کنسرت شجریان از دید آرش
کنسرت گروه موسیقی شرقی رو که شیدا آبرومو برد نتونستم تحلیل کارشناسی کنم. پس به جاش نظر شخصیم رو درباره کنسرت شجریان می نویسم.
البته نوشتن درباره جناب شجریان و گروه موسیقی ای که باهاش اجرا می کنه خیلی رو می خواد، ولی می دونین چیزی که من زیاد دارم همین رو در زمینه موسیقیه.
با توجه به کارهای گروه خورشید و کارهایی که پراکنده از جناب آقای درخشانی شنیده بودم، انتظار شنیدن آهنگهایی ماندگار با صدای استاد شجریان را داشتم. ولی به نظرم آهنگهای ساخت ایشان در بخش اول، خوب تنظیم نشده بودند، و در واقع اصلا تنظیمی نداشتند چون تمام ملودی نوازها در غالب فطعات نت های یکسانی رو اجرا می کردن. با وجود کمانچه همین آقای فرج پوری در کنار تار و عود در گروه دستان، و تنظیم فوق العاده آهنگها در آنجا، قسمت اول اجرای گروه آوا به این دلیل به دلم ننشت. البته این بدون در نظر گرفتن قطعات آوازی و صدای آقایان شجریان و در واقع فقط در مورد ملودی و ریتم کار می باشد. مشکل تنظیم کار باعث شده بود تا نوع صدا برداری تاثیر مستقیمی بر برداشت شنوندگان از نوازندگان بگذارد. به این معنی که اغلب شنوندگان، نوازنده کمانچه را که صدای آن کاملا رو بود تحسین می کرده و نوازنده عود را که صدایی کاملا در زمینه داشت کم اثر می پنداشتند. حال آنکه همه ملودی نوازها یک نت یکسان را اجرا می کردند.
با وجود آنکه در گروه دستان قطعاتی که آقای متبسم تنظیم کرده بودند بسیار جالب تر از قطعات جناب فرج پوری بود، ولی در این کنسرت قطعات آقای فرج پوری بود که با استفاده از ریتم های لنگ و با وجود تنظیم هر چند مختصر، قسمت دوم را دلنشین تر و زیبا تر از قسمت قبلی نمود.
از نکات قابل توجه در این کنسرت می توان به تعویض خواننده اشاره کرد که در صورت عدم توجه به مانیتورها، گاه شنوندگان در تشخیص خواننده دچار مشکل می شدند. با وجود این تشابه صدایی، و توانایی در خوانندگی، یک آهنگ ساز برجسته می تواند قطعات دو صدایی استثنایی خلق کند. کاری که امکان اجرای آن در قطعه پایانی ساخته شده توسط جناب فرج پوری به نحوی به نمایش در آمد.
با وجود احترام فراوان برای گروه آوا ولی می توان استادان علیزاده و کلهر را نوازندگان و آهنگ سازانی شایسته تر ولایق تر برای هم نوایی با آقایان شجریان دانست.
از نکات حاشیه ای اجرای شب پنجم می توان به موارد زیر اشاره نمود:
قبل از اجرا شخصی را در حال وضو گرفتن دیدم، وقتی شخص دیگری دلیل را جویا شد، پاسخ داد: شنیدن صدای شجریان وضو دارد!
بعد از خواهش و به نحوی چک و چانه زنی، وقتی جناب استاد شجریان تصمیم به اجرای آهنگ- در واقع سیاسی- مرغ سحر گرفت، مردم هم دوست داشتند با وی همخوانی کنند وهم این اجازه را به خود نمی دادند. به نحوی که عده ای بلند و عده ای آهنگ را زیر لب می خوانند ولی ناگهان یک اشاره دست بسیار کوچک توسط استاد کافی بود تا به یک باره کل سالن منفجر شود و بیش از سه هزار نفر همایون و محمد رضا شجریان را تا پایان قطعه با صدایی بلند همراهی کنند.
با وجود مشکلات فراوان خرید بلیط در این کنسرت ولی می توان تهیه آنرا ساده تر از سالهای قبل دانست، و با توجه به اینکه این ایده برای اولین بار اجرا شد، از نقایص آن چشم پوشی کرده و به امید اجرای کم نقص تر آن در اجراهای بعدی بود.
نوازنده دف به مانند یکی از هم گروهی های ما، جای شصتی ساز خود را بهبود داده و اصطلاحا برای دف خود بالشت درست کرده بود.
در پایان امیدوارم در آینده نه چندان دور جناب شجریان کنسرتی در بزرگداشت حضرت حافظ نیز برگزار کند.