روز 8/5
من از وقتی که دفتر خاطرات رو باز کردیم، تصمیم داشتم بعد از این که اولین نفر خاطرشو نوشت من این خاطره رو بذارم.ولی هر چی منتظر شدم کسی چیزی ننوشت.
با اجازه استاد و دوستان خوبم اولین برگ دفتر خاطراتمون رو من سیاه می کنم.![]()
.
.
.
امتحانات پایان ترم ِ ترم ِ آخر بود.به هر ترتیبی بود باید همه واحدها پاس می شد. طبق معمول هر ترم، فرجه ها کفاف یک ترم درس نخوندن رو نداده بود و همه امیدم به شب امتحان بود.
(نمی دونم واسه شما هم پیش میاد یا نه، وقتی یه ریتمی میفته تو ذهنم دیگه بیرون برو نیست که نیست و تمام مدت ذهنمو مشغول میکنه)
بنابراین به خودم قول دادم در طول مدت امتحانات به هیچ موضوعی دررابطه با موسیقی فکر نکنم و چیزی هم گوش نکنم.
اما نمی دونم باز چی شد ....
من اصلا نتونسته بودم با ریتم 8/5 رابطه برقرار کنم ...
ولی نمی دونم چرا اون روز از صبح ریتم 8/5 افتاده بود تو سرم.با خودم گفتم : نه، محاله، تو بهش فکر نمی کنی
و رفتم کتابخونه...
مشغول خوندن بودم که به اولین مشکل رسیدم، داشتم بهش فکر می کردم
فکر می کنید به چه نتیجه ای رسیدم.......
عجب...اگر ضرب آخر 8/5 رو با سه لا چنگ وصل کنم به میزان بعدش قشنگ میشه ها ![]()
: نه
تو بهش توجه نمی کنی
مسئله رو حل کن ![]()
ادامه درس....
ادامه درس رسید به اینجا که....
اگر به جای دو ضرب اول 8/5 تریوله بزنم و سه ضرب بعد رو معمولی، دو تا سه ضربی میشه که سرعت اولی بیشتر از دومیه، چه خوب...باید قشنگ بشه![]()
: تو درستو می خونی....وقت نیست...عجله کن
اگر دو صفحه دیگه بخونی این فصل تمومه ![]()
یه مدت دیگه گذشت...چرا این دو صفحه تموم نمیشه![]()
بله دلیلش این بود که ... 8/5 آلبوم نازنین یار عجب 8/5 خفنیه...![]()
به هر ترتیب روز تموم شد،باید می رفتم خوابگاه ... خب برای اینکه خستگی درس خوندن از ذهنم بیرون بره
تا خوابگاه پیاده میرم...
یک کمی که رفتم .............. اِ .................. : چرا این شکلی راه میری؟ مثل آدم های لنگ ![]()
بله ... داشتم 8/5 قدم می زدم، قدم راستم دو تا چنگ توقف داشت و قدم چپم سه تا چنگ ....
: درست راه برو...این چه وضعیه....
رسیدم خوابگاه، درسها تموم نشده بود و باید شب بیدار می موندم
گفتم دو ساعت میخوابم بعد بیدار میشم و درس میخونم. این بهترین راه که این 8/5 رو بپیچونی
تا خوابت ببره هر چقدر دلت میخواد تو ذهنت 8/5 بزن بعد هم که بیدار بشی دیگه 8/5 از سرت پریده ![]()
نشون به اون نشون، دو ساعت خوابیدم، وقتی بیدار شدم ..........
هنوز داشتم 8/5 می زدم.