به بهانه ی تولد استاد محمدرضا شجریان، این مطلبو که ازش خوشم اومد از سایت یک پزشک کپی کردم.

ای خنیاگر «همایون مثنوی»های دلتنگی که «نو»ی شورانگیز آوازت «آرام جان» «خلوت گزیدگان» است.

ای نغمهگر «بیداد»های روزگار که «چشمه نوش» ساز صدایت «آهنگ وفا»ی بیدلان است، ای «دستان» شیرین لهجه که از «دولت عشق» تحریرهای دل نشینت «راز دل» به «آستان جانان» میبرد و «در خیال» «چهره به چهره» حقیقت مینشاند.

ای ترنم دلربای باران در «شب ،سکوت و کویر» که شاه بیت غزلهایت «جان عشاق» را به «یاد ایام» دلنوازی دوست زنده می کند. در «شب وصل» که شور و «ماهور»ت «سرعشق» باز می‌گوید ، از سوی «دل مجنون» «دود عود» برمیخیزد و هر سر اندازی که در پی گشودن «معمای هستی» است، «رسوای دل» می کند.

ای مطرب ساز عاشقان، این روزها که «دل شدگان» «زیر گنبد مینا» در انتظار «پیام نسیم» مهرورزی‌اند، و «جان جان» دلدادگان، چشم به راه «سرو چمان» بهار بهروزی است، مگو که «زمستان است» ، نغمهای سر کن از «انتظار دل» تا با رشته «پیوند مهر» به «سپیده» آرزوها چشم بگشایم و همنوا با حنجره آتشین تو محبوب را بخوانیم که «بی تو به سر نمی‌شود» و باقی را «عشق داند».