غلامحسین بیگچه خانی

                                        

استاد غلامحسین بیگجه خانی یكی از چهره های درخشان و گمنام، در موسیقی این سرزمین بود. درخشان بدین روی كه وی هنرمندی توانا و هنرش همانا زندگی با شرافت و انسانی وی بود و آنقدر مظلوم و بی نشان و بسانِ دیگر هنرمندان واقعی این سرزمین، صبور بر بی مهری های دوران!
غلامحسین بیگجه خانی در سال 1296 شمسی در محله سنجران در تبریز بدنیا آمد. که در بین اهالی تبریز به دربند « تارزن لَر» یعنی « محلّۀ نوازندگان تار» شهرت داشت. خاندان بیگجه خانی در نوازندگی تار و کمانچه شهرت داشتند. پدرش حسینقلی خان بیگجه خانی از استادان و نوازندگان صاحب نام تار در آذربایجان بود.

حسینقلی خان بیگجه خانی ساعات زیادی از شبانه روز را به نواختن تار می گذراند و از اینروی در ذهن فرزند کوچکش نقشی از نغمه های روحبخش را بر جای میگذارد. غلامحسین بیگجه خانی از سن شش سالگی، آموختن تار را نزد پدر آغاز كرد، اما هنگامیكه بیش از چهارده سال نداشت، (1310 ) پدرش را بر اثر ابتلاء به سرطان حنجره از دست داد.
تحصیلات ابتدائی را در مکتب خانه فرا گرفت و بعد از فوت پدر، دو ماه نزد یكی از شاگردان پدرش بنام رضاقلی زابلی آذر به فراگیری تار پرداخت. سپس با سعی و تلاش طاقت فرسا و با استعداد و هوش سرشاری كه در زمینه موسیقی داشت، به كمك صفحات سنگی قدیمی توانست با ساز اساتیدی مانند میرزا حسینقلی، درویش خان، مرتضی خان نی داود، علی اكبر شهنازی و دیگران آشنا شود و تا درجۀ بالایی از سطح نوازندگی و تسلط بر ساز ارتقاء یابد. بعدها نیز استاد غلامحسین بیگجه خانی این امکان را بدست می آورد که از محضر دو استاد برجسته موسیقی ایرانی، میر علی عسگر صادق الوعد و استاد اقبال آذر ( اقبال السلطان ) بهره جسته و بر ردیف موسیقی ایرانی نیز مسلط شود.

در خرداد ماه 1347 شمسی رادیو ایران برای تجلیل از « كهنسال ترین خوانندۀ ایرانی استاد اقبال آذر» برنامه ای در افشاری و سه گاه ترتیب داد و نواری از ایشان با آواز اقبال آذر بجا مانده كه در آن هنگام اقبال در سن 104 سالگی این نوار را خوانده است.

چندی پس از تأسیس رادیو تبریز، سرپرستی اركستر شمارۀ یك رادیو تبریز به عهدۀ وی گذارده شد و این همكاری در حدود 25 سال ادامه یافت و در ضمن با برنامه هایی مانند برنامۀ كودك با رادیو تبریز به همکاری پرداخت. وی مدّت چهار سال نیز در مركز حفظ و اشاعه موسیقی سنتی ایران به تدریس اشتغال داشت و مدّتی هم در سمت كارشناسِ موسیقی رادیو تلویزیون آذربایجان شرقی مشغول به کار بوده و عهده دار تدریس تار در كارگاه موسیقی كودكان و نوجوانان تبریز بود.

سالهایی را نیز گوشه نشین و در خلوت خویش، تنها و بی نشان! بیگجه خانی مهارت بسیاری در نواختن ضربی هایی پیچیده، رنگ ها و چهار مضراب داشت. جملات آوازی نیز بی وقفه و ظریف و جواب آوازها نیز سنجیده و بجا با زخمه هایی روشن و شفاف، تند و چالاک به گوش می رسید. ریز های متوالی و سریع و گاه همراه با لرزش، استفاده از غلت ها و تکیه هایی مرتب، تریل هایی با سرعت بالا، استفاده از ضربی های متنوع در گوشه های مختلف همراه با اندوهی پر شکوه و با وقار از ویژگیهای ساز غلامحسین بیگجه خانی بود. دردمندانه می نواخت وگاه در منتهای شوریدگی و سرخوشی مستانه با نواختی چالاک بر ساز، رقص واره های آذربایجان را لزگی ها و ترانه هایش را سرمست و شیدا وار ساز میکرد.

استاد بیگجه خانی به مدّت نیم قرن یاری وفادار داشت و این یار كسی جز  محمود فرنام نبود.  محمود فرنام( 1372-1277 ) بمدت هشتاد سال در کنار هنرمندانی چون عارف قزوینی، اقبال آذر، قمرالملوك وزیری، علی اكبرخان شهنازی، ابوالحسن صبا و غلامحسین بیگجه خانی، دایره (قاوال) نواخته است. این دو تن با ارتباطی درونی موّفق شدند به كارنامۀ موسیقی ایرانی قطعات بیاد ماندنی بسیاری اضافه نمایند.                                       

 سرانجام زندگی پر بار و انسانی غلامحسین بیگجه خانی در 24 فروردین 1366 به پایان رسید.

ازاو آثاربسياری درزمينه موسيقی ايرانی وآذربايجانی به جای مانده است ازآن جمله می توان به کنسرت " بيات ترک " و " سه گاه " ( با محمود فرنام ) درجشن هنر، تکنوازی های " اصفهان " ، " افشاری " ونيز " سه گاه" ،" شور"،" چهارگاه" ،" با آوازاقبال آذر" ،" همايون" با آوازاستاد"محمد رضا شجريان" و"مجموعه رنگ های آذربايجانی" اشاره کرد .دراواخرعمر با اجراوضبط دستگاه های "ماهور" ، " سه گاه " ، " همايون " وآوازهای " بيات اصفهان " و" بيات ترک " برآن بود که تمامی دستگاه های موسيقی ايرانی رابه طور کامل ازخود به يادگارگذارد که مرگ اوراامان نداد . آثار بيکجه خانی  هربار که به گوش آيد  جانمايه مردی است که عشق ودلبستگی  به هنر را باز می گويد .  وزندگی او هر بار که باز گفته شود حکايت هنرمندی است که تصويری وارسته ،  والا  وخلاق را از خود رقم می زند .  تصويری که رنج ساليان دردمندی ، فقر ، قناعت ، وارستگی بر آن رنگی تند می زند .

منبع:

http://www.harmonytalk.com/id/1191