مهمترین عاملی که به معنای اعم، پایه و اساس جدی در آموزش موسیقی به کار می رود، سلفژ (solfege) است که از دو قسمت عمده تشکیل می شود:

1. قسمت عملی
2. قسمت نظری(علمی)

قسمت عملی شامل خواندن و تلفظ نت ها به شکل آوازی (Sight-Singing) و به شکل وزن خوانی (Sight-Reading) و قسمت نظری شامل شناخت کلیه علامت ها و قواعدی است که در طی قرون متمادی به منظور اجرای هر چه دقیق تر موسیقی به تدریج ابداع شده و تکامل یافته اند تا بتوان شناخت هنری (Art Cognition) را که واقعیتی درونی است و بیشتر جنبه عاطفی دارد با این علامت ها و قواعد، به شناخت علمی (Scientific Cognition) تبدیل نمود.

بر خلاف بعضی از کشورهای شرقی که در آنها آموزش ساز و آواز به صورت سینه به سینه تعلیم داده می شود، در تمام مدارس موسیقی جهان و کنسرواتوارها، آموزش سلفژ و تئوری از جمله دروس بنیادی به شمار می رود. در هنرستان های موسیقی کشور ما نیز از بدو تاسیس، درس سلفژ و تئوری در کلاس های ابتدایی و متوسطه به عنوان دروس بنیادی در نظر گرفته شده است.

البته دروس دیگری مانند هارمنی، سازشناسی، کنترپوان، سازآرایی (Orchestration) و ... نیز جزو تئوری به معنای اعم محسوب می شوند، ضمن اینکه دروس مذکور، قسمت عملی نیز دارند.

قسمتی از پیشگفتار کتاب تئوری موسیقی، نوشته مصطفی کمال پورتراب