کنسرت استاد علیزاده
اما کنسرت.....

طبق معمول تمامی کنسرتها این برنامه هم به دلیل تأخیر ورود برخی مردم حدود ۴۵ دقیقه دیر شروع شد. بخش اول در حدود ۳۰ دقیقه همنوازی تار و تمبک بود که هماهمنگی و درک متقابل علیزاده و خلج جالب بود.

البته صداهای مزاحم هواسازهای سالن و صدابرداری نامطلوب کمی آزاردهنده بود. بخش اول خیلی زود تمام شد تا انتظار تماشاگران برای دیدن کار گروهی نوازندگان دیر نیانجامد.
با ورود نوازندگان مشخص شد که یکی از نوازندگان کمانچه تغییر کرده که هیچ اصلاحیه ای در بروشور دیده نمیشد.

نکته جالب انتخاب ساز شورانگیز توسط علیزاده بود که صدایی بیشتر شبیه سه تار ولی با حجم بیشتر داشت.

به طور کلی هماهنگی اعضای گروه خوب بود و گویای تمرین جدی و مدت دار آنها بود. اعضای گروه بیشتر جوان بودند که توانایی خوبی هم از خود نشان دادند. استفاده بارز از رباب با نوازندگی نیما علیزاده که تا به حال کمتر مورد توجه قرار گرفته بود خیلی جالب بود . در اجرای قطعات به ریتم توجه ویژه ای شده بود و قطعات در ریتمهای مختلفی( ۴/۲و ۸/۷ و ۸/۱۲ (۳+۳ +۲+٬۲+۲)و ۸/۱۵ .۴/۶) اجرا شد. عدم استفاده از دف به صورت صحیح از سوی آهنگسازی که به ریتم توجه دارد کماکان عجیب به نظر می آید. در قطعه اول بخش دوم خلج دف زد که پوست افتاده دف صدای فالشی ایجاد می کرد که خیلی آزاردهنده بود. استفاده دائم و یکنواخت از ترکیب نا موزون کوزه و دمام باز هم در این برنامه دیده شد که به هیچ وجه نمی تواند ترکیب کوبه ای مطللوبی باشد. استفاده از علی صمدپور که نوازنده تار است برای سازهای کوبه ای نشان دیگری از کم اهمیت بودن نحوه اجرای ریتم در نظر علیزاده است.


فضاسازیهای بیش از حد در قطعات واستفاده از همخوانهای معمولی ضعف دیگر کار بود که بخشی از آن به دلیل قوانین رایج ( همصدایی با خواننده زن) اجتناب ناپذیر است.
در پایان درخواست تماشاگران برای اجرای قطعه مجدد با اجرای تصنیف دلشدگان همراه شد که انتخاب بجایی بود .