حافظِ حافظ ناظری رو نمایی می شود.
ای ول، به به، چقدر نو آور داشتیم توی موسیقی خودمون خبر نداشتیم. فقط من نمی دونم چرا نو آوری ها یهو همه با هم قلمبه میشه می زنه بیرون.
یهو توی یه سال یک میلیون خواننده رپ پیدا می شه و آلبوم می دن که همشون حداقل ده ساله دارن رپ کار می کنن.
توی یه ماه یهو ده- بیست تا ساز جدید ساخته و ثبت می شه که همشون حداقل بیست ساله داره روی اختراعشون کار می شه.
یکی کاسه تار و بر میداره می گه بی خود بوده. اون یکی، دو تا سیم اضافه می کنه می گه کم بود بوده.
یکی از نکات قابل توجه، خدمات دو خانواده بزرگ شجریان و ناظری به موسیقی سنتی این مرز و بوم است. زمانی که یکی فرزندش را برای ادامه راه به موسیقی وارد کرد، دیگری هم چند روز بعد با فرزندش کنسرت گذاشت. این بار هم که این یکی ساز درست کرد، او یکی هم بلادرنگ یک سازی درست کرد که سرعت پشرفت موسیقی سنتی کند نشود. حالا این یکی یه آلبوم داده آهنگهای بنان و خونده، چند ماه صبر کنین اون یکی یاد زنده کردن یاد بنان نیوفته یه استاد دیگه پیدا می کنه که یادش رو گرامی بداره. می گین نه صبر کنین.
امشب یه فکری به ذهنم خطور کرد، می گم، ولی نرین به نام خودتون ثبت کنین ها؟ لعنت بر پدر و مادر کسی که این کار و بکنه. آخه می خوام فردا برم یه پیانو اختراع کنم که از بزرگترین پیانوی دنیا یه تک دکمه بیشتر داشته باشه. به یاد تک تیر آرش کمانگیر بعد هم اسمش را می زارم " آرش نو". هم اشاره به نو بودن این پیا نو داره هم ایمیل خودمه تا هر کسی سوالی داشت بتونه از تکنولوژی روز دنیا استفاده کنه. اگر شماره موبایل و سال تولدش رو هم بده، حاضرم حتی حضوری هم پاسخ سوالاتشان را بدم.
تازه کجاش رو دیدین، من از بچگیم دنبال نو آوری بودم. یادمه تمام بچه های هم سن و سال من شصتشونو می کردن توی دهنشون ولی می چون با بقیه فرق داشتم انگشت سبابه ام را در دهانم می کردم. ولی همیشه با مخالفت خانواده ام روبرو می شدم. ولی من دست از تلاش بر نداشتم. تازه دو ساله هم که بودم توی مهمونی ها برای بقیه شعر خیام می خوندم ولی از آنجایی که مردم ما با پیشرفت مخالف و چش نداشتن من و ببینن واکنش منفی نشون می دادن و می گفتن "جون هر که دوست داری نخون" ولی من هنوزم که هنوزه دارم می خونم، بقیه هم هنوزم که هنوزه همونو می گن. ولی وقتی این روزها توی کتاب فروشی ها بروید در تمامشان کتاب خیام را می بینید. این نشان می دهد که مبارزات من بی نتیجه نبوده و خیام خواندن عادی شده. شما هم باید مثل من پشتکار داشته باشید.
خلاصه بازار نو آوری داغه داغه. بدوین تا جا نمانید. بدین منظور 10 مرحله طلایی از مراحل مورد نیاز جهت اختراع ساز در زیر ارایه می گردد.
1- یک سازی که زیاد دوست دارید انتخاب کنید. ترجیحا ایرانی چون خارجیش سخت تره.
2- اگر سازه شما سیمی باشد، خوراکه، چند تا از سیماشو بکنین بندازین دور، یا اگر حوصله بیشتری دارین چند تا سیم گیر بیارین ببندین روش. اگر این قدر حوصله ندارین، می توانید از سیم های سازهای دیگر چون ویالون، یا حتی از اون ویالون گنده ها هم استفاده کنید.
3- اگر سازتون پوست داره، یه حیونی گیر بیارین پوستشو بکنین ببندین روی سازتون. مطمئن باشین صدا حیونی که شما پوستشو کنده باشین بهتره.
4- از رنگ های جدید و متنوع استفاده کنید.
5- این ماشین های ایران خودرو رو که دیدن. بدنه یکی رو برمی داره موتور اون یکی رو می ذاره جاش، شما از نوک ساز یعنی همون جاش که سیما به دورش پیچیده می شه یه پیچم کلش داره می توانید به عنوان موتور استفاده کنید. یعنی می تونین نوک این رو بر دارین بزارین روی بدن اون یکی یا بالعکس. فقط حواستون جمع باشه برخلاف سازهای غربی که با برق یا باتری کار می کنن سازهای ایرانی کوکی می باشند. به نحوی که نوازندگان در ابتدای اجرا با پیچاندن آن پیچ ها ساز را کوک می کنند. اگر کوک ساز شما خوب نباشد تا قبل از وقت آنتراک کوکش تمام شده و نوازنده مجبور می شود وسط اجرا دوباره کوک کند. بنابراین به سازندگان پیشنهاد می کنم حتما از کوک های مرغوب خارجی استفاده نمایند.
6- در گذاشتن اسامی مناسب دقت کنید. لطفا از اسم دوست دخترتون استفاده نکنید، چون ممکنه بقیشون باهاتون قهر کنن. سعی کنین از اسم خودتون هم استفاده نکنید چون خیلی بی کلاسیه. در واقع این قسمت سخت ترین قسمت کار می باشد.
7- حتما در پایان کار از چند نفر تشکر کنید.
8- در مصاحبه هایتان کلی خضوع کرده و به مخالفان پیشرفت و نوآوری هر چه از دهانتان در آمد بگویید. این جوری کلی می ره روی کلاس کارتون.
9- سعی کنید از یکی دو تا آدم مشهور هم در مصاحبه تون استفاده کنید تا خبرش بترکه.
10- حتما یا در خارج ثبتش کنید، یا در خارج باهاش کنسرت بزارین، یا اسپانسر خارجی بگیرین یا حداقل یه تی شرت خارجی بپوشین.
اگر پیشنهاد دیگری هم دارین در اینجا از درج پیشنهاداتتان استقبال می شود.