انواع سازهای هندی
طنبور هندی
سازیست بزرگ دارای چهارسیم که همواره بطور دست باز نواخته میشود و بیشتر برای همراهی کردن با خواننده بکار میرود. سیمهای آن فلزیست و تقریبا میتوان گفت که موسیقی هندی بی تنبور نیست.
رباب
رباب در هند با مضراب نواخته میشود و دو نوعی از آن با کمان بصدا میاید. این ساز در پنجاب و کشمیر هم هست. نام رباب در ادبیات موسیقی ما زیاد برده شده است.
سه تار
اختراع این ساز را به امیر خسرو دهلوی نسبت می دهند و میگویند که آنرا از روی سه تار ایران ساخته است ولی اکنون شباهت زیادی به سه تار ما ندارد و خیلی از آن بزرگتر است و با مضراب نواخته می شود. سه تار هندی چهار سیم اصلی دارد که فقط روی سیم اول انگشت می گذارند و بقیه دست باز بکار می رود. سیمهایش کلفت و پرده هایش آهنی است و حرکات عرضی انگشتان دست چپ موجب تغییر صدا و حرکت طولی سبب مایش یا Glissendo میشود. اکنون سه تار معمولترین ساز هند می باشد که بیش از سازهای دیگر داوطلب نوازندگی دارد.
سارنگی
سارنگی یا کمانچه هندی که با کمان بصدا میاید. سیم های اصلی آن از روده است و معمولا برای جواب دادن به آوازخوان بکار میرود. کلمه سارنگ در موسیقی ایران سابقه دارد و سازی با این نام داشته ایم که منسوخ شده است. کلمه سارنگ معرب شده و بنام سارنج اکنون گوشه ایست در ردیف موسیقی ایران. ترتیب انگشت گذاری روی این ساز برعکس تمام سازهاست زیرا انگشت های دست چپ را در زیر سیمها میگذارند و نواختن آن مشکل به نظر می رسد.
دلربا
سازیست از لحاظ شکل و پرده شبیه سه تار و از جهت نواخته شدن با کمان شبیه سارنگی.
سرود
شکل دیگری از سارنگی است که با مضراب نواخته می شود.
ساز
«ساز» که با مختصر اختلافی از لحاظ عده سیمها کمانچه ماست و در کشمیر نواخته می شود. موسیقی آن سامان بسیار به موسیقی ایران نزدیک است.
وینا
سازی بسیار قدیمی در هند است که انواع مختلف دارد و فعلا دونوع شمالی و جنوبی آن در رادیو نواخته میشد هر دو نوع مضرابیست.
در میان سازهای بادی انواع نی بکار می رود و ساز دیگری شبیه سرنا دارند که آنرا «شه نای» مینامند و آهنگ دلپذیری دارد.
سازشناسی(سنج)
سنج ها (Gymbals)
سنج ها جزو قدیمی ترین آلات موسیقی هستند که در برخی از فرهنگ ها استفاده ی دینی و همچنین کاربرد نظامی دارند.
انواع بسیار متفاوتی از سنج ها، در ارکسترها، گروه های رژه ، گروه های کنسرت و گروه های جاز استفاده می شوند.
سنج های ارکستری اغلب در کشورهایی چون فرانسه، ونیز و آلمان طراحی می شوند.
درامرهای جاز، از سنج هایی استفاده می کنند که صداهای آوایی تولید می کنند. صداهای مانند: صدای تصادف، صدای دویدن، غیژ غیژ، شلپ شلپ، جیرینگ جیرینگ و ...
سنج ها معمولا از برنز ساخته می شوند و قطر آن ها بین 20 تا 74 سانتیمتر می باشد.
سنج های ترکیه ای که عموما در ارکسترها و گروه ها مورد استفاده قرار می گیرند، نعلبکی شکل هستند و کله ی کروی کوچکی در مرکز آن وجود دارد.
در مقابل آن، سنج های چینی هستند که کله ی صاف و لبه های گسترده دارند.
برداشت آزاد از کتاب physics of music Instrumental
تاريخچه ی سازهای درام(سازهاي پوستی کوبه ای)
تاريخچه ی سازهای درام
سازهای درام تقریبا به قدمت نسل بشر می باشند. به استثنای حنجره انسان، سازهای درام قدیمی ترین ابزار موسیقایی ما هستند.
ابتدایی ترین این سازها احتمالا از قرار گرفتن تکه های چوب و یا سنگ بر روی گودال های زمین ساخته شده اند.بعد از آن این موضوع کشف شد که از تنه ی درختان توخالی، صدای بیشتری می توان تولید کرد(شکل قدیمی درام های چوبی امروزی).
مکانی که اولین درام های پوستی در آنجا ساخته شده اند برای کسی شناخته شده نیست، ولی قدمت بعضی از این سازها به 5000 سال می رسد.
پوست حیوانات و یا ماهی ها را روی تنه ی درختان تو خالی می کشیدند و احتمالا این سازها صرفا با دست نواخته می شدند.
پیشرفت های بعدی منجر به ساخت کاسه ها و پوسته هایی شد که شکل های خاصی داشتند. این کاسه ها و پوسته ها به شیوه های متنوعی ساخته می شدند و این شیوه ها با به کارگیری تنوع در کشش پوسته ها حاصل می شدند.
درام هایی که به این روش ساخته شدند، همچنین درام هاییکه طی مراسم مذهبی و با همان کیفیت موسیقایی به دست آمده بودند، تبدیل به آیین مهمی در فرهنگ های مختلف شدند.
درام های جدید از نظر ارتفاع صوت به دو دسته تقسیم می شوند:
گروه اول حسی قوی را منتقل می کند و دارای محدوده ی زیر و بمی وسیعی هستند. مانند تیمپانی. ولی گروه دوم اینگونه نیستند و بازه صوتی محدودتری دارند، طبل ریز و بسیاری از سازهای درام در این گروه قرار می گیرند، که این سازها اساسا خواستگاه شرقی و افریقایی دارند.
از نظر سستم ارتعاشی، سازهای درام را می توان به سه گروه تقسیم کرد:
دسته ی اول، سازهایی که شامل یک پوسته هستند و این پوسته به یک حفره هوای محصور متصل شده،مانند تیمپانی. دسته ی دوم، آنهای که شامل یک پوسته هستند و این پوسته به یک حفره هوای باز متصل شده، مانند تمبک . دسته ی سوم سازهای که دو پوسته دارند و این دو غشا یک حفره هوا را محصور می کنند، مانند دمام.
روش های دیگری نیز برای دسته بندی این سازها وجود دارد. مثلا، دسته بندی بر اساس اصالت محلی سازها( شرقی، افریقای، امریکای لاتین). و یا دسته بندی طبق نوع اجرای موسیقایی(سمفونیک، مارش های نظامی، جاز، رقص های محلی، گروه های رژه).
ارتعاش پوسته ی درام های فولادی و درام های چوبی شکاف دار، نسبت به آنهایی که از جنس طلا و نقره ساخته می شوند، بسیار بیشتر است.
برداشت آزاد از کتاب physics of music Instrumental
تشبیه ساز ها به رنگها
تشبیه ساز ها به رنگهای مختلف
بیشتر اهنگسازان رمانتیک از نظر رنگ امیزی ساز های ارکستر را به رنگهای گوناگون تشبیه کرده اند:
فلوت: به علت صدای رقیق و شفاف و شاعرانه اش ان را به رنگ ابی اسمانی تشبیه نموده اند.
ابوا: که صدای ان حالتی روستایی و چوپانی دارد به رنگ سبز نسبت می دهند.
کلا رینت : چون هم از صدای خشن هم از صدای ملایم برخوردار استبه رنگ قرمز خرمایی یا قرمز پوست اناری نسبت می دهند.
هورن : شباهتش را به رنگ زرد مسی دانسته اند.
کر انگله : صدای این ساز را که از یک مجلس عزا و غم و غصه بر می خیزد به رنگ بنفش غم الود تشبیه کرده اند.
فامیل ترومپت مثل ترومبون : رنگ قرمز شفاف تا قرمز ارغوانی را بیان می کند.
کرنت : دارای رنگ قرمز می باشد قرمزی شبیه به خون گاو.
توبا (باس) : طنین ان تاریک و غم انگیز و فاقد درخشندگی می باشد رنگ خرمایی سیر را تجسم می کند.
ویولن: را از نظر طنین بسیار غنی و کامل می دانند که برترین ساز و شاه ارکستر نامیده می شود و تقریبا دارای تمام رنگ های موسیقی است.
توضیحی در باره بعضی سازهای گفته شده که کمی نا اشنا هستند:
ابوا (oboe): از دسته سازهای بادی چوبی است که مانند فلوت از سازهای قدیمی است و دارای زبانه مضاعفی از جنس نی می باشد. این ساز در ارکستر نقش سوپرانو لیریک را بر عهده دارد. صدای دل انگیز ویژه ای دارد و نیز دارای قدرت ملودی نوازی خوبی است و اهنگهایی که اجرا می کند جنبه نواهای چوپانی دارد.
کلارینت (clarinet): کلارینت یا قره نی کمی از ابوا بزرگ تر است و قادر به اجرای بیش از سه اکتاو است. این ساز از زمان موتزارت جزو سازهای ارکستر قرار گرفت. کلارینت در سازهای بادی چوبی حالت سوپرانو دراماتیک دارد و دارای زبانه می باشد. از گروه سازهای انتقالی می باشد(( یعنی نتی که برای ان نوشته می شود با صدایی که عملا ایجاد می کند متفاوت است.انتقالی بودن یک ساز یا صرفا به علت سهولت در نت نویسی است و یا به خاطر ان است که از ان ساز اندازه های متفاوتی وجود دارد در نتیجه با یک انگشت گذاری ثابت هر کدام نت های متفاوتی را ایجاد خواهند کرد.))
هورن( horn) : از سازهای مسی میباشد که ایجاد صوت در ان توسط لبهای نوازنده صورت می گیرد. و معنی اسم ان به معنی شاخ می باشد . از نظر رنگ و چگونگی صدا نزدیکترین ساز به سازهای اولیه است. نوعی از ان که امروزه در ارکستر به کار میرود هورن فرانسوی است. هورن از صدای گرفته و گرمی بر خوردار است و از ساز های انتقالی محسوب می شود.
کرانگله( cor anglais) : نوعی ابوا میباشد ولی طول ان بزرگ تر از ان و صدایش یک پنجم بم تر است.از سازهای انتقالی است و صدایش شبیه ابوا و شیرین است. اولین بار توسط واگنر در اپرا گرفته شدو نخستین بار سزار فرانک در سمفونی از ان استفاده کرد.
ترومپت(trumpet): از سازهای بادی برنجی می باشد.و جزو سازهای انتقالی می باشد. ترومپت در زمان جنگ برای علامت دادن به کار می رفته و فانفار های ( فانفار به قطعاتی که برای ارکستر بادی مسی نوشته می شود می گویند) ان همیشه جالب بوده اند.
کرنت(cornet): شبیه ترومپت ولی کوتاه تر و مخروطی تر از ان است.
توبا( tuba) : بم ترین و بزرگترین ساز بادی است. واگنر نقش مهمی در تکامل این ساز دارد به طوری که برای نمایش " حلقه نیبلونگ" توبای مخصوصی را که امروزه به توبای بایروت مشهور است اختراع کرد. توبا ساز بادی مسی پیستون دار است.
این از جزوه های کنکورم بود و منبع را ندارم.
به نظر تون سازهای گروه ما ( دف . دایره . دمام و...) چه رنگی هستن؟ ! ![]()
تاریخچه و شناختی بر ساز سنتور
به طور کلی اولين اثري که از سازهاي شبيه سنتور به دست آمده اثري است از حجاري هاي دوره هاي آشوريان و بابليان در 669 قبل از ميلاد که نشان مي دهد اين ساز را به وسيله بند به گردن مي آويختند.
به دليل قرار داشتن ايران در مسير جاده ابريشم بين شرق و غرب و تغيير دائمي مرزها در شرايط کشورگشايي ها فرهنگها نيز مرتب دستخوش تحول شده و اين تحول آلات موسيقي را بي نصيب نگذاشته است به طوريکه به درستي معلوم نيست سنتور ابتدا در کدام کشور مورد استفاده بوده است ولي مطمئنا ايرانيها قبل ازظهور اسلام با اين ساز آشنا بودند و آن را کونار مي ناميدند.
به اتکا قد مت آثار کشف شده گمان اين است که اين ساز از قلمرو ايران به کشورهای دیگر راه یافته و نامهای مختلفی پیدا کرده است.
سنتور با اندک تفاوتی در شکل ظاهر و با نام های مختلف در شرق و غرب عالم وجود دارد.
اين ساز را در کشور چین یان کین، در اروپای شرقی دالسی مر، در انگلستان باتر فلای ها، در آلمان و اتریش مک پر،در هندوستان سنتور، در کامبوج في و در امريکا زیتر مي نامند که هر کدام داراي وجه تشابهاتي هستند.
ساز سنتور در تعدادي از جمهوری های سابق شوروی مانند ارمنستان و گرجستان نيز رايج هست.
همچنين سنتورهای عراقی –هندي- مصري و ترکي که بعضي از آنها حدود 360 سيم دارند.
عبدالقادر مراغه اي ساز ياطوفان را معرفي کرد که شبيه سنتور امروزي بود با اين تفاوت که براي هر صدا فقط يک تار مي بستند و با جابه جايي خرکها آن را کوک می کردند.
نام سنتور در اشعار منوچهري نيز آمده است:
کبک ناقوس زن و شارک سنتور زن است
فاخته ناي زن و بربط شده تنبور زنان
سنتور سازی کاملا ایراني است که ساخت آن را به ابونصر فارابي نسبت مي دهند که مانند بربط، ساز ديگر ايراني بعدها به خارج برده شد، سنتور سازی جعبه اي به شکل ذوذنقه است که به روي سطح آن دو رديف خرک تعبيه شده و از زوي هر خرک 4 رشته سيم هم کوک عبور داده شده است.
سنتورهاي معمولي داراي 9 خرک مي باشند و وسعت صدايشان اندکي بيشتر از 3 اکتاو است و نوازنده در اجراي دستگاه هاي مختلف موسيقي سنتي کوک ساز را تغيير مي دهد و يا محل خرک ها را پس و پيش مي نمايد.
سنتور يا شاهان تور از جمله سازهاي کاملا شرقي است. شکل سنتور اقتباسي از کشتي است و سيم هاي آن برگرفته از تور ماهيگيري و صدا، صداي برخورد امواج دريا به صخره هاست.
سنتور در زمانهاي گذشته به ابعاد مختلف ساخته مي شد که تا امروز به شکل هاي استاندارد سل کوک و لا کوک درآمده است.
سنتور در طي ساليان و در پي مهاجرتها و رفت و آمدهاي فرهنگي به کشورهاي ديگر برده شد .از آن جهت گروهي بر اين عقيده اند که سازهايي چون ارگ و پيانو که از نظر صدادهي صدایی چون سنتور دارند الگوهايی کامل شده از این سازسنتي ایراني هستند و در طي ساليان و قرون متمادي دوره تکامل خود را پيموده و امروزه خود به سازهاي مستقلي تبديل گشته اند اما برخلاف اين سازها که در مسير تکامل گام برداشته بودند.
ساز سنتور پيشتر با 12 وتر سيم بم و 12 وتر سيم زير ساخته مي شد و سنتور 12 خرکي ناميده مي شد، امروزه سنتور 10 خرک و سنتور 11 خرکي و سنتور لا کوک نيز ساخته مي شود.
سنتور 11 خرک سنتور چپ کوک ناميده مي شود در واقع هر خرکي که به سنتور اضافه مي شود صداي ساز يک پرده بم تر مي گردد.
سنتور 9 خرک رايج ترين نوع سنتور است که سنتور سل کوک ناميده مي شود و نت هاي رديف براساس آن نوشته شده است در سنتور 9 خرک چنانچه براساس کوک تنظیم شود به ترتيب سيم ها از پايين بر مبناي مي-فا- سل کوک مي شوند و مناسب براي گروهي و ارکستر است.
شاز سنتور براي رديف موسيقي سنتي و نيز براي استفاده در ارکستر داراي نقايصي است که براي رفع آنها چندي است دو نوع سنتور يکي کروماتيک با افزايش 7 خرک به خرکهاي معمولي و ديگري سنتور باس با صداي بم ساخته شده است.
معادل نصف عمر تمرين سنتور نوازان به کوک کردن آن مي گذرد چون ضربه هاي مداوم مضراب روي سيم ها و تاثير گذاري رطوبت و حرارت روي چوب و سيم ها کوک را به هم مي زند و 72 سيم بايد مرتب کوک يا هم خوان شود از اين رو سنتور سازي شناخته مي شود که در عين زيبايي بسياري از عوارض طبيعي مي تواند روي صدا و کوک ان تاثير بگذارد و حتي نوازنده هاي باتجربه را براي يک کوک دلخواه ناکام مي گذارد.
نقل شده است که حبيب سماعي نوازنده سرشناس سنتور روزي در مجلسي گفته است که کوک سنتور مرا پير کرده است.
نویسنده: بهمن حجابیان
ساز شناسی
چند وقت پیش توی وبلاگمون بحثی پیرامون سازه ها و نوع تقسیم بندی شان من جمله ساز سنتور پیش آمد.
یکی از موضوعات وبلاگمون هم ساز شناسی.
من کتابی دارم به نام ساز شناسی نوشته پرویز منصوری.
نویسنده در مقدمه کتاب در مورد آن می نویسد: " درباره هر ساز آنچه لازم بوده، البته با رعایت اختصار گفته شد و از این رو درباره هر ساز، غالبا از یک صفحه بیش تر شد است، و نیز کوشش شده که هر ساز، علاوه بر توضیحات متن، تا آنجا که ممکن بود، دارای شکل ساز و تصویر نوازنده آن در حال نواختن باشد."
به نظر من کتاب مختصر ولی بسیار مفید است. آقای پرویز منصوری و تالیفاتش هم که آشنای هر هنر جوی موسیقی می باشد. به همین منظور من فهرست کتاب را در اینجا می آورم تا علاوه بر ارایه تقسیم بندی سازهای از دید یک مولف سرشناس، در صورتیکه درباره ساز خاصی اطلاعات بیشتری نیاز داشتید، به من اطلاع دهید تا تصویر صفحات مربوط به آن ساز را در وبلاگ بگذارم. هر چند که هیچ اشاره به ساز دف در این کتاب نشده، ولی نکات جالب آموزنده و جالب توجه زیادی ( من جمله تقسیم بندی همان ساز سنتور) در این کتاب وجود دارد.
بخش اول/ سازهای ایرانی
الف. سازهای مضرابی 1
تار - سه تار - عود - دوتار - تنبور – رباب - قانون
ب. سازهای مضرابی 2
سنتور
پ.سازهای آرشه ای
کمانچه - قیچک
ت. سازهای بادی
نی - سرنا - کرنا - دوزله/نی - انبان - بالابان
ث. سازهای ضربی
تمبک/تمبک زورخانه - دهل - دایره - نقاره - گورگه
سازهای مورد استفاده در جشن های دو هزار و پانصد ساله
سازهای بادی/ضربی
بخش دوم/سازهای غربی
الف. سازهای آرشه ای
ویولن - ویولن آلتو - ویولن سل - کنترباس
ب. سازهای بادی چینی
فلوت کوچک - فلوت – قره نی (کلارینت) – قره نی باس ( باس کلارینت) – ابوا – کورانگله – فاگوت – کنتر فاگوت – ساکسوفون
پ.سازهای بادی برنجی
ترومپت – کر ( هورن) – ترومبون – توبا
ت. سازهای ضربی ( کوبی )
تیمپانی – طبل بزرگ – طبل کوچک – سنج – مثلث – دایره زنگی – قاشقک – تام تام (گنگ) – گسیلوفون
ث. سازهای دیگر
پیانو – ارگ – هارپ – گیتار – آکوردئون – سازدهنی – ملودیکا – سازهای کودکان
ساز
گفتگو با بهنام سامانی ، طراح ساز جدید اودو- ضربانگ:ساز چهاركاره
هوشنگ سامانی
"بهنام سامانی" یکی از اعضای گروه دستان ، ساز جدید "اودو- ضربانگ" را در آلمان به ثبت رسانده است. به اين بهانه گفت و گويی با وي كرده ايم كه مي خوانيد.
-آقای سامانی !خیلی ساده بفرمایید چرا "اودو"؟
* برای اینکه ریشه اصلی این ساز از یک ساز آفریقایی به همین نام گرفته شده است. زنان در نیجریه از یک کوزه که سوراخی در گلویش ایجاد کرده اند، به منظور ارتباط با ارواح در گذشتگان خود بهره می برند. به این صورت که این کوزه تک سوراخه را به غار برده و در آنجا شروع به نواختن می کنند. فضای آکوستیک غار نیز برای تشدید صدای کوزه به نوازنده خیلی کمک می کند تا حس وحال خوبی بدست آورد. در آنجا به این کوزه "اودو" می گویند و چون به همین نام در دنیای خارج شناخته شده است، نوع تغییر یافته آن را که بنده به کمک شرکت آلمانی "شلاک ورگ" تهیه کرده ام، "اودو- ضربانگ" ناميدم زیرا تفاوت های زیادی با نمونه آفريقايي دارد.
- آیا بهتر نبود از یک واژه مناسب فارسی برای نام گذاری آن استفاده می کردید؟
*عرض کردم این ساز با نام اودو دراروپا و آمریکا شناخته شده است . به طوری که شرکت سازنده آن "شلاک ورگ" نیز قبول نمی کرد نام دیگری برای آن بگذاریم. زیرا در آنصورت برای فروش با مشکل مواجه می شد. یعنی باید ساز جدیدرا با نام جدید در دنیا معرفی می کرد که طبیعتاً زمان زیادی می برد.
- آقای سامانی ! ما سئوالها را به ترتیب از آخر به اول طرح می کنیم!! حال بفرمایید اصولاً اودو چگونه سازی است و چه قابلیت هایی دارد؟
* من هم ناچارم ابتدا پاسخ پرسشی را بدهم که هنوز از من نپرسیده اید!!! در طول بیست سالی که از ایران مهاجرت کرده ام، با نوازندگان کوبه ای دیگر کشورها آشنا شدم. نوازندگانی از آمریکای لاتین، آفریقا، هند و کشورهای عربی که هر یک سازهای کوبه ای منطقه خود را به بهترین شکل می نوازند. من تا حد امکان سازهای کوبه ای دیگر فرهنگ ها را نواخته ام و خیلی هم از آن لذت می برم ولی وقتی فکر می کنم می بینم هر چقدر هم خوب طبلا بزنم، هیچ گاه مثل یک نوازنده هندی نخواهم شد. پس باید سازی را دنبال کنم که تا حد امکان به فرهنگ موسیقی خودمان نزدیک باشد. من علاوه بر تنبک و دف که ساز تخصصی ام هستند ،همیشه دنبال صدایی آشنا و در عین حال جدید می گشتم. از طرفی در حدود 10 سال با یک ساز اودوی آفریقایی که تنها یک سوراخ داشت و بیشتر شبیه تخم مرغ بود، کار کردم. در طول چهار پنج سال اخیر مدام فکر می کردم که آیا می شود ازاین کوزه ساده صداهای دیگری هم تولید کرد و به این ترتیب به ذهنم رسید یک قطعه پوست به بدنه کوزه یا همان اودو اضافه کنم تا حالتی شبیه به تنبک خودمان داشته باشد. کم کم فکر کردم اگر یک سوراخ دیگر یا به قول دوست افغانی ام حکیم لودین، یک غار دیگر به آن اضافه کنم، با صدای متنوع تری روبرو خواهم شد. یعنی وقتی هر دو سوراخ باز باشند، یک صدا می شنویم، وقتی یکی از آنها را با دست بگیریم، صدای دیگری تولیدمی شود و اگر هر دو سوراخ را بگیریم صدای سوم تولید خواهد شد. در ضمن همزمان با اینکارها می توان با نواخت بر روی پوست، صداهای جالبی ایجاد کرد.
این تغییرات را خودتان شخصاً اعمال کردید؟
* خیر در آلمان شرکت های سازنده آلات موسیقی معمولاً این کارها را می پذیرند. یعنی اگر مطمئن باشد طرح پیشنهادی، آینده قابل قبولی دارد، در آن سرمایه گذاری می کنند. من وقتی طرح "اودو-ضربانگ" را به شرکت "شلاک ورگ" دادم ابتدا نپذیرفتند. بعد از طریق دوست خوبم، حکیم لودین که یکی از سرشناس ترین نوازندگان سازهای کوبه ای در اروپاست، توانستم مدیران شرکت را متقاعد کنم تا در خصوص طراحی و ساخت "اودو- ضربانگ" سرمایه گذاری کنند. نکته جالب توجه اینکه وقتی نمونه اولیه ساخته شد، آنها از من خواستند تا کیفیت نمونه را ارزیابی کنم و چون مورد تایید من قرار نگرفت ، ساز را همانجا شکستند. آنها می گفتند تا زمانی که نمونه ساخته شده مورد تایید طراح و نوازنده ساز قرار نگیرد، اجازه خروج ساز از کارخانه را صادر نخواهد کرد، زیرا مایل نیستند کالای بی کیفیت به نام شرکت "شلاک ورگ" بیرون بیاید.
- الان چند ساز را در یک ساز جمع کرده اید؟
*اردو- ضربانگ در حال حاضر تلفیقی از چهار ساز مختلف است . یکی صدای روی پوست که یادآور تمپوی عربی است. دوم صدای یک ساز کوبه ای هند به نام کنجیره، سوم صدای تنبک ایرانی و چهارم همان صدای اصلی اودو که از آفریقا آمده است.
- با توجه به اینکه هر یک از سازهای نام برده، تکنیک نوازندگی خاص خود را می طلبد، بفرمایید تکلیف نوازنده "اودو- ضربانگ" چیست؟
* صحبت شرکت سازنده نیز همین بود که این ساز چگونه نواخته می شود. وقتی من يك مقدار برایشان نواختم، آنها علاقه مندی بیشتری نشان دادند تا کار به انجام برسد. به هرحال کسانی می توانند به نحو شایسته ای بااین ساز کار کنند که به نوازندگی چند ساز تسلط داشته باشند. یعنی همان سازهایی که نام بردم، تمپوی عربی، تنبک ایرانی، کنجیره هندی و اودوی آفریقایی. با این وجود من قصد دارم در آینده نزدیک یک دستور آموزشی برای آن چاپ کنم.
- آیا تاکنون ضبط حرفه ای و کاربردی با "اودو- ضربانگ" داشته اید؟
* بله، در کنسرت سال گذشته گروه دستان با خانم پریسا، از این ساز هم استفاده کرده ام. CD کار در اروپا منتشر شده است ولی متاسفانه در ایران قابل انتشار نیست. علاوه بر این، در ضبط یک کار محلی بختیاری به نام "مرزنگ" مشارکت داشتم که در آنجا هم از "اودو-ضربانگ" استفاده شده است. خوشبختانه این اثر، اوايل تابستان به بازار می آید و هموطنان می توانند با بخشی از قابلیتهای "اودو- ضربانگ" آشنا شوند. از طرفي، تيرماه امسال قرار است به اتفاق گروه دستان در كاخ نياوران كنسرتي بدهيم و من قصد دارم آنجا از اودو-ضربانگ استفاده كنم.
منبع : هنر و موسیقی
سازشناسی(رباب)
رباب :

شکل ظاهری : رباب از 4 قسمت ، شکم ، سینه ، دسته و سر تشکیل شده است.
شکم در واقع جعبه ای به شکل خربزه است که بر سطح جلویی آن پوست کشیده شده و خرکی کوتاه روی پوست قرار گرفته است. سينه نيزجعبه ای مثلث شکل است که سطح جلویی آن ، تا اندازه ای گرده ماهی و از جنس چوب است . در سطح جانبی سینه (سطحی که هنگام نواختن بالا قرار می گیرد) ، هفت گوشی تعبیه شده که سیم های تقویت کننده صدای ساز به دور آن ها پیچیده می شوند. بر سطح جانبی دیگر (سطح پاینی) ، پنجره ای دایره ای شکل ساخته شده است. دسته ساز نسبتا کوتاه است و بر روی آن ، حدود ده " دستان " بسته می شود و بالاخره در سر ساز ، مانند تار ، جعبه گوشی ها قرار گرفته و در سطوح بالایی و پایینی این جعبه ، هر یک سه گوشی تعبیه شده است ، سطح جانبی جعبه گوشی ها کمی به طرف عقب ادامه یافته است.
تعداد سیم های رباب شش یا سه سیم جفتی است که سیم های جفت با یکدیگر هم صوت کوک می شوند.
سیم های رباب در قدیم از روده ساخته می شده ، در حالیکه امروز آنها را از نخ نایلون می سازند و سیم بم روی نایلون روکشی فلزی دارد.
مضراب رباب امروزی مانند مضراب عود از پر مرغ ساخته شده است.
رباب ، اساسا محلی است و بیشتر در نواحی خراسان و مرز افغانستان معمول است.

منبع : کتاب سازشناسی/ پرویز منصوری
سازهای کوبه ای
سازهای کوبه ای از قدیمی ترین سازهایی هستند که از هزاران سال پیش تمدن بشری از آنها استفاده میکرده است. اولین استفاده بشر از سازهای کوبه ای برای برقراری ارتباط راه دور بوده و بتدریج برای مراسم شادی، عزا، تشریفات مذهبی و ... از آنها استفاده شده است.

اصطلاح سازهای کوبه ای یا Percussion از ریشه Percutere لاتین به معنی to strike (ضربه زدن) است. اما در مجموع به تمامی سازهای که بوسیله ضربه زدن، تکان دادن و یا کشیدن با دست یا وسیله ای شبیه چکش، صوت تولید میکنند ساز کوبه ای گفته میشود.
گروهی از آنها که صوت خاصی را تولید نمیکنند بعنوان المانهای تولید کننده ریتم و تزئین در تنظیم و ارکستراسیون کاربرد بسیار دارند. انواع دیگر آنها که نت خاصی تولید میکنند برای نواختن ملودی بکار میروند.
سازهای کوبه ای با ارتفاع صوتی نا مشخص جزو جدایی ناپذیر ارکسترهای بزرگ جهان هستند و اگر کارهای بزرگ ارکسترال را دیده باشید حتما" در قسمت انتهایی نوازنده های سازهای بادی را مشاهده کردید که چگونه یک تنه در دادن ریتم به موسیقی یا تاکید برملودی سایر سازها نقش ایفا میکنند.
عنصر تولید کننده صوت در این سازها یک غشای پوسته ای کشیده شده یا صفحه ها و میله های فلزی یا چوبی و ... است که بوسیله مرتعش شدن تولید صوت میکنند.
سازهای کوبه ایی در انواع سبکهای کلاسیک و ارکسترال به هنگام به اوج رسیدن موسیقی کاربرد بسیار دارند و شور و هیجان موسیقی را بیشتر میکنند.
آنچه بطور قطع مشخص است اینکه از اواخر قرن نوزدهم با روی کار آمدن موسیقی Jazz و بعدها Rock و ... استفاده از سازهای کوبه ای به مراتب نسبت به قبل رواج بیشتری پیدا کرد. بطوریکه امروزه عنصر جدایی ناپذیر از کارهای کوچک و بزرگ موسیقی بشمار می آیند.
از سازهایی که نت مشخصی دارند میتوان به Timpani اشاره کرد که در ارکسترهای بزرگ بسیار کاربرد داره مثلا" هکتور برلیوز آهنگساز بزرگ فرانسوی در یکی از کارهاش از شانزده Timpani استفاده کرده است.
شاید جالب باشد که بدانید Naqara (همان ناقره خودمان) در واقع یک نوع Timpani است که در خاورمیانه استفاده میشده است.
هندی ها ساز بسیار خوش صدایی بنام Tabla دارند که حتما" صدای آنرا شنیده اید. این ساز هم کوک میشود و به قولی pitched است.
از دیگر سازهایی که بصورت واضح نت مشخص تولید میکنند و در این گروه قراردارند میتوان به Xylophones و سازهای مشابه آن در سایر کشورها مثل Marimba در آمریکای لاتین نام برد. این سازها از قدیم الایام در موسیقی Jazz کاربرد بسیار داشته و دارند.
اما از معروفترین سازهایی که نت مشخص تولید نمیکنند، باید به آنچه که امروزه Drum معروف است اشاره کرد که خود انواع مختلف دارد مانند bass یا snare. جالب است که بدانید در موسیقی آمریکای لاتین از نوعی drum استفاده میشود که درون آن پر از آب است!
تعداد سازها در این قسمت بسیار زیاد و متنوع است مثل انواع Cymbals (همان سنج) ، Triangle (مثلث) و ...
تقسیم بندی سازهای ضربه ای و کوبه ای از نظر ملیت:
سازهای ضربه ای پوستی و کوبه ای پوستی و بدون پوست با ملیت غیر ایرانی:
1_ طبلا 2_ تیمپانی 3_ تمپو 4_ جاز 5_ قاشقک 6_ سایدرام 7_ ناقوس (بلز).
سازهای ضربه ای پوستی و کوبه ای پوستی و بدون پوست با ملیت ایرانی:
1_ دف 8_ تنبوره 15_پیپه 22_ تبیره 29_ دمن
2_ تمبک 9_ خم 16_ بشقابک 23_ دبدبه 30_ تیمبک
3_ دایره 10_ آینه پیل 17_ شندف 24_ جلجل 31_ کومه
4_ نقاره 11_ دمام 18_ جرس 25_ جام 32_ مندل
5_ دایره زنگی 12_ غوغا 19_ درای 26_ طبل غازی 33_ سنکه
6_ دهل 13_ تمبوک 20_ زنگ 27_ طبلک 34_ تاس
7_ گورگه 14_ کسر 21_ چغانه 28_ طبل آویز
منبع سایت :
تاریخچهٔ بربط
بَربَط یا عود سازی زهی است که در خاورمیانه و کشورهای عربی رایج است و از قدیمیترین سازهای شرقی و ایرانی به شمار میرود.این ساز در حقیقت نوعی سمبل تاریخی برای سازهای ایرانی است.
تاریخچهٔ بربط
از آنجا پیشینهٔ این ساز به ۱۹۷۰ سال پیش از میلاد مسیح بازمیگردد، میتوان آن را از اصیلترین آلات موسیقی ایران زمین به شمار آورد. آثار باستانی بین النهرین متعلق به هزارهٔ دوم قبل از میلاد، تصویر مردی ایستاده را نشان میدهد که به نواختن بربط مشغول است.
در حقیقت سومریهای باستان اولین قومی هستند که در آثار به جای مانده از آنها ردپایی از این ساز در دیده میشود. ساز عود در ایران پیش از اسلام به نام بربط شناخته میشد و پس از سومریها و در دوران هخامنشیان رواج داشته است. این ساز در عهد ساسانی بیش از همه ادوار متداول بوده است.
گویا در اوایل اسلام به کشورهای عربی راه یافته و جانشین سازی به نام «مزهر» شده است. بر پایهٔ بعضی از اسناد «ابن سریح ایرانی نژاد» نخستین کسی است که در عربستان و در قرن اول هجری عود فارسی یا بربط را نواخته و نوازندگی آن را آموزش دادهاست. الاغانی میگوید:آشنایی او با عود از آنجا شروع شد که «عبدالله ابن زبیر» جمعی از ایرانیان را به مکه دعوت کرده بود تا خانهٔ کعبه را تعمیر کنند. دیوارگران ایرانی عود میزدند و اهل مکه از ساز و موسیقی ایشان لذت میبرند و آن را تحسین میکردند، ابن سریح پس به عود زدن پرداخت و در این صنعت سرآمد هنرمندان زمان گشت.
و اما عود
چون سطح ساز بربط از چوب پوشیده شده بود، اعراب آن را عود نامیدند.(العود در زبان عربی به معنای چوب است)
بربط امروزه نقش بسیار کمتری در موسیقی ایرانی دارد. عود عربی بر خلاف بربط ایرانی از اصلیترین سازهای موسیقی عربی است. این ساز پس از اینکه به اروپا برده شد، نام لوت بر آن نهادند. ابن خلدون در قرن ۸ هجری قمری آن را به ترکههای چوبینی که انعطافپذیر است معنی نموده.
اصولا بربط یا همان عود در اندازههای مختلف ساخته میشود که اندازه متداول و معمول همان عودهای ساخت ایران است. نمونههای ساخت کشورهای عربی دارای کاسهای بزرگ و عودهای ترکیه کوچک و عودهای ایرانی متوسط است.
انواع بربط
در قدیم بربط را دو نوع به حساب میآوردند: یکی بربط با کاسهٔ بزرگ و دستهٔ کوتاه و دیگر با کاسهٔ کوچک اما دستهٔ بزرگ. امروز به اشتباه ساز دسته بلند را بربط و ساز دسته کوچک را عود مینامند. در حالی که اینگونه نیست و براساس تحقیقاتی که انجام شده توسط استاد سیگارچی هر دو عود یا همان بربط هستند و از یک ساختمان صدایی برخوردارند.
منبع سایت:
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد.
سنتور

سنتور
بدون تردید, سنتور یکی از کهن ترین سازهای ایرانی است که حتی برخی ابداع آن را به فارابی نسبت می دهند. شاید این روایت, چندان صحت نداشته باشد, ولی همینکه نام این ساز بارها و بارها در کتب قدیمی , در اشعار قدما و همینطور تصویر آن نیز در حجاریهای شوش دیده می شود, نشان از قدمت طولانی این ساز است.

روی هر خرک 4 سیم قرار می گیرد که دقیقا باید یکصدا کوک شوند زیرا همگی بیانگر نت واحدی هستند. کوک کردن سنتور, با چرخاندن «گوشی ها» (پیچهایی که در سمت راست سنتور قرار دارند), بوسیله آچار مخصوص انجام می شود. اگر حتی صدای یکی از 4 سیمی که بر روی یک خرک قرار دارند, کمی با بقیه سیمها متفاوت باشد, صدای آن نت کاملا اشتباه می شود (اصطلاحا صدا خارج می شود). به همین دلیل است که کوک کردن سنتور, امری بسیار دشوار و زمانبر است.
محدودیت سنتور بر می گردد به کوک آن. به طور مثال نوازنده برای نوازندگی در گوشه حصار در ادامه دستگاه چهارگاه (از ردیف ملی), کمی با مشکل روبرو می شود و برای اینکار باید کوک یکی از نت ها را کمی تغییر دهد. (یا در مواقعی این چنین, نوازنده مجبور است خرکها را جلو و عقب ببرد که این باعث عدم توازن بین سیمهای سفید و پشت خرک می شود) بدلیل رفع این مشکل, چند سالی است که به پیشنهاد حسین دهلوی, «سنتورهای کروماتیک» ساخته شده است. سنتورهای کروماتیک دارای همان میدان صدای سنتورهای معمولی هستند ولی با خرکهای بیشتر (30خرک) و همینطور دارا بودن تمامی اصوات کروماتیک, که کاربرد آنها بیشتر در ارکسترهاست.به منظور تکمیل فواصل کروماتیک بین اصوات و نیز به قصد تأمین اصوات بم، در حدود بیست سال اخیر دو نوع سنتور با تعداد زیادتر خرک ساخته شدهاند. سنتور کروماتیک با همان میدان صدای سنتور معمولی ولی دارای خرکها و اصوات کروماتیک بیشتر است. میدان صدای سنتور کروماتیک بم یک فاصله پنجم بمتر از سنتور کروماتیک است و وسعت آن سه اکتاو و نیم است. در دو نوع سنتور کروماتیک، هر صوت توسط سه رشته سیم همکوک حاصل میشود. به عبارت دیگر روی هر خرک سه سیم تکیه کرده است. از هر دو سنتور کروماتیک و کروماتیک بم در حال حاضر تنها استفادههای همنوازی میشود.
سنتور سازی است که اگر نوازنده بر آن مسلط شود, می تواند بوسیله آن آثار زیبا و ماندگاری خلق کند. این ساز به خوبی قابلیت تکنوازی و همنوازی را دارا می باشد.پیانو :
این ساز در سیر تحول سازهای زهی و اصولا در زمان پیدایش موسیقی با قدمت شش هزار ساله، اولین بار توسط شخصی به نام بارتولمئو کریستوفوری یکی از اساتید مشهور سازنده کلاوسن، سازی که به عنوان پدر پیانو شناخته می شود و صدایی مانند سنتور دارد.
در سال 1790 میلادی در شهر فلورانس ایتالیا ساخته شد. قبل از اختراع پیانو سازی قدیمیتر به نام «هارپسیکورد» (Harpsichord) بود. تفاوت عمده و مهمی که پیانو با سازهای مشابه قبل از خودش داشت آن بود که در سازهای مشابه قبلی، شدت صدای حاصل از فشردهشدن یک کلاویه، مستقل از شدت ضربهٔ واردشده بر کلید پیانو، مقداری ثابت بود، اما در پیانو نوازنده قادر بود با ملایم ضربهزدن به کلیدها صدایی نرمتر ایجاد کند، یا با ضربات محکمتر صدایی درشتتر با پیانو تولید کند. همین ویژگی باعث شد که به سرعت پیانو مورد توجه آهنگسازان قرن هجدهم میلادی قرار بگیرد. این استاد بزرگ به فکر افتاد که نواقص کلاوسن را با تبدیل مضرابهای مختلف که با فشار شسصتی ها از زیر به سیم های ساز برخورد می کرد و تعویض به چکش رفع نماید. اختراع او در دنیای موسیقی اهمیت فراوان یافت. کریستوفوری احتمالا خود نیز نمی دانست چه تحول عظیمی در جهان موسیقی به وجود خواهد آورد.کار مهم او این بود که از چکش های نمد پوش استفاده کرد. به علاوه اهرم جدیدی ساخت که چکش بتواند پس از ضربه روی سیم به سرعت برگردد. با این ابداع کلاوسن دگرگون شد و صدایی تازه در موسیقی به وجود آمد. به همین علت کریستوفوری برای معرفی ساز جدید نام نسبتا طولانی زیر را به کار برد.
یعنی کلاوسن با صدای آهسته و بلند این نامگذاری لازم بود تا وجه تمایز پیانو را با کلاوسن نشان دهد.
پیانوهای اولیه ابعاد بزرگ، و شکل خاصی داشتند. آنچه که در اصطلاح به آن پیانوی بزرگ گفته میشود (و در ایران با نام نادرست پیانورویال شناخته میشود) غالباً بیش از دو متر طول دارد و دارای در بزرگیاست که برای هرچهبهترشدن صدای پیانو، معمولاً در هنگام نواختن ساز این در را در وضعیت نیمهباز توسط پایهٔ کوچکی ثابت میکنند. انواع دیگر پیانو با نامهای پیانوی ایستاده یا دیواری (Stand یا Upright) پیانوی چهارگوش (Square) و غیره، ابعاد کوچکتری دارند و برای مصارف خانگی یا در اماکن عمومی طراحی شدهاند.
1. پیانو دیواری
در این ساز سیم های پیانو به صورت عمودی قرار گرفته و اهرم ها از طریق فشار بر روی شستی ها با زاویه 35 درجه چکش ها را به طرف سیم برده و بعد از ضربه زدن به سرعت بر می گرداند.
2. پیانو رویال:
در این ساز سیم های پیانو به صورت افقی قرار گرفته و اهرم ها از طریق فشار بر روی شستیها با زاویه 35 درجه چکش را به طرف سیم به بالا پرتاب می کند و با سرعت زیاد به سیم ها ی افقی ضربه می زند، نظر به اینکه هر چه طول سیمها بیشتر باشد صدای پیانو مطلوبتر می شود. پیانو های دیواری نظر به محدودیت ارتفاع حداکثر تا ارتفاع 135 سانتی متر ساخته شده استو در پیانوی رویال نظر به اینکه در سطح محدودیتی ندارد هم اکنون پیانوهایی تا طول 308 سانتی متر نیز ساخته شده است.
3 _پیانو لا:
در سالهای دهه 1860 میلادی پیانوهایی ساخته شده بود که بدون نوازنده آهنگ می نواخت و نیازی به نوازنده نداشت. تنها به وسیله پدالهای دوگانه و با فشار دادن روی هر پدال کارتهای سوراخ شده مخصوص به ترتیب به محل مکانیزم پیانو وارد شده و شستی های مورد نظر را حرکت می دادند که چکش های مربوطه به سیم ها اصابت کرده و آهنگهای از پیش تعیین شده را اجرا می کرد.
وسعت صدای پیانو عبارت است از هفت اکتاو یا بیشتر.
به علت بزرگی وسعت صدای پیانو نت نویسی آن بر روی دو حامل صورت می گیرد که معمولا حامل زیرین برای اجرا با دست چپ و حامل بالایی برای اجرا با دست راست اختصاص یافته است.
البته پیانوهای بسیار زیادی در گذشته رایج بودهاند. برای مثال پیانوهای گنجهای، صرافی، میزی، میز منشی، دوطبقه و انواع دیگر. ولی امروزه دیگر آنها رواج ندارند و از پیانوهای پیشرفته تر استفاده میشود.

باتوجه به نظرات فراوان که در باره مبدا پیدایش آلات موسیقی در جهان . پذیرفته شده است . این عقیده پیش از همه مورد تایید است که قدیمی ترین و اساسی ترین نمونه آلات موسیقی . سازهای ضربه ای هستند مطابق نطریه های متفاوت پیرامون تاریخچه دف و نیز تحقیقات وسیقی که در این زمنیه به عمل آمده است می توان به بیان کهن حضرت داوود در کتاب مقدس زبور اشاره کرد که فرموده اند که (او را به دف و رقص تسبیح بخوانید)این گفته حاکی از آن است که در زمانهای بسیار دور دف جایگاه و منزلت و یژه ای در آیین های سنتی . مذهبی . عرفانی . دراویشی و همچنین بزمی و رزمی در جهت نوروز و تحویل سال پارسیان در دوران شاهنشاهی ساسانیان توام با نوای دف بوده است. دف در ایران ساسانی همراه با سرودهای خسروانی و بطور گروه نوازی مورد استفاده قرار می گرفته است.
تاثیرات مقتضیات زمان و مکان و تقییر و تحولات سرزمینهارا در اشکال دف نمی توان نادیده گرفت . برخی قبایل نامهاو عناوین های متناسب با تمدن .فرهنگ . آیین و زبان آن زمان خود .بردف می نهادند.در نگاهی به ریشه این کلمه می توان دریافت که ریشه لغوی دف در آغاز (دوب)بوده است .
(دوب) در زبان سومری به معنای لوح و خط به کاررفته سات و بعدها به علت مقتضیات زمان در دوره ای دیگر وارد زبان آکدی شده و به (دوپو) یا توپو تغییر نام یافته است این کلمه بعدها در اثر تردد اعراب بادیه نشینبه سرزمین پارسیان عینا در مکتوبات عرب انتشار یافت و به نام دف مشهور شد.
بعدها در تاریخ اسلام در زمان هجرت حضرت محمد (ص) به شهر مدینه . مردان و زنان عرب با نوای دف به استقبا حضرت رسول آمدند پس از طی شدن دوره آغازین اسلام به تدریج دف جنبه مذهبی و آیین یخود را از دست داد و استفاده های عامیانه تری یافت و به تدریج جای خود را به سازهای دیگر همچون دایره . تنبکم و یا به قول اعراب ضرب داد .
لیکن پس از مدتی با بوجود آمدن تصوف اسلامی دف نوازی مجددا رایج شده و در محافل عرفانی به رشد و نموی نوین پرداخت که تا دهها های اخیر دارای روندی کند و لیکن بسیار پربار و گرانبها بود. د رحال حاضر در کشورهای آسیایمیانه و شرقی مثل اندونزی. مالزی و سنگاپور نوعی ساز با ساختمان مشابه دف امروزی یافت می شود که در محافل . عبادتگاهها. معابد و غیره مورد استفاده قرار می گیرد.
هنری جورج فارس در تاریخ موسیقی مغرب زمین می نویسد : نخستین خواننده مرد حرفه ای اسلام در خوانندگی برای همراهی خود جز از دف از هیچ ساز دیگری استفاده نمی کرد.
الغیض ( به معنی خوشخوان)که نامش در زمره چهار خواننده بزرگ عرب آورده شده است آواز خودش رابا دف همراهی می کرد.در نقشهای حکاکی شده در خرابه های نینوا پایتخت کشور باستانی آشوردر بین نوازندگان . نوازنده ای در حال نواختن نوعی ساز کوبه ای دایره شکل که تناسب بسیار زیادی به ساز دف امروزی دارد می باشد. این نقش بیانگر رواجدف نوازی در امپراطوری آشور که خود زمانی مستعمره امپراطوری بابل بود دارد .
دف امروزه در ایران جایگاه ویژه ای دارد ایرانیان دف را در شادی ها . جشن های بزرگ خود مانند نوروز می نواختند امروزه نیز بسیاری از اقوام ایرانی مراسم سنتی . آیینی . مذهبی . عرفانی و محلی خود را با نوای دف و گاهی به همراه چند ساز دیگر مانند نی و تنبور همراهی می کنند.و بلاخره دف به وسیله مسلمانان به اسپانیا در اروپا را یافت.
ای دف زن دف بر دست دف زن که شوم سرمست
ایقاع کن آهنگی تا شور سماعم هست
تصوف بالاترین فلسفه ای است که تاکنون د راندیشه آدمی نقش بسته است و با لاترین افتخار نسل ایرانی این است که این فلسفه را با هنر به اوج کمال خود رسانیده و عالی ترین نتیجه اجتماعی . اخلاقی. و انسانی را از آن گرفته است. ( استاد سعید نفیسی)
استاد عبد الرحمن بدوی درباره سماع می نویسد : نخستین حلقه سماع را علی تنوفی یکی از یاران سری سقطی متوفی ۲۵۳ هجری در بغداد بر پا کرد. اعراب اصولا از دف برای تثبت ضربه های تقطیع در وزن شعر استفاده می کردند . بنابر این شاید بتوان گفت ابتدا دف بدین وسیله به محافل صوفیانه وارد گردیدو بعدها در مساله سماع. بوط جدی مورد استقبال و توجه صوفیان قرار گرفت. مولانا در این ارتباط می گوید:
مست شدند عارفان . مطرب معرفت بیا زود بگو رباعیی. پیش در آ بگیر دف
نظامی گنجوی در خصوص تشبیه دف به ساغر و گلاب دان می گوید:
یکی بر جای ساغر دف گرفته یکی گلاب دان بر کف گرفته
حافظ حکایت کننده ای از اسرار عشق:
حدیث عشق که از حرف و صوت مستغنی است به ناله دف و نی در خروش و و لوله بود
مولانا می فرماید: میا بی دف به گور من زیارت که در بزم خدا غمگین نشاید
امید است همواره اسلوب انسانیت . خدمت به مردم . پویایی توام با اخلاق . در نهاد هر هنرمندی شعله بر تابد.
منوچهر محمدی
ساز شناسی(سه تار)
تاریخچه ی سه تار:

سه تار از خانواده ی تنبور می باشد. بدليل صدای ظريف و طنين اندازش، که نتيجه ی در نظر گيری ممنوعيت موسيقی در دوران گذشته در ساخت آن ميباشد، سه تار ساز مورد علاقه ی عرفا و اهل تصوف بوده است. در عصر ناصری (۱۲۲۹ـ۱۲۷۷ه.ش.)، میرزا عبدالله ، فرزند آقا علی اکبر خان فراهانی و جمع آورنده و تشکيل دهنده ی «رديف» موسيقی ايرانی، ازنخستين کسانی بود که سه تار را، مانند تار، يکی از سازهای پايه ی اين موسيقی دانست و خود او نيز علاوه بر تار، نوازنده ی سه تار چيره دستی بود.
پس از او، درويش خان و ابوالحسن صبا، از جمله استادانی بودند که در بالا بردن آشنايی عام با سه تار و ادامه ی مکتب میرزا عبدالله آثار بسيار با ارزشی را به جای گذاشتند. اما تا اواسط قرن چهارده ه.ش. سه تار هنوز جايگاه خود را به عنوان ساز پايه نيافته بود ودر اکثر اوقات ساز دوم نوازندگان به شمار می رفت.

با به وجود آمدن راديو و پخش مرتب اجراهای استادان موسيقی ايرانی از اين طريق، دسترسی مردم به اين هنر آسان تر شد و حضور احمد عبادی فرزند میرزا عبدالله و از اولين استادانی که سه تار را ساز اصلی خود به شمار می بردند، در برنامه های راديو، اين ساز را در بين مردم محبوب ساخت.
شکل ظاهری و اجزای سه تار:
کاسه :
شکل ظاهری آن مانند تار است، با این تفاوت که شکم آن یک قسمتی، گلابی شکل و کوچکتر است، سطح رویی آن نیز چوبی است و برای انعکاس صوت سوراخ هایی روی آن به وجود مي آورند. کاسه سه تار از 26 تا30 سانتی متر، عرض کاسه به تناسب بین 12 تا 16 سانتی متر مکعب است. و از چوب درخت توت ساخته شده مي شود.
خرک :
خرک سه تار کوچکتر از خرک تار است.
دسته :
دسته آن نیز از دسته تار نازکتر است، و طول دسته 40 تا 48 سانتی متر می باشد
گوشی :
سه تار فاقد جعبه گوشی است و گوشی های چهارگانه آن دو عدد در سطح جلویی انتهای دسته(سرساز) و دوتای دیگر در سطح جانبی چپ ( در هنگام نواختن در سطح بالایی) کار گذاشته شده اند.
سیم ها :
سه تار در حال حاضر دارای 4 سیم است. سیم اول سفید است و حاد نامیده مي شود، موسوم به سیم دو و جنس آن از فولاد است.سیم دوم زرد و به نام سیم سل است،سیم سوم موسوم به سیم زیر که با سیم سفید بسته می شود. سیم چهارم زرد و زنگ یا مشتاق نامیده می شود و جنس آن از فولاد است.این سیم را میرزا محمد تربتی خراسانی ملقب به مشتاق علی اضافه کرده است و به همین دلیل این سیم را مشتاق مي نامند.سیم چهارم مانند سیم دوم زرد ولی اندکی ضخیم تر است.
معمولا برای کوک سه تار، سیم اول دو، سیم دوم سل و سیم سوم دو، کوک مي شود.
پرده ها :
پرده های معمولی که روی تار و سه تار (و سازهای محلی مثل تنبور و گاهی دوتار) بسته می شوند، روده گوسفند هستند. نوع دیگری از پرده که بعد از روده گوسفند زیاد مورد استفاده قرار می گیرد "کات کوت" یا "کت کوت" است. این پرده از روده گربه یا خرگوش تهیه می شود. کت کوت بخاطر مقاومت زیاد و صیقلی بودن سطح آن (که باعث سهولت اجرای ویبراسیون می شود) مورد توجه اکثر نوازندگان حرفه ای تار و سه تار است. کت کوت بطور متوسط تا دوبرابر عمر پرده های گوسفندی پایداری می کند. از دیگر محاسن کت کوت سهولت در تغییر جای آن روی دسته هنگام استفاده از نتهای متغییر است.
نحوه نواختن :
سه تار با ناخن انگشت اشاره ( و گاه توام با ناخن انگشت وسطای)دست راست نواخته می شود. به عبارت دیگر مضراب سه تار در واقع ناخن انگشتان نوازنده است.
صدای سه تار پس از تحقیق و کوشش آقای احمد عبادی و افزایش فاصله سیم های روی صفحه کاسه صوتی به صدای دل انگیزی تبدیل شده است که با گذشته قابل قیاس نیست.

