz/

 

کتاب"درک و دریافت موسیقی"

من کتاب درک و دریافت موسیقی رو خریدم. ممنون از امین به خاطر معرفی کتاب.کتاب فوق العاده جامعیه.
بخش اول کتاب که بیوگرافی نویسندست و فهرست سرفصل های کتاب رو میذارم که اگر کسی مایل بود کتاب رو تهیه کنه.      

                                                                                                

نام کتاب: درک و دریافت موسیقی

 نویسنده: راجر کیمی ین(Roger Kamien)

مترجم: حسین یاسینی

نشر: چشمه


درباره ی نویسنده


راجر کیمی ین در ۱۹۳۴ در پاریس زاده شد و شش ماهه بود که اورا به ایالات متحد بردند. کیمی ین لیسانس موسیقی را از کالج کلمبیا در نیویورک و فوق لیسانس و دکترای موزیکولوژی را از دانشگاه پرینتستن گرفت و از ۱۹۵۷ تا ۱۹۵۹ در پاریس به پژوهش در موسیقیِ سده ی هیجدهم پرداخت.

پروفسور کیمی ین دو سال در کالج هانتر(Hunter College) و سپس بیست سال در کویینز کالج(Queens College) دانشگاه نیویورک ـ که در آن برنامه ریز دوره های درک موسیقی بود ـ به تدریس تاریخ، تئوری، و ادبیات موسیقی پرداخت. در همین دوران او در مقام پیانیست نیز در ایالات متحد و اروپا فعالیت داشت.

کیمی ین علاوه بر تالیف کتاب درک و دریافت موسیقی، ویراستار پارتیتورهای نورتن(The Norton Scores) و یکی از نویسندگان کتاب رهیافتی نو به هارمونی در سازهای شستی دار (A New Approach to Keyboard Harmony)بوده و در"Music Forum"، "Musical Quarterly"، "Journal of Music Theory"، "Journal of the American Musicological Society" نیز مقاله ها و نقدهایی منتشر کرده است.

او و همسرش ـ آنتیا کیمی ین ـ که در تالیف درک و دریافت موسیقی نقش بسزا داشته است، در سال های اخیر تیمی دونفره برای اجرای آثار پیانو ترتیب داده اند.



      فهرست
  • بخش ۱ : مبانی
  • بخش ۲ : قرون وسطی
  • بخش ۳ : رنسانس
  • بخش ۴ : دوره ی باروک
  • بخش ۵ : دوره ی کلاسیک
  • بخش ۶ : دوره ی رمانتیک
  • بخش ۷ : سده ی بیستم
  • بخش ۸ : جاز
  • بخش ۹ : نمایش های موزیکال امریکایی
  • بخش ۱۰ : راک
  • بخش ۱۱ : موسیقی غیر عربی

گفت و گو با پروفسور ملیک اصلانیان

متن زیر مربوط به مصاحبه ایست با استاد امانوئل ملیک اصلانیان که در مجله ی "کلک" به چاپ رسیده است. با تشکر از استاد گرامی خانم شهسا که آن را در اختیار ما قرار دادند.

آهنگساز و پیانیستی در مقیاس جهانی

گفت و گو با پروفسور ملیک اصلانیان

سعید عباسی

امانوئل مليک اصلانيان از برجسته ترين موسيقي دان هاي ايراني است. او هنرمندي صاحب سبک و وفادار به انديشه هاي خويش در موسيقي است. انديشه هايي که نماياگر هوشمندي و پايبندي وي به اخلاق است و از ايشان نه تنها يک هنرمند بلکه يک انسان مي سازد. انساني که به تعالي بشر مي انديشد و در اين راه از موسيقي، تنها به عنوان يک وسيله مدد مي گيرد. 

ادامه نوشته

یه خاطره ی بد

همیشه تعریف میکرد که همسرش نی می زده و برادر همسرش سنتور، که در زمان کوتاهی پیشرفت فوق العاده ای داشته و همه تشویقش میکردن به ادامه ی نوازندگی. بعد از مدتی دو برادر به دلیل مسائل اعتقادی ساز زدن رو رها میکنن و سازهاشون رو در زیرزمین خانه ی پدری میذارن و حاضر نمیشن این آلات حرام رو به خونه ی خودشون ببرن و حتی حاضر نمیشن اونها رو بفروشن چون فروختن وسیله ی حرام هم حرام بود.

وقتی پدر و مادر اثاث کشی میکنن، مادر به پسرها میگه بیاید سازهاتون بردارید ببرید دیگه جا نداریم.
دو برادر تنها راهی که برای رهایی از این ننگ به ذهنشون میرسه از بین بردن سازهاست.
دو برادر سازها رو میشکنن و بعد هم آتیش میزنن. با هیجان و خنده این وقایع رو تعریف میکرد. از صحنه ی شکستن سنتور با موبایلش عکس گرفته بود. با خوشحالی و افتخار عکس ها رو بهم نشون میداد. قلبم اونقدر شدید می تپید که احساس میکردم داره از جا کنده میشه.

خواهش کردم ادامه نده.... دوباره با توضیحات بیشتر تعریف کرد.
خواهش کردم ادامه نده.... با جزئیات بیشتر و با رضایت از شهامت و اراده ی همسر دوباره تعریف کرد.
خواهش کردم ادامه نده.... گفت که کنار گذاشتن ساز کاری نداره و باید کنارش گذاشت و دوباره صحنه به صحنه تعریف کرد.
خواهش کردم ادامه نده.... توضیح داد که خیلی از بلاهایی که سرمون میاد به خاطر وجود این حرام در زندگیه و باز تعریف کرد.

خواهش کردم ادامه نده....
احساسم براش قابل درک نبود، تعریف کرد...دوباره... سه باره... ده باره...

اون شب تا صبح، تا پلکام به هم رسید کابوس شکستن و سوزوندن سنتور میدیدم....

 

 

 

آواز و اپرا در ایران

آواز و اپرا در ایران

 

    از آغاز دوره مشروطیت فکر ایجاد نمایشنامه های موزیکال به وجود آمد. در این زمان عارف قزوینی شاعر و تصنیف سرا که با موسیقی نیز آشنا بود شروع به نوشتن چند اپرت کرد.

    گفتنی است که آهنگسازان قفقازی اولین قدم را در راه شناسایی ایرانیان با اپرا و اپرت برداشتند و بسیاری از مسافران ایرانی اپرت هایی نظیر "آرشین مال آلان"

و"لیلی و مجنون"و"عاشق غریب"و"مشهدی عباد"و نیز اپرا هایی از قبیل"اصلی و کرم"و"شاه اسماعیل" را در بادکوبه دیده بودند. علاوه بر آن برخی از نوازندگان و خوانندگان بادکوبه ای هم تعدادی از آثار ذکر شده را در تهران اجرا می کردند که اغلب با استقبال مردم مواجه می شد.

    در زمینه اپرت آهنگسازان ایرانی موفق تر بودند. در این رشته "رضا کمال" معروف به شهرزاد نمایشنامه هایی تصنیف کرد که "پری چهر و پری زاد"و"خسرو وشیرین" از آن جمله اند. این نمایشنامه ها با کمک هنرپیشگان و خوانندگان کمدی موزیکال روی صحنه می آمد. هنرمندان گروه ارامنه نیز در اجرای برنامه ها نقش اساسی داشتند.

 

اپرت پری چهر و پری زاد

 

    سالن نمایش: در آن روزگار در تهران فقط یک سالن به نسبت بزرگ وجود داشت و آن سالن گراند هتل بود. این سالن گنجایش حدود سیصد نفرتماشاگررا داشت که بعد ها تماشاخانه تهران وتماشاخانه دهقان نام گرفت و روزگاری نیز گراند سینما نامیده می شد و مقر یگانه سینمای مهم پایتخت بود.

    غیر از آن سه سالن خیلی کوچک تر(دارای50تا100صندلی) نیز وجود داشت که در واقع می شد نام سالن تئاتر بر آنها نهاد. یکی در حوالی چهارراه مخبرالدوله بود و دیگری در خیابان فردوسی کمی پایین تر از کوچه برلن قرار داشت و بعد ها در آنجا یک سینمای زنانه به اسم خورشید تاسیس شد و سومی در حوالی چهارراه حسن آباد واقع بود.

    اکنون می توانید درک کنید نمایش دادن یک اپرت در آن زمان چه پدیده استثنایی به شمار می رفت. موضوع اپرت"پری چهروپری زاد" عشقی بودو از رقص نیز استفاده شده بود. سالن را با چراغهای زنبوری روشن کرده بودند و در آغاز نمایش قبل از این که پرده بالا برود خدمه تئاتر زنبوری ها را بیرون بردند و درهای سالن را بستند و پس از پایان پرده زنبوری ها را آوردند.

    چند سال بعد اپرت دیگر شهرزاد "الهه گل ها"که موضوع آن یک فانتزی در باره تحول طبیعت است که از جشن گلها به هنگام بهارو پذیرایی ملکه گل ها آغاز می گردد و با رفتن او پراکندگی و افسردگی گلها و فصل پاییز را نشان می دهد.

    نقش ملکه گل ها را خانم آقا بابایف انجام می داد و نقش گل های دیگر را دوشیزگان و ابوان ارمنی انجام می دادند. چه در آن زمان زن های مسلمان حق تماشای نمایش را هم نداشتند چه برسد به هنرپیشگی.*

گفتی است که "جمعیت مادام پری آقا بابایف"در سال های پس از 1295 شمسی به کوشش پری آقا بابایف شکل گرفت.این گروه در کافه پلازا به اجرای نمایش می پرداخت و برای نخستین بار رقص های جمعی بانوان را ارائه داد.

 

اپرت لیلی و مجنون

 

    حبیب اله نصیری فر اپرت لیلی و مجنون را اولین نمایشنامه موزیکالی می داند که در تهران به روی صحنه آمد: اولین نمایشنامه موسیقی دار (اپرت) که به طور مستقیم به اجرا درآوردند لیلی و مجنون بود که در سالن زرتشتیان خیابان سی تیربه اجرا گذاشتن. این نمایشنامه اقتباس محمد جواد تربتی بود که خان بابا خان صوری آن را کارگردانی کرده بود. رل مجنون را شباهنگ و نقش لیلی را خانمی ارمنی(احتمالا خانم پری آقا بابایف)  بازی می کرد.این خانم دو دختر داشت که با ایشان همکاری می کردند. به هر حال استقبالی که از این نمایشنامه ها به عمل آمد باعث شد که مهرتاش و یارانش در راه خود مصمم تر و ثابت قدم تر شوند و به اجرای نمایشنامه های موزیک دار بپردازند.**

 

لی لی بارا در تهران

 

    در جریان جنگ دوم جهانی یکی از آواز خوانان اروپایی که لی لی بارا نام داشت سفری به ایران کرد. او که از خوانندگان سابق اپرای وین بود با اجرای چند رسیتال آواز در تهران محافل هنری را مجذوب کرد و چون با استقبال زیادی روبرو شد چند شاگرد گرفت و مدتی به طور خصوصی به تعلیم آواز پرداخت.

    پرویز محمود – رییس هنرستان موسیقی- لی لی بارا را به همکاری دعوت کرد و او از پاییز 1325 در هنرستان موسیقی مشغول کار شد. از نخستین هنرجویان رشته آواز هنرستان فاخره صبا و نسرین محیط و غلام اویار حسینی را نام باید برد.

    لی لی بارا در کنار تعلیم آواز به فکربه روی صحنه آوردن یک اپرای کامل در تهران بود و عاقبت در 12 اردی بهشت 1326 اپرای "قاضی فریب خورده" اثر گلوک در تماشاخانهء تهران واقع در خیابان لاله زار اجرا شد.

    نقش قاضی را اویار حسینی(باریتون) و نقش فاطمه همسر قاضی را خود لی لی بارا(سوپرانو) به عهده داشت.نقش زلمیر را نسرین محیط(سوپرانو) و نقش نورالدین نامزد او را عنایت بایگان(تنور) اجرا کرد.ارکستر مجلسی از معلمان و شاگردان هنرستان موسیقی اپرا را همراهی می کردند.***

    در سال 1327 لی لی بارا ایران را به قصد آمریکا ترک کرد و تامارا پیلوسیان –که در ایتالیا در رشته آواز تحصیل کرده بود- در هنرستان موسیقی به تعلیم آواز مشغول شد.

    در سال 1328 پرویز محمود دل از یار و دیار کند و راهی آمریکا شد و کفالت هنرستان را به روبیک گریگوریان واگذار کردند. گریگوریان از سال 1325 رهبری کر هنرستلن موسیقی را به عهده داشت.او اولین کسی است که ترانه های محلی ایرانی را برای چهار صدا تنظیم کرد و تعدادی از آن را در دو جلد انتشار داد.

در سال 1329" اولین باغچه بان" فارغ التحصیل دوره عالی آواز از کنسرواتوار دولتی انکارا به ایران آمد و به عنوان هنر آموز آواز به استخدام هنرستان موسیقی در آمد.در سال 1332 نیز فاخره صبا پس از هفت سال تحصیل موفیقیت آمیز در کنسرواتوار پاریس به ایران بازگشت و از سال بعد با موافقت هنرهای زیبای کشور برای تعلیم آواز در هنرستان موسیقی مشغول کار شد.

    به مرور موسیقی غربی جای خود را در میان طبقه تحصیل کرده باز کرد و مغازه های صفحه فروشی پاتوق دائمی علاقه مندان موسیقی غربی گردید. با این همه تعداد کسانی که کنسرت را به سینما و تئاتر ترجیح می دادند انگشت شمار بود و اصولا جز کنسرت های ارکستر سمفونیک تهران به ندرت کنسرتی فروش قابلی داشت.

گفتنی است که علاوه بر سازمان موسیقی موسسات هنری دیگری نیز در معرفی آوازخوانان و کمک به درک و فهم بیشتر آواز وجود داشتند که برخی از آنان به قرار زیرند:

کر انجمن ایران و فرانسه- کر باشگاه آرارات- کر باغچه بان- گروه آواز جمعی هنرهای زیبای کشور- کر هنرستان عالی موسیقی- برنامه های هفتگی هنرستان موسیقی در رادیو تهران- انجمن هنری جوانان و انجمن فیلارمونیک تهران.

 

سازمان اپرای تهران

 

    در پاییز سال 1339 از طرف هنرهای زیبای کشور/ شورای فنی اپرای تهران با عضویت فاخره صبا/اولین باغچهبان/آمانوئل ملیک اصلانیان/حشمت سنجزی/غلامحسین غریب و حسن شیروانی انتخاب شد. چندی بعد نیز دفتر اپرای تهران به تصدی حسن شیروانی و با شرکت آوازخوانان ایرانی تشکیل یافت.

    در اسفند سال 1339 برخی از هنرجویان رشته آواز که در اروپا به تحصیلات خود ادامه می دادند به تهران دعوت شدند و فستیوال آوازی با شرکت آنان و هنر آموزان آواز در تهران تشکیل شد. این فستیوال شش شب به طول انجامید و در شب آخردو پرده از اپرای "ویگولتو" اثر وردی به روی صحنه آمد.

    البته این اولین باری نبود که قسمتی از یک اپرا در ایران اجرا می شد. در بهمن 1338 پرده آخر اپرای "باتر فلای" اثر پوچینی به وسیله منیر وکیلی در تلویزیون ایران به روی صحنه آمد و یک ماه بعد عنایت رضایی و مرال تامر قسمت هایی از اپرای "لاتراویاتا" اثر وردی را با لباس و دکور در تالار فردوسی دانشگاه تهران اجرا کردند.

    در اوایل سال 1340 شش تن از خوانندگان ایتالیایی به سرپرستی "الیمپیو فراروتی" به استخدام هنرهای زیبای کشور درآمدند. این هنرمندان در طی دو سال اقامت در ایران با همکاری دفتر اپرای تهران چند برنامه در تالار فرهنگ و تلویزیون ایران اجرا کردند که اپرای "ریتا" اثر دونیزتی "جمیله"اثر بیزه "دون پاسکوال" اثر دونیزتی از آن جمله اند. همچنین قسمتی از اپراهای: "کارمن" اثر بیزه "باتر فلای" اثر پوچینی "تراویاتا" اثر وردی و"لابوهم"اثر پوچینی به وسیله هنرمندان ایرانی و ایتالیایی به روی صحنه آمد.

    با خاتمه کار هنرمندان ایتالیایی در ایران مدتی فعالیت های اپرایی تعطیل بود تا این که در پاییز سال 1343 اپرای "ارفه و اریدیس" اثر گلوک به وسیله هنرمندان ایرانی اجرا شد. این اپرا به کارگردانی منیر وکیلی روی صحنه آمد. خود منیر وکیلی در نقش اریدیس/ فاخره صبا در نقش ارفه/ سودابه صفائیه در نقش آمر ظاهر شد. ارکستر سمفونیک تهران به رهبری حشمت سنجری اپرا را همراهی می کردند و طراحی دکور و لباس با فریده گوهری بود.

    در همین زمان نیز در انجمن ایران و آمریکا قسمتی از اپرا های "ورتر"و "لاتراویاتا" اجرا شد که در آن حسین سرشار/ فاخره صبا/ وحیده فتوره چی و منیر وکیلی شرکت داشتند. این برنامه ها موفقیت بسیار کسب کرد به طوری که شهرستان های ایران نیز علاقه مند بودند برنامه های اپرایی را ببینند. به این منظور گروهی از خوانندگان ایرانی در سال 1340 به آبادان مسافرت کردند و در آنجا اپرای "تراویاتا"اثر وردی و"جمیله"اثر بیزه را به اجرا در آوردند.

    کوشش های اولیه برای تاسیس اپرا تا سال 1346 طول کشید و در این زمان بود که نخستین اپرای کلاسیک به نام "کوزی فان توته" اثر موتسارت به طور کامل در تالار وزارت فرهنگ و هنر به روی صحنه آمد. کارگردانی اپرا را عنایت رضایی به عهده داشت و خوانندگان: منیر وکیلی /فاخره صبا/ اولین باغچه بان/ حسین سرشار/ عنایت رضایی/ احمد پارسی ونسرین آزرمی بودند و ارکستر سمفونیک تهران به رهبری حشمت سنجری در اجرا شرکت داشتند.

 

نخستین اپرا در تالار رودکی

 

    در چهارم آبان سال 1346 تالار رودکی در حضور جمعی از مهمانان ایرانی و خارجی با اجرای "زال و رودابه" و"جشن دهقان" افتتاح شد. "زال و رودابه" اثر ثمین باغچه بان به کارگردانی منیر وکیلی و طراحی هنرمند آلمانی "تئولاو" به روی صحنه آمد. این اثر برای نمایش صحنه ای نوشته نشده بود و بیشتر جنبه" کنسرتانت" داشت. خوتننده اصلی "زال و رودابه" اولین باغچه بان بود که ضمنا رهبری گروه کراپرا را بر عهده داشت. ولی نقش اصلی اثر را بازیگران پانتومیم : بهمن مفید و خانم دیهیم انجام می دادند.

    "جشن دهقان" ساخته احمد پژمان و یک درام واقعی بود و به قولی نخستین اپرایی است که سازنده آن یک هنرمند ایرانی است. نقش های اپرا را حسین سرشار /سودابه تاج بخش / احمد پارسی و وحیده فتوره چی به عهده داشتند.

    نمایشنامه را منوچهر شیبانی به شعر در آورده بود. دکور و لباس از تئولاو بود و رهبری ارکستر را حشمت سنجری به عهده داشت.

    طی یازده سالی که تالار رودکی فعالیت می کرد بسیاری از معروف ترین اپراهای جهان در این تالار به روی صحنه آمدند و برخی از بهترین خوانندگان جهان در کنار خوانندگان ایرانی اجرا کننده نقش های اول اپراها بودند...

 

 

"موسیقی در نمایش" دکترامیراشرف آریان پور

خامه ای/انور:نگاهی بر پنجاه سال تئاتر در ایران/مجله رودکی/شماره56/ص27*

نصیری فر/حبیب اله: مردان موسیقی سنتی و نوین ایران/تهران/1369/ص281**

حسنی/سعدی:اپرا وکنسرت در سالهای1330تا1335/مجله موسیقی/دوره چهارم/شماره6/ص5***

پاسکال روفه، محمد رضا درویشی، گروه دستان و ارکستر فیلارمونیک لیژ.

 

...ملودی نوا از حمید متبسم با آهنگسازی محمدرضا درویشی برای ارکستر در دستور کار اولین اجرا قرار داشت و اولین کنسرت نوای مشترک در تالار بزرگ فیلارمونیک لیژ، در جمعه شب 25 آوریل 2008 به رهبری پاسکال رُفه و با حضور محمد رضا درویشی که در ردیف اول شنوندگان با غرور نظاره گر بازتاب اثرش بود، اجرا شد.

همانطور که انتظار می رفت سالن بزرگ و زیبای فیلارمونی لیژ پر از شنوندگان کنجکاوی بود که از دور و نزدیک به استقبال نوای مشترک آمده بودند. یاران دستان جلوی صحنه، در مرکز صد نوازنده ارکستر فیلارمونیک لیژ قرار گرفتند و با حرکات موزون رهبر ارکستر اولین نوای نوای مشترک را طنین انداختند. ...

 

اصل خبر را از لینک زیر بخوانید:

http://www.harmonytalk.com/id/1555

 

 



تاریخ

موسیقی در یونان باستان

    اولین کشوری که موسیقی را از نظر علمی مورد موطالعه قرار داد" یونان" است. یونانیان از قرن هشتم پیش از میلاد موسیقی داشتند و معمولا در "پانتئون" یا معبد خدایان جمع می شدند و اشعار خود را می خواندند و با موسیقی اجرا می کردند.

خدای موسیقی یا هنرهای زیبا را "آپولون" می نامیدند.و به هر یک از الهه های هنرهای زیبا"موز" می گفتند.کلمه موسیقی از این اسم گرفته شده است.

    یونانیان نت ها را نام گذاری کردند و هر یک از اصوات را به نام یکی از حروف الفبا می خواندند.گام در ابتدا از پنج درجه تشکیل می شد ولی به تدریج به شکل امروزی (هفت درجه اصلی) در آمد.

از آثار یونان باستان در حدود بیست قطعه به ما رسیده.

    سیتار و لیر و چنگ رواج بسیار داشت و شاعران و حماسه سرایان یونانی نظیر "هومر"اشعار خود را با آنها همراه می کردند.

 

 

آغاز موسیقی کلیسایی

    این دوره از زمان قیصر"تیبریوس"(37_14 م) امپراتور روم شروع میشود و در زمان پاپ گرگوار (604_590) خاتمه می یابد و مصادف با دوره ای است که مسیحیت در کشورهای متمدن آن روزگار راه می یابد.

    بطور کلی آوازهای قدیم کلیسایی از عوامل زیر مایه می گیرد:

موسیقی معابد یهودی

موسیقی یونان باستان

موسیقی کشورهای اطراف مدیترانه

    اولین فرم موسیقی آن زمان"پسالم"* نام داشت که از موسیقی معابد یهودی الهام گرفته بود.این موسیقی منحصر به آواز بود و ساز در آن راه نداشت. فرم بعدی "هیمن"** نامیده می شد و کلیسا فقط خواندن پسالم هیمن و آوازهای مذهبی را اجازه می داد.

    از قرن سوم میلادی رم مرکز کلیسای کاتولیک می شود و به تدریج با سایر کشورها رابطه برقرار می کند و به این ترتیب هم بر نفوذ خویش می افزاید وهم از موسیقی و سایر هنرهای کشورهای متمدن بهره می گیرد.

 

 

موسیقی درقرون وسطی

    در تاریخ موسیقی قرون وسطی دورانی است که از قرن پنجم آغاز می شود و تا قرن پانزدهم ادامه می یابد.

در دوران کلاسیک قرون وسطی زندگی عمومی به اوج خود رسیده بود و مجالس برای خودنمایی شخصیت فردی جایی باقی نمی گذاشت. این مسئله در هنر قرون وسطی دیده می شود. چنانچه "پولیفونی"(چندصدایی) که فرم مهم موسیقی این دوران است در واقع عبارت است از همکاری و همزیستی چندین ملودی که هیچیک به خودی خود اهمیت ندارد و فقط اجتماع آنان است که اثری هنری پدید می آورد.

 

 

موسیقی یک صدایی کلیسایی (آوازهای گرگورین)

    در طی چهار قرن اول میلادی دین مسیح به تدریج در اغلب کشورهای اروپا رواج یافت و کلیسای کاتولیک برای جلب بیشتر مردم کلیسا را مرکز هنرهای مختلف قرار داد و انواع آثار هنری از قبیل نقاشی و مجسمه سازی ومعماری وموسیقی را در کلیسا جمع کرد.بخصوص هنر خوانندگی مورد توجه خاصی قرار گرفت و تکمیل وتوسعه موسیقی آوازی اساس کار کلیسا شد.

    در قرن چهارم کشیشی به نام "آمبروز"مقدس برای اولین بار موسیقی آوازی را در مراسم کلیسایی شرکت داد. تا آن زمان موسیقی مورد تحریم کلیسا بود و آواز جز در مورد تلاوت آیات انجیل به کار نمی رفت. از آن پس متن های مذهبی را با آواز می خواندند و کم کم به فکر افتادند که این آوازها را به وسیله ای حفظ و نگهداری کنند تا نسل های بعد نیز از آنها استفاده نمایند. به همین جهت اواخر سده ششم میلادی پاپ گرگوار ششم کتابی تدوین کرد که به نام سرود گرگورین معروف است و منشاء موسیقی کلیسا است.

    این کتاب بزودی مورد پذیرش فرقه های مختلف دین مسیح قرار گرفت و بخصوص از نیمه دوم قرن ششم همه این فرقه ها سرودهای گرگورین را اساس مئسیقی مذهبی خود قرار دادند.

     سرودهای گرگورین به زبان لاتین خوانده می شد و به صورت یک صدایی (هموفونی) بود ولی کلیسا با موسیقی سازی مخالف بود و هر گونه آلت موسیقی را "اسلحه ابلیس" می خواند.

 

 

 

*psalmus

**hymnus

 

 

"موسیقی در نمایش" دکترامیراشرف آریان پور

معرفی کتاب

 

می خواستم این بار یک کتاب معرفی کنم. یک کتاب موسیقی. هر چند که در وبلاگ ما موضوع معرفی آلبوم و معرفی بزرگان موسیقی هست ولی معرفی کتاب نیست. ولی از آنجایی که نمایشگاه کتاب هم نزدیک است اجازه بدهید یک کتاب بسیار جالب توجه را معرفی کنم.

 

نام کتاب: " مردان موسیقی سنتی و نوین ایران"

تالیف: حبیب الله نصیری فر.

این کتاب در سالهای مختلف توسط ناشران متفاوت به چاپ رسیده است ! ( مثال: انتشارات آتیه    موسسه انتشارات نگاه! )

 

این کتاب به معرفی بزرگان موسیقی سنتی ایران پرداخته، و می توان اطلاعاتی از سازها و سازندگان سازها نیز در لابلای مطالب کتاب یافت. این کتاب در چهار جلد منتشر شده است و شاید به گزاف نباشد اگر بگویم نویسنده گران قدر مجموعه در کاری ارزشمند و پس از 12 سال تلاش شبانه روز تمام نامهای موسیقی سنتی را به راستی در یک جا جمع کرده است. به عنوان مثال  فقط در جلد دوم آن در 500 صفحه نام بیش از 1000 هنرمند موسیقی ایران ذکر شده است. و به نظر می آید در هر جلد به معرفی شرح حال و آثار بیش از 200 تن از موسیقیدانان می پردازد.

اولین نتیجه که می توان گرفت آن است که براستی بزرگان موسیقی ما کم نبوده یا نیستند، ولی آنکه در گذر زمان چه بر سر اساتید و مشتاقان موسیقی سنتی رفته سخنی است متفاوت.

 

برنامه های موسیقی اردیبهشت ماه تهران

برنامه های موسیقی اردیبهشت ماه تهران

*تالار وحدت، کنسرت سیمین غانم(ویژه بانوان)، 30 فروردین تا 3 اردیبهشت ماه، ساعت اجرا:15 

*تالاربزرگ کشور، کنسرت پاپ حمیدعسگری،5و6اردیبهشت ماه ساعت 20:30

*تالار وحدت، کنسرت ارکستر ملی، 4 تا 6 اردیبشهت ماه،  ساعت 21 

*تالار وحدت، کنسرت ارکستر سمفونیک،11تا13اردیبهشت ماه،ساعت21

*تالار بزرگ کشور، کنسرت آذری گروه آراز،12 اردیبهشت ساعت 20:30

*فرهنگسرای نیاوران، کنسرت پری زنگنه (ویژه بانوان) 19 و20اردیبهشت ساعت 18:30

* تالار وحدت، کنسرت گروه کر نوری، 24 تا 28 اردیبهشت ماه، ساعت اجرا 21:30

*تالاربزرگ کشور،  کنسرت گروه های سه گانه شیدا، 26 تا 28 اردیبهشت، ساعت اجرا 20:30 

این اطلاعیه از سایت خانه موسیقی کپی شده و به گزارش این سایت برنامه های موسیقی شهر تهران از این پس به طور مرتب بر روی سایت خانه قرار می گیرد.

پاسخ نقد بر نقد اساتید

 

اما بالاخره پاسخ مطلب باران:

]می خواستم بگم : " به نظر من" که فهمیدم این مطلب با اسم و به نام بنده ثبت خواهد شد، و از آنجایی که کلش "نظر " خواهد بود پس می شود " نظر من" و نه نظر هیچ کس دیگر، در نتیجه هر کسی که این مطلب را بخواند خواهد فهمید که در حال خواندن " نظر من " است و تمامی این مطلب "نظر من "می باشند،  و نیازی به تاکید به "به نظر من" نیست و او خواهد فهمید این "نظر من" است نه نظر بقال سر کوچه ما یا شخصی دیگر! [

 

گفتی: چرا بزرگان موسیقی با هر نوع آوری مخالفت می کنند و تعداد نوع آوران کم است.

( خواندن ادامه این مطلب به کسانیکه اصولا حوصله ندارند پیشنهاد نمی شود)

 

ادامه نوشته

 


 

در نشست خبري محمدرضا لطفي اعلام شد

شيدايي‌ها قطعات جديد لطفي را اجرا مي‌كنند

خبرگزاري فارس:در كنسرت گروه‌هاي سه‌گانه شيدا كه 26 تا 28 ارديبهشت در تالار بزرگ كشور برگزار مي‌شود،لطفي قطعات جديدش را اجرا مي‌كند.

به گزارش خبرنگار موسيقي فارس،در نشست خبري كه صبح امروز در مؤسسه آواي شيدا برگزار شد،محمدرضا لطفي گفت:طبق برنامه‌ريزي‌هاي انجام شده قرار بود اولين كنسرت من شخصي و به صورت بداهه نوازي باشد و قول داده بودم كه كنسرت بعدي به صورت گروهي برگزار شود به همين جهت از يك سال پيش زير نظر من سه گروه همنوازان شيدا،بانوان شيدا و بازسازي شيدا راه‌اندازي و تمرينات خود را آغاز كردند.
وي افزود: گروه 12 نفره بانوان شيدا اولين گروهي بود كه تشكيل شد و براي نزديك شدن به مكتب نوازندگي 14-13 ماه تمرين داشتند.سپس گروه 15 نفره همنوازان شيدا و گروه 9 نفره بازسازي 8شيدا تشكيل شد و قرار است بعد از حدود يكسال و اندي از زمان تشكيلشان 26، 27 و 28 ارديبهشت براي اجرا به روي صحنه بروند.
اين آهنگساز ادامه داد: براي اينكه مخاطبان شاهد شنيدن موسيقي در فضاهاي مختلف باشند تصميم گرفتم سه گروه با هم اجرا داشته باشند به طوري كه در بخش اول گروه بانوان و بازسازي شيدا و در قسمت دوم همنوازان شيدا اجرا خواهند داشت.


ادامه نوشته