ساعت 45/19 وارد كاخ نياوران شدم.بعد از عبور از غرفه آواي شيدا كه آثار «لطفي »را براي فروش به معرض ديد گذاشته بود و بروشورهاي برنامه را به مشتاقان به مبلغ 1000 تومان مي‌فروخت وارد فضاي اصلي كه با هزاران صندلي پر شده بود،شدم.طبق اعلام قبلي،برنامه بايد 15 دقيقه ديگر شروع مي‌شد،اما نيم بيشتر صندليها خالي و به انتظار هنردوستاني نشسته بودند كه مي‌خواستند بعد از 25 سال صداي ساز لطفي را بشوند.لطفي در كنفرانس مطبوعاتي كه چند ماه پيش برگزار كرده بود،از بي‌مهري و بي لطفي هنرمنداني ياد كرده بود كه سالها پيش با او فعاليت مي‌كردند اما وقتي از صندلي‌هاي رديف اول گذشتم «شهرام ناظري»،«پرويز مشكاتيان»،«عزت الله انتظامي»،«محمد احصايي»،«اكبر زنجان‌پور»،«سايه»،«شفيعي كدكني»،«مجيد درخشاني» و... را ديدم كه شايد زودتر از بقيه افراد به كاخ آمده بودند





بعد از 45 دقيقه تأخير«لطفي»با «محمد قوي‌حلم»كه هر دو لباس سفيد بر تن داشتند، وارد سني شدند كه دورتادور آن شمع هاي سفيد و گلدان‌هاي گل قرار گرفته بود و از زمين چند متري فاصله داشت و از آنجايي كه به عكاسان خبري اجازه حضور و عكاسي از اين برنامه را نداده بودند ،مردم جاي خالي آنها را با دوربين‌هايشان پر كرده بودند و پي در‌پي از زمان حضور اين دو نوازنده عكس مي‌گرفتند. برنامه با تكنوازي تار «لطفي»آغاز شد و چون نيم بيشتر مردم به دليل دور بودن از صحنه، امكان ديدن او را نداشتند چشم به مانيتورهاي دوطرف كاخ دوخته بودند. بعد از چند دقيقه نواختن ،تمبك «قوي حلم» نيز براي همراهي با او به صدا درآمد و هر دو چند قطعه را نواختند


در زماني كه همه محو تار نوازي لطفي شده بودند او به يكباره شروع به خواندن كرد. قطعه بعدي را با شعر مستي ما از مي است مستي ما از ني است، آغاز و در قطعه بعدي به دكلمه خواني پرداخت. وقتي اين هنرمند در حضور ديگر بزرگان موسيقي ساز مي‌زد و مي‌خواند اين تصور در ذهنها نقش مي‌بست كه اي كاش خواننده‌اي از گروه شيدا و يا عارف دهه 60 و 50 او را همراهي مي‌كرد اما صد افسوس كه اين رويايي بيش نبود و لطفي خواسته بود كه به تنهايي روي صحنه حاضر شود





لطفي بخش اول برنامه را با قطعه‌اي در مدح حضرت علي(ع ) ( هو مددي علي علي ) و با دف زدن به پايان برد و براي 15 دقيقه تنفس اعلام شد.در اين زمان كه به 45 دقيقه تبديل شده بود اكثر تماشاچيان درباره بخش اول به گفت‌و گو پرداخته بودند يكي ناراضي از صداي «لطفي»، يكي سردرگم از تفكر موسيقايي او و ديگري در عجب از نبود ديگر بزرگان موسيقي در كنارش و.... در گوشه‌اي ديگر از كاخ چند نفر از فضاي موسيقايي حاكم بر كاخ تأثير گرفته بودند و با فرض خواننده بودن،صداي خود را منطبق بر موسيقي روي موبايل هايشان كرده بودند



بعد از پايان تنفس، «لطفي»به همراه «قوي حلم»كه او را در برنامه‌هاي خارج از كشور نيز همراهي مي‌كرد با تشويق مردم به روي سن آمد و كمانچه را به دست گرفت.در ابتدا «قوي حلم»دست بر روي سازش گذاشته بود و به ساز لطفي هنگام نواختن خيره شده بود.اما اين حس تنها براي چند لحظه بود چرا كه او بايد در اجراي قطعات بعدي «لطفي»را همراهي مي كرد

كنسرت لطفي بر اساس بداهه‌نوازي بود و اين بداهه تنها به ساز زدنش اختصاص نداشت بلكه تمام رفتارهاي اين هنرمند نيز بر اين اساس شكل گرفته بود چرا كه بعد از مدتي ساز زدن بر 2 كتاب حافظ كه در كنارش بود تفالي زد و هر دو را در مقابلش قرار داد و به يكباره سه تار به دست گرفت و شروع به زدن و خواندن كرد. شب اول كنسرت «محمدرضا لطفي»با سه تار نوازي او به پايان رسيد و با تشويق‌هاي پي‌در پي مخاطبان صحنه را ترك كرد تا خود را براي اجراي امشب آماده كند


 

منبع: http://www.radioayeneh.se/guestbook/gbook.php?page=2&PHPSESSID=49e6b41058a1326207e992a8b13eb820