دستگاه های موسیقی ایرانی (شور)
سلام
در ادامه روندی که باران عزیز برای بالا بردن اطلاعات تئوریک ما شروع کرده و به نظر من حرکت فوق العاده پسندیده ایه(!!) ، من مجموعه دنباله داری در مورد حال و هوای دستگاه های ایرانی می نویسم که البته تا حد زیادی مختصر و مفیده و زیاد وارد جزییات گام های دستگاه ها نشده و فقط از حال و هوای احساسی دستگاه ها صحبت کرده که امیدوارم بتونم در یک فرصت مناسب و با خلاصه کردن مطالب و قابل فهم شدنشون (البته در مرحله اول برای خودم!!) از گام های دستگاه ها هم بنویسم.
اول یک تقسیم بندی کلی از دستگاه ها ارائه می کنم که بر اساس این تقسیم بندی دستگاه های ایرانی عبارتند از:
- ماهور (راست پنجگاه هم از متعلقات آن است)
- همایون (اصفهان از ملحقات آن است)
- سه گاه
- چهار گاه
- شور (که نوا از شعب آن است)
این تقسیم بندی به تقسیم بندی "وزیری" معروف است که البته تقسیم بندی دیگری نیز وجود دارد که موسیقی ایرانی را شامل هفت دستگاه می داند. (یعنی راست پنجگاه و نوا را دستگاه های جدایی به حساب می آورد.)
در میان دستگاه های فوق دستگاه شور از همه بزرگتر است. زیرا هر یک از دستگاه ها دارای یک عده آواز ها و الحان فرعی است ولی دستگاه شور غیر از آواز های فرعی دارای ملحقاتی است که هر یک به تنهایی استقلال دارد.
آواز های مستقلی که جز شور محسوب می شود و هر یک استقلال دارد از این قرار است:
- ابوعطا
- بیات ترک
- افشاری (یا افشار)
- دشتی
هر یک از آواز های چهار گانه فوق دارای گوشه های فرعی دیگری است .
آواز حجاز از فروع ابو عطا ، دوگاه و مهدی ضرابی از متعلقات بیات ترک و غم انگیز و گیلکی و چوپانی از ملحقات دشتی است.
در ابتدای کار از معرفی آواز شور شروع می کنم:
مطلب زیر رو از کتاب "نظری به موسیقی" نوشته "روح الله خالقی" برداشت کردم که امیدوارم مورد توجه واقع بشه:
"شور آواز متداول میان مردم ایران است. به خصوص متعلقات این آواز بیشتر بین عامه معمول می باشد و حتی اشخاصی هم که موسیقی نمی دانند اگر گاهی زمزمه کنند اغلب یکی از متعلقات شور را می خوانند.
آواز شور جذبه و لطف خاصی دارد و خیلی شاعرانه و دلفریب است. از ملال و حزن درونی حکایت می کند و گاه با ناله ای موثر و وقاری پوشیده از حجب و حیا نصیحت می کند و دلداری می دهد.
این آواز برای ابراز احساسات درونی از قبیل عشق و محبت ، عاطفه و ترحم و امثال آن بسیار مناسب است. ناله های آواز شور کاملا طبیعی است و غم گساری آن مانند آواز دشتی خانمان سوز و جان گداز نیست.
می توان شور را به انسان سال خورده و با تجربه ای تشبیه کرد که در مقابل ناسازگاری روزگار به عوض آن که سر به زانوی غم گذارده و اشک حسرت ببارد، با کمال صبوری و بردباری تامل می کند و درس بی علاقگی و عدم دلبستگی نسبت به عالم مادی فانی می دهد.
آواز شور نمونه کاملی از احساسات و اخلاق ملی اسلاف ماست. گویی روح عارفانه و متصوف ایرانی را کاملا مجسم می کند. شنونده دقیق می تواند از استماع آواز شور به زیبایی مناظر ایران و صفات خاص اهالی این سرزمین پی ببرد. این آواز در روشنایی مهتاب و کنار جویباری صاف و آرام و در سکوت و خاموشی طبیعت که هر ایرانی را مجذوب می کند تاثیر عجیبی دارد و خود شمه ای است از رموز عوالم عرفانی که ذوق اهالی مشرق به تجسس آن بینهایت علاقه مند بوده است.
خلاصه آن که آهنگ آواز شور موقر و نجیب و جلوه ای است از وارستگی روح ایرانی."
من پیشنهاد می کنم که در مورد آهنگ هایی که توی این دستگاه شنیدیم و حال و احوالاتی که در بالا ذکر شده رو برای ما ایجاد کرده بنویسیم و این که چه آهنگی دقیقا چه حس و حالی از موارد بالا رو برای ما داشته.