کنسرت های موسیقی مرداد ماه در تهران

به گزارش سایت خانه در ماه مرداد این برنامه ها در تهران برگزار می شود:

-دونوازی فلوت و گیتار فروغ کریمی و حامد پورساعی 2 و 3مرداد ماه ،خانه هنرمندان

-گروه موسیقی پاپ، (ارکیده حاجی وندی) ویژه بانوان ، 3 و 4 مرداد ماه، تالار وحدت ساعت17

-مظفر شفیعی و گروه مهربانی، 3 و 4 مرداد ماه، فرهنگسرای ارسباران (هنر)

- گروه موسیقی فیه مافیه به سرپرستی نایب محمدی ، 9تا11 مرداد ماه، فرهنگسرای هنر

- گروه نواي دل ،جواد بطحايي 12 و13 مرداد ماه تالار وحدت ساعت21

- شهرام ناظری و گروه مولوی، 17 تا 22 مرداد ماه،- تالار بزرگ کشور

-همایون شجریان و گروه دستان، 31 مرداد، 1 تا 4 شهریور ماه، تالار وزارت کشور

گفت و گوی روزنامه اعتماد با حمید متبسم

«حمید متبسم» نوازنده تار و سه‌تار گروه دستان که در روزهای 31 مرداد، اول، سوم و چهارم شهریور به همراه «همایون شجریان» در تالار بزرگ کشور به روی صحنه می‌رود، در گفت و گوی مفصلی با روزنامه اعتماد به تشریح ذهنیت گروه دستان در خلق موسیقی و تجربه همکاری با همایون شجریان پرداخته است.

در بخشی از این گفت‌وگو، متبسم با اشاره به ویژگی‌های اجرای اخیر به خوانندگی همایون شجریان خاطرنشان کرده است: «برنامه با همایون شجریان باید سرفصل یک دوره کار جدید باشد. من قبلاً هم اشاره کرده ام که همایون شجریان یکی از آن چهره هاست که بسیار مورد توجه یاران دستان است. اعتبار او (نه فقط به دلیل نام خانوادگی اش بلکه به خاطر پشتوانه کارش) ما را به همکاری با او ترغیب می کند و فکر می کنم برای او نیز گروه ما همین قدر جذاب است. اجرا های پروژه تازه ما با او از اروپا آغاز شد و حالا در ایران و بعد در امریکای شمالی دنبال خواهد شد. آثار این مجموعه دو بخشی متعلق به من و سعید فرج پوری است که در مایه های دشتی و اصفهان ساخته و طراحی شده اند. این مجموعه در اجرای زنده برلین به ضبط رسیده و به همان گونه در دو سی دی مجزا در ایران و خارج ارائه خواهد شد. توانایی های همایون شجریان نه فقط به عنوان یک خواننده، بلکه به عنوان یک موسیقیدان دست و بال ما را باز می کند و امید داریم که کارهای متفاوتی را با او عرضه کنیم.»

متن کامل مصاحبه را از سایت اعتماد بخوانید.

بافت موسیقایی

طی قطعه ی موسیقی زمانی ممکن است بدون همراهی، گاه چندین ملودی همزمان، یا ملودی با آکوردهای همراهی کننده شنیده شود. برای توصیف این موارد گوناگون، اصطلاح بافت موسیقایی به کار می رود. آهنگساز برای آفرینش تضاد و جلوه های نمایشی می تواند بافت موسیقایی را تغییر دهد.

در ادامه به بررسی سه بافت مهم موسیقایی می پردازیم: بافت های مونوفونیک، پلی فنیک و هوموفونیک.

ادامه نوشته

نگاهی بر سبک های موسیقی متال از آغاز تا امروز

                  

مقدمه: هنر در حقیقت آینه ای است که منعکس کننده ی خلاقیت بشر است. یکی از شاخه های هفت گانه ی هنر، موسیقی است. از موسیقی اغلب به عنوان کاملترین هنر نامبرده می شود. Pop در لغت بر گرفته از لغت لاتین Popular به معنای عامه پسند است. و از لحاظ تاریخی به هر شکلی از موسیقی الکترونیکی غیر عامیانه گفته می شود که محبوبیتی توده ای کسب کند، خواه آن موسیقی Rock باشد یا Rap ، Jazz یا هر سبک دیگری. موسیقی Rock شامل سبک های بسیار زیادی می گردد، از Hard Rock, Progressive Rock, Grunge و ... تا Heavy Metal. آن چیزی که ما امروزه از آن به نام Heavy Metal یاد می کنیم در حقیقت زیر مجموعه ای است از موسیقی گسترده ی Rock. موسیقی متال به وسیله ی عده ای جوان همزمان با آغاز دوره ی شکل گیری ابرقدرت ها به وجود آمد. در طول این عصر پیشرفتهایی عالی در تمدن غرب حاصل گردید که نتیجه ی آن غلبه بر فاشیسم، ناسیونالیسم و بسیاری از نظام های اجتماعی دیگر حاکم بر دنیای قدیم بود. نظام هایی که هر کدام در طول قرن ها تکامل یافته و در جامعه ریشه دوانده بودند. در این دوره بشر خودش را با استنتاجی عالی در جایگاهی انسانی از دموکراسی آزاد (Liberal Democracy) که به شخص و فرد بیشتر از هر نظام گذشته ای در طول تاریخ سود می رساند تصور کرد. در طی این عصر نظام اجتماعی به شهروندان در تلاش و جستجویشان برای یافتن مناسبترین و راحت ترین شیوه ی ممکن زندگی خدمتی عظیم کرد. هر پرسش یا هدفی خارج از دیدگاه فردی بی اهمیت تلقی گردید. پیشرفت و توسعه ی انسانی از حالت تکاملی تدریجی ابتدایی خود خارج گردید و به صورتی مترقی مطرح گشت. در عقاید اجتماعی، زندگی فردی بر پایه ی عدالت و بشریت معین و تعریف گردید و شخص بر دنیای طبیعی پیرامونش غالب گشت. دوره ی زمانی بین سال های 1865 تا 1949 میلادی را می توان دوران "مردم گرایی" یا به عبارت امریکایی ها "پشتیبانی از حزب مردم" نام نهاد. در این دوران هنر به سمت فرد گرایی گرایش یافت. اما از آنجایی که موسیقی متال نشأت گرفته از موسیقی راک می باشد برای صحبت در این زمینه ترجیحآ در اولین قسمت از معرفی سبک های Heavy Metal، به موسیقی راک و شکل گیری این سبک خواهم پرداخت. (البته بررسی سبک های مختلف موسیقی راک هر کدام مباحث مفصلی هستند که خارج از حوصله ی این وبلاگ است. یادداشت زیر تنها مروری است اجمالی بر روند پیدایش موسیقی راک.)

به واقع Rock اولیه ترکیبی بود از Celtic folk music - German popular music و English drinking songs که شامل والس (رقص یا موزیک سه ضربی) و سرود های Proto-Gospel مهاجران اسکاتلندی بود. این سبک در مراحل اولیه ی خود سبکی ساده بود که بیشتر بر ریتم های رقص مانند ، ملودی ها و هارمونی های رایج و اشعاری که با دل مشغولی های شنوندگانش(عشق جوانی، بلوغ و رانندگی) همدردی می کرد متکی بود. نوعی از موسیقی که امروزه با نام Rock شناخته می شود ترکیبی است از موسیقی های Blues و Country. موسیقی Country Folk نمودی از فرهنگ آمریکایی از اولین روزهای جمهوریت بوده است، اما چون در حومه ی شهر (و نه خود شهر) وجود داشت به ندرت به رسمیت شناخته شد. با گذشت زمان نسل جدید روی کار آمدند و با افراد قدیمی جایگزین شدند. به کمک امکانات و توانایی های جدید و رشد فرهنگی مردم اکثر تاریخ موسیقی های نسل گذشته به فراموشی سپرده شد. پخش رادیویی که به مناطق روستایی نیز میرسید به گسترش سبک های جدید موسیقی کمک شایانی نمود. به ویژه موسیقی Country ، (که سبکی رقص مانند و روایی است که از تصنیف های انگلیسی- آمریکایی سفید پوستان جنوب و غرب گرفته شده بود) در این دوران به پیروزی چشمگیری دست یافت. بخشی از این پیشرفت ها دارای دلایل سیاسی بود... افراد جامعه که موسیقی مردمی آمریکایی را همانند یک فرم هنری ترقی دادند از مردم اصلی اروپای شمالی نبودند. آنها نیاز داشتند تا خود چیزی را اختراع کنند و انتشار بدهند. اما موسیقی Blues سیاهان در آن عصر به عنوان تنها سبک هنری افریقایی-امریکایی مطرح بود که انکار کننده ی Celtic و همچنین تأثیرات Folk انگلیسی و امریکایی(سبک های رایج آن زمان) بود. در فاصله ی سال های 1930 تا 1950 Blues-Country به Rock تبدیل شد که دلیل اصلی آن رشد تکنولوژی بود.

Adolph Rickenbacker در 1931 گیتار الکترونیک را اختراع کرد که موجب تحولی عظیم در موسیقی شد. وی همچنین تجهیزاتی پیشرفته تر و ارزان تر از وسایل قدیمی ساخت که حمل و نقل آنها نیز ساده تر بود. پس از آن تکنولوژی ترانزیستور ظهور یافت. میکروفون ها قابلیت یافتند تا اختلافات مختصر صدا را تفکیک کنند و حجم صدای وکال ها را افزایش دادند. صدای وکال بر انگیخته تر و پر آشوب تر از قبل گشت. همچنین صدای گیتارها، با Amplifier (تقویت کننده) تقویت شد. تمام این عوامل سبب شدند تا موسیقی ساده ی دورگه ی Blues-Country به نوعی موسیقی استاندارد شناخته شده و البته تجاری به نام Rock n Roll و پس از آن Rock تبدیل گردد. موسیقی جدید جذب جریان اصلی موسیقی آمریکایی شد. باند های اولیه Rock کاستی های زیادی از جهت سبک داشتند. آنها قطعاتی از خود راضیانه و هارمونیک بر پایه ی موسیقی عامه پسند اروپایی ای که در دهه ی 30 در کلوپ ها رایج بود می نوشتند. (اکثر گروه های جاز نیز که در دهه ی 30 اوج گرفته بودند، بر پایه ی نوعی موسیقی مشابه استوار بودند.) در دهه ی 50 میلادی Rock & Roll توسط الویس پریسلی و شخصیت های دیگر ظهور کرد. Rock & Roll جذابیت موسیقیایی خود را فقط برای چند سال حفظ کرد. گوناگونی بسیاری که در سبک های راک پدید آمد هسته ی اصلی راک را از هم پاشید.

در دهه ی 60 اشکال پیچیده تر Rock & Roll به موسیقی Rock معروف گردید که عناصر بنیادین آن عبارتند از تعدادی گیتار شدیدآ تقویت شده (شامل ریتم، لید و باس) و درامز. از میان دیگر سازهایی که معمولا به کار برده می شوند می توان از پیانوی الکتریکی، ارگ الکتریکی، سینت سایزر، پرکاشن، دی جی و برخی سازهای بادی و ضربی فرعی نام برد. نت های کلیدی Rock گونه ای ضرب پشتی(Backbeat) کوبنده، همراه با آوازهای عاطفی و نوای به شدت تقویت شده ی گیتار است. با گذشت زمان Style های مختلف پدیدار گشتند. ترانه ها با تثبیت های فرهنگی، ساده تر گشتند. کارها برجسته تر و مترقی تر گشتند و شاه کارهای موسیقی راک شکل گرفتند. Rock در مرحله ی بلوغ ،پیچیدگی بیشتری یافت و برخی از با استعدادترین نمایندگان آن مانند بیتلز توجه منتقدین جدی موسیقی را به خود جلب کرد. هیچکس نمی تواند موسیقی Rock را بدون توجه به ریشه هاش در نظر بگیرد. در واقع برای صحبت پیرامون موسیقی Rock باید خواستگاه های این سبک به نوبت مورد توجه، تجزیه و تحلیل قرار گیرند. مسائلی مانند رویدادها و پیشامدهای سیاسی و شرایط محیطی که موسیقی Rock را شکل دادند. اساسآ سبک های رایج در آن زمان مانند Folk , Country و Celtic دارای تنوع زیادی در فرم ها بودند که Rock اثرات شگرفی بر تمام آن ها گذاشت.

راک انگلیسی اولین بار در دهه ی 60 به دست بیتلز و گروه رولینگ استونز و دیگر گروه های 4 یا 5 نفره بنیان گذاشته شد. در اواسط دهه ی 60 ، موسیقیدانان جوان به کاوش توانایی راک برای برخورد با مضامین اجتماعی و سیاسی پرداختند. گروه هایی نظیر رولینگ استونز، دورز و دیگران، شعر هایی تخیلی را به شکل بی سابقه ای با هنر تنظیم آهنگ ترکیب کردند که نمونه ی آن قرار دادن قطعات طولانی بدیهی سازی تک نفره، در بافتهایی با پیچیدگی رشد یابنده و ساختارهای موسیقیایی-ترانه ای راک است. آواز خوان های قدرتمند مانند جانیس جوپلین و گیتاریست هایی مانند جیمی هندریکس در مضامین سنتی Rhythm و Blues انقلابی به پا کردند. در اواخر دهه ی 60 و اوایل دهه ی 70 ، ازدیاد دسته های آمریکایی و انگلیسی به اوج خود رسید. راک به سرعت ، نوجوانان غربی را که پس از جنگ با افزایش سطح زندگی، پول بیشتری در اختیار داشتند به خود جلب کرد و آنان به شنوندگان اصلی این نوع جدید موسیقی تبدیل شدند. در دهه ی 70 نگاه تجاری به موسیقی راک سبب ایجاد سبک هایی همچون Soft Rock شد. گروه هایی مانند شیکاگو و کارپنترز از آغاز کنندگان اصلی این سبک بودند. اگر چه که در سال های بعد سبک های جدیدی در موسیقی راک شکل گرفتند و گروه های بزرگی مانند Pink Floyd, Black Sabbath و Beatles در این سبک تحولات عظیمی به وجود آوردند اما این سبک رفته رفته با افول مواجه گردید. البته در سال های اخیر راک با حضور گروه های پرطرفداری مانند Evanescence تا حدودی احیا شده... در قسمت بعدی به شکل گیری موسیقی Heavy Metal و گروه های آغازگر این سبک پرداخته خواهد شد.

اگه علاقه مند به دنبال کردن مطلب هستید می توانید به این بلاگ مراجعه کنید:

http://blog.360.yahoo.com/blog-oegDM48req3ueTqayuq3zd8uPmw-?cq=1

طنز

توجه: خواندن متن زیر برای کلیه دف نوازان زیر 18 سال و دارای بیماری قلبی  ممنوع می باشد!

 

با تقدیم ادب و احترام به کلیه دوستان دف نوازم...

 

 

چگونه یک دف نواز موفق شویم ؟! (یا شیوه نوین تر دف نوازی..!)

                            

 

(موارد ذکر شده در این مقال هیچ شخص حقیقی و حقوقی را شامل نمی گردد و هرگونه تشابه ظاهری یا رفتاری به شدت نفی می گردد)

 

بر مبنای نامه های فراوانی که در باب "چگونه یک دف نواز موفق می توان شد؟" داشتم بر آن شدم تا نکاتی را پیرامون این مهم در مقاله ای که پیش روی شماست  بیان کنم امید که از خواندن نکات زیر که بر مبنای تجربه سالیان دراز بر این حقیر فرود آمده و اکنون شما را از لذت بهره مند شدن آن مستفیذ می گردانم، بهره کافی برده و این امور را سرلوحه نوازندگی خویش قرار دهید باشد که شما نیز دف نواز موفقی شوید!!

 

*باب اول : از جمله امور مهم در مورد یک نوازنده موفق داشتن شرایط ظاهری مناسب برای نوازندگی است.

**گاه نخست: موی بلند (هر چه بلندتر بهتر!) و در صورت امکان نامرتب و پریشان، احوالات شما را برای نوازندگی مناسب تر می گرداند. در مورد آقایان ریش و محاسن به میزان لازم از ملزومات به شمار می آید. در مورد چگونگی استفاده در باب های بعد به تفصیل سخن خواهیم گفت!

**گاه دوم: لباس فرد  نوازنده باید از ویژگی های مخصوصی برخوردار باشد. هر چه لباس نوازنده از لباس عرف و معمول جامعه دورتر، توجه مخاطب به او بیشتر و در نتیجه توجه او به نوع نواختن نوازنده کمتر می شود! (اهمیت این نکته در طول زمان بر شما آشکار می شود و نیازمند تجربه فراوان است!) هرچه چین ها و پیلی های لباس بیشتر (به کلامی دیگر دست و پاگیرتر) باشد اهمیت نوازنده بیشتر می شود! رنگ لباس در درجات فرعی قرار دارد و از چند جنبه مورد بررسی قرار می گیرد که در زیر به آنها اشاره ای مختصر می شود:

***درگاه اول: عده ای معتقدند هر چه رنگ لباس روشنتر قیافه دف نواز روحانی ترو حس و حال مربوط به آن آسمانی تر خواهد بود. درجات از انتها به ابتدا به شرح زیر است:

****چارچوب نخست: صورتی کم رنگ مایل به بنفش

****چارچوب ثانی: رنگ کرم (با این یکی نمیشه شوخی کرد.. رنگ لباس یکی از گروه های معروفه!)

****چارچوب ثالث: آبی آسمانی (هر چه بی حال تر بهتر!)

****چارچوب  رابع: رنگ سفید (دارای نهایی ترین حس و حال روحانی!)

***درگاه دوم: برخی دیگر که معتقدند "مشکی رنگه عشقه مثه رنگه چشای مهربونت.. مشکی رنگه عشقه مثه... " ببخشید از موضوع بحث خارج شدیم.. بله . عده ای که معتقدند به اختصار "مشکی رنگه عشقه" تیره بودن لباس را نشانه شخصیت می دانن (همانند ارائه بلیط!) این عده را به روایاتی در تاریخ پیروان شمس یا شمسیون  نیز می نامند. از آنجا که مراد آنها به دلایلی که بر نویسنده پوشیده است همواره سیاه پوش بوده، این گروه سیاه را نشانه ای خوش یمن می دانند و نوازندگان حامی ایشان رنگ های تیره را ترجیح می دهند. از خصوصیات بارز این دسته خوف انگیز بودن آنهاست  که از وارد شدن به جزئیات بیشتر در این درگاه معذورم! (شب است و گاه خواب نزدیک!)

***درگاه سوم: دسته ای در باب لباس معتقدند که رنگهای تند شور و حال نوازندگی را دو صد چندان می کند (میزان دوصد شدن بر نگارنده نیز پوشیده مانده، محاسبات قوی پشت آن پنهان است، گویا!) در این باب رنگ قرمز نشانه عشق و سرمستی و ...(بووووق!) و رنگ هایی از این دست ویا مخلوطی از چند رنگ نشانه باکلاسی است که از نظر نگارنده این طرز تفکر وارداتی است و نشانه هایی از غرب زدگی در آن نهفته است و زمان ما از این حرف ها نبود و آدم باید سنگین و رنگین باشه و ... بگذریم!

**گاه سوم: و اما در مورد کفش نوازنده، هر چه شباهت کفش شما به گیوه های دوره قاجار بیشتر باشد دف نواز (یا در این مورد، به طور کلی نوازنده) موفق تری خواهید بود! از مراتب عالی کفش، نوکِ تیز و برگشته رو به جلو و نیز نداشتن پشت است. (در صورت داشتن پشت هیچ نگران نباشید می توانید پشت کفش را بخوابانید و از آن استفاده کنید! ) عجیب و غریب بودن ظاهر کفش (شامل منجق و پولک و سوراخ و غیره) از محسنات به شمار می آید.

 

* باب دوم: اکنون که ظاهر مناسب برای نواختن دف در شما پدید آمد باید توجه خود را به حرکات در حین نوازندگی معطوف کنید. هر چه ظرافت شما در اجرای حرکات فوق بیشتر باشد نوازنده قابل تری خواهید بود.

** گاه نخست: حرکات سر کلیدی ترین بخش حرکات در نوازندگی شماست. داشتن موی بلند که در باب اول، گاه نخست به آن اشاره شد نقش مهمی را در روانی و پویایی حرکات شما ایفا می کند. در مراحل ابتدایی تمرین ابتدا با تمرینات بالا.. پایین.. چپ.. راست.. (با ریتم خوانده شود لطفا!) گردن خود را نرم کنید سپس حرکات دورانی  از چپ به راست و بالا به پایین را تمرین نمایید. در مراحل پیشرفته تر نقطه شروع حرکت دورانی را تغییر دهید و تمرینات را با گام های آهسته آغاز کنید (به عنوان مثال از شمال غربی به جنوب شرقی و .. حالا برعکس..  حرکت کنید) این تمرینات تاثیر زیادی در اجرای راحت این حرکات در هنگام نوازندگی شما دارد. برای راحتی کار می توانید ابتدا با موهای بسته تمرینات فوق را انجام دهید و پس از کسب آمادگی لازم موهای خود را افشان کرده و به دور گردن بریزید و تمرینات را با سرعت مطمئنه از نو آغاز کنید. (مواظب سرگیجه های احتمالی نیز باشید!) در ضمن دقت داشته باشید که حرکات فوق را به نرمی و با آرامش در نوازندگی خود به کار ببرید و از آغاز کار با شدت شروع نکنید. (نکته کاربردی: برای تاکید بیشتر لازم است دوباره تکرار کنم که ظرافت در به کار بردن حرکات از اهمیت والایی برخوردار است)

**گاه دوم: پس از آموزش حرکات سر نوبت به حرکات پا می رسد. از آنجا که یکی از امور مهم در مقوله دف ریتم می باشد، ضربات پا یکی از شاخص های مهم و درخور توجه است. لزومی به اینکه ضربات پای شما حتما همان ریتمی را که می نوازید القا کند نیست، مساله مهم اعتماد به نفس شما و عدم تردید در اجرای ضربات است. در صورت اجرای ضربات با شک و تردید این احتمال وجود دارد که مخاطب در نزد خود در مورد نوازنده اینگونه بیاندیشد که "خودشم نمی دونه داره چی کار می کنه!  "  البته اجرای نوانس در هنگام نواختن ضربات پا مهم است و می تواند هوشمندانه به کار برده شود. عوض کردن پاهای ضربه زننده در حین اجرا و یا با هر دو پا ریتم زدن، از مهارت هایی است که همچنان در دست تحقیق و بررسی است! از نکات حائز اهمیت دیگر هماهنگی ضربات پا و سر با یکدیگر و یا در خلاف جهت است که می تواند هارمونی جالبی را به وجود آورد! این امر البته مستلزم به دست آوردن مهارت کافی در هر مورد به طور جداگانه و در مراحل بالاتر ترکیب این دو مهارت است. (در آغاز آموزش لازم نیست به خود سخت بگیرید و در صورت عدم موفقیت ناامید نشوید) برای تمرین حرکات پا می توانید با استفاده از آهنگ های روز به طور ایستاده حرکات موزون انجام داده و سرعت خود را به تدریج بالا ببرید پس از رسیدن به سرعت لازم به طور نشسته تمرینات را ادامه دهید!

**گاه سوم: پس از آموزش حرکات سر و پا نوبت به حرکات دست شما می رسد. دقت و سرعت عمل در اجرای این حرکات روی سطح نوازندگی شما تاثیر به سزایی دارد.

***درگاه اول: هر چه دف شما سربه زیر تر باشد شما نوازنده حرفه ای تری شمرده می شوید!

***درگاه دوم: فاصله دست ها و نحوه نگه داشتن دف شما را مسلط تر جلوه می دهد و مخاطب بیشتر به شما اعتماد می کند. (این یکی جدی شد!)

***درگاه سوم: در هنگام نواختن ریز حتی اگر در حال تلف شدن بودید خود را خونسرد جلوه دهید تا مخاطب با خود بیندیشد: بابا ایول!

***درگاه چهارم: در صورت لزوم اگر احساس کردید حوصله جمع سررفته دف خود را با حرکات نمایشی به سمت بالا بیندازید! (به عبارت دیگر اجرای حلقه با شدت فراوان!) مطمئن باشید که کلیه دوستان از خواب می پرند! (البته در صورت اجرای دقیق کلیه مراحل بالا به این مرحله نیازی پیدا نخواهید کرد زیرا سرگرمی کافی برای مخاطب محیا شده! با این وجود اجرای گاه به گاه این مرحله بد نخواهد بود! )

***درگاه پنجم: هرگاه احساس کردید بر اثر خم شدن زیاد دف ساز شما در حال افتادن است.. هیچ نگران نباشید، تنها کافی است که یک ضربه افت اجرا کنید تا امور در نزد مخاطب طبیعی جلوه کند!

***درگاه ششم: هرچه نواختن ضربات شما سریعتر و مخاطب از درک آنها عاجزتر، بهتر!

**گاه چهارم: (optional) استفاده از حرکات چشم و ابرو و عشوه صورت برای بانوان توصیه می گردد! بستن چشم ها و یا ابراز حالت های مختلف احساسی نظیر غم و شادی در صورت برای آقایان مفید خواهد بود!

 

*باب سوم: پس از آماده نمودن ظاهری مناسب و اجرای ظریف حرکات مورد نیاز نوبت به نواختن شما می رسد که در صورت طولانی بودن مدت نوازش (یعنی همان نواختن) پس از بررسی مسائل اول و دوم توسط شخص مخاطب مورد بررسی وی قرار می گیرد. (این امر زیاد مورد توجه نیست و به چند نکته مختصر در این باب اکتفا می کنیم!)

**گاه نخست: انتخاب ریتم برای نواختن، به محفلی که برای نواختن به آن دعوت شده اید، وابستگی شدید  دارد!

***درگاه اول: اگر مجلس مدل روشنفکرانه است ریتم هرچه پیچیده تر بهتر! لازم نیست به آنچه می زنید فکر کنید: فقط بزنید و وانمود کنید که در حال حل یک مساله پیچیده هستید و روی ریتم به شدت فکر می کنید، در همین حدکفایت می کند! حرکات انگشت شما و گاهی ضربات تق و توقه بیجا در میانه کار اهمیت ویژه ای دارند!

***درگاه دوم: اگر مجلس بزم و طرب است یک ریتم 8/6 ساده کفایت می کند و به خود زحمت زیاده از حد ندهید!

***درگاه سوم: ریز در هر شرایطی نقش کلیدی و مهمی را در نوازندگی شما ایفا می کند. بیشتر از صدای ریز افه آن مهم است! علاوه بر حفظ خونسردی گاهی می توانید وانمود کنید که فشار زیادی را متحمل می شوید! دقت داشته باشید که حد تعادل را در هر دو مورد حفظ کنید، راز موفقیت را بر شما آشکار کردم، قطعا موفق می شوید!

 

*باب چهارم: اکنون پس از فراگیری امور مورد نیاز لازم است به چند نکته در باب خود دف اشاره کنم.

**گاه نخست: هر چه دف شما پوستی تر باشد بهتر است! در صورت لزوم می توانید خودتان با استفاده از قلمو و آب مرکب نقش های مورد نیاز را بر روی دف ایجاد کنید و آن را پوستی جلوه دهید!

**گاه دوم: کمانه دف هرچه پهن تر باشد بر کلاس شما اضافه می شود! (از من گفتن بود!) حتی اگر لازم شد می توانید با فوم کمانه دفتان را پهن تر کنید!

**گاه سوم: در صورت لزوم می توانید ادعا کنید که دف را از یکی از خانقاه های کردستان برای شما سوغات آورده اند (نتیجه فوق العاده ای می دهد! باور کنید) و یا یکی از دراویش خانقاه که جدش به مولانا جلال الدین می رسیده، در آخرین سفرتان به کردستان آن را به شما هدیه کرده!

 

*باب پنجم: محل اجرا: هر  چه بتوانید محیط اجرا را تاریکتر و شاعرانه تر کنید تاثیر شما به روی مخاطب بیشتر خواهد شد! (و جزئیات از دید مخاطب پنهان تر!) استفاده از شمع (انواع مختلف)، عود و آراستن محیط با پارچه های مختلف می تواند شما را در راستای رسیدن به این امر خطیر یاری رساند!

 

*باب ششم: اکنون شما 5 باب مورد نیاز و لازم را پشت سر گذاشته اید. تنها نکته باقیمانده اینست که اگر می خواهید دف نواز موفقی باشید شرط لازم و کافی اینست که کرد باشید حتی اگر تا به حال از اطراف کردستان هم عبور نکرده اید! متاسفم چاره دیگری نیست! بالاخره می توانید یکی از اصل و نسب های خود را به آن اطراف نسبت دهید که! هر چه میزان کردیت شما بیشتر باشد بیشتر به عنوان یک دف نواز می توانید خود را در دل سایرین جا کنید! اگر متاهل هستید در صورت لزوم می توانید محل سکونت خود را به اطراف اتوبان کردستان تغییر دهید تا ادعای شما زیاد هم دروغین نباشد! و اگر مجرد هستید هنوز فرصت باقی است و می توانید زوج و یا زوجه خود را از کردستان یا نواحی اطراف برگزینید!

 

در این لحظه شما کلیه نکات لازم برای اینکه یک دف نواز موفق باشید را فراگرفته اید و با کمی تمرین و ممارست می توانید موفق شوید! کافی است یکبار امتحان کنید!

منتظر دریافت پیشنهادات و انتقادات شما هستم، سوالات خود را می توانید به صورت کتبی یا شفاهی با من در میان بگذارید! با آرزوی موفقیت برای شما هنرجوی عزیز (;

 

پیوست: من عاشق حاشیه های دف نوازی ام البته در حد تعادلشون! اما گاهی این حاشیه ها از خود دف نوازی پررنگ تر می شن و سوژه ای برای نوشتن طنز به دست می آد!

دستگاه های موسیقی ایرانی (متعلقات شور)

سلام به همگی

 

مدتی پیش مطلب دنباله داری رو تحت عنوان "دستگاه های موسیقی ایرانی" شروع کردم که  تصمیم بر آن بود که در هر بخش در مورد حال و هوای دستگاه های ایرانی صحبت کنم.

در مطلب قبلی بیان شد که دستگاه های ایرانی در نوعی تقسیم بندی تحت عنوان تقسیم بندی وزیری به پنج قسمت تقسیم می شد و این تقسیم بندی در مقایسه با تقسیم بندی معمول (هفت قسمتی) تقسیم بندی علمی تری بود. همچنین این مورد مطرح شد که دستگاه شور بزرگترین دستگاه ایرانی است و متعلقات زیادی دارد و به طور اختصار در مورد خود دستگاه صحبت شد.

در مطلب امروز به طور اختصار در مورد حال و هوای متعلقات دستگاه شور مطالبی بیان خواهد شد و در بخش های بعد به سراغ دستگاه های دیگر خواهیم رفت.

 

مطالب زیر برگرفته از کتاب "نظری به موسیقی نوشته روح الله خالقی" می باشد.

 

چهار دسته از متعلقات شور آوازی جداگانه به حساب می آیند: ابوعطا، بیات ترک، افشاری و دشتی

در هر یک از این آوازها علاوه بر تونیک گام شور که اهمیت اصلی خود را از دست نمی دهد یک یا دو نت دیگر نیز بی اهمیت نیستند و از توقف روی همان نتها است که این آوازها از یکدیگر ممتاز می شوند و این دو نت را شاهد و ایست می نامیم.

(نوت شاهد: نوتی که بیش از سایر نوتها خود را نشان می دهد.

نوت ایست: نوتی که بعد از جلوه و خودنمایی مکرر نوت شاهد می توان روی آن توقف کرد.)

 

آواز ابوعطا و حجاز:

ابو عطا آوازی است بازاری که میان توده ملت رواج کامل دارد و با وجود این دارای لطف و زیبایی خاصی است و در عین حال حالتش با شور هم بی تفاوت نیست. حجاز لحن مخصوص عرب هاست و در ایران نیز برای خواندن قرآن و مناجات های مذهبی به کار می رود و به تدریج جز موسیقی ما شده است و هر آوازه خوانی در ضمن ابوعطا آواز حجاز هم می خواند. حجازی که عرب ها می خوانند با حجازی که در میان ما متداول است از نظر حالت کمی اختلاف دارد و رویهمرفته عرب ها بهتر حق این آواز را ادا می کنند و ایرانی ها به سبک دیگر می خوانند.

 

آواز ترک:

این آواز نیز مانند ابوعطا آوازی است بازاری و متداول میان عامه مردم. بیات ترک آوازی است بینهایت یکنواخت به طوریکه گوش هایی که به مدگردی عادت کرده باشد به زودی از شنیدن آن خسته می شود. با وجود این اگر تغییر مقامی در آن داده شود بی حالت نیست و لطف مخصوصی دارد که با ماهور بسیار متفاوت است.

چیزی که در این آواز سبب خستگی زیاد می شود تکرار نت شاهد است که شنونده را از شنیدن مکرر آن خسته می کند. در حقیقت می توان گفت که این آواز نمونه کامل موسیقی یکنواخت ایرانی است که از این نظر میان سایر آوازها نظیر و نمونه ای ندارد و طبیعی است که عامه را با این موسیقی بیشتر آشنایی است.

 

آواز افشاری:

افشاری آوازی است مغموم و دردناک که از داستان هجران و فراق سخن می راند. گویی عاشقی است خسته و ناامید که ازشدت درد و الم می نالد و جزناله با چیز دیگری هم سروکار ندارد. و گاه از زیادی رنج و زحمت فریادی از سینه پر آتش خود بر می کشد که شنونده را سخت متاثر می کند. به طور کلی این آواز برای نشان دادن حالاتی مانند ناله های جان سوز هجران و شکایت از بی وفایی یاران و اظهار درد و اندوه درونی و ناامیدیها و ناکامیها و اظهار تالم و تاثر از رنجها و آلام زندگانی و ذکر خاطرات اسف انگیز، بهترین نمونه است.

آواز رهاب که در آخر افشاری نواخته می شود نصیحت آمیز و حالتش برعکس افشاری است. سوز و گداز و ناله و ندبه ندارد، بلکه به پیر تجربه دیده ای شبیه است (مانند شور) که می خواهد آب خنکی بر دل داغدیده مصیبت زدگان بریزد و آنان را با نصایح دلپذیر امیدوار کند و در ضمن بگوید که آرزوی بشر تمام شدنی نیست، پس برای آنکه آسوده زیست کنیم باید دامان آرزو را فرا کشیم تا ادامه زندگی که گاه با رنج و محنت و زمانی با شادی و مسرت توام است سهل و آسان باشد.

 

آواز دشتی:

دشتی یکی از زیباترین متعلقات شور و آوازی است حزین و غم انگیز و دردناک ولی در عین حال لطیف و ظریف و میتوان آن را آواز چوپانی ایران نامید.

در میان اغلب ملل اهالی دشت های خرم و نقاط خوش آب و هوا آهنگ هایی مخصوص به خود دارند که بنابر احتیاج طبیعی مطابق ذوق آنها به وجود آمده است. آواز دشتی را نیز می توان آواز چوپانی ایران نامید که شاید اصل آن از ناحیه دشتی و دشتستان (واقع در فارس) باشد. بهر حال این آواز در میان طوایفی که زندگی آنها از راه گله داری می گذرد و همچنین در قرا و دهات، معمول و متداول و شاید آواز منحصر به فرد آنهاست. در قسمت شمال ایران به خصوص در سواحل جنوبی دریای خزر (مازندران و گیلان) این آواز تغییر شکل مختصری داده و به صورت نغمه گیلکی در آمده است. اهالی گیلان در خواندن این نغمه مهارت غریبی به خرج می دهند و تاثیری شدید در شنونده ایجاد می کنند.

زندگی ساده صحرانشینی و احساسات طبیعی مردم خانه بدوش و چوپان ها سبب پیدایش آهنگ ساده و طبیعی دشتی شده. این آواز اگرچه غم انگیز و محزون است ولی سادگی و بی آلایشی و عدم تکلف هم، لطف و زیبایی و رعنایی خاصی به آن داده. گویی آواز دشتی از حنجره ای خارج می شود که صاحب آن از مکر و حیله و تزویر آگاه نیست. عشقش عشق پاک و بی غل و غش است. راستی و درستی پیشه دیرینه و یادگار نیاکان اوست.

این آواز از مناظر گوناگون و زیبای طبیعت یعنی از همان دشتهای خرم و جویهای روان و آسمان نیلی رنگ و ستارگان درخشان و ریاحین معطر خودرو و زندگی آرام و بی تکلف مردم ساده دهاتی گفتگو می کند. سروکارش با قلوب آرام و بی تشویش و دلهای پاک است. مانند چوپانی که با گوسفندان خود صحبت می کند، آنها را هدایت کرده و از درندگان دور نگه می دارد. عاشقی است که با چشمان پاک و بی گناه به معشوق خود می نگرد و جرات تکلم ندارد. پیرمردی است ناصح که با یک جمله مردم را از اعمال بد باز می دارد.

آواز دشتی در عین سادگی گاه چنان موثر و غم انگیز است که شنونده اشک حسرت و ندامت بر گونه های خود می فشاند و این همان ژاله هایی است که نیاکان ما در اثر هزاران انقلاب و بدبختی و بیچارگیهای گذشته به دامان بازماندگان خود ریخته اند و اینک همان قطرات مجتمع شده و به صورت نغمه دشتی در آمده و ما را از انقلابات و حوادثی که در این سرزمین رخ داده آگاه و مطلع می کند.

 

*آواز نوا:

نوا یکی از دستگاههای هفت گانه موسیقی ایرانی است که همانطور که پیشتر ذکر شد ما آن را جز شور محسوب می داریم.

نوا آوازی است با طمانینه و باوقار و نصیحت آمیز که با آهنگی ملایم و متوسط، نه چندان فرح بخش و نه چندان محزون، بیان احساسات می کند. در موقع خستگی و فراغت شنیدن آواز نوا بسیار مطبوع است و معمولا آن را آواز خواب گفته و در آخر مجالس انس و طرب می نواخته اند.

در حقیقت نوا ناصحی است صبور و با تجربه که با بیانی شگفت انگیز و ماهرانه نصایح دلپذیر خود را به مستمعین می دهد. به خصوص اگر اشعار مناسبی مانند اشعار عارفانه حافظ برای خواندن نوا انتخاب شود و مخصوصا در ناحیه بم با آوازی پخته و گرم تاثیری عجیب دارد و مستمع را بی اختیار مطیع می کند.

نوا در حالی که پند صبوری می دهد، در پرده از تالمات زندگی هم شکایت می کند. منتها شکایت این آواز مانند دشتی و سه گاه پرفغان و نالان نیست و غم و اندوه را در حالی مستور و پنهان بیان می کند. پس نوا هم مانند شور نمونه کاملی است از احساسات عالی فیلسوفانه و صوفیانه و عارفانه اهالی مشرق زمین و نماینده ای است از حالات و کیفیات عرفا و فلاسفه و کسانی که به خوبی مزه تجربیات زندگی را چشیده اند.

                                                        *******

     

   

ادامه نوشته

سبک های موسیقی - دوره ی کلاسیک

در پست قبلی به دسته بندی سبک های موسیقی بعد از رنسانس اشاره شد و مطالبی درباره ی دوره ی باروک ذکر شد. اینک مختصری درباره ی دوره ی کلاسیک.

ادامه نوشته

‎‎تنها صدا نيست که مي ماند!‏‎

شجريان و غوغاي عشقبازان‏
‎تنها صدا نيست که مي ماند!‏‎

اين روزها بار ديگر در شهر غوغايي است، غوغاي کنسرت استاد محمد رضا شجريان و عشقبازان بي شمار او، همراه ‏با گروه تازه پا گرفته "شهناز" به سرپرستي مجيد درخشاني شاگرد قديمي محمد رضا لطفي که از دوسال پيش قيد غربت ‏طولاني خود در آلمان را زده و در ايران به شجريان و گروه "آوا" پيوسته است. آن دو پس از سفري دور و دراز و ‏برگزاري چندين کنسرت در آمريکا و کانادا به تهران بازگشته و با دوازده نوازنده جوان گروه "شهناز" هفت شب در ‏تالار بزرگ وزارت کشور به روي صحنه رفته اند که تا 9 تير ادامه خواهد داشت. اين گروه به خاطر قدرداني از ‏زحمات استاد بزرگ تار ايران "جليل شهناز" نام او را بر تارک خود دارد.‏

ادامه نوشته

گزارش کنسرت استاد شجریان و گروه شهنازی

 

گزارش کنسرت استاد شجریان و گروه شهنازی

 

استاد ازم گزارش خواستن منم اطاعت کردم!

 

نحوه گرفتن بلیط رو که همه میدونن که چه دردسری داره! دیگه لازم به توضیح نیست.

روز کنسرت مثل همیشه بازار سیاه بلیط داغ داغ بود، سرباز نگهبان سالن هر کی بلیط اضافه داشت می خرید تا شاید کمی گرون تر بفروشه و یه پولی کاسب شه.  ازدحام کمی نسبت به سالهای پیش کمتر شده بود علتش هم این بود که درهای ورودی رو 1ساعت زود تر باز کردن.

( بزارید از شب اول کنسرت و اتفاقاتی که پیش اومده یه کم بگم خالی از لطف نیست!! نیم ساعت مونده به اجرا چند بجه های گروه تو آسانسور وزارت کشور گیر میکنن، وقتی کسی نمیتونه به داشون برسه و صدای مردم هم برای تاخیر در حضور در میاد بیچاره ها از درب بالای کابین آسانسور خودشون رو بیرون میکشن و میان بیرون!!! این اتفاقات رو خود استاد قبل از شروع برنامه میگن و از همه عذر خواهی میکنن)!

خلاصه رفتیم تو،طبق معمول همه اجراها، کمی تاخیر داشت!!! با تشویق بی امان حضار گروه وارد صحنه شدن.

حسین رضایی نیا: دف

به حق که کارش عالی بود همه کسانی که من شنیدم و دورم برم بودن از کارش راضی بودن.

داشتم فکر می کردم که می شه از این بجا تر و درست تر و قشنگ تر زد؟ به نظر من

 سرآمد همه ی گروه بود.

رامین صفایی : سنتور

توی بروشور نوشته بود، هنر آموخته ی مکتب استاد پایور

کاوه معتمدیان  و سینا جهان آبادی : کمانچه

من که از صدای ساز جهان آبادی خوشم نمیومد!!! معتمدیان هم تکنوازی و جواب آواز نداشت

شاهو عندلیبی: نی

تکنوازی هیچ کدوم به جز دف و عود زیاد خوب نبود حتی خود درخشانی!

رادمان توکلی :تار

مجید درخشانی: تار

مژگان شجریان: سه تار

مهرداد ناصحی: قیچک آلتو  

حامد افشاری: قیچک باس

محمد رضا ابراهیمی: عود

مهدی امینی: رباب، بم تار  

حمید قنبری: تنبک

 

بخش اول " رندان مست "

دستگاه " همایون "

همه چهار مضرابها عالی بودن صدای سازها در قالب گروه خیلی خوب بود انرژی زیادی داشت جاتون خالی.

1 پیش درآمد      ساخته مجید درخشانی

2 زنگ شتر  بر گرفته از ردیف میرزا عبدلله

3 ساز و آواز     غزل حافظ

4 تصنیف چشم یاری ساخته شجریان/ تنظیم جدید از مجید درخشانی      حافظ

5 ادامه ساز و آواز  غزل حافظ

6 تصنیف باد صبا   ساخته حسام السلطنه مراد/ تنظیم جدید از مجید درخشانی (خیلی قشنگ اجرا شد)

7 آواز شوشتری   غزل سعدی

8 چهار مضراب بیداد  ساخته مجید درخشانی   (فوق العاده بود)

9 ساز و آواز       غزل سعدی

10 تصنبف رندان مست    ساخته مجید درخشانی   مولانا 

 

 

 

بخش دوم " مرغ خوشخوان "

 

دستگاه شور

 

همه کار ها ساخته شجریان و تنظیم مجید درخشانی اشعار حافظ و مولانا

 

1 پیش درآمد     

2 ساز و آواز

3  تصنیف پیام نسیم:   تنظیم جدیدش بسیار خوب بود و عالی اینجا عندلیبی از ساز و آورز تا تصنیف خوب جواب آواز می داد. این جا از معدود دفعاتی بود که حین گوش دادن به موسیقی داشتم از خود بی خود می شدم که صدای استاد کمی گرفت!!!

4  ساز و آواز

5 چهار مضراب    قشنگ اجرا شد

6 آواز مثنوی  

7 تصنیف " مرغ خوشخوان "   قشنگ اجرا شد  یه 8/7 خیلی زیبا بود

 

آخر برنامه هم طبق معمول مرغ سحر اجرا شد اما با تنظیمی جدید و بسیار جالب.

 این رو هم اضافه کنم که صدای شجریان چند بار دچار گرفتگی شد!!!

بعد از اجرای پیش درآمد بخش اول به جند نفر تذکر داد که دوربینها تون رو خاموش کنین!!! کاری

 که باید حراست می کرد نه خودش اونم وسط برنامه و اجرای گروه.
 در مجموع کار خوب بود. اگه کار سال پیش رو بگیم خوب بود این کار کمی ضعیف تر بود.

در ضمن هوشنک ابتهاج هم در سالن حضور داشت.