من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگوسخن رنج مگو جز سخن گنج مگودوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفتگفتم ای عشق من از چیز دگر میترسممن به گوش تو سخنهای نهان خواهم گفتقمری جان صفتی در ره دل پیدا شدگفتم ای دل چه مهست این دل اشارت میکردگفتم این روی فرشتهست عجب یا بشر استگفتم این چیست بگو زیر و زبر خواهم شدای نشسته تو در این خانه پرنقش و خیالگفتم ای دل پدری کن نه که این وصف خداست
پیش من جز سخن شمع و شکر هیچ مگوور از این بیخبری رنج مبر هیچ مگوآمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگوگفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگوسر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگودر ره دل چه لطیف است سفر هیچ مگوکه نه اندازه توست این بگذر هیچ مگوگفت این غیر فرشتهست و بشر هیچ مگوگفت میباش چنین زیر و زبر هیچ مگوخیز از این خانه برو رخت ببر هیچ مگوگفت این هست ولی جان پدر هیچ مگو
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۶/۱۰/۰۵ ساعت 13:38 توسط طاهره
|
به وبلاگ گروه موسیقی کاویان خوش آمدید. گروه کاویان یک گروه کوبه ای با تاکید بر ساز دف می باشد.