تا که اسیر و عاشق آن صنم چو جان شدمبرف بدم گداختم تا که مرا زمین بخوردنیستم از روانها بر حذرم ز جانهاآنک کسی گمان نبرد رفت گمان من بدواز سر بیخودی دلم داد گواهیی به دستاین همه نالههای من نیست ز من همه از اوستگفت چرا نهان کنی عشق مرا چو عاشقیجان و جهان ز عشق تو رفت ز دست کار من
دیو نیم پری نیم از همه چون نهان شدمتا همه دود دل شدم تا سوی آسمان شدمجان نکند حذر ز جان چیست حذر چو جان شدمتا که چنین به عاقبت بر سر آن گمان شدماین دل من ز دست شد و آنچ بگفت آن شدمکز مدد می لبش بیدل و بیزبان شدممن ز برای این سخن شهره عاشقان شدممن به جهان چه می کنم چونک از این جهان شدم
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۸۶/۱۰/۲۱ ساعت 23:3 توسط شیدا
|
به وبلاگ گروه موسیقی کاویان خوش آمدید. گروه کاویان یک گروه کوبه ای با تاکید بر ساز دف می باشد.