چند روز پیش آلبومی بدستم رسید به صورت فایل mp3 با نام دوزخ و سرزمین بی کران.
در این مدت این آلبوم ها را آنقدر گوش دادم که خودم تعجب کردم. در واقع از آهنگها لذت می بردم ولی با توجه مطلب "موسیقی خوب" که چندی پیش خودم نوشته بودم بیشتر سعی می کردم تا به آنها دقت کنم تا بتوانم یک نظر نهایی در مورد آن بدهم.
تا اینکه بالاخره افتادم به جستجو و اطلاعاتی در مورد گروه ، سرپرست گروه و خواننده بدست آوردم که در زیر می خوانید.
در تاریخ موسیقی ایران دریافتیم كه از زمان باربد، نكیسا، رودكی، فارابی و بوعلی سینا، تا زمان مولانا و حافظ و در اواخر سده گذشته عارف و شیدا و امیر جاهد و چند تن دیگر، تصنیف قالبی شعری محسوب می شد كه همزمان همراه با ملودی توسط یك نفر ساخته و پرداخته می شد اما سالهاست این شیوه كه یكی از شیوه های موسیقی پارسی است و خاص موسیقی دانان و ادیبان ایرانی بوده، به فراموشی سپرده شده است. گروه مستان به سرپرستی همای از آغاز تاسیس تا كنون سعی بر احیای دوباره این شیوه دارد.
یگانگی شعر و موسیقی و آواز در یک فرد اگر چه محاسنی همچون گرمی، روانی و دلنشینی اثر را به همراه دارد، ولی از حیث آنکه همه این رویدادها می بایست در یک فرد جمع شود و از آنجا که یک فرد معمولاً جامع الشرایط نیست، در نتیجه آثار تولیدی به سمت روایت های شخصی میل می کند. برای مثال مقوله عشق برای علی اکبر شیدا و مقوله های جنبش اجتماعی و اعتراضات سیاسی برای عارف قزوینی به دغدغه اصلی تبدیل می شود. در صورتی که وقتی یک آهنگساز روی شعر دیگران، آهنگ می سازد و شخص دیگری هم آن را می خواند، عملاً یک تفکر جمعی در اثر مشاهده می شود که به طور معمول وجوه مختلف زندگی را در بر می گیرد.
نحوه برخورد گروه مستان با کلام فارسی، در مقایسه با دیگر گروه ها به طرز محسوسی متفاوت است. اول اینکه آنها چرخش ملودی و توالی ریتم را بر اساس نیاز واژه ها دنبال می کنند و دیگر اینکه چندان در پی شعر کلاسیک ایرانی با الگوی غزل و قصیده و مثنوی نیستند و بنا به نیاز مفهومی خود، از واژگان موزون بهره می گیرند. همینطور نحوه بیان حالات موسیقایی مانند ضعیف و قوی نواختن، بر اساس مفهوم کلمات دنبال می شود. از این نظر کار آنها جذبه خاصی دارد که در یک اجرای زنده، مخاطب را به وجد می آورد و ناخواسته به تشویق وا می دارد!
اعضای گروه عبارتند از: اسفندیار شاهمیر (دف و دایره)، امیر داور زنی (سنتور)، سحاب تربتی (تنبک)، نوید دهقان (کمانچه)، رهام سبحانی (تار)، حمید داور زنی (کوزه)، سید مرتضی الهی نیا (رباب)، امیر خوشبختی (عود) و محمود آذر شب (کمانچه آلتو) که سرپرستی آنها را همای فومنی خود بر عهده دارد. ضمن اینکه سرودن اشعار، آهنگ گذاری و تنظیم و اجرای آواز را هم شخصاً انجام می دهد.(البته در اجراهای مختلف ممکنه اعضای گروه تغییر کنند)
سعيد جعفرزاده هماي ، متولد 1358 در احمد سرگوراب شفت (درحومه فومن) بدنيا آمد و دوران کودکی و نوجوانی
خود را در آنجا سپری نمود.
او ديپلم خود را از هنرستادن كمال الملك رشت ( مرکز استان گيلان) با موفقيت كسب نمود . به سبب وجود علاقه وافر ، او در رشته شعر ، آواز وآهنگ دانشگاه آزاد تهران قبول شد و با ساز تخصصي سه تار وپيانو تحصيلات خود را در دانشگاه بپايان رساند .
در زمينه هنر آواز ، افتخار شاگردي اساتيدي همچون فريدون پوررضا ، سيد كمال الدين عباسي ، هنگامه اخوان ، كريم صالح عظيمي را دارد و همچنين در باب زمينه شعر و ادبيات فارسي از محضر استايدي همچون استاد دكتر عليقلي محمودي بختياري ، استاد حبيب نبوي ، استاد محمود طياري و استاد دادبه ، بهره مند گرديد .
در اندك زماني ، هماي گيلاني توانست فعاليت هاي حرفه اي خود را در زمينه شعر، موسيقي و آواز بسط دهد ، و با موفقيت کنسرت هايي را اجرا نمايد . از جمله اجرای كنسرت های موسيقي اصيل در :
دانشگاه مديريت تهران ،
دانشگاه هنر تهران ،
دانشگاه فردوس خراسان ،
دانشگاه صنعتي شريف تهران ،
تالار وحدت ،
در جشنواره فجر
فضاي باز كاخ نياوران
تور کنسرت های امریکا،
کنسرت گیلان ، فضای باز حوزه ی هنری
اما نظر شخصی من:
از نظر موسیقی؛ من جمله ملودی، ریتم، آهنگ سازی و تنظیم. کار ها جالب، خوب و قابل تقدیر می باشند.
خواننده: ...... ضعیف. ای کاش آقای همای خوانندگی را به شخص دیگری وا گذار می نمود.
اشعار: بسیار زیبا و تاثیر گذار.
حالا موسیقی خوب است یا بد؟
جدای از خوبی یا بدی، کار جناب همای و گروهشان قابل تقدیر است. ایشان موسیقی سنتی را به گونه استفاده نموده اند که توانسته مخاطبان قابل توجهی به خود جلب کند و در واقع موسیقی سنتی ارزشمند برای عوام مردم ساخته است. به حداقل رساند تحریر ها و آوازها و استفاده از ریتم و اشعار مناسب به عقیده من نه تنها شایسته سرزنش نیست که جای تحصین هم دارد.
من به شخصه از موسیقی این گروه و اشعار مورد استفاده ایشان لذت می برم ............ و سعی می کنم خواننده اش را تحمل کنم.
یکی از اشعار فوق العاده این گروه را که در کاخ نیاوران اجرا شده است :
ای مفتی شهر از تو بیدار تریم ، با این همه مستی ز تو هشیار تریم
تو خون کسان نوشی و ما خون رزان ، انصاف بده کدام خون خوار تریم
گویند کسان بهشت با حور خوش است ، من می گویم که آب انگور خوش است
این نقد بگیر و دست از آن نسیه بدار ، آواز دهل شنیدن از دور خوش است
این می چه حرامی است که عالم همه زان می جوشند ، یک دسته به نابودی نامش کوشند
آنان که بر عاشقان حرامش کردند ، خود خلوت از آن پیاله ها می نوشند
آن عاشق دیوانه که این خمار مستی را ساخت ، معشوق و شراب و می پرستی را ساخت
بی شک قدحی شراب نوشید و از آن ، سر مست شد این جهان هستی را ساخت
اگر کسی می داند که شاعر بیت اول و آخر کیست لطفاً به من بگوید. چون دیگر ابیات متعلق به رباعیات خیام می باشد ولی آن بیتها را هر چه گشتم نیافتم. اگر اشعار خود جناب همای هستند که انصافاً مرهبا!
شنیدن این کار را به دوستداران موسیقی سنتی و مخصوصاً آنهایی که ادبیات فارسی را دوست دارند ولی نمی توانند از موسیقی سنتی لذت ببرند پیشنهاد می کنم.
ولی به آنان که به صدای استاد شجریان دلبستگی خاصی داشته و یه صدای ایشان عادت دارند، .... ارزش یک بار شنیدن را دارد. البته اگر تا آخر بتوانید گوش دهید.
جهت کسب اطلاعات بیشتر می توانید به سایت های زیر مراجعه نمایید:
http://homay-mastan.blogfa.com/
http://mastan-homay.blogfa.com/
http://www.cdarzoon.com/index.php?option=com_content&task=view&id=284&Itemid=56